ارکان و شرایط توبه و استغفار در احادیث

English فارسی 6136 نمایش |

شخصی آمد خدمت حضرت علی (ع) و گفت: «استغفرالله ربی و اتوب الیه؛ استغفار می کنم به خدا و توبه می کنم به سوی او.» خیال کرد توبه یعنی کلمه استغفار را بر زبان آوردن. علی (ع) به او گوشزد نمود و فرمود: «ثکلتک امک؛ مادرت به عزایت بنشیند.» «اتدری ما الاستغفار؟ ان الاستغفار درجة العلیین؛ آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است.» (نهج البلاغه/ حکمت 417) بعد حضرت استغفار را تشریح می کند: پشیمانی کامل از گذشته تیره و سیاه، تصمیم قوی بر برنگشتن به گناهان سابق، ادای حقوق الهی که فوت شده است، ادای حقوق الناس که فوت شده است. بعد دو جمله می گوید که درست معنای شورش و انقلاب علیه خود و مجازات کردن خود را دارد. می گوید: دیگر اینکه این گوشت های مبارکی! که در این بدنت از گناه روییده، باید این ها را ذوب کنی. این گوشت ها که از حرام روییده است، این گوشت ها که در مجالس لهو و لعب و توأم با هرزگی روییده است، باید بروی همه این ها را ذوب کنی از نو گوشت جدید بروید. دیگر اینکه باید به این بدنت سختی طاعت را بچشانی همچنان که لذت معصیت را چشانده ای. فرمود: استغفار و توبه یک کلمه است بر اساس شش پایه‏ این شش پایه را که علی (ع) بیان کرده است، علما اینطور درک‏ کرده ‏اند که دوتا از اینها رکن و اساس توبه، دوتای دیگر شرط قبول توبه‏ یعنی دو تا ماهیت توبه را تشکیل می دهند و دوتای دیگر شرط قبول توبه ماهیت دار را، و دوتای آخر شرط کامل شدن توبه هستند. حالا این شش تا چیست؟

رکن اول توبه و استغفار: ندامت و پشیمانی 
علی (ع) می فرماید: «اولها الندم علی ما مضی»، اولین شرط (رکن) توبه پشیمانی‏ و حسرت و تأسف و آتش درونی و ناراحتی بر آنچه که گذشته است، می‏ باشد (نهج البلاغه/ 417) یعنی توبه آن وقت واقعا توبه است که شما نگاهی به صحیفه سیاه اعمال‏ گذشته خودتان بکنید، یک مرتبه یک ندامتی، یک پشیمانی زیادی، یک‏ تأسف و حسرت فوق العاده ‏ای در شما ایجاد شود و دلتان آتش بگیرد که این‏ چه کاری بود که من کردم؟! شرط اول توبه کردن‏ چنین پشیمانی و ندامتی است. خدای ناخواسته لب به یک حرام مثلا شراب‏ آلوده‏ ای، یکدفعه فکر می کنی که آخر قرآن درباره شراب خواری چه گفته است؟ قرآن گفته است: «یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المسیر و الانصاب و الازلام رجس من‏ عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛ ای مومنان! حق این است که شراب و قمار و بت های نصب شده و تیرهای بخت آزما، پلیدی (و) از عمل شیطان هستند، پس از آنها دوری کنید تا رستگار شوید.» (مائده/ 90) شراب خواری با سعادت‏ و رستگاری جور در نمی‏ آید. قمار در اسلام حرام است، از گناهان کبیره است، به هر شکلی که می ‏خواهد باشد مسلمان قمار نمی‏ کند.
ما دو تا گناه کبیره درجه یک‏ داریم، یکی از آنها دروغ گفتن است و دیگری غیبت کردن. گناه کبیره یعنی‏ گناهی که انسان به وسیله آن استحقاق جهنم رفتن را پیدا می ‏کند. «لا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتا؛ مردم غیبت یکدیگر را نکنید آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت‏ برادر مسلمانش را در حالی که مرده است بخورد؟!» (حجرات/ 12) گوشت مرده چقدر تنفر آور است، خصوصا اگر انسان مرده را بشناسد و دوستش بوده باشد. دیگر بالاتر از این تعبیر هم هست؟ تهمت یعنی دروغ به علاوه غیبت. یعنی دو گناه که با همدیگر توأم شوند، اسمش می‏ شود تهمت، و چقدر در میان ما تهمت زدن رایج است و بعضی از ما که می‏ خواهیم مقدسی بکنیم، یک "می‏گویند" اول حرفمان می‏ آوریم. مثلا شخصی به یک نفر تهمتی زده، می‏ خواهیم از گردن خودمان رد بکنیم خیال می ‏کنیم که سر خدا را هم می‏ شود کلاه‏ گذاشت! می ‏گوییم: می‏ گویند فلانی چنین است، می‏ گویند فلان جا چنین است. دیگری از ما می‏ شنود و در جای دیگر می‏ گوید: می‏ گویند چنین، و بعد می‏ گوید خوب‏ من که نگفتم، من می گویم دیگران گفته‏ اند که این طور است. قرآن جلوی این‏ را هم گرفته است، این را هم یک گناه بزرگ شمرده است، می‏ گوید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم‏؛  آنان که دوست دارند در میان مردم زشتی درباره فرد مؤمنی، افراد مؤمنی، یک مؤسسه ایمانی شیوع پیدا کند برایشان عذاب دردناکی است.» (نور/ 19)
برای توبه کردن اول باید یک توجهی به غیبت های خودمان بکنیم، توجهی به‏ شراب خواری های خودمان بکنیم، توجهی به تهمت زدن های خودمان بکنیم، توجهی‏ به قمارهای خودمان بکنیم، توجهی به چشم چرانی های خودمان بکنیم، خانم ها توجهی به لخت بودن هایشان بکنند. پیغمبر اکرم (ص) فرمود: من در معراج زن هایی را دیدم که آنها را از موهایشان آویخته بودند و با تازیانه‏ های آتشین می‏ زدند. متحیر از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟! جبرئیل گفت: زنانی از امت تو که مویشان را از نامحرم نمی‏ پوشانند. آن وقت که بی حجابی نبود ولی پیغمبر به چشم باطن دید. گفت زنانی‏ را دیدم که از پستان هایشان‏ آویخته بودند، پستانشان را شلاق می‏زدند، زنانی که چنین و چنان بوده ‏اند. چه کسانی بودند؟ فرمود: به من گفتند این ها زنانی از امت تو هستند که‏ بدنشان را به مردم ارائه می‏ دهد. یک ذره‏ فکر کنید، غفلت تا کی؟ «الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق؛ آیا نرسیده آن وقتی که این دل های ما خشوع پیدا کنند، خاشع شوند، نرم شوند برای یاد خدا و به این قرآن حقی‏ که از جانب خدا نازل شده است، اعتنایی بکنیم؟ به تعلیماتش توجهی‏ بکنیم؟ توبه بکنیم؟!» (حدید/ 16) اولش این است که روحت آتش بگیرد، مشتعل بشود، خودت را غرق‏ در حسرت ببینی، غرق در ندامت و پشیمانی ببینی. چشمت را بر روی‏ گناهانت باز کن! یک محاسبه اعمالی برای خودت درست کن، از خودت‏ حساب بکش، ببین روزی چند تا گناه کبیره مرتکب می‏ شوی؟ 

رکن دوم توبه و استغفار: تصمیم به عدم بازگشت
شرط (رکن) دوم توبه چیست؟ امام علی (ع) می فرماید: «العزم علی ترک العود؛ تصمیم بر ترک بازگشت به آن برای همیشه.» (نهج البلاغه/ 417) یک‏ تصمیم مردانه، یک تصمیم جدی که دیگر من این عمل ناشایست را تکرار نمی‏ کنم. البته شما را با این شعری که خواندم مایوس نکرده باشم، نگویید پس کار ما تمام است، نه «لاتقنطوا من رحمة الله؛ از رحمت‏ الهی مأیوس نباشید.» (زمر/ 53) از هر چه گناه دارید برگردید، خدا می‏ پذیرد. همه‏ شرایط را ذکر کرده ‏اند، ولی حد و اندازه برای گناه ذکر نکرده ‏اند. نگفته‏ اند اگر گناهت به این حد رسید توبه‏ ات قبول می‏ شود و از آن بالاتر که‏ شد نه، بلکه گفته‏ اند توبه کن قبول می ‏شود اما به شرط اینکه واقعا توبه‏ کنی. اگر آتش درونی در تو پیدا بشود، انقلاب مقدس در روح تو پیدا بشود و تصمیم بر عدم عود بگیری، توبه تو قبول است، اما به شرط اینکه‏ تصمیم تو واقعا تصمیم باشد، نه اینکه بیایی اینجا پچ پچی هم با خودت‏ بکنی و بگویی عجب وضع بدی داریم و بیرون که رفتی فراموش بکنی. این‏ به درد نمی‏ خورد و بدتر است. اما فرمود کسانی که استغفار می‏ کنند و باز گناه‏ را تکرار می‏ کنند استغفار شان از استغفار نکردن بدتر است. چون این‏ مسخره ‏کردن توبه است، استهزاء خداست، استهزاء توبه است. این دو تا، رکن توبه است: اول ندامت، حسرت، اشتعال درونی، ناراحتی از گذشته، پشیمانی کامل از گناه و دوم: تصمیم قاطع و جدی برای‏ تکرار نکردن گناه.

شرایط توبه و استغفار
اما توبه و استغفار دو تا شرط هم دارد:
1- بازگرداندن حقوق مردم: بعد علی (ع) دو موضوع را فرمود که شرط کمال توبه واقعی است. فرمود: توبه، آن وقت توبه است که این گوشت هایی را که در حرام رویانیده ‏ای، آب کنی. این ها گوشت انسان نیست. یعنی چه؟ یعنی این گوشت هایی که در مجالس شب نشینی در بدن تو آمده است، این هیکلی که درست کرده ‏ای از حرام، استخوانت از حرام است، پوستت از حرام است، گوشتت از حرام‏ است، خونت از حرام است، باید کوشش کنی که این ها را آب کنید و به جای‏ این ها گوشتی که از حلال روییده باشد، پیدا شود. خودت را ذوب کن. حتما باور نمی‏ کنید. سپس فرمود به این بدن که این همه لذت‏ معصیت را چشیده است، رنج طاعت را بچشان، از نازک نارنجی بودن بیرون‏ بیا، با نازک نارنجی گری آدم بنده خدا نمی‏ شود، اصلا انسان نمی‏ شود، آدم‏ نازک نارنجی انسان نیست. روزه می‏ گیری سخت است، مخصوصا چون سخت‏ است بگیر. شب می خواهی تا صبح احیا بگیری برایت سخت است، مخصوصا چون‏ سخت است این کار را بکن. یک مدتی هم به خودت رنج سختی بده، خودت را تأدیب کن.
2- ادای حقوق الهی: شرط دوم قبول توبه این است که حقوق الهی را ادا کنی. حق الهی یعنی‏ چه؟ مثلا روزه حق الله است، روزه مال خداست. روزه ‏هایی را که خورده ‏ای‏ باید قضا بکنی. نمازهایی را که ترک کرده ای باید قضایش را به جا بیاوری. مستطیع بوده ‏ای و حج نرفته ‏ای. حجت را باید انجام بدهی، اینها شوخی‏ نیست. در مساله حج وارد است که اگر کسی مستطیع بشود و هیچ عذر شرعی‏ نداشته باشد یعنی استطاعت طبیعی داشته باشد و از نظر راه مانعی نباشد، استطاعت مالی داشته باشد و امکانات ثروتش به او اجازه بدهد، استطاعت‏ بدنی داشته باشد و مریض نباشد که قدرت رفتن نداشتن باشد، و در عین حال‏ به حج نرود و نرود تا بمیرد، چنین کسی هنگام مردن، مسلمان از دنیا نخواهد رفت. فرشتگان الهی می آیند و به او می‏ گویند: «مت ان شئت‏ یهودیا و ان شئت نصرانیا؛ تو که این رکن اسلامی را به جا نیاورده‏ ای ، حالا مخیر هستی، می‏ خواهی یهودی بمیر، می‏ خواهی نصرانی بمیر، تو دیگر نمی‏ توانی مسلمان بمیری» (وسائل/ ‏جلد 8 صفحه 20-21)

شرایط کمال توبه واقعی
شرط اول این است که حقوق مردم، حق الناس را باید برگردانی. خدا عادل‏ است، از حقوق بندگانش نمی‏ گذرد. یعنی چه؟ مال مردم را خورده ‏ای؟ باید یا آن مال را برگردانی به صاحبش یا لااقل او را راضی بکنی. از مردم‏ غیبت کرده‏ ای؟ باید استرضا بکنی، بروی خودت را بشکنی، بگویی آقا من‏ از تو غیبت کرده ‏ام، خواهش می‏ کنم از من راضی باش. انسان اگر می خواهد توبه کند باید حقوق و دیون مردم را بپردازد. آن کسی‏ که زکات به او تعلق گرفته و نداده، حق الناس به گردنش است و باید بپردازد، آن کسی که خمس به گردنش است و نداده حق الناس به گردنش‏ است و باید بپردازد، آن کسی که رشوه خورده است باید به صاحبش برگرداند. هر کسی از راه حرامی مال به دست آورده باید برگرداند. اگر جنایتی بر کسی وارد کرده است، باید او را استرضا کند. همین طوری که‏ نمی توان گفت توبه!
علی (ع) فرمود: شرط توبه این است که حقوق مردم را بپردازی. مثلا مال مردم را خورده ‏ای و حالا هیچ چیز نداری که بدهی و در یک‏ شرایطی هم هستی که به او دسترسی نداری، مثلا او مرده است. در اینجا استغفار کن، برایش طلب مغفرت کن، خدا انشاء الله او را راضی می ‏کند.

منـابـع

مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 73-70 و 75-73

مرتضی مطهری- فلسفه اخلاق- صفحه 164

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد