آیات قرآن در مورد تسبیح تمامی موجودات

فارسی نسخه موبایل

قرآن کریم می فرماید ذره ای از ذرات عالم نیست که پرستنده حق نباشد، همچنانکه انسانی نیست ولو ناآگاهانه که پرستنده حق نباشد. تنها شما خدا را تسبیح نمی کنید و حمد و ثنا نمی گویید، همه اشیاء خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا می گویند. در این زمینه آیاتی داریم:
«سبح لله ما فی السماوات و الأرض و هو العزیز الحکیم؛ هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش یکتا خدای که مقتدر و حکیم است مشغولند» (حدید/ 1).
«سبح لله ما فی السماوات و ما فی الأرض و هو العزیز الحکیم؛ هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش یکتا خدای که مقتدر و حکیم است مشغولند» (حشر/ 1).
«یسبح له ما فی السموات و الأرض و هو العزیز الحکیم؛ و آنچه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش (اوصاف) جمال و جلالش مشغولند و اوست یکتا خدای مقتدر حکیم»(حشر/ 24).
«یسبح لله ما فی السموات و ما فی الأرض له الملک و له الحمد؛ هرچه در زمین و آسمانهاست همه به تسبیح و ستایش خدا مشغولند که ملک هستی و ستایش عالم برای اوست» (تغابن/ 1).
«و ان من شیء إلا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛ و هیچ موجودی نیست جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست ولیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی کنید» (اسراء/ 44).
هیچ چیزی در عالم نیست، ذره ای در عالم نیست مگر اینکه مسبح و جامد پروردگار است. شما انسانها تسبیح و عبادت و پرستش آنها را درک و فهم نمی کنید، ولله هیچ موجودی در عالم نیست که پرستنده ذات حق نباشد. پس پرستش در منطق قرآن منحصر نیست به پرستش آگاهانه انسان که شاید در بسیاری از انسانها ناقص ترین اقسام پرستش هاست که مثلا بایستیم رو به قبله، دو رکعت نماز بخوانیم در حالی که روحمان در نماز اصلا وجود ندارد بلکه جای دیگر مشغول کار دیگر است. یک خم و راست ظاهری می شویم.

نمونه هایی از تسبیح موجودات در قرآن
در قرآن کریم پنج سوره داریم بلکه با سوره سبح اسم به اعتباری شش سوره داریم که با تسبیح شروع می شوند و اینها را مسبحات می گویند. سوره حدید این طور شروع می شود: «سبح لله ما فی السموات و الارض؛ هر چه در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح می کند». سوره حشر و سوره صف به این شکل شروع می شود: «سبح لله ما فی السموات و ما فی الارض». در اینجا کلمه ما تکرار شده است. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه نه هر که در زمین است خدا را تسبیح کرده است.
سوره جمعه و سوره تغابن اینطور شروع می شوند: «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض» سبح اسم نیز امر به تسبیح است. در این پنج سوره (فعل تسبیح را) در سه مورد به صورت ماضی و در دو مورد به صورت مضارع ذکر می کند، ولی با کلمه ما: هرچه در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح می کند. اما قرآن می گوید (همه موجودات خدا را سجود می کنند) آن حقیقت سجود، که این سجود شما نماینده ای و نمایشگری از آن است. ما که سجود می کنیم عمل ما نمایشگر خضوع ماست. قرآن می گوید همه موجودات خدا را سجود می کنند، خورشید و ماه و ستاره هم خدا را سجود می کنند، ولی البته معلوم است مقصود این نیست که مثلا خورشید هم یک پیشانی دارد و پیشانی اش را روی خاک می گذارد، نه، این عمل شما که نمایشگر منتهای خضوع است برای این است که روحتان خضوع پیدا کند. پس ما یک چنین آیاتی در قرآن داریم که در آنها تعبیر سبح یا یسبح به کار رفته است. بعضی آیات دیگر داریم که در آن آیات مطلب به شکل دیگری بیان شده است، مثلا بیان شده که جمادات یا نباتات و یا حیوانات با فلان مقام مقدس معنوی الهی، در تسبیح و حمد خدا هماهنگی می کردند. قرآن در سوره مبارکه ص آیه 17 درباره داوود پیغمبر چنین می گوید: «و اذکر عبدنا داوود ذا الاید انه اواب؛ یاد کن بنده ما داوود نیرومند را، او بسیار بازگشت کننده به خدا بود، یعنی از غیر خدا بریده و به خدا پیوسته بود». بعد می گوید: «انا سخرنا الجبال معه یسبحن بالعشی و الاشراق* و الطیر محشوره کل له اواب؛ ما کوه ها را مسخر ساختیم که شامگاهان و بامدادان نیایش می کردند* و پرندگان را گرد آوردیم که همه به سوی او بازمی گشتند» (ص/ 18-19). این هم آیات دیگری به این مضمون. از جمله (آیات مذکور) همین آیات (سوره نور است) که باز نظیرش در قرآن هست. در سوره نور آیه 41 مخاطب شخص پیغمبر اکرم است، می فرماید: «الم تر ان الله یسبح له من فی السموات و الارض؛ هر که در زمین است را هم اختصاص به مؤمنین نمی دهد: ای پیغمبر! آیا ندیده ای که هر که در آسمانها و زمین است، و نیز پرندگانی که در پروازند خدای را تسبیح می گویند؟» بالاتر اینکه بعد می گوید: «کل قد علم صلاته و تسبیحه؛ هر کدام از اینها کوهها، درختها، مرغها، انسانها و هر موجودی که تسبیح می کند به تسبیح خود آگاه است، به نماز خود آگاه است». عجیب این است که این امر را تعبیر به نماز می کند. گفتیم یک جا تعبیر به تسبیح و حمد می کند و یک جا تعبیر به سجود می کند، اینجا اصلا تعبیر به صلاة کرده است، گو اینکه بعضی مفسرین گفته اند مقصود از صلاة دعاست ولی همان نماز است، روح نماز هم دعاست. خود قرآن تعبیر به صلاة کرده است: اینها نماز دارند و به نماز خودشان آگاهند و خدای آنها هم به کار آنها آگاه است.

منـابـع

مرتضی مطهری- فلسفه اخلاق- صفحه 124-123

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 4- صفحه 168-166

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد