علل و انگیزه های طلاق

فارسی نسخه موبایل

طلاق مانند هر پدیده دیگر اجتماعى، داراى ریشه هاى مختلفى است که بدون بررسى دقیق و مقابله با آن جلوگیرى از بروز چنین حادثه اى مشکل است، و لذا قبل از هر چیز باید به سراغ عوامل طلاق برویم و ریشه هاى آن را در جامعه بخشکانیم، این عوامل بسیار زیاد است که امور زیر از مهمترین آنها است:
الف- توقعات نامحدود زن یا مرد یکى از مهمترین عوامل جدایى است، و اگر هر کدام دامنه توقع خویش را محدود سازند، و از عالم رؤیاها و پندارها بیرون آیند، و طرف مقابل خود را به خوبى درک کنند، و در حدودى که ممکن است توقع داشته باشند، جلوى بسیارى از طلاق ها گرفته خواهد شد.
ب- حاکم شدن روح تجمل پرستى و اسراف و تبذیر بر خانواده ها عامل مهم دیگرى است که مخصوصا زنان را در یک حالت نارضایى دائم نگه مى دارد، و با انواع بهانه گیری ها راه طلاق و جدایى را صاف مى کند.
ج- دخالت هاى بی جاى اقوام و بستگان و آشنایان در زندگى خصوصى دو همسر، و مخصوصا در اختلافات آنها، عامل مهم دیگرى محسوب مى شود. تجربه نشان داده است که اگر هنگام بروز اختلافات در میان دو همسر آنها را به حال خود رها کنند و با جانبدارى از این یا از آن دامن به آتش این اختلاف نزنند چیزى نمى گذرد که خاموش مى شود، ولى دخالت کسان دو طرف که غالبا با تعصب و محبت هاى ناروا همراه است، کار را روز به روز مشکل تر و پیچیده تر مى سازد. البته این به آن معنا نیست که نزدیکان همیشه خود را از این اختلافات دور دارند، بلکه منظور این است که آنها را در اختلافات جزئى به حال خود رها کنند، ولى هر گاه اختلاف به صورت کلى و ریشه دار درآمد با توجه به مصلحت طرفین، و اجتناب و پرهیز از هر گونه موضع گیرى یک جانبه و تعصب آمیز دخالت کنند، و مقدمات صلحشان را فراهم سازند.
د- بى اعتنایى زن و مرد به خواست یکدیگر، مخصوصا آنچه به مسائل عاطفى و جنسى برمى گردد، مثلا هر مردى انتظار دارد که همسرش پاکیزه و جذاب باشد، همچنین هر زن نیز چنین انتظارى از شوهرش دارد، ولى این از امورى است که غالبا حاضر به اظهار آن نیستند، اینجا است که بى اعتنایى طرف مقابل و نرسیدن به وضع ظاهر خویش و ترک تزیین لازم، و ژولیده و کثیف بودن، همسر او را از ادامه چنین ازدواجى سیر مى کند، مخصوصا اگر در محیط زندگانى آنها افرادى باشند که این امور را رعایت کنند و آنها بى اعتنا از کنار این مساله بگذرند. به همین جهت در روایات اسلامى اهمیت زیادى به این معنى داده شده، چنان که در حدیثى از امام صادق (ع) مى خوانیم: «لا ینبغى للمرأة ان تعطل نفسها»، «سزاوار نیست که زن خود را بدون زینت و آرایش براى شوهرش بماند»، «مکارم الاخلاق، صفحه 107 و 91» و در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) آمده است که فرمود: «و لقد خرجن نساء من العفاف الى الفجور ما اخرجهن الا قلة تهیئة ازواجهن!»، «زنانى از جاده عفت خارج شدند و علتى جز این نداشت که مردان آنها به خودشان نمى رسیدند»، «مکارم الاخلاق، صفحه 107 و 91».
ه- عدم تناسب فرهنگ خانوادگى و روحیات زن و مرد با یکدیگر نیز یکى از عوامل مهم طلاق است، و این مساله اى است که باید قبل از اختیار همسر دقیقا مورد توجه قرار گیرد که آن دو علاوه بر اینکه "کفو شرعى" یعنى مسلمان باشند، "کفو فرعى" نیز باشند، یعنى تنها تناسب هاى لازم از جهات مختلف در میان آن دو رعایت شود، در غیر این صورت باید از بهم خوردن چنین ازدواج هایى تعجب نکرد. علاوه بر عوامل فوق می توان علل زیر را نیز به عنوان علل و عوامل طلاق در جوامع مطرح نمود: در جوامع سنتی، علل طلاق عبارت بودند از: مسائل و مشکلات مالی ،اعتیاد، وجود همسر جدید، خشونت و بد رفتاری مردان (و عدم تحمل خشونت مثل گذشته توسط زنان). دخالت های دیگران، ولی در در جوامع صنعتی امروزی علل و عوامل طلاق عبارتند از:
1- عدم تعلق خاطر زن و مرد به همدیگر. در این حالت زن و مرد احساس می کنند دیگر از نظر عاطفی و روحی نمی توانند به همسر خود کمکی کنند یا کمکی بگیرند.
2- افزایش آگاهی زنان از حقوق خود.
3-اختلاف سلیقه بین زوجین.
4- عدم تحمل خشونت مثل گذشته توسط زنان.
5- به هم ریختگی و نابسامانی روابط خانوادگی و عدم انسجام خانواده (قبلا افراد با فامیل ،همسایه و یا با هم طایفه یا با هم محله خود ازدواج می کردند و ازدواج با تمهیدات خاص، و تحت نظارت خانواده بود ولی اکنون افراد تابع خانواده نیستند و فردگرائی توسعه یافته است و این امر یکی از علل افزایش طلاق است).
6-عامل اقتصادی (الف. زن و مرد خواهان استقلال مالی اند و در نتیجه در این حالت همکاری و هماهنگی بین آنها کم می شود. ب- استقلال مالی زنان باعث عدم اتکای آنان به شوهرانشان می شود، خشونت تاریخی مردان علیه زنان و عدم تحمل خشونت توسط زنان مثل گذشته و در نتیجه طلاق. ج- مشکلات اقتصادی، تورم، چند شغلی بودن افراد، دور از هم بودن، عدم ارضای نیازهای عاطفی همدیگر، عدم تعلق خاطر و در نتیجه طلاق).
7- بالا رفتن سطح سواد و آگاهی زنان و عدم تحمل و زیر بار زور نرفتن و افزایش درخواست طلاق توسط این دسته از زنان.
8- نگاه مرد سالارانه جامعه نسبت به زنان و دختران مثل قوانین کشور (مرد هر وقت بخواهد می تواند زنش را طلاق بدهد).
9- رواج دوستی های به اصطلاح خیابانی (عدم شناخت کافی از جنس مخالف. زیرا دوستی ها سطحی است و دو طرف خیلی از مسائل را با هم مطرح نمی کنند).
10- عدم همسانی در ازدواج (هم کفو نبودن )، بخصوص در زمینه های (اقتصادی، تحصیلی، سنی، فرهنگی، مذهبی، شغلی، هوشی، روانی، نژادی، محل سکونت (شهری یا روستائی بودن)، زبان هر چه از لحاظ موارد فوق تشابه بیشتر باشد، طلاق کمتر صورت می گیرد. عدم تشابه طبقاتی، زیرا که امکانات اجتماعی متفاوت معمولا” دیدگاه های مختلفی را بوجود می آورد.
11- تشریفات ازدواج، سنت های افراطی و تفریطی
12- فقدان سیستم های حمایت اجتماعی مثل وجود اعضاء خانواده آگاه
13- نبود سیستم مشاوره مناسب (فقدان افراد متخصص در رشته مشاوره خانواده). فقدان دوستان آگاه و دلسوز
14- بیماری روانی شدید یکی از زوجین، مثل وسواس. سوء ظن عدم تشابه طبقاتی، زیرا که امکانات اجتماعی متفاوت معمولا دیدگاههای مختلفی را بوجود می آورد.
15- برطرف نشدن نیاز جنسی زوجین (که ممکن است باعث اعتیاد، روابط جنسی خارج از سیستم خانواده، مشکلات جسمی و روانی زوجین. و در نهایت منجر به طلاق شود).
16- کاهش قباحت طلاق در بین افکار عمومی
17- فحشاء و روابط جنسی خارج از سیستم خانواده
18- بی خانمانی و فقر
19-عدم شناخت کافی از همدیگر در قبل از ازدواج
20- نبود آموزش های مناسب قبل از ازدواج
21-عدم مشورت با والدین و استفاده نکردن از تجارب آنها
22- ازدواج های اجباری، ازدواج (فروش) دختران به افراد مسن پولدار
23-ازدواج های مصلحتی. (در بین کسانی که قبل از ازدواج رسمی، رابطه داشته اند)
24- بالا رفتن سطح توقعات افراد (در اثر ادامه تحصیل، یک شبه پول دار شدن، ارتقاء موقعیت اجتماعی)
25-عدم درک تفاوت های همدیگر توسط زوجین
26-عدم وجود بلوغ فکری
27- نبود روحیه از خود گذشتگی و ایثار در بین زوجین مطلقه
28-احساس رقابت با همدیگر تا رفاقت در بین زوجین مطلقه
29- نبود آموزش های مناسب قبل از ازدواج
30-عدم مشورت با والدین و استفاده نکردن از تجارب آنها
31- زیاده خواهی و توقعات نابجا
32- ضعف اعتقادات مذهبی (خشونت علیه زنان. عدم صبر و تحمل)
33- عدم تلاش برای اصلاح امور
34- عدم درک متقابل. (مثلا مرد توان مالی خرید کالاهائی یا انجام کارهائی را ندارد ولی زن بطور مداوم درخواست انجام آن کارها را می کند و این امر در دراز مدت باعث طلاق می شود).

منـابـع

مکارم شیرازی- تفسیر نمونه، ج‏24، صفحه 229، ج‏24، صفحه 228

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد