طبقات و درکات جهنم با توجه به آیات قرآن

فارسی نسخه موبایل

هر یک از سعادت و شقاوت درجات و مراتبی دارد، نه اهل سعادت در یک درجه و مرتبه اند و نه اهل شقاوت، این مراتب و تفاوت ها درباره اهل بهشت به عنوان درجات و درباره اهل جهنم به عنوان درکات تعبیر می شود. درهای هفت گانه دوزخ که هر یک شخص تازه وارد را به یک درک خاصی می برد، بر اساس اختلاف حجاب های وارده و تفاوت مراتب توغل در کثرات می باشد؛ چون هر چه نسبت به امور اعتباریه دنیویه فانیه و کثرات اوهامیه اعتنا بیشتر شود، منزله دوزخ که آنرا درک گویند شدیدتر است و بالعکس.
در تفسیر «مجمع البیان» گوید: ‎ درک به معنای طبقه است، چون آتش طبقاتی دارد که آنرا درکات گویند؛ همچنانکه مراتب بهشت را درجات نامند. (مجمع البیان/ طبع صیدا، مجلد 2، ص 130) و نیز در آیه کریمه: «و إن جهنم لموعدهم أجمعین* لها سبعه أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم؛ و به درستی که جهنم میعادگاه همگی آنهاست. آن جهنم هفت در دارد که از برای هر دری مقداری از آن دوزخیان قسمت شده و معین گردیده اند» (حجر/ 43-44)
از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده است که فرمود: جهنم هفت در دارد که طبقه طبقه می باشد. در این حال حضرت یکی از دست های خود را بر روی دست دیگر خود گذاردند و فرمودند: این طور. خداوند هر یک از بهشت ها را در عرض یکدیگر قرار داده است، ولیکن دوزخ را به طبقاتی، و هر طبقه را بالای طبقه دیگر قرار داده است. پایین ترین طبقه آن جهنم است، و بالای آن لظی (لظی معرفه است و به معنای جهنم است، و چون دارای علمیت و تأنیث است، به همین دلیل غیر منصرف است. اما اللظی، هم مصدر است و هم به معنای نفس آتش و یا شعله آن است) و بالای آن حطمه، و بالای آن سقر، و بالای آن جحیم، و بالای آن سعیر، و بالای آن هاویه است. (مجمع البیان/ طبع صیدا، مجلد 3، صفحه 338)
در «تفسیر علی بن ابراهیم» در تفسیر این آیه شریفه گفته است که: از هر دری اهل یک ملت و مذهبی وارد می شوند و برای بهشت هشت در است... و چنین به من رسیده است (و خدا داناتر است) که خداوند برای جهنم هفت درک قرار داده است: بالای همه درکات، جحیم است که اهل آن بر روی سنگی از آن جهنم ایستاده اند، و در آن جهنم مخ ها و مغزهای سرشان همچون دیگی که می جوشد با آنچه در آن هست پیوسته می جوشد. «والثانیه لظی نزاعه للشوی* تدعوا من أدبر و تولی* و جمع فأوعی؛ درک دوم لظی است، که آن آتش شعله وری است که جوارح و دست و پا را می سوزاند، و پوستش را بر می کند. و هر که را که از خدا روی گردانیده و به خدا و رسول خدا پشت کرده است، و مال ها را جمع آوری و ذخیره نموده است (بدون آنکه حق مستحقان را بدهد) می خواند و به خود می کشد.» (معارج/ 16 تا 18)
«والثالثه سقر لا تبقی و لا تذر* لواحه للبشر* علیها تسعه عشر؛ و درک سوم، سقر است که حرارت آن، از دوزخیان هیچ یک را باقی نگذارد، و رها هم نکند بلکه همه را بسوزاند، و بشره و پوست بدن مردم را داغ کند و متغیر گرداند.» (مدثر/ 28 تا 30)
درک چهارم حطمه است، و از آن شراره هایی بلند شود که هریک از آن به قدر و به شکل یک قصر است، و رنگ آن شراره ها مانند رنگ شتران زرد موی می باشد. (این دو فقره گرفته شده از آیه 32 و 33 مرسلات است) و هر کس در آن آتش بیفتد چنان او را خرد کند که مانند گرد سرمه گرداند، و چون روح نمی میرد، بنابراین هرگاه مانند سرمه، خرد و ریز ریز شوند دوباره به صورت اولیه بر می گردند.
درک پنجم هاویه است. در آنجا جماعتی هستند که می گویند: «یا مالک أغثنا!؛ ای مالک و ای فرشته پاسدار دوزخ! به فریاد ما برس!» و چون مالک بخواهد استغاثه آنها را اجابت کند و به فریادشان برسد، ظرف هایی از مس آتشین که در آن از چرک آبهایی که از پوستشان جاری است و چون فلز گداخته می باشد، پر می کند و به آنها می دهد. و چون بخواهند سر خود را بلند کنند تا بیاشامند، تمام گوشت صورت هایشان از شدت حرارت آن در آن ظرف می ریزد؛ و اینست مفاد گفتار خداوند متعال: «و إن یستغیثوا یغاثوا بمآء کالمهل یشوی الوجوه بئس الشراب و سآءت مرتفقا؛ و اگر دوزخیان استغاثه و التجا کنند، پاسخ آنان به آبی داده می شود که چون فلز گداخته است که صورت ها را می سوزاند و بریان می کند. وه چه بد آشامیدنی ای است این آب، و وه چه بد پذیرایی ای است آن ظرف هایی که از چنین آب هایی پر شده است.» (کهف/ 29) و کسانی که در آن هاویه بیفتند به قدر هفتاد سال راه سقوط می کنند، و هر چه پوست بدنشان محترق شود پوست تازه و جدیدی بجای آن روییده می شود.
درک ششم سعیر است که در آن سیصد چادر آتشین برپا شده است، و در هر چادری سیصد قصر آتشین است، و در هر قصری سیصد اطاق آتشین است، و در هر اطاقی سیصد گونه از انواع عذاب های آتشین است که در آن ها مارهای آتشین و عقرب های آتشین و غل های جامعه آتشین و سلسله و زنجیرهای آتشین است؛ و اینها مفاد همان گفتار خدای تعالی است که: «إنـا أعتدنا للکافرین سلاسلا و أغلالا و سعیرا؛ ما برای کافران سلسله و زنجیرها، و غل ها، و آتش سعیر را مهیا و آماده کرده ایم.» (انسان/ 4)
درک هفتم جهنم است، و در آن فلق است. و فلق چاهی است در دوزخ که چون سر آن چاه را بگشایند آتش به شدت شعله ور شود و فوران کند، و شدیدترین عذاب های آتشین در آنجاست. و اما صعود کوهی است از مس گداخته در وسط جهنم (ناظر است به آیه مبارکه 17 از مدثر: سأرهقه صعودا؛ به زودی او را به بالا رفتن از گردنه عذاب وادار میکنم.» و اما أثام (ناظر است به فرقان/ 68 و من یفعل ذالک یلق أثاما؛ و هر کس چنین کند عقوبت (گناه خود) را خواهد دید.» یک وادی ای است از مس ذوب شده که در جوانب و اطراف آن کوه جریان دارد، و بنابراین عذاب آن از همه عذاب ها شدیدتر است. «تفسیر قمی- صفحه 351 و 352» و «بحار الانوار/ طبع حروفی جلد 8 صفحه 289 و 290)

منـابـع

سید محمدحسین حسینی طهرانی- عدل الهی- صفحه 424

سید محمدحسین حسینی طهرانی- معادشناسي- جلد 10 قسمت 10

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد