نمونه‏ اى از تفسیر قرآن با قرآن

فارسی 3745 نمایش |

نکته مهمی که در بررسی قرآن باید به آن توجه داشت این است که در درجه اول می باید قرآن را به کمک خود قرآن شناخت. مقصود این است که آیات قرآن مجموعا یک ساختمان به هم پیوسته را تشکیل می دهند. یعنی اگر یک آیه از آیات قرآن را جدا کنیم و بگوییم تنها همین یک آیه را می خواهیم، شیوه درستی اتخاذ نکرده ایم. البته ممکن است فهم ما از همان یک آیه درست باشد، اما این کاری است از احتیاط بیرون. آیات قرآن برخی مفسر برخی دیگر است. «القرآن یفسر بعضه بعضا» و همان طوری که برخی مفسران بزرگ گفته اند، ائمه اطهار این روش تفسیری را تأیید کرده اند. قرآن در بیان مسائل شیوه ای مخصوص به خود دارد. در بسیاری از موارد اگر یک آیه تنها را از قرآن اخذ کنید بدون اینکه آن را بر آیات مشابه عرضه بدارید، مفهومی پیدا می کند که با مفهوم همان آیه وقتی که در کنار آیات هم مضمون قرار گرفته است، به کلی متفاوت است. به عنوان نمونه از شیوه خاص قرآن، می توان از آیات محکم و آیات متشابه نام برد. آیات محکم مرجع آیات متشابه به حساب می آیند. آیات متشابه برای فهمیدن و تدبر کردن هستند، اما در آنها باید به کمک آیات محکم تدبر کرد. بدون کمک آیات مادر آنچه که از آیات متشابه به اخذ شود درست و معتبر نخواهد بود.
خداوند متعال در چندین جا از کلام خود می فرماید: «الله خالق کل شیء؛ آفریننده هر چیز (هر چه کلمه شیء بر آن اطلاق می شود جز خدا) خدا است.» (زمر/ 62) این مضمون در چهار جا از قرآن مکرر شده، و به موجب آن هر چه در جهان آفرینش فرض شود آفریده خدا است و هستى آن از اوست. البته نباید ازین نکته غفلت کرد که قرآن در صدها آیه علیت و معلولیت را تصدیق می کند و فعل هر فاعلى را به خود آن فاعل نیز نسبت می دهد آثار اشیا را مانند سوزانیدن آتش و رویانیدن زمین و بارانیدن آسمان از آن آنها می داند افعال اختیاریه انسان را به پاى خود انسان می نویسد. و در نتیجه کننده هر کار همانا صاحب آن کار است ولى هستى بخش و وجود دهنده کار و صاحب کار خدا است و بس.
پس از این تعمیم که به آفرینش داد می فرماید: «الذى احسن کل شیء خلقه‏؛ خدائى که هر آنچه آفرید زیبا قرار داد.» (سجده/ 7) به موجب انضمام این آیه به آیه گذشته زیبائى با آفرینش دوش به دوش هم پیش می روند و هر چه در جهان هستى داراى هستى است داراى زیبائى است و جز زیبائى صفتى ندارد. و نیز نباید از این نکته غفلت داشت که قرآن در آیات بسیارى خیر در مقابل شر و نفع در مقابل ضرر و همچنین نیک در برابر بد و زیبا در برابر زشت را تصدیق می کند و بسیارى از کارها و کردارها و پدیده‏ ها را بد و زشت می شمارد ولى چیزى که هست این همه بدیها و زشتیها و ناگواریها از راه نسبت و مقایسه پیدا می شود و وجود قیاسى و نسبى دارند نه نفسى. مثلا مار و کژدم بد هستند ولى نسبت‏ به انسان و حیواناتى که از نیش آنها متضررند نه نسبت ‏به سنگ و خاک. مزه تلخ و بوى مردار منفورند ولى نسبت‏ به ذائقه و شامه انسان نه نسبت‏ به همه. پاره ‏اى از رفتارها و کردارها زشت هستند ولى نسبت ‏به نظام اجتماعى انسان نه در هر نظامى و نه با قطع نظر از نظام اجتماع.
آرى اگر از نسبت و مقایسه دمى صرف نظر شود دست‏ به روى هر چه گذاشته شود جز اندامى زیبا و هستى حیرت بخش و خیره کننده ‏اى به چشم نخواهد خورد و جلوه زیبائى جهان هستى از توانائى وصف و بیان بیرون است زیرا خود وصف و بیان از زیبایان جهان هستى می باشد. در حقیقت آیه شریفه نامبرده می خواهد روى مردم را از زشت و زیباى قیاسى و نسبى برگردانیده متوجه زیبائى مطلق نماید و افهام را با نظر کلى و عمومى مجهز سازد. پس از دریافت این تعلیم به صدها آیات قرآنى بر می خوریم که با بیانات گوناگون موجودات جهان هستى را تنها تنها و دسته دسته و گروه گروه و نظامهاى جزئى و کلى را که در آنها حکومت می کند آیه و علامت‏ خداى تعالى معرفى می کند و آنها را از هر جهت که فرض شوند (درست تامل شود) نشان دهنده خداى متعال می شمارد. ما از این بیانات با عطف نظر به دو آیه گذشته می فهمیم که این زیبائى بهت ‏آور که سراسر جهان هستى را از دو سوى گرفته همانا زیبائى ساحت کبریائى است که از راه آیات آسمانى و زمینى مشاهده می شود و هر یک‏ از اجزاء جهان دریچه ‏ایست که بخشى از فضاى دلنشین و نامتناهى بیرون از خود را ارائه می دهد و هیچ کدام از خود چیزى ندارد.
از این روى قرآن کریم در آیات دیگرى هر جمال و کمال را از آن ساحت کبریا می شمارد چنانکه می فرماید: «هو الحى لا اله الا هو؛ اوست زنده خدائى جز او نیست.»  (مؤمن/ 65) «ان القوه لله جمیعا؛ اینکه همه قوه و نیرو از آن خدا است.» (بقره/ 165)  «فان العزه لله جمیعا؛ به درستى همه عزت از آن خدا است.» (نساء/ 139) «و هو العلیم القدیر؛ هموست داناى توانا.» (روم/ 54) «و هو السمیع البصیر؛ او همان شنواى بيناست.» (اسراء/ 1) «الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی؛ خدا جز او خدائى نیست هر نامى که نیکوتر است از آن اوست.» (طه/ 8) به مقتضاى این آیات همه زیبائی هائى که در جهان هستى جلوه ‏گر است‏ حقیقت آن از آن ساحت کبریا می باشد و براى دیگران چیزى جز مجاز و عاریت‏ باقى نمی ماند.
در تاکید این بیان قرآن مجید با بیانى دیگر توضیح می دهد که جمال و کمال در هر یک از آفریده‏ هاى جهان محدود و متناهى است و نامحدود و نامتناهى آن پیش خدا است. «انا کل شیء خلقناه بقدر؛ ما هر چیز را همراه اندازه ‏اى آفریدیم.» (قمر/ 49) «و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم‏؛ هیچ چیزى نیست مگر اینکه نزد ما خزینه‏ هائى دارد و آن را پائین نمی فرستیم مگر به اندازه ‏اى معین و شناخته شده.» (حجر/ 21) انسان با پذیرفتن این حقیقت قرآنى دفعه خود را در برابر یک جمال و کمال نامتناهى خواهد دید که از هر سو به وى احاطه داشته هیچ خلایى در مقابل آن وجود ندارد و هر جمال و کمال را حتى خود را که یکى از آن آیات می باشد به دست فراموشى سپرده مجذوب و دلباخته خواهد گردید چنانکه می فرماید «و الذین آمنوا اشد حبا لله؛ کسانى که ایمان آوردند به خدا بیشتر از هر چیز مهر دارند.» (بقره/ 165)
اینجا است که چنانکه لازمه و خاصه مهر و محبت است استقلال و اراده خود را تسلیم خداى متعال نموده و زیر سرپرستى مطلق وى می رود و تحت ولایت ‏خدا قرار می گیرد چنانکه می فرماید: «و الله ولى المؤمنین؛ خدا سرپرست مؤمنین است.» (آل عمران/ 68) و خداى متعال نیز چنانکه وعده فرموده خود متصدى اداره و رهبرى وى می شود: «الله ولى الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الى النور؛ خدا سرپرست مؤمنین است ایشان را از تاریکیها به سوى روشنائى خارج می کند.» (بقره/ 257) و به موجب آیه کریمه: «او من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس؛ و آیا کسی که مرده بود ما او را زنده کردیم و براى او نورى قرار دادیم که با آن در روشنائى آن در میان مردم راه می رود.» (انعام/ 122) و آیه: «اولئک کتب فى قلوبهم الایمان و ایدهم بروح منه؛ آنان خدا در دلهاى ایشان ایمان را ثابت کرده و ایشان را با روحى از پیش خود یا از ایمان مؤید نموده است.» (مجادله/ 22) روحى دیگر و حیات دیگرى می بخشد و نورى (درک ویژه واقع بینى) براى او قرار می دهد که مسیر زندگى سعادتمندانه را در جامعه تشخیص می دهد.
در آیه دیگر راه تحصیل این نور را توضیح می دهد: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یؤتکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به‏؛ اى کسانیکه ایمان آوردید، پرهیزکارى کنید و به پیغمبر او ایمان بیاورید تا خداوند از رحمت ‏خود دو برابر بشما بدهد و براى شما نورى قرار دهد که با آن راه روید.» (حدید/ 28) و ایمان به پیغمبر اکرم (ص) را در آیات دیگرى به تسلیم و اتباع وى تفسیر فرموده چنانکه می فرماید: «قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونى یحببکم الله‏؛ بگو اگر خدا را دوست می دارید از من پیروى کنید تا خدا شما را دوست دارد.» (آل عمران/ 31) و زمینه پیروى را در آیه دیگر توضیح می دهد: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذی یجدونه مکتوبا عندهم فى التوراه و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التى کانت علیهم؛ کسانی که پیروى می کنند از پیغامبرى که نبى امى است کسی که او را در تورات و انجیل نوشته شده می یابند (در تورات و انجیل ذکر شده) ایشان را به معروف امر می کند و از منکر نهى می کند و چیزهاى پاک را براى ایشان حلال و چیزهاى پلید را بر ایشان حرام می کند، و از ایشان سختى و هر گونه زنجیرهائى که داشتند وضع می کند آزادى می بخشد.» (اعراف/ 157)
روشن‏تر از این بیان زمینه پیروى را در آیه دیگر که هم مفسر این آیه است توضیح می دهد: «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التى فطر الناس‏علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم؛ روى خود را استوار نگه دار براى دین در حال اعتدال در دین با اعتدال ثابت قدم باش همان آفرینش خدا که مردم را بر آن آفریده آفرینش خدا تبدیل و تغییر ندارد آن است دینى که می تواند (جامعه بشرى را) اداره نماید.» (روم/ 30) به مقتضاى این آیه برنامه کامل اسلام خواسته‏ هاى آفرینش و به عبارت دیگر شرایع و قوانینى است که فطرت و خلقت انسان به سوى آنها انسان را هدایت می کند. (زندگى بی آلایش یک انسان طبیعى) چنانکه در جاى دیگر می فرماید: «و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها قد افلح من زکاها و قد خاب من دساها» قرآن تنها کتاب آسمانى است که اولا زندگى سعادتمندانه انسانى را با طرز زندگى بى آلایش و پاک انسان فطرى (طبیعى) مساوى می داند و ثانیا بر خلاف بیشتر یا همه روشها که برنامه خداپرستى انسان را از برنامه زندگى تفکیک می کنند برنامه دینى را همان برنامه زندگى قرار داده در همه شئون فردى و اجتماعى انسان مداخله نموده دستوراتى مطابق واقع بینى (جهان بینى و خداشناسى) صادر می کند و در حقیقت افراد را به جهان و جهان را به افراد می سپارد و هر دو را به خدا. قرآن کریم آثار و خواص زیادى صورى و معنوى براى مردان خدا و اولیاء حق در زمینه یقینى که دارند ذکر می کند.

منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن- جلد 1 و 2 صفحه 21- 24

سید محمدحسین طباطبایی- قرآن در اسلام- صفحه 64

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد