اهمیت وحدت مسلمین از نظر اسلام

فارسی 9257 نمایش |

در میان قاموس‏ها، گل واژه‏ایی که در رأس برترین‏ها قرار دارد و بسیار جاذب، دلگشا و زیباست، واژه وحدت و اتحاد است. اتحاد، نخ تسبیحى است که مهره ‏ها را در کنار هم نگه می دارد، و ارتباط منظمى بین آن‏ها برقرار می سازد، و آن‏ها را از پراکندگى و دورافتادگى و گم شدن حفظ میکند؛ اگر آن نخ پاره شود، انسجام مهره‏ ها گسسته شده، و هر کدام به جایى فرو خواهد افتاد. وحدت عامل مهم حرکت ‏بخش براى انقلاب‏ها بوده و انسان‏ها را در گذر پیشرفت ‏به سوى پیروزیها، از دست اندازها و گردنه‏ هاى صعب العبور، عبور می دهد، به ناتوانیها توان بخشیده و دشواریها را آسان میکند و ناممکن‏ ها را ممکن می سازد.
اصولا نمی توان بین اسلام و رهبرى اسلامى با مسأله وحدت، جدایى فرض کرد، چرا که اسلام منهاى وحدت و یا ولایت منهاى وحدت، هم چون شیر مثنوى است که چنین شیرى را خدا نیافریده است. بر همین اساس امیرمؤمنان على (ع) در سخنى مساله رهبرى اسلامى را چنین ترسیم کرده و در خطبه 146 نهج البلاغه میفرماید: «و مکان القیم بالامر مکان النظام من الخرز یجمعه و یضمه: فان انقطع النظام تفرق الخرز و ذهب؛ جایگاه زمامدار در حکومت، جایگاه رشته است که مهره ها را جمع می کند و به هم می پیوندد، و اگر رشته بگسلد، مهره ها پراکنده شده هر یک به جایی می رود». وحدت مسلمانان، توان آنان را در برابر دشمنان، صدها و هزارها برابر میکند، درست مانند سدهاى بزرگى که در نقاط مختلف جهان ساخته شده و مبدأ بزرگ‏ترین نیروهاى صنعتى است و سرزمین‏هاى وسیعى را زیر پوشش روشنایى و آبیارى قرار داده است. این قدرت عظیم چیزى جز نتیجه به هم پیوستن دانه‏ هاى ناچیز باران نیست. بنابراین اتحاد و انسجام دانه‏ هاى باران باعث ایجاد سدهاى عظیم با آن همه تواناییها شده است. وقتى که از دانه‏ هاى باران در پرتو وحدت و به هم پیوستگى چنان آثار اعجازآمیز بروز کند، قطعا اتحاد و انسجام مسلمانان آثار و برکات اعجاز آمیز بیش‏ترى در پیشرفت اهداف عالى انسانى و جلوگیرى از مقاصد غیر انسانى استعمار خواهد داشت و موجب سربلندى و عزت و اقتدار بی نظیر خواهد شد.

ارزش وحدت و اتحاد از دیدگاه قرآن
حفظ وحدت در صدر اسلام، موجب انسجام و فشردگى مسلمانان شد. آن‏ها در پرتو همین همدلى و هماهنگى توانستند بر خیل دشمنان مختلف فائق آیند و به امتیازات فوق‏ العاده دست ‏یازند، چرا که قرآن به آن‏ها فرموده بود: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا؛ و همگى به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسیله رحمت) چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت‏ خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید.» (آل عمران/ 103). قرآن تفرقه و اختلاف را در ردیف عذاب‏هاى آسمانى عنوان کرده و میفرماید: «قل هو القادر على ان یبعث علیکم عذابا من فوقکم او من تحت ارجلکم او یلبسکم شیعا و یذیق بعضکم باس بعض؛ بگو خداوند قادر است که از بالا یا از زیر پاى شما، عذابى بر شما بفرستد، یا به صورت دسته‏ هاى پراکنده شما را با هم بیامیزد و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما به وسیله دیگرى بچشاند.» (انعام/ 65).
قرآن به تفرقه افکنان هشدار داده و آنها را جداى از اسلام و دشمن مسلمانان معرفى کرده و با قاطعیت میفرماید: «ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهم فی شیء انما امرهم الى الله؛ همانا کسانى که آیین خود را پراکنده ساختند، و به گروه‏هاى گوناگون تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‏ اى با آن‏ها ندارى، سر و کار آن‏ها تنها با خدا است.» (انعام/ 159). قرآن، گروه گرایى و پراکندگى را از برنامه‏ هاى مشرکان دانسته، و مسلمانان را به شدت از آن نهى کرده و به انسجام تحت پوشش توحید دعوت فرموده و با صراحت میفرماید: «و لاتکونوا من المشرکین من الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا؛ از مشرکین نباشید، از کسانى که دین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‏ ها و گروه‏ها تقسیم شدند.» (روم/ 31 و 32).

حفظ اتحاد در بیان پیامبر (ص) و امامان (ع) 
در گفتار پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) با تعبیرهاى جالب و عمیق به مسأله وحدت و برادرى ترغیب شده و از هرگونه پراکندگى و تفرقه نهى گردیده است و در بعضى از این موارد به دلیل آن نیز اشاره شده است، به عنوان نمونه، نظر شما را به چند گفتار از آن‏ها جلب میکنیم: پیامبر اکرم (ص) فرمود: «المسلمون ید على من سواهم؛ تمام مسلمانان مانند یک دست در برابر بیگانگان متحد هستند» (علاء الدین بن على المتقى، کنزالعمال، حدیث‏441) و  نیز فرمود: «المسلمون کالرجل الواحد اذا اشتکى عضو من اعضائه تداعى له سائر جسده؛ مسلمانان نسبت ‏به همدیگر هم چون یک مرد هستند که هرگاه عضوى از اعضاى او دردمند شود، اعضاى دیگر او نیز احساس درد میکنند.» (همان، حدیث‏759). نظیر این مطلب با اندکى تفاوت از امام صادق (ع) نقل شده آن‏جا که فرمود: «المؤمن اخو المؤمن کالجسد الواحد، ان اشتکى شیئا منه وجد الم ذلک فی سائر جسده؛ مؤمن برادر مؤمن است، مانند پیکرى که هرگاه عضوى از آن دردمند شود، اعضاى دیگر هم احساس درد کند.» (محمد بن یعقوب کلینى، اصول کافى، ج‏2، ص‏166).
امیرمؤمنان على (ع) در فرازى از یکى از خطبه ‏هایش خطاب به مسلمانان چنین فرمود: «و الزموا السواد الاعظم، فان یدالله مع الجماعة، و ایاکم والفرقة، فان الشاذ من الناس للشیطان، کما ان الشاذ من الغنم للذئب؛ و با انبوه مردم همراه گردید که دست خدا با جماعت (حق طلب) است. و از تفرقه و تکروی بپرهیزید که مردم تکرو بهره شیطان شوند، چنانکه گوسفند تکرو بهره گرگ گردد.» (نهج البلاغه، خطبه‏127). امام على (ع) به قدرى نسبت ‏به گروهک خوارج که موجب تفرقه در میان سپاه آن حضرت شدند و با شعارهاى فریبنده براى خود دسته جدا کرده بودند، اظهار بیزارى میکند که به دنبال سخن فوق میفرماید: «الا من دعا الى هذا الشعار فاقتلوه، ولو کان تحت عمامتى هذه؛ هوش دارید، هر کس به این شعار (تفرقه) فراخواند او را بکشید هر چند زیر این عمامه من باشد.» (نهج البلاغه، خطبه‏127).
از این بیانات چنین استفاده میشود که رعایت ‏حفظ اتحاد، ارزش بسیار عمیق و مهمى است که پیامبر (ص) و امامان (ع) ما را به آن دعوت کرده ‏اند، و به عکس گناه تفرقه افکنى و پراکندگى به قدرى بزرگ است که به منادیان و پدید آورندگان آن به شدت هشدار داده شده، تا مسلمانان با اظهار تنفر از آن‏ها و از هرگونه تفرقه ‏افکنى، عوامل اختلاف را از جامعه خود طرد کرده و براى حفظ وحدت خود، از هیچ گونه کوششى دریغ ننمایند. وحدت و یک پارچگى اثر معجز آمیزى در پیشرفت اهداف، و سربلندى و پیروزى اجتماعات دارد، و در بقاى نظام و انقلاب اسلامى، پس از مسأله اصل اسلام ناب، و اصل ولایت و رهبرى صحیح، هیچ موضوعى هم چون اتحاد و انسجام اقوام و ملت‏ها اثربخش نیست، وحدت کلمه و همدلى و همرنگى مسلمانان صدر اسلام، شاگردان پیامبر (ص) اثر به سزایى در پیشرفت‏ها و فتوحات شگفت‏ انگیز اسلام داشت، چرا که آن‏ها به سخن پیامبر (ص) دل داده بودند که فرموده بود: «المؤمن للمؤمن کالبنیان یشید بعضه بعضا؛ افراد با ایمان نسبت ‏به یکدیگر همانند اجزاى یک ساختمانند که هر جزیى از آن، جزء دیگر را محکم میکند.»  و نیز فرمود: «المؤمنون کالنفس الواحدة؛ مؤمنان هم‏چون یک روح هستند.» (ابوالفتوح رازى، تفسیر ابوالفتوح، ج‏2، ص‏450).
وحدت و انسجام در پیروزى انقلاب اسلامى، نقش اساسى داشت، امام خمینى - قدس سره - منادى وحدت بود، و همواره به آن سفارش میکرد، و به تفرقه افکنان هشدار میداد، و آسیب ‏رسانى به هم پیوستگى ملت را گناه بزرگ میشمرد. آرى نقش دین اسلام در ایجاد وحدت و برادرى، و نقش وحدت و برادرى در پیشبرد اهداف به قدرى براى دشمنان و استعمارگران، مهم و گران بود، که براى نفوذ خود به کشورهاى اسلامى بیشترین سعى خود را براى ایجاد تفرقه نمودند، و با تز «تفرقه بینداز و حکومت کن‏» وارد میدان شدند، و در این راستا خسارت‏هاى جبران ناپذیرى به اسلام و مسلمانان وارد ساختند، چرا که آن‏ها راز و رمز پیروزیهاى چشم‏گیر مسلمانان در ابعاد گوناگون را همان فشردگى و انضباط و به هم پیوستگى آن‏ها میدانستند.
به گفته «جان دیون پورت‏» دانشمند معروف انگلیسى «... محمد یک نفر ساده، در پرتو اتحاد قبایل پراکنده کوچک و برهنه و گرسنه، کشور خودش را به یک جامعه فشرده و با انضباط تبدیل نمود، و در میان ملل روى زمین آن‏ها را با صفات و اخلاق تازه ‏اى معرفى کرد، و در کمتر از سى سال، این طرز و روش، امپراطور قسطنطنیه را مغلوب کرد، و سلاطین ایران را از بین برد. سوریه و بین‏ النهرین و مصر را تسخیر کرد، و دامنه فتوحاتش را از اقیانوس اطلس تا کرانه دریاى خزر و تا رود سیحون گسترش داد...» (جان دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ترجمه سید غلامرضا سعیدى، ص‏77).
«وحدت‏»، از مقدماتى است که اساس و انسجام و پویایى یک نظام را تشکیل داده و رمز ماندگارى آن می باشد. با مراجعه به کلمات علی (ع) چنین‏ میتوان استنباط نمود که: «اتحاد» امری فطرى و طبیعى میباشد و انسان با روحیه‏ نوع دوستى پدید آمده است. بنابراین آنچه که ‏باید به ریشه‏ یابى آن پرداخت، «اختلاف‏» است، چرا که «اتحاد» ریشه در فطرت انسان‏ دارد.
در خطبه 113 نهج البلاغه آمده است: «انما انتم اخوان على دین الله، مافرق ‏بینکم الا خبث السرائر و سوء الضمائر. فلاتوازرون و لاتناصحون، و لاتباذلون ولاتوادون؛ شما بر اساس دین خدا برادران یکدیگرید،  چیزی جز آلودگی درون ها و بدی نیت ها شما را از هم جدا نکرده، به همین دلیل یکدیگر را یاری نمی دهید، و خیرخواهی هم نمی کنید و به به یکدیگر بذل و بخشش ندارید، و با هم دوستی نمی ورزید». گرچه وحدت گرایى، فطرى است اما امور فطرى نیازمند پرورش و توجه میباشد و بی توجهى و عدم اهتمام به آن، موجب این‏ میشود که شکوفا نگردد و یا در معرض ‏تندبادهاى روزگار قرار گیرد، به همین جهت امیرالمؤمنین علی (ع) براى تقویت این امر فطرى در بین امت پیامبر بسیار تلاش‏ می نمودند و خود را مشتاق‏ترین شخص به‏ وحدت اسلامى به شمار می آوردند: «لیس رجل - فاعلم - احرص علی جماعة امة محمد (ص) و الفتها منى ابتغی بذلک حسن الثواب و...کرم المآب؛ بدان هیچ کس از من بر اتحاد و همبستگی در امت محمد(ص) حریص‏تر نیست، من در این کار خواستار پاداش نیکو...و بازگشت ‏به ‏جایگاه نیکو هستم.» (نامه 78 نهج البلاغه). 

با مطالعه سخنان امام علی (ع) میتوان به ‏برخى از دلائلى که ایشان براساس آن بر مقوله‏ وحدت تاکید مینمودند، دست ‏یافت از جمله:
1 - وحدت ملى بسترى براى ریزش فیض ‏الهى
از دیدگاه حضرت علی (ع) خداوند در طول ‏تاریخ بشرى هیچ نعمتى را با وجود اختلاف، به قوم و امتى عنایت ننموده است: «و ان الله‏سبحانه لم یعط احدا بفرقة خیرا ممن مضیو لاممن بقى؛ خدای سبحان به هیچ کس از کسانی که در گذشته اند، و کسانی که باقی مانده اند از راه تفرقه خیری نرسانده است‏.» (خطبه 176 نهج البلاغه). نه تنها اختلاف مانع نزول فیض‏هاى الهی میشود حتى باعث‏ سلب نعمتهاى موجود نیز میگردد. چنان که امام علی (ع) با اشاره به ‏سرانجام قوم بنی اسرائیل، چنین بیان ‏میکنند که چگونه با رسوخ تفرقه بین آن‏ها دوستیها و مهربانیها رخت ‏بربست و پراکندگى و اختلاف سبب جنگ آن‏ها علیه ‏یکدیگر گردید و این اختلافات سبب شد که ‏خداوند، لباس عزت و فراوانى نعمتش را از آنان برگیرد. از نگاه امام علی (ع) وحدت و با هم بودن ‏است که سبب یارى خداوند میشود چرا که‏ «یدالله مع الجماعة؛ دست‏ خدا با جماعت‏ است».
2 - وحدت ملى و پیروزى در صحنه‏ های مختلف
پیروزى و گسترش اسلام در سالهاى اولیه ‏بعثت نتیجه همبستگى و وحدت مسلمانان ‏بود. این ایمان و اتحاد بود که آنان را چنان‏ تربیت کرده بود که فارغ از هر نوع دسته بندى ‏و قوم سالارى، تحت لواى نبوی (ص)، برای اعتلاى کلمه «لااله الاالله‏» جانفشانی می نمودند و به برکت همین وحدت بود که ‏خداوند پیروزیهاى روز افزون را بر مسلمانان عنایت می داشت. این که اتحاد باعث پیروزى می شود، یک‏ قانون عام و قطعى است؛ به طورى که اگر در جبهه حق «اختلاف‏» و در جبهه باطل «اتحاد» حاکم باشد، به طور قطع پیروزى از آن اهل‏ باطل خواهد بود، به همین جهت حضرت علی (ع) خطاب ‏به لشکریان خویش میفرمایند: «والله لاظن‏ان هولاء القوم سیدالون منکم باجتماعهم ‏على باطلهم و تفرقکم عن حقکم؛ به خدا سوگند من گمان دارم که این گروه به زودی (ارتش معاویه) قدرت را از چنگ شما بیرون آورند زیرا که آنان بر باطلشان اتفاق دارند و شما در حق خود تفرقه دارید.» (خطبه 25 نهج البلاغه).
3 - وحدت ملى و ماندگارى انقلاب
حضرت علی (ع) براساس تجربه تاریخی خویش، راز تداوم انقلاب را پرهیز از اختلاف و ایجاد همبستگى و اتحاد ملت دانسته و می فرمایند: «فالزموا کل امر لزمت العزة به‏ شانهم و زاحت الاعداء له عنهم و مدت‏ العافیة به علیهم و انقادت النعمة له معهم، و وصلت الکرامة علیه حبلهم من الاجتناب ‏للفرقة و للزوم للالفة و التعاض علیها والتواصی بها؛ به هر کاری که برایشان عزت آورد، و شر دشمنان را از آنان دور کرد، و بر مدت عافیت و سلامتی آنان افزود و نعمت ها را در اختیارشان گذاشت، و کرامت و بززگواری را به ریسمانشان بست که همان پرهیز از تفرقه، و چسبیدن به الفت و تشویق و سفارش یکدیگر به آن بود.» (نهج البلاغه/ خطبه 192). یعنى از تفرقه و پراکندگى اجتناب ‏ورزیدند و بر الفت و همگامى همت گماشتند و یکدیگر را برآن توصیه کردند. و در جاى دیگر ایشان وحدت را سبب قوت ‏و قدرت و رفع نابسامانیهاى امت دانسته‏ اند: «فانه لم یجتمع قوم قط على امر واحد الا اشتد امرهم و استحکمت عقدتهم... لم‏یمتنع قوم قط الا دفع الله عنهم العلة، وکفاهم جوائح الذلة و هداهم الى معالم ‏الملة‏؛ به طور قطع تاکنون ملتى بر آرمان‏ خاصى وحدت پیدا نکرد، مگر آن که قدرت‏ گرفت و همبستگى آنان قوت یافت و هیچ ‏ملتى قدرت و عزت نیافت مگر آن که خداوند نابسامانى را از آنان برداشت و بلاى ذلت را از آنان دفع نمود و آنان را به نشانه‏ هاى دین‏ راهنمایى کرد».
4 - وحدت ملى پشتوانه اجراى حق و عدالت
فقدان اتحاد و وحدت در هرجاى جامعه ‏باعث هرج و مرج در آن نظام میگردد و هنگامى که هرج و مرج و ناامنى در کشور حاکم گردد، اجراى حق و عدالت میسر نخواهد بود. حضرت علی (ع) میفرمایند: «فقلنا: تعالوا نداوى، لایدرک الیوم باطفاءالنائره و تسکین العامة حتى یشتد الامر و یستجمع، فنقوى على وضع الحق‏ فی مواضعه؛ گفتیم: بیایید چیزی را که امروز (به آسانی) قابل دسترسی نیست با خاموش کردن آتش فتنه و فرونشاندن خشم عموم درمان کنیم تا کارها به سامان رسد و انتظام یابد، آن گاه بتوانیم حق را در جای خود قرار دهیم.‏» (نهج البلاغه، نامه 58). هیچ عاقلى از تفرقه و اختلاف تمجید و طرفدارى نمی کند، آرمان وحدت از آرمانهاى ‏فراجناحى فراملیتى، فرامذهبى و آرزوهاى بین ‏المللى جامعه بشرى است. در دنیاى تشیع، عالم اسلام، مستضعفان و کل بشریت، همه در اعماق ‏فطرت از جنگ و جدال و دوگانگى و اختلاف و تفرقه و خصومت نفرت دارند و خواهان ‏همفکرى و همگرایى و همکارى و ارتباط و تعاون هستند. در اینکه شیطان بزرگ و شیاطین داخلى و انگیزه‏ هاى شیطانى، عامل اصلى تفرقه و جدایى فرزندان قرآن و اسلام است و سیاستهاى فرعون برنامه ‏ریزى و جهت ‏بخشى و اجرا و نظارت و تحکیم و تقویت ‏«مبانی»، «روشها» و «انگیزه‏» هاى اختلاف را بر عهده دارد، هیچ مسلمان ‏بیدار و هوشیارى تردید ندارد. گویى وحدت «آرمان شهری» است که گرد و غبار جاه ‏طلبى، جهل و غرور و... جاده و مسیر آن را پوشانده است گویى اتحاد فرزندان اسلام، مدینه فاضله آسمانى است که پرواز هواپیماها و اقمار زمین ‏بدانجا لغو شده است و شاید هم اتحاد «جزیره‏»ى سعادت بشریت است که کشتیها و ناخدایان زمینى هنوز آن را کشف نکرده‏ اند. حقیقت این است که خداى مهربان سمت ‏و سو و راه و رسم دستیابى به وحدت را به ما آموخته و عطش دستیابى به این‏ «آب حیات‏» را در درون ما به ودیعت نهاده است.
بشنو از نى چون حکایت میکند*** از جداییها شکایت میکند
قرب و رضاى الهى مقصد اعلاى جامعه بشرى و عشق حق ‏پرستى نیروى حرکت مقدس ‏انسانى است. انسان در پرتو «ایمان‏» به «عبادت‏» میرسد و در سایه عبادت ‏به «تقوا» دست می یابد و ایمان و تقواى الهى محور اصلى وحدت اجتماعى است. عبادت «الله‏» زیربناى «آزادی» از زنجیرهاى جهل و جور و جیره است و بدون ‏ایمان قرآنى و تقواى الهى، بشر در زندان معروف «زر و زور و تزویر» می میرد. از دیدگاه اسلام و تشیع، «قرآن‏» کتاب راهنماى وحدت و هماهنگى و معرفت و محبت ‏اهل بیت (ع) محور و مدار حرکت اجتماعى است. در قلمرو  تفکر و اندیشه، «ایمان‏» حبل‏ المتین یگانگى جامعه بشرى است. «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا؛ و همگی به رشته الهی در آویزید و پراکنده نشوید» (آل عمران/ 103)، ایمان واحد، قرآن واحد و رهبرى واحد اضلاع مثلث «وحدت‏» است. وحدت تنها در سایه جهان‏ بینى مشترک، قوانین مشترک و رهبرى مشترک امکان‏ پذیر است و این سه عامل بزرگ اتحاد جهانى از آسمان فرود آمده و خداى جهان‏ آفرین آن را در اختیار بشر قرار داده است و سرانجام هم، انسانها، با ایمان و عبادت الهى و پذیرش قرآن و حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پیش ‏نیازهاى «وحدت جهانی» را فراهم‏ می آورند.

راهکارهاى تقویت وحدت اسلامى
سخن گفتن از وحدت و شعار طرفدارى از آن و برگزارى سمینار و کنفرانس و دیدار برادران شیعه و سنى و آمد و شد طلاب و دانشجویان و گفتمان وحدت اسلامى با کسانى که استقلال فکر و اندیشه ندارند و دیگران به جاى آنان فکر میکنند راه به جایى نمی برد. به نظر می رسد راهکارهاى وحدت عبارتند از:
1- برگزارى برنامه‏ هاى گفتگوى علمى بین عالمان متعهد و مستقل شیعه و سنى در مورد اختلاف ‏نظرهاى فقهى و سیاسى مثل ربا، کنترل موالید، موسیقى، حد و مرز ارتباط با کفار و...،
2- برگزارى سمینارهاى همفکرى در زمینه چگونگى مقابله با فرهنگ مهاجم غربى ‏بین حوزه و دانشگاه،
3- تأسیس نهادى حوزوى و نه دولتى براى نظارت و کنترل برداشتهاى نادرست و جلوگیرى از تحریف معنوى قرآن و سنت، 
4- تأسیس مرکزى براى شناخت و معرفى دقیق اهل بیت (ع) و شبهه‏ زدایى از زندگى آنان و جلوگیرى از تحریف سیماى عترت (ع)،
5- گسترش فرهنگ انس با قرآن و حدیث‏ به جاى مسابقات‏ فوتبال و شطرنج و... در میان قشر جوان و نوجوان،
6- اهتمام به خودسازى و تقویت مساجد و نماز و زیارت و توسل و دعا و عبادت،
7- دفاع از آزادى اندیشه و بیان در چارچوب قرآن و سنت و مقابله با توهین و تحقیر دین و انبیاء و اصول تفکر اسلامى،
8- حمل گفتار و رفتار مؤمنین بر صحت و پرهیز از اتهام بیجا و طی مراحل امر به معروف و نهى از منکر در جامعه اسلامى،
9- تفاهم و گفتگو با واژه ‏ها و اصطلاحات فرهنگ اسلامى و خوددارى از حضور و شرکت در مجامعى که با اصطلاحات و فرهنگ غیرمکتبى در مورد اسلام و مسلمین سخن میگویند،
10- احیاى ‏روحیه خودباورى و نفى غربزدگى حاکم بر اغلب جوامع اسلامى، 
11- خرافه ‏زدایى و پاک‏سازى فرهنگ دین باوران از خرافه و دروغ و پیرایه‏ هاى تفرقه‏ انگیز،
12- افزایش ارتباطات و دید و بازدید علمى بین حوزه و دانشگاه و مراکز فرهنگی دنیاى اسلام،
13- توجه به دشمن اصلى و مقابله با وابستگان فکرى، سیاسى و افشاى مزدوران کفر جهانى در دنیاى اسلام،
14- معرفى تلاشهاى وحدت‏ آفرین انبیاء و معصومین (ع) و اسوه ‏هاى وحدت اسلامى به نسل جوان دنیاى اسلام و امثال این ‏اقدامات راهکارهاى وحدت و استقرار اخوت اسلامى است. براى تحقق وحدت، گروهى از ما در عقیده و برخى در عمل، جمعى هم در هر دو بخش، گروهى از مسلمانان جامعه ‏ما به خداشناسى بیشتر نیاز دارند و گروهى دیگر به مردم‏ شناسى. خداشناسى عامل ‏تقویت توحید عملى است و مردم‏ شناسى زمینه توفیق در عدالت اجتماعى. شرک عقیدتى ‏به ظلم اجتماعى می انجامد و ظلم به کفر. قرب به خدا عامل اصلى وحدت انسانهاست ‏و تقرب به آمریکا و شیطان با آرمان بلند تقریب بین مذاهب اسلامى و اتحاد عالم ‏اسلام فرسنگها فاصله دارد.

منـابـع

ماهنامه كوثر- مقاله عوامل صف بندى و راهكارهاى وحدت اسلامى- شماره 17

ماهنامه كوثر- مقاله وحدت ملى در نگاه امام على عليه السلام- شماره 43

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد