تفاوت انسان با حیوان و جمادات در خواسته ها

فارسی نسخه موبایل

انسان از دو جهت یک سلسله توانایی ها دارد که سایر جانداران ندارند: یکی از جهت اینکه در انسان یک سلسله میل ها و جاذبه های معنوی وجود دارد که در سایر جاندارها وجود ندارد. این جاذبه ها به انسان امکان می دهد که دایرهء فعالیتش را از حدود مادیات توسعه دهد و تا افق عالی معنویات بکشاند، ولی سایر جاندارها از زندان مادیات نمی توانند خارج شوند. دیگر از آن جهت که به نیروی عقل و اراده مجهز است، قادر است در مقابل میل ها مقاومت و ایستادگی نماید و خود را از تحت تأثیر نفوذ جبری آنها آزاد نماید و بر همهء میل ها حکومت کند. انسان می تواند همه میل ها را تحت فرمان عقل قرار دهد و برای آنها جیره بندی کند و به هیچ میلی بیش از میزان تعیین شده ندهد و به این وسیله آزادی "معنوی" که با ارزش ترین نوع آزادی است کسب نماید. این توانایی بزرگ از مختصات انسان است و در هیچ حیوانی وجود ندارد و همین است که انسان را شایستهء "تکلیف" کرده است و همین است که به انسان حق "انتخاب" می دهد و همین است که انسان را به صورت یک موجود واقعا "آزاد" و "انتخابگر" و "صاحب اختیار" در می آورد.
یکی دیگر از تفاوتهای حیوان و انسان با گیاه و جماد این است که حیوان و انسان بر خلاف جماد و گیاه، پاره ای از قوه های خویش را بر حسب میل و شوق و یا ترس و به دنبال "خواست "، اعمال می کند. مثلا مغناطیس که نیروی کشش آهن دارد به طور خود به خود و به حکم نوعی جبر طبیعی، آهن را به سوی خود می کشد. مغناطیس نه از کار خویش آگاه است و نه میل و شوق یا ترس و بیمش اقتضا کرده است که آهن را به سوی خود بکشد. همچنین است آتش که می سوزاند و گیاه که از زمین می روید و درخت که شکوفه می کند و میوه می دهد. اما حیوان که راه می رود، به راه رفتن خویش آگاه است و خواسته است که راه برود و اگر نمی خواست راه برود چنین نبود که جبرا راه برود. این است که گفته می شود: "حیوان جنبنده با خواست است".
به عبارت دیگر، پاره ای از قوه های حیوان تابع خواست حیوان است و در فرمان خواست حیوان است، یعنی اگر حیوان بخواهد، آن قوه ها عمل می کنند و اگر نخواهد، عمل نمی کنند. در انسان نیز پاره ای قوه ها و نیروها به همین شکل وجود دارد، یعنی تابع خواست انسان است، با این تفاوت که خواست حیوان میل طبیعی و غریزی حیوان است و حیوان در مقابل میل خود قدرت و نیرویی ندارد. حیوان همین که میلش به سویی تحریک شد، خود به خود به آن سو کشیده می شود. در حیوان قدرت مقاومت و ایستادگی در مقابل میل درونی خود و همچنین قدرت محاسبه و اندیشه در ترجیح جانب میل ها و یا جانب امری که بالفعل میلی به سوی او نیست بلکه صرفا دور اندیشی اقتضا می کند، وجود ندارد. اما انسان چنین نیست. انسان قادر است و توانایی دارد که در برابر میل های درونی خود ایستادگی کند و فرمان آنها را اجرا نکند. این توانایی را انسان به حکم یک نیروی دیگر دارد که از آن به "اراده" تعبیر می شود. اراده به نوبه خود تحت فرمان عقل است، یعنی عقل تشخیص می دهد و اراده انجام می دهد.

منـابـع

مرتضی مطهری- انسان در قرآن- صفحه 26-24

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد