بررسی مسأله عقلانیت در قرآن

فارسی 1924 نمایش |

آیاتی که در قرآن کریم درباره ی تحریک به تعقل و به فعلیت رسانیدن لب (خرد محض) و درک خردمندانه وارد شده، خیلی فراوان است. می توان گفت: هیچ یک از مکتب ها و جهان بینی های بشری، به درک های عقلانی و خردمندانه این همه اهمیت نداده است، از آن جمله:
«قل تعالو اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا و لا تقتلوا اولادکم من املاق نحن  نرزقکم و ایاهم و لا تقربوا اغل فواحش ما ظهر منها و ما بطن و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق ذلکم وصاکم به لعلکم تعقلون؛ به آنان بگو بیایید بخوانم آنچه را که پروردگار شما برای شما حرام کرده است: هیچ چیزی را برای او شریک قرار ندهی، به پدرانتان احسان کنید و فرزندان خود را به جهت فقر نکشید، ما هستیم که شما و آنان را روزی می دهیم. به کارهای فحشا نزدیک نشوی، چه فحشای آشکار باشد و چه مخفی. و هیچ نفسی را که خداوند محترم نموده است، نکشید، مگر اینکه مستحق قتل باشد. این است توصیه ای که خداوند به شما می کند، باشد که تعقل بورزید.» (انعام/ 151)
«ان شر دواب عندالله الصم البکم الذین لایعقلون؛ بدترین جانوران در نزذ خداوند، کر و لال هایی هستند که تعقل نمی کنند.» (انفال/ 22)
«ان فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لآیات لقوم یعقلون؛ قطعا، در آفرینش آسمان ها و زمین و تعاقب شب و روز و کشتی که در دریا به سود مردم حرکت می کند و آبی که خداوند از آسمان می فرستد و زمین را پس از مردنش زنده می کند و از هر نوع جانداری که در روی زمین متشر کرده و گردانیدن بادها و ابری که میان آسمان و زمین مسخر نموده، آیاتی است برای قومی که تعقل می کنند.» (بقره/ 164)
«و فی الارض قطع متجاورات و جنات من اعناب و زرع و نخیل صنوان و غیر صنوان یسقی بماء واحد و نفضل بعضها علی بعض فی الاکل ان فی ذلک لآیات لقوم یعقلون؛ و در روی زمین قطعاتی پهلوی همدیگر است و باغ هایی از انگور ها و زراعت و درختان خرما از یک رشته و ریشه های مختلف با یک آب سیراب می شوند و بعضی از آن ها را بر بعضی دیگر در خوردن برتری می دهیم. در این پدیده ها آیاتی است برای مردمی که تعقل می کنند.» (رعد/ 4)
«لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب؛ قطعا در داستان های [پیامبران گذشته با جوامعشان] عبرتی است برای کسانی که دارای خرد هستند.» (یوسف/ 111)
«الذی جعل لکم الارض مهدا و سلک لکم فیها سبلا و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی کلوا و ارعوا انعامکم ان فی ذلک لایات لاولی النهی؛ آن خداوندی که برای شما زمین را گهواره قرار داد و راه هایی را در آن زمین برای شما گسترانید و از آسمان آبی فرستاد و به وسیله ی آن، جفت هایی از گیاهان متنوع بیرون آورد. بخورید و چارپایان خود را بچرانید. قطعا در این جریان خلقت آیاتی است برای خردمندان.» (طه/ 53-54)
«ام من هو قانت آناء اللیل ساجدا و قائما یحذر الااخره و یرجوا رحمة ربه قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لاذ یعلمون انما یتذکر اولوا الالباب؛ یا آن کسی که در لحظات شب در حال سجده و قیام به عبادت خدا پرداخته، از سرای آخرت در حذر است و امید به رحمت پروردگارش بسته است. بگو: آیا مساویند کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند؟ جز این ینست که فقط خردمندان متذکر می شوند.» (زمر/ 9)
دستور به تعقل و سرزنش شدید کسانی که تعقل نمی کنند و بیان این که مرز میان حیوان و انسان تعقل است در آیات زیر نیز آمده است: بقره آیات 73 و 75 و 197 و 242- آل عمران آیات 65 و 66- مائده آیات 58 و 100 و 103- انعام آیه ی 32- یونس آیات 16 و 42 و 100- هود آیه ی 5- نحل آیه ی 12- انبیاء آیه ی 67- مؤمنون آیه ی 80- نور آیه ی 61- شعراء آیه ی 28- قصص آیه ی 60- عنکبوت آیه ی 43- روم آیه ی 24- یس آیات 62 و 68- صافات آیه ی 138- ص آیات 29 و 43- مؤمن (غافر) آیه ی 54- حدید آیه ی 17.

نتایج آیات:
نتیجه ی یکم- از مجموع آیاتی که درباره ی تعقل و لب و درک خردمندانه وارد شده است، معلوم می شود که مقصود از تعقل و مفاهیم مشابه آن، عقل نظری معمولی نیست که خیر و شر، هدف ها و مبادی اعلای زندگی احساس تعهد برین و نظارت الهی بر انسان و جهان را در دیدگاه خود نمی بیند و کاری جز تنظیم واحدهای محدود به اصالت سودجویی و خودمحوری ندارد؛ آن عقل نظری معمولی که ضرورتی برای تحصیل حیات معقول که قابل تفسیر و توجیه همه جانبه باشد، سراغ ندارد؛ همان عقل نظری که ادعای با طمطراقش تکیه گاه همه ی مکتب ها و جهان بینی های متضاد و متناقص است که در طول تاریخ، انسان ها را به گروه های متخاصم تقسیم نموده و آنان را رویاروی یکدیگر قرار داده است:
هر کسی چیزی همی گوید زتیره رأی خویش *** تا گمان آید که او قسطای بن لوقاستی
بالاتر از این همین عقل نظری معمولی برای تیز کردن لبه ی شمشیر یکه تازان تنازع در بقا به کار گرفته شده است. این عقل نظری معمولی با آن چهره ی حق به جانبش که می بایست عصایی جهت کمک برای راه رفتن این فرزندان خاکی باشد، شمشیری شده که بر سر یکدیگر فرود آورده اند!!
پس مقصود آیات قرآن، آن عقلی است که با هماهنگی وجدان و فطرت و هدفگیری های معقول برای حیات معقول فعالیت نموده و راه را برای پیشرفت مادی و معنوی انسان ها هموار می کند.

منـابـع

محمدتقی جعفری- قرآن نماد حیات معقول- صفحه 84-88

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد