برهان هدف و حرکت، یکی از دلایل وقوع معاد از دیدگاه قرآن

فارسی 1962 نمایش |

بدون شک آفرینش انسان هدفی داشته، و برخلاف پندار مادیین که جهان را بی هدف تصور می کنند در جهان بینی الهی برای آفرینش انسان حتما هدفی بوده است که با حرکت تکاملی خود به سوی آن هدف پیش می رود. حال اگر با مرگ همه چیز پایان یابد مسلما این هدف تأمین نشده است، یا به تعبیر دیگر باید حیات انسان بعد از این جهان نیز ادامه یابد تا به تکامل لازم برسد و محصولی را که در این مزرعه پاشیده است درآنجا درو کند. کوتاه سخن اینکه قبول هدف برای آفرینش بدون پذیرش معاد ممکن نیست، و اگر ارتباط زندگی انسان را از جهان پس از مرگ قطع کنیم همه چیز شکل معما به خود می گیرد. با این اشاره به قرآن باز می گردیم، و به آیات زیر گوش جان می سپاریم:

1- یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فما قیه (انشقاق/6)

2- و من تزکی فانا یتزکی لنفسه و الی الله المصیر (فاطر/18)

3- انا لله و انا الیه راجعون( بقره/ 156)

4- الی ربک یومئذ المستقر (قیامت/12)

5- الی ربک یومئذ المساق (قیامت/30)

ترجمه:
1- ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت  پیش می روی  و سرانجام  او را ملاقات خواهی کرد.

2- هرکس پاکی را پیشه کند، برای خود پیشه کرده است.

3- ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم.

4- قرارگاه نهایی تنها به سوی پروردگار تو است.

5- مسیر همه به سوی پروردگارت خواهد بود.

تفسیر و جمع بندی
مسیر همه به سوی خدا است

در نخستین آیه نوع انسان را به طور کلی مخاطب ساخته و می فرماید: «ای انسان تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت پیش می روی و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد» (یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فما قیه). «کدح» (بر وزن مدح) به گفته جمعی از مفسران در اصل به معنی خراشی است که بر پوست تن وارد می شود، و به همین مناسبت به تلاش. کوششهائی که در روح و جان انسان اثر می گذارد این واژه اطلاق می شود. در مفردات راغب نیز آمده که این واژه به معنی تلاش آمیخته با رنج و تعب است. ولی در تفسیر المیزان می خوانیم از آنجا که در آیه مورد بحث «کدح» با «الی» ذکر شده به معنی سیر و حرکت است (و البته تضادی در میان این معانی نیست). از مجموع این گفتار چنین استفاده می شود که قرآن مجید انسانها را به کاروانی تشبیه کرده که از مرز عدم به راه  افتاده، و به اقلیم وجود پای نهاده، و از آن به سوی پرورگار پیش می رود تا به لقاء الله برسد. تعبیر  "و ان الی ربک المنتهی" (نجم/42) نیز ناظر به همین معنی است. ممکن است گروههائی از این مسیر منحرف شوند و هرگز به لقاء الله نرسند ولی اساس آفرینش انسان برای نیل به این هدف پی ریزی شده است. لقاء الله به معنی مشاهده پروردگار با چشم دل و رسیدن به مقام شهود قلبی است که انسان در سیر تکاملی خود به آن نائل  می گردد، و از مهمترین مقامات قرب است.

در دومین آیه، نخست سخن از پاکی و تقوی و تزکیه انسانها به میان می آورد که ثمره اش عائد خودشان می شود، می فرماید: «هرکس پاکی را پیشه کند نتیجه آن به خود او باز می گردد» (و من تزکی فانا یتزکی لنفسه) سپس می افزاید: «بازگشت همگی به سوی خدا است» (و الی الله المصیر).

اشاره به اینکه: اگر نیکان و پاکان در این جهان از تمام آثار تقوی و پاکی بهره مند نشوند بازگشتشان به سوی خدا است و در دارالبقاء نتائج اعمال خود را خواهند دید. به هر حال جمله "و الی الله المصیر" بازگو کننده این حقیقت است که سیر تکاملی انسان با مرگ پایان نمی گیرد و همچنان ادامه خواهد یافت تا به لقاء الله برسد.

مفسر بزرگ مرحوم  طبرسی در تفسیر سومین آیه مورد بحث می گوید: "انا لله" ( ما از آن خدا هستیم) اقرار به عبودیت است که ما همگی بندگان و مملوک او هستیم، "و انا الیه راجعون" (و ما به سوی او باز می گردیم) اقرار به رستاخیز و معاد است، سپس به کلام معروف مولی امیرمومنان علی( ع) اشاره می کند که در تفسیر این آیه فرمود: "ان قولنا( انا لله) اقرار علی انفسنا بالملم وقولنا و « و انا الیه راجعون» اقرار علی انفسنا بالهلک" «اینکه ما می گوئیم "انا لله" اعتراف به این حقیقت است که ما مملوک  اوئیم، و اینکه می گوئیم "و انا الیه راجعون" اقرار به این است که ما از این جهان خواهیم رفت (و جایگاه ما جای دیگر است). قابل توجه اینکه قرآن مجید این جمله را به عنوان یکی از گفتارهای  شایسته صابران هنگامی که با مصائب روبرو می شوند بیان کرده، گفتاری که تسلی بخش انسان در مصائب، و بیدار کننده دل و جان او در حوادث سخت، و طرد کننده افکار شیطانی از حوزه روح انسان در این لحظات حساس است چرا که از یکسو، اعتراف می کند خود و هرچه دارد ملک خداست، او نعمت می دهد، او باز می ستاند، و به گفته بعضی از مفسران از آنجا که شخص کریم هرگز آنچه را بخشیده باز پس نمی گیرد، گرفتن او به عنوان ذخیره برای جای بهتر است، و این خود مایه تسلی خاطر مصیبت زده است. و از سوی دیگر وقتی اعتراف می کند که ما به سوی او باز می گردیم تسلی خاطر دیگری به او می بخشد، زیرا به جائی می رود که مرکز فیض او و لطف و رحمت او و سرای جاویدان و محل لقای او است. لذا بعضی گفته اند این جمله  یکی از مواهب عظیمی است که خداوند در اختیار این امت گذارده تا به هنگام بروز مصائب به خوبی از آن الهام گیرند، و چقدر تفاوت بین آیه و سخنی است که یعقوب پیغمبر بزرگ خدا به هنگام از دست دادن یوسف بیان کرد: "و قال یا اسفا علی یوسف" «و گفت وا اسفا بر یوسف» (یوسف/84). آری در آن روز هنوز این جمله که به عنوان کلمه استرجاع است نازل نگشته بود. به هرحال این جمله عصاره ای است از توحید کامل و ایمان به معاد، و تکیه بر ذات پاک خداوند در همه حال و در هر زمان.

در چهارمین آیه، همین حقیقت در لباس تازه ای جلوه کرده است، بعد از آنکه به حوادث عجیبی که در جهان در آستانه قیامت و رستاخیز  رخ می دهد در آیات پیشین اشاره کرده، می فرماید: «آن روز قرارگاه نهائی تنها به سوی پروردگار تو است» (الی ربک یومئذ المستقر) اشاره به اینکه این جهان قرار گاه بشر نیست، و تمام نشانه های موجود در آن گواهی می دهد که دارا فناء و نیستی و دگرگونیها و فرسودگی و زوال است، با این حال مسلما نمی تواند مقصد نهائی در حرکت تکاملی انسان باشد، پس قرارگاه جای دیگر است. جمعی از مفسران در آیه تقدیری گرفته اند و گفته اند: منظور "الی حکم ربک" می باشد، یعنی قرارگاه در آنجا حکم پروردگار است که حق و عدالت به وسیله آن پیاده می شود یا حکم پروردگار  است که گروهی را به قرارگاه بهشت و گروهی را به قرارگاه دوزخ می فرستد. ولی با توجه به اینکه تقدیر برخلاف  قاعده است و در اینجا ضرورتی برای تقدبر به نظر نمی رسد دلیلی بر این گونه تفسیرها نمی بینیم.

و سرانجام در پنجمین و آخرین آیه آنچه در آیه پیشین آمده بود در تعبیر تازه ای مطرح شده است، بعد از آنکه اشاره به حالات محتضر و لحظات جان دادن و درهم پیچیده شدن طومار زندگی انسان می کند، می فرماید: «در آن روز مسیر همه به سوی پروردگارت خواهد بود» (الی ربک یومئذ المساق). «مساق» مصدر میمی به معنی «سوق» (راندن) می باشد، و این تعبیر نشان می دهد که جهت گیری حرکت تکاملی انسانها به سوی پروردگار است، یعنی به سوی کمال مطلق، و کمال بی نهایت. باز در اینجا جمعی، کلمه «حکم» یا «جزا» در تقدیر گرفته اند و گفته اند منظور رانده شدن همه به سوی حکم و جزای پروردگار است، ولی همانگونه که در آیه قبل نیز اشاره شد ضرورتی برای این تقدیر ها نیست، بلکه حرکتها به سوی خدا است. درپاره ای از آیات قرآن نیز ذات پاک خداوند به عنوان منتهای حرکت تکاملی معرفی شده می فرماید: "و ان الی ربک المنتهی" (نجم/42) و این خود دلیل دیگری بر حقیقت فوق است.

توضیحات
نقطه نهائی حرکتها

آنچه در آیات فوق بر آن تکیه شده (بازگشت و رجوع همه انسانها به سوی خدا است) همان چیزی است که با دلائل عقلی نیز می توان به آن رسید، زیرا جامعه بشری بسان کاروانی است که از نقطه تاریک عدم آغاز به حرکت کرده است و به سوی نور مطلق پیش می رود،  این حرکت تحت فرمان خداوند و در سایه ربوبیت او قرار دارد (توجه داشته باشید که این بحثها همه بعد از قبول اصل توحید و صفات است).

تعبیر «رب» در بسیاری از این آیات نشان می دهد که این حرکتی است که در پرتو ربوبیت خداوند و به طور حساب شده انجام می گیرد، از طرفی اگر نقطه پایان این حرکت، مرگ باشد، حرکتی تهی از هدف، فاقد قرارگاه، و یا به تعبیر دیگر حرکتی بی مقصد خواهد بود، در حالی که یقین است که این حرکت الهی به سوی  مقصدی مناسب پیش می رود.

هنگامی که خوب دقت می کنیم می بینیم هر حرکتی تکاملی برای رسیدن به یک مرحله بالاتر و عالیتر صورت می گیرد، و نقطه  اعلای وجود، ذات مقدس واجب الوجود است و بنابراین حرکات، همه به سوی اوست، و تا انسان به جوار قرب او نرسد و به مقام شهود ذات پاک او در نیاید، و در زمره  مقربین وارد نشود، آرام نخواهد گرفت، چرا که هدف نهائی حرکت انجام نشده است (دقت کنید).

کل این بیان نشان می دهد که باید سیر صعودی انسان با مرگ متوقف نشود، و در جهانی دیگر همچنان ادامه یابد، بنابراین وجود حرکت و هدف، خود دلیل زنده ای است بر مسأله حیات بعد از مرگ.

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- پیام قرآن (معاد در قرآن مجید)- جلد 5- از صفحه 255 تا 261

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها