برهان رحمت، یکی از دلایل وقوع معاد از دیدگاه قرآن

فارسی 1760 نمایش |

یکی از صفات مشهور و معروف خداوند «رحمت» است. مسلما رحمت به معنی اعطاء فیض و نعمت به موجودی است که قابلیت و استعداد آن را داشته باشد. و از آنجا که انسان با آن ساختمان مخصوص، و روحی که از برکت نفخه الهی در او دمیده شده، استعداد حیات جاویدان و رسیدن به کمالات فراوان را دارد، خداوند رحمان رحیم چنین فیض و سعادتی را از او قطع نمی کند، و فیض و رحمت او با مرگ قطع نخواهد شد. این همان چیزی است که از آن به عنوان «برهان رحمت» یاد می کنیم. اکنون به قرآن باز می گردیم و به آیه زیر گوش جان می سپاریم:

«قل لمن ما فی السموات والارض قل لله کتتب  علی نفسه الرحمه لیجمعنکم  الی یوم القیامه لا ریب فیه» (انعام/12)

ترجمه:
بگو آنچه در آسمانها و زمین است، ازآن کیست؟  بگو، برای خدا است. رحمت را برخود فرض کرده، و همه شما را در روز قیامت که شکی در آن نیست، جمع خواهد کرد.

تفسیر و جمع بندی
این آیه در حقیقت دارای چهار بخش است: در قسمت اول که با استفهام شروع می شود پیامبر اکرم(ص) را مخاطب ساخته می فرماید: «بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟» (قل لمن ما فی السموات والارض) سپس بی آنکه در انتظار پاسخی باشد می افزاید: خودت بگو «از آن خدا است» (قل لله) یعنی آنچنان مطلب مسلم است که نیازی به گفتگو و بحث ندارد. و در قسمت دوم می فرماید: «خداوند، اعطای رحمت را برخود حتم کرده است (که عموم بندگان را مشمول رحمت واسعه و لطف و عنایت بی پایان خود قرار دهد) (کتتب  علی نفسه الرحمه)، و در قسمت سوم به سراغ مسأله معاد می رود و می افزاید: « به طور قطع همه شما را در روز قیامت که شک و تردیدی  در آن نیست، جمع خواهد کرد» (لیجمعنکم  الی یوم القیامه لا ریب فیه)، و در چهارمین قسمت، چنین نتیجه می گیرد: «تنها کسانی که سرمایه وجود خود را از کف داده و خسران کرده اند ایمان نمی آورند» ( الذین خسروا انفسهم فهم لا یومنون).

در اینکه رابطه میان این چهار جمله چگونه است؟ جمعی از مفسران معتقدند که بخش اول آیه ناظر توحید، و بخش دیگری به معاد – یا نبوت و معاد- می باشد، و اصول اساسی دین در آن منعکس است. ولی مرحوم علامه طباطبائی معتقد است تمام آیه ناظر به مسأله معاد است و این تفسیر صحیحتر به نظر می رسد و توضیح آن با بیانی  از ما چنین است: در قسمت اول خداوند مالکیت و حاکمیت خود را بر سر تا عالم هستی تبیین می کند و ضمن یک سوال و جواب، سوالی که پاسخش از درون و فطرت و جان برمی خیزد و حتی مشرکان نیز به آن معتقد بودند، مطلب را روشن می سازد (این درست به آن می ماند که گاه پدری فرزندش را مواخذه می کند و می گوید آیا تمام وسائل تحصیل و ترقی تو را فراهم نکردم، و بعد بی آنکه منتظر پاسخ فرزند بنشیند خودش می گوید: البته چنین کردم) و به این ترتیب ثابت می شود که چیزی در عالم هستی نمی تواند در برابر اراده و فرمان حق مانعی ایجاد کند. سپس می افزاید:  خداوند قادر توانا، رحمت را بر خود مقرر داشته، چگونه ممکن است مقرر ندارد در حالی که او منبع فیض است، و هیچ بخلی در آن منبع نیست، و اگر تا ابد افاضه فیض کند چیزی از او  کم نمی شود. آیا رحمت غیر از این است که نعمت را به کسی که مستحق و لایق آن است بدهند، و هر موجودی را به کمال مطلوبی که استعداد دارد برساند؟

هنگامی که این دو مقدمه ثابت شد (خداوند عالم از یک سو کانون رحمت است، و از سوی دیگر هیچ مانعی بر سر راه فیض رحمت او نمی تواند ظاهر شود). درجمله سوم نتیجه می گیرد پس همه شما را در روز رستاخیز که تردیدی در آن نیست جمع می کند، زیرا اگر با مرگ انسان همه چیز پایان یابد، بشر به کمال مطلوب خود نرسیده، و از استعداد حیات جاودان بازمانده و رحمت الهی از او دریغ داشته شده، و یا مانعی برسر راه آن ظاهر گشته است ولی چون مانعی در کار نیست و رحمت او حتمی است، رسیدن به حیات جاویدان در سرائی دیگر و وصول به جوار قرب حق برای انسانها نیز قطعی است. و البته گروهی از مردم این سرمایه خود را برای حیات ابدی از دست می دهند و گرفتار خسران و زیان می شوند و به همین جهت به معاد ایمان نمی آورند. بنابراین ««برهان رحمت» که چکیده این آیه است، و کاملا مستدل و منطقی است، چیزی غیر از برهان  عدالت و برهان حکمت است (دقت کنید).

ضمنا پاسخ این سوال نیز روشن شد که قیامت و رستاخیز تنها برای گروهی مایه رحمت است، در حالی که برای گروه دیگری مایه عذاب است، این مطلب چگونه با رحمت خداوند سازگار می باشد؟ پاسخ  همان است که در ذیل آیه تلویحا آمده است که آن اینکه خداوند استعداد نیل به رحمت را به همه داده، و سرمایه های لازم  را در اختیار همگان گذارده، حال اگر گروهی خودشان سرمایه ها را آتش بزنند، و بر باد دهند، با اینکه هم عقل دارند  و هم تحت پوشش تعلیمات وحی قرار گرفته اند مقصر خودشانند، و خودشان کرده اند که لعنت برخودشان باد! همه مواهب حیات چنین است، گروهی از آن بهره می گیرند و گروهی سوء استفاده می کنند و این امر مانع فیض خدا و رحمت او نخواهد بود. قابل توجه اینکه جمله "لیجمعنکم..." از یک سو با «لام قسم»، از سوی دیگر با «نون تأکید ثقیله» و از سوی سوم با جمله "لاریب فیه" تأکید شده و نشان می دهد که با توجه به رحمت پروردگار، قیامت از هر نظر حتمی است. و از آنجا که آنچه در بالا گفته  شد برای توضیح این برهان کافی به نظر می رسد نیازی به توضیحات دیگر نمی بینیم.

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- پیام قرآن (معاد در قرآن مجید)- جلد 5- از صفحه 263 تا 266

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها