حدیثی پیرامون هویت امام عصر(ع) و شناخت راویان آن

فارسی 1831 نمایش |

شیخ صدوق- رضی الله عنه – از پدرش، از سعدبن عبدالله از یعقوب بن یزید از حمادبن عیسی از عبدالله بن مسکان، از أبان بن تغلب از سلیم بن قیس هلالی از سلمان فارسی روایت کرده است که گفت: باری بر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم وارد شدم و آن حضرت را دیدم که حسین علیه السلام را بر زانوان خود نشانده بود و پیاپی چشمان و  دهان او را می بوسید و می فرمود: "أنت سید ابن سید، أنت إمام ابن إمام، أخوإمام ، أبوأئمه أنت حجه الله ابن حجته و أبو حجج تسعه من صلبک، تاسعهم قائهمم"، و در بعضی طرق با افزوده «أعلمهم» ، «احکمهم» و «افضلهم»، (تو سرور و پسر سرور هستی، تو امامی و پسر امامی و پسر امامانی و برادر امامی و پدر امامانی، تو حجت خداوند  پسر حجت او و پدر نه حجت از صلب ( نسل) خود هستی که نهمین آنها قائم آنهاست)، و در برخی طرق حدیث، اضافه شده است: «داناترین آنها، حاکمترین آنها و فاضل ترین آنان است».

نوع و مرتبه حدیث
این حدیث مسند و متصل و با این اسناد صحیح است و معنای آن متواتر است.

شناخت راویان حدیث
1. شیخ صدوق
نجاشی گفته است: «علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی، ابوالحسن، شیخ و پیشوای قمیان در عصر خود سفری به عراق رفت و با ابواقاسم حسین بن روح نایب امام غایب دیدار کرد و به وسیله او نامه ای به حضرت صاحب الامر نوشت و از نداشتن فرزند پسر شکایت کرد و امام علیه السلام در پاسخ او مرقوم فرمود: برای اجابت درخواست تو به درگاه خداوند دعا کردیم و به زودی صاحب دو پسر نیک خواهی شد و چندی پس از این ماجرا بود که دو پسرش ابوجعفر (شیخ صدوق) و ابوعبدالله از بطن یک مادر به دنیا آمدند. شیخ طوسی در کتاب رجال و نیز کتاب الفهرست خود با اوصاف «ثقه، فقیه، جلیل القدر و صاحب تصانیف بسیار از او یاد کرده، و علامه حلی و ابن داود و ابن ندیم نیز او را فقیه معظم و پرهیزگار ثقه دانسته اند، و ذهبی، مورخ رجالی بزرگ اهل سنت در کتاب سیر اعلام النبلاء، او را «علامه» نامیده است. مزار شریف او در قم زیارتگاه همگان است.

2. سعد بن عبدالله
نجاشی گفته است: «ابوالقاسم سعدبن عبدالله أشعری قمی، شیخ و فقیه و از وجوه طایفه امامیه است». شیخ طوسی در هر دو کتاب رجال و الفهرست خود او را با اوصاف «جلیل القدر، ثقه، واسع الاخبار، دارای کتب بسیار» ستوده و وی را از اصحاب امام عسکری علیه السلام شمرده است ابن شهر اشوب و علامه حلی  و ابن داود نیز هرسه او را ثقه و فقیه و شیخ امامیه دانسته اند.

3. یعقوب بن یزید، ابویوسف
نجاشی او را ثقه و صدوق دانسته و برقی وی را از اصحاب امام کاظم و امام هادی علیهما السلام شمرده و شیخ طوسی او را از اصحاب امام رضا علیه السلام دانسته و با اوصاف «ثقه و کثیر الروایه و مصنف» ستوده است. علامه حلی و ابن داود نیز هر دو او را «ثقه و صدوق» گفته اند.

4. حماد بن عیسی
برقی در رجال خود او را از اصحاب امام صادق، امام کاظم، و امام رضا علیهم السلام شمرده است. او از اصحاب اجماع است که هر حدیثی به طریق صحیح از آنها روایت شده باشد صحیح تلقی می گردد. شیخ طوسی در کتاب رجال و نیز در الفهرست او را ثقه دانسته و علامه حلی در کتاب الخلاصه  و ابن داود در بخش نخست کتاب رجال خود هر دو او را ثقه شمرده و از او تجلیل بسیار کرده اند.

5. عبدالله بن مسکان، ابو محمد
نجاشی او را ثقه عین و مولف چند کتاب دانسته و کشی او را از جمله اصحاب اجماع شمرده و شیخ مفید در الرسائل العددیه از او تمجید و تجلیل بسیار کرده و او را از فقها و أعلام و صاحبان فتوا و آگاهان به حلال و حرام دانسته است. شیخ طوسی در افهرست، و ابن آشوب در المعالم و علامه حلی و ابن داود، همگی او را به «فقیه معظم و ثقه» وصف کرده اند.

6. أبان بن تغلب، ابوسعید
نجاشی در بیان عظمت مقام و علم بسیار او حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که به أبان فرمود: «در مسجد مدینه بنشین و مردمان را فتوا بده؛ زیرا من دوست دارم که در میان پیروان و شیعیان من کسانی مانند تو دیده شوند» و روایت شده که چون خبر وفات أبان به امام صادق علیه السلام رسید، امام فرمود: «هان، به خدا سوگند که مرگ او دلم را به درد آورد.» أبان در علوم قرآن و حدیث و ادب و لغت سرآمد همگان بود و کتاب های متعدد نوشت. نجاشی نقل کرده که باری أبان بر امام صادق علیه السلام وارد شد و چون چشم امام بر او افتاد بفرمود تا متکایی برای او آوردند، سپس با او مصافحه و معانقه کرد و او را خوشامد گفت و نیز نقل کرده که هرگاه أبان به (مسجد) مدینه می آمد همه حلقه های درس و حدیث پراکنده می شد و مردمان گرد او حلقه می زدند وگرداگرد ستون پیامبر را برای او خالی می کردند. از امام صادق علیه السلام روایت شده که به أبان بن عثمان فرمود: «همانا أبان بن تغلب سی هزار حدیث از من روایت کرده و تو نیز آنها را از او فراگیر و روایت کن.» برقی، أبان را از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام شمرده و کشی روایات معتمد بسیاری در بیان مقام و منزلت أبان نزد آن دو امام بزرگوار نقل کرده است، از جمله روایت مسلم بن أبی حبه که گفته است: چندی در خدمت امام صادق علیه السلام بودم و هنگامی که قصد بازگشت داشتم و با آن حضرت وداع کردم به من فرمودند «نزد أبان بن تغلب برو از او حدیث فراگیر و هر چه او از من روایت کند تو نیز آن را روایت کن»، و این گفتار امام نشانه جلالت أبان و صداقت او، و از بالاترین درجات توثیق است. شیخ طوسی در رجال خود أبان را از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق علیهم السلام دانسته و در کتاب الفهرست او را «ثقه جلیل القدر عظیم المنزله» وصف کرده است. علامه حلی بخشی از نظرات متقدمات در وثاقت ابان و منزلت او نزد ائمه را نقل کرده و ابن داود او را «ثقه جلیب القدر» فقیه و سیدعصر خویش شمرده  که سی هزار حدیث از امام صادق علیه السلام روایت کرده است. علمای عامه ( اهل سنت) نیز ابان را بسیار ستوده اند. مزی به نقل از عبدالله بن احمدبن حنبل و اسحاق بن منصور به نقل از یحیی بن معین و همچنین ابوحاتم ونسائی او را ثقه دانسته اند و ذهبی او را «امام شیعی و صدوق شمرده» و همو در میزان الاعتدال گفته: «أبان بن تغلب، شیعی، اما صدوق است، و صدق او برای ما و تشیع او برای خود او!!»

7. سلیم بن قیس هلالی
برقی او را از بزرگان اصحاب امیرالمومنین علیه السلام، و نیز از اصحاب امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر صلوات الله علیهم اجمعین شمرده است. ابن ندیم در الفهرست خود او را ازپیشگامان علمای شیعه در تصنیف کتب دانسته و «کتاب سلیم» را نخستین کتابی که در میان شیعه پدید آمد گفته است. علامه حلی در الخلاصه او را ستوده و توثیق کرده و ابن داود، علاوه بر ستایش و توثیق وی، او را از اصفیاء و دوستان گزیده امیرالمومنین علیه السلام شمرده است.این حدیث و صدها حدیث معتبر دیگر هویت امام زمان علیه السلام  را با شفافیت بیان می کند و براساس تعامل و داد و ستدهای عقل و شرع، دلیل عقلی راه خود را به سرانجام می رساند و جویای حق به مقصود می رسد و منزلگه معشوق را پیدا می کند.

منـابـع

خط امان- پژوهشی در موعود ادیان- از صفحه 366 تا 370

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها