حس و تجربه، یکی از راههای معرفت و شناخت در قرآن

فارسی 1937 نمایش |

یکی از راههای شناخت و وصول به معرفت از نظر قرآن احساس و تجربه می باشد که در آیات متعددی به آن اشاره شده است. در ادامه بخشی از این آیات را با تفسیر آنها بیان می کنیم. نخست به آیات زیر گوش فرا می دهیم:

1- «افلم ینظروا الی السماء فوقهم کیف بنیناها وزیناها ومالها من فــروج» (سوره ق/ آیه6)

2- «اولم ینظروا فی ملکوت السموات و الارض و ما خلق الله من شیء» (سوره اعراف/ آیه185)

3- «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت الی الارض کیف سطحت» (غاشیه / آیات 17-20)

4- «فانظر الی آثار رحمه الله کیف یحیی الارض بعد موتها» (سوره روم/آیه50)

5- «فلینظر الإنسان مم خلق- خلق من ماء دافق» (سوره طارق/آیات 6-5)

6- «فلینظر الإنسان الی طعامه - انا صببنا الماء صبا- ثم شققنا الارض شقا-  فانبتنا فیها حبا- وعنبا وقضبا» (سوره عبس/ آیات 24-28)

7- «اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم» (سوره شعرا/ آیه 7)

8- «اولم یروا انا نسوق الماء الی الارض الجــرز فنخرج به زرعا تأکل منه انعامهم و انفسهم افلا یبصرون» (سوره الم سجده / آیه 27)

9- «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبیین لهم انه الحق» (سوره فصلت/ آیه 53)

10-«اولم یروا الی اطیر فوقهم صافات و یقبضن نایمسکهن الا  الرحمن انه بکل شیء بصیر» (سوره ملک / آیه 19)

11-«و فی الارض آیات للموقنین- و فی انفسکم افلا تبصرون» (سوره ذاریات /آیات 20 /21)

12- «و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا وجعل لکم السمع و الابصار والافئده  لعلکم تشکرون» (سوره نحل / آیه 78).

(البته آیات در این زمینه در قرآن مجید بسیار فراوان است، و آنچه در بالا ذکر شد نمونه های روشنی در زمینه های گوناگون است).

ترجمه:

1- «آیا آنها به آسمانی که بالای سرشان است نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده ایم؟ و چگونه به وسیله ستارگان زینت بخشیده ایم! و هیچ شکاف و ناموزونی در آن نیست!»

2- «آیا آنها در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه را خدا آفریده است (از روی دقت و عبرت ) نظر نیفکندند؟»

3- «آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده؟ و به آسمان نگاه نمی کنند که چگونه بر پاشده؟ و به کوهها که چگونه در جای خود نصب گردیده؟ و به زمین که چگونه مسطح گشته است؟»

4- «به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می کند».

5- «انسان باید نگاه کند که از چه چیز آفریده شده؟!- از یک آب جهنده آفریده شده است.»

6- «انسان باید به غذای خویش بنگرد- ما آب فراوانی از آسمان فرو ریختیم – سپس زمین را از هم شکافتیم- و در آن دانه های فراوانی رویاندیم – و انگور و سبزی بسیار!»

7- «آیا آنها به زمین نگاه نکردند، چه اندازه در آن از انواع گیاهان آفریدیم؟»

8- «آیا ندید که ما آب را به سوی زمینهای خشک می رانیم، و به وسیله آن زراعتهای را می رویانیم که هم چهارپایانشان از آن می خورند و هم خودشان تغذیه می کنند، آیا نمی بینند؟»

9- «به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و درون جانشان به آنها نشان می دهیم تا آشکار گردد که او حق است.»

10- «آیا به پرندگانی که بالای سرشان گاه بالهای خود را گسترده، و گاه جمع می کنند، نگاه نکردند؟ جز خداوند رحمان کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی دارد، چرا که او به هر چیز بینا است.»

11- «و در زمین آیاتی برای طالبان یقین است، و در وجود خود شما ( نیز آیاتی است) آیا
نمی بینید؟!»

12- «و خداوند شما را از شکم مادران خارج نمود در حالی که هیچ نمی دانستید اما برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را بجا  آورید».

شرح مفردات:
«ملکوت» به گفته «راغب» در «مفردات» مصدر «ملک» می باشد که «تا» به آن اضافه شده است، و تنها در مورد «مالکیت خداوند» به کار می رود، و در «مجمع البحرین» و «لسان العرب» آمده است که «ملکوت» به معنی «عزت و سلطان» است. بعضی نیز گفته اند: از ریشه «ملک» ( بر وزن حکم) به معنی «حکومت و مالکیت» است، و اضافه «واو» و «تا» به آن برای تأکید و مبالغه می باشد.

«قضب» ( بر وزن «جذب» به گفته «لسان العرب» در اصل به معنی «قطع» است و به طوری که جمعی از مفسرین گفته اند به معنی سبزیهائی است که آنها را در نوبتهای مختلف می چینند.

«جرز» ( بر وزن شتر) به معنی سرزمینی است فاقد گیاه، و یا سرزمینی که هیچ گیاهی از آن نمی روید، و «جزر» (بر وزن مرض) به معنی بریدن و قطع کردن است، در «لسان العرب» از بعضی از ارباب لغت نقل شده که زمین «جرز» به زمینی می گویند که گیاه از آن قطع شده است.

«افئده» جمع «فواد» به گفته «راغب» به معنی «قلب» است با این تفاوت که این واژه به قلبی گفته می شود که حالت روشنائی و «توقد» پیدا کرده است، و این قابل توجه است که خداوند قلبی را به عنوان موهبت خویش می شمرد که هم روشن است و هم روشنگر، قابل توجه اینکه که لسان العرب این واژه را از ریشه «فاد» ( بر وزن وعد) به معنی بریان شدن می داند، و بنابراین «فواد» اشاره به عقلهائی است که دارای افکار پخته است!

تفسیر و جمع بندی
در آیه نخست توجه انسانها را به آسمان و زیبائیهای آن و چگونگی ساختمان کرات آسمانی و مخصوصا توجه آنها را به عدم وجود ناموزونیها در آن جلب می کند که هم زیبا است، هم محکم، هم منظم، و خالی از عیب و نقص. و در آیه دوم برای بیداری دلها و پیمودن راه توحید و خداشناسی همه انسانها را دعوت به مشاهده نظام آسمانها و زمین و مخلوقات پروردگار کرده است و در سومین آیه از آسمان به زمین می پردازد و توجه انسانها را به دو چیز: یکی آفرینش «شتر» با آن عجائب فراوانی که دارد (مخصوصا برای مردمی که در محیط نزول قرآن زندگی می کردند) و دیگر تسطیح کره زمین به طوری که قابل زندگی برای انسانها باشد، جلب می کند، و مشاهده را در تمام این مراحل به عنوان  یک منبع موثر معرفت معرفی می نماید. در چهارمین آیه پیغمبر اکرم (ص) را مخاطب قرار داده، و او را به مسأله نزول بارانها و زنده شدن زمینهای مرده توجه می دهد و می گوید آثار رحمت الهی را بنگر که چگونه زمین مرده را زنده می کند. در پنجمین آیه، به سراغ انسان می رود و مخصوصا روی مبدا آفرینش او انگشت می گذارد، و می گوید هر انسانی باید بنگرد از چه چیز آفریده شده است، از آن آب جهنده بی ارزش؟! و باز در اینجا حس و مشاهده به عنوان وسیله معرفت ذکر شده. در ششمین آیه به انسان دستور می دهد چشم بگشا و غذا و طعام خودت را ببین، و چگونگی پرورش آن را از طریق نزول باران، و شکافتن زمین، و سر برآوردن گیاهان و دانه های غذائی، میوه ها، و سبزیهای خوراکی که اگر هر ورقی از آن را درست بنگری کتاب و دفتری بزرگ از معرفت پروردگار در آن می بینی.

آیات ششگانه فوق دعوت به «نظر» می کند در حالی که پنج آیه بعد از آن دعوت به «رویت» می کند، گرچه این دو واژه در بسیاری از موارد به یک معنی به کار می رود، ولی به طوری که از بعضی از منابع معرفت لغت استفاده می شود «نظر» به معنی گردش چشم و کنجکاوی و دقت برای مشاهده چیزی است، در حالی که «رویت» به خود مشاهده گفته می شود و البته هریک از این دو واژه گاهی در معنی مشاهده حسی به کار می رود، و گاه در مشاهده فکری و ذهنی، اما باید توجه داشت که معنی اصلی آن همان مشاهده حسی است. به هرحال در هفتمین آیه مشرکان را به مشاهده انواع مختلف گیاهان که به صورت زوج زوج در هر گوشه و کنار زمین می روید فرا می خواند.و در آیه هشتم آنها را به تماشای چگونگی حرکت آب دریا در لابلای ذرات ابر، و فرو ریختن آنها بر سرزمینهای خشک و بی گیاه، و روئیدن گیاهانی که هم انسان از آن استفاده می کند و هم چهارپایان، فرا می خواند. در نهمین آیه به تمام آیات «آفاقی» و «انفسی» یعنی نشانه های خدا در عالم بزرگ، و در جهان کوچک یعنی وجود انسان، اشاره کرده، می گوید: ما این آیات را پیوسته و به طور مستمر یکی بعد از دیگری به انسانها نشان می دهیم تا به وجود خدا پی برند و حق بر آنها آشکار شود. در دهمین آیه سخن از «مشاهده» پرندگان است که چگونه بالای سر ما پرواز می کنند، گاه بالها را می گشایند و گاه می بندند، و این گشودن و بستن آنها را به سرعت بر فراز آسمان به حرکت در می آورد، و برخلاف قانون جاذبه به راحتی خود را در میان زمین و آسمان نگه می دارند، گاه بالها را گشوده و در عین حال به سرعت حرکت می کنند، گوئی نیروی مرموزی آنها را به پیش می راند و گاه بالها را بسته و به سرعت پیش می روند، هرکدام برای خود راه و رسم و ساختمان و شکل مخصوصی دارند و هر کدام وسائل و ابزار لازم برای زندگی و برنامه خود. در آیه یازدهم بار دیگر به آفرینش زمین، و سپس به آفرینش وجود خود انسان که در عین کوچکی دنیای عظیم و پرغوغائی است توجه می دهد و با جمله «افلا تبصرون» کسانی را که چشم باز دارند و این واقعیات را نمی بینند مورد سرزنش قرار می دهد (باید توجه داشت «بصیرت» از ماده «بصر» به معنی «چشم» یا «دید چشم» گرفته شده، و در عین اینکه به معنی «نظر» و «رویت» به کار می رود با آن متفاوت است چرا که بیشتر تکیه روی عضو بینائی و نیروی آن دارد، ولی مانند آن دو واژه گاه به معنی مشاهده درونی و تفکر نیز استعمال می شود). و بالاخره آخرین آیه مورد بحث روی مسأله گوش  و چشم و دل به عنوان سه وسیله اصلی شناخت و معرفت تکیه می کند که دلیل روشنی است بر اعتبار مشاهده و حس به عنوان یک منبع اصلی شناخت.

نتیجه:
آیات فوق که بیشتر پیرامون مسأله توحید و خداشناسی سخن می گوید برای پیمودن این راه و رسیدن به مقصد به انسانها دستور می دهد که درست چشمهای خود را بگشایند، و نام «الله» را بر پیشانی یک یک موجودات جهان بنگرند، عجائب و شگفتیهای آنها را ببینند، نظامات دقیق حاکم بر آنها را تماشا کنند، و بعد از طریق برهان نظم نه تنها بر ذات خدا بلکه صفات و توحید و تدبیر و قدرت و علم بی پایانش را نیز دریابند. با توجه به اینکه مهمترین مسأله در اسلام مسأله توحید و خداشناسی است و مهمترین دلیل آن در قرآن برهان نظم، و مهمترین منبع برهان نظم، جهان طبیعت و آفرینش  است، اهمیت حس و مشاهده و تجربه از نظر قرآن روشن می شود. نه تنها در مسأله خداشناسی که در مسأله معاد که دومین مسأله مهم است قرآن نیز از این «مشاهدات حسی» بهره فراوان می گیرد، و صحنه های معاد را در آیات فراوانی در همین جهان طبیعت در مقابل چشم انسان مجسم می کند، به عنوان نمونه در سوره ق می خوانیم: "ونزلنا من السماء ماءا مبارکا فابتنا به جنات وحب الحصید- واحیینا به بلده میتا کذلک الخروج"، «ما از آسمان آب پربرکتی فرستادیم و به وسیله آن باغها و دانه های غذائی را رویاندیم، و زمینهای  مرده را با آن زنده کردیم، زنده شدن مردگان در قیامت نیز همین گونه است» ! ( سوره ق/ آیات 9-11). همچنین برای روشن ساختن سرانجام ظلم و ستم و عاقبت کار بدکاران مردم را به مشاهده آثار باقیمانده از آنان، و ویرانه های شهرهای درهم کوبیده شده آنها، دعوت می کند. اینها همه تاکیدی است از سوی قرآن بر لزوم استفاده از «حس و مشاهده» به عنوان یک منبع «معرفت» و شناخت.

منـابـع

آیت الله مکارم شیرازی- پیام قرآن جلد اول- از صفحه 126 تا 133

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها