مذمت مسخره کردن در روایات

فارسی 2003 نمایش |

یکی از محرمات ( که از عوامل غیبت هم بشمار می رود) سخریه و استهزاء است. این عامل خود از عوامل و انگیزه های دیگری ناشی می شود. یکی از عواملی است که بسیاری از اوقات انسان های ضعیف الایمان را وادار به غیبت می کند. آری، هستند کسانی  که به منظور بی اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره می گیرند و برای مجلس آرایی و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه می گذارند و با کارهایی از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقی از اشاره و کنایه  و... دیگران را به مسخره می گیرند و از این راه حس خودپسندی و انتقام جویی خویش را اشباع می کنند و حداقل  با خرج کردن آبروی دیگران مستمعان و دوستان خود را راضی می سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل شدیدا نهی کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه می کند و می فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا یسخر قوم من قوم عسی أن یکونوا خیرا منهم  و لا نساء من نساء عسی أن یکن خیرا  منهن و لا تلمزوا أنفسکم و لا تنابزوا بالألقاب بئس الإسم الفسوق بعد الإیمان و من لم یتب فاولئک هم الظالمون» (سوره حجرات / آیه 11ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزاء کنند، شاید آنها که مورد استهزاء واقع می شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند و همچنین زنان یکدیگر را مسخره نکنند زیرا ممکن است زنان مسخره شده از آنها که مسخره می کنند بهتر باشند و مبادا از یکدیگر عیب جویی کنید و زنهار از این که یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند یاد کنید که پس از ایمان آوردن، نامی که نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هرکس که از این رفتار توبه نکند ستمگر و ظالم است.

برخی از مفسران در شأن نزول آیه فوق گفته اند: این آیه درباره ثابت بن قیس بن شماس نازل شده است. ثابت گوش هایش سنگین بود و هنگامی که وارد مسجد می شد برای او راه باز می کردند تا برود نزدیک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بنشیند و سخنان حضرت را بشنود. یک روز وارد مسجد شد در حالی که مردم از نماز صبح فارغ شده و هر کدام در جایی نشسته بودند. ثابت نیز طبق روش هر روز سعی می کرد نزدیک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بنشیند به این جهت جمعیت را می شکافت و می گفت جا بدهید، جا بدهید تا خدمت پیامبر بروم. سرانجام یکی از آنها گفت همین جا بنشین. او نیز همانجا نشست ولی از این که راهش ندادند تا نزدیک پیامبر بنشیند به شدت ناراحت شد. پس از این که هوا روشن شد ثابت از روی ناراحتی گفت: این مرد کیست؟ گفت: من فلان کس هستم. ثابت گفت:  فرزند فلان زن؟! و نام مادر او را طوری بر زبان جاری کرد که در آن دوران ( دوران جاهلیت ) این گونه تعبیر را مایه سرزنش و ملامت می دانستند. آن مرد شرمنده شده و از خجالت سر به زیر افکند، سپس این آیه نازل شد.

سرانجام بد سخریه و استهزاء

بی تردید، کسی که به مردم اهانت کند و آن ها را مورد تمسخر و استهزاء قرار دهد گناه بزرگی را مرتکب شده و باید در انتظار عواقب سوء و آثار بد آن باشد، زیرا هیچ عملی بدون بازتاب نخواهد بود: « فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل میثال ذزه شرا یره» (سوره زالزال / آیات 8-7پس در آن روز هرکس به قدر ذره ای کار نیک کرده آن را خواهد دید و هرکس به قدر ذره ای کار زشت مرتکب شده آن را خواهد دید.

از آثار بد هرزه گویی و مسخره کردن دیگران غفلت و بی تفاوتی و از دست دادن احساس مسئولیت است. افرادی که به این بیماری دچار می شوند قهرا از ذکر خدا غافل بوده و از عبادت پروردگار لذت نمی برند؛ یعنی در عبادت حضور قلب ندارند و با اکراه و بی میلی با آن رو به رو می شوند. از قرآن کریم استفاده می شود که یکی از موجبات غفلت و فراموشی از یاد خدا، استهزاء و تحقیر مومنان است زیرا بندگان مومن، مظاهر دین و مفاخر شریعت سید مرسلین اند و بی اعتنایی به مقام و منزلت آنان موجب سلب توفیق و باعث تاریکی دل می شود و سرانجام انسان را با دوزخیان گمراه، همراه و همنشین می سازد. خداوند تعالی در کتابش آنگاه که وخامت حال دوزخیان و کیفیت باز پرسی از آنان را ترسیم و تشریح می کند و به جزع و فزع آنان برای بیرون آمدن و نجات از عذاب دردناک و سوزان دوزخ اشاره می فرماید، با جمله "اخسئوا فیها و لا تکلمون"(سوره مومنون آیه 108)، «ای سگ ها! دور شوید و با من سخن مگویید» به آن ها پاسخ می دهد و سپس می فرماید: "إنه کان فریق من عبادی یقولون ربنا آمنا فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خیر الراحمین. فاتخذ تموهم سخریا حتی أنسوکم ذکری و کنتم  منهم تضحکون. إنی جزیتهم الیوم بما صبروا أنهم  هم الفائزون"(سوره مومنون / آیات 111-109)، «این شما بودید که وقتی گروهی از بندگان من می گفتند: پروردگارا ! ما ایمان آورده ایم، ما را بیامرز و بر ما ترحم فرما که تو بهترین رحم کنندگانی، آن ها را به باد مسخره گرفتید تا آن جا که مرا به کلی فراموش کرده بودید و تنها کارتان این بود که بر آن خداپرستان خنده می کردید.  اما امروز من به آنان به خاطر صبر و استقامتشان پاداش] نیک[ می دهم که تنها آنان پیروز و رستگارند».

حال که معلوم شد یکی از موجبات غلت و فراموشی از ذکر خدا استهزاء مومنان و بی احترامی به آنان است، باید دانست که اگر کسی با  همین حال از دنیا  برود و توبه نکند زندگی سخت و طاقت فرسایی در انتظار اوست و در روز قیامت کور و نابینا وارد محشر شده و مشمول رحمت الهی واقع نخواهد شد، چنان که می فرماید: «و من أعرض عن ذکری فإن له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه أعمی. قال رب لم حشرتنی أعمی و قد کنت  بصیرا قال کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی» (سوره طه/ آیات 127-124هرکسی از یاد من روی گرداند برای او زندگی سخت و تنگی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم. او می پرسد: پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردی با این که من در دنیا بینا بودم؟ خدا در پاسخ می گوید: این به خاطر آن است که آیات ما به تو رسید ولی تو آن ها را به کلی فراموش کردی و به کیفر آن، امروز تو فراموش خواهی شد: (ما تو را فراموش می کنیم(.

زیان های سوء سخریه از نظر روایات

در روایات معصومین علیهم السلام نیز از کسانی که مومنان را تحقیر و تمسخر می کنند شدیدا نکوهش شده است. در این مورد به چند حدیث اکتفا می شود:

یاوه سرایی و خسران ابدی

کسانی  که از راه غیبت، تهمت، اهانت و تحقیر مردم، دیگران را می خندانند باید بدانند که در روز قیامت از خاسران و زیان کاراننند. امام صادق علیه السلام فرمود: « کان بالمدینه رجل  بطال یضحک الناس منه فقال قد  أعیانی هذا الزجل أن أضحکه (یعنی علی بن الحسین) قال: فمر علی علیه السلام  و خلفه مولیان له قال: فجاء الرجل حتی إنتزع ردائه من رقبته، ثم مضی فلم یلتفت إلیه علی علیه السلام فاتبعوه و أخذوا الرداء منه فجاوا به فطرحوه علیه، فقال لهم، من هذا فقالوا: هذا رجل  بطال یضحک إهل المدینه فقال: قولوا له لله یوما یخسر فیه المبطلون»، در شهر مدینه  مردی پست و فرومایه بود که کار او فقط هرزه گویی و خنداندن مردم بود. یک روز گفت که این مرد ( یعنی علی بن الحسین ) مرا عاجز کرده است، زیرا تا کنون نتوانسته ام  او را بخندانم.] منتظر فرصتی بود[ تا این که روزی امام سجاد علیه السلام به همراه دو تن از خدمت گزاران خود می گذشت. او نیز] فرصتی به دست  آورد[ و عبای آن حضرت را از دوش مبارکش کشید و رفت. امام هیچ گونه اعتنایی به او نکرد. کسانی که آن جا بودند رفتند و ردای امام سجاد علیه السلام را از او گرفته و بر دوش مبارک آن بزرگوار انداختند. امام علیه السلام  پرسید: این شخص که بود؟ گفتند: او مرد هرزه گو و خوش مزه ای است که مردم مدینه را می خنداند. فرمود: به او بگویید خدا را روزی است که در آن روز یاوه سرایان زیانکار خواهند شد.

به هر حال، تردیدی نیست که این گونه افراد در روز قیامت گرفتار انواع عذاب و شکنجه خواهند شد و همانگونه که در دنیا مومنان را مسخره می کردند و می خندیدند اهل ایمان نیز در روز قیامت بر آنها می خندند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم  فرمود: «إن المستهزئین بالناس یفتح لاحدهم باب من الجنه فیقال هلم هلو فیجی ء بکربه و غمه فاذا أتاه أغلق دونه ثم یفتح له اخر فیقال هلم  فیجیء بکربه و غمه فاذا إتاه اغلق دونه  فما یزال  کذالک  حتی إن الرجل لیفتح له  الباب فیقال له هلم  هلم  فلا یأتیه»، در روز قیامت کسانی که در دنیا مردم را مسخره می کردند می آورند و دری از بهشت به روی آنان می گشایند و به آنها می گویند بیایید بیایید. آنها با آن همه سختی و ناراحتی به پیش می آیند و همین که نزدیک در می رسند در به روی آنها بسته می شود. سپس در دیگری به روی آنها باز می شود و گفته می شود شتاب کنید شتاب کنید. این بار نیز آنها با ناراحتی حرکت می کنند و همین که نزدیک این در می روند آن نیز بسته می شود و همین طور این کار تکرار می شود تا جایی که ناامید می شوند و سرانجام دیگر به سوی هیچ دری نمی روند. در اینجا مومنان که ساکنان بهشت اند به آنها نظاره می کنند و به آنان می خندند.

نتیجه بحث

با توجه به مطالبی که گفته شد افراد متعهد و مومن باید از این رفتار زشت و ناپسند از دو جهت دوری جویند.

- یکی آن که هرزگی و مسخرگی بالطبع زشت است.

- دوم آن که موجب گناه کبیره دیگر- یعنی غیبت- نیز می شود.

منـابـع

محمدرضا مهدوی کنی- نقطه های آغاز در اخلاق عملی- از صفحه 320 تا 321 و صفحه 326 تا 328 و صفحه 330 تا 332

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها