بررسی استدلال مکتب خلفا به کتاب و سنت در اثبات شوری برای خلافت

فارسی 155 نمایش |

اول کسی که از «شوری» سخن گفت و برای تعیین خلیفه به تشکیل آن فرمان داد «عمر ابن خطاب» بود. جز آن که او برای برپایی امامت در اسلام با شوری دلیلی ارائه نکرد، ولی آیندگان پیرو مکتب خلفا برای صحت استقرار امامت با شوری به دو آیه از کتاب خدا و یک روایت از پیامبر (ص) استدلال کرده و گفته اند که «آن حضرت در برخی امور مهم با اصحابش مشورت می فرمود.»

استدلال به کتاب و سنت برای اثبات شوری

گفته اند: «خداوند متعال درباره مومنان فرموده: «و امرهم شوری بیهنم» (سوره شوری/آیه 38)، «کارشان را با مشورت انجام می دهند». و به پیامبر  فرمود: «و شاورهم فی الأمر» (سوره آل عمران /آیه 159)، «و در کارها با آنان مشورت کن». و گفته اند: رسول خدا (ص) در امور مهم با اصحاب خود مشاوره می کرد»، و ما در پاسخ  ایشان می گوئیم:

اولا- استدلال به آیه «و امرهم شوری بیهنم»:

جمله: «و امرهم شوری بیهنم»، از آیه 38 سوره شوری به دنبال خود جمله «و مما رزقناهم ینفقون» (و از آنچه به ایشان داده ایم انفاق می کنند) را دارد، که هر یک دو جمله ترجیح و برتری مشاوره و انفاق را می رساند نه وجوب و لزوم آنها را، و نیز مشاوره رایزنی، تنها در اموری صحیح است که از سوی خدا و رسول درباره آن حکمی نرسیده باشد، زیرا خداوند سبحان فرموده: «ما کان لمومن و لامومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلا لامبینا» (سوره احزاب/ آیه 36«هیچ مرد مومنی و زن مومنه ای حق ندارد هنگامی که خدا و رسولش امری را لازم دانستند، برای خود اختیاری قائل باشد. و هرکس خدا و رسولش را نافرمانی کند، به گمراهی آشکاری دچار شده است.»

ثانیا-  استدلال به آیه «و شاورهم فی الأمر»:

این آیه بخشی از سلسله آیات 139-166 سوره آل عمران است که درباره غزوه های پیامبر (ص) و چگونگی نصرت خدا بر مومنان نازل شده است و در برخی از آنها همه مسلمانان بویژه رزمندگان را مورد خطاب قرار داده و اندرزشان می دهد، و در برخی از آنها تنها رسول خدا (ص) را مخاطب ساخته که از جمله آنها این آیه 159 است که می فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک فاعف عنهم  و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا غرمت فتوکل  علی الله ان الله یحب المتوکلین»، «به رحمت الهی با آنها نرمخو شدی. و اگر  خشن و سنگدل بودی از گردت پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش و برایشان آمرزش بخواه و درکارها با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی، بر خدا توکل نما که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»

کاملا روشن است که فرمان مشاوره در این آیه، برای دلجوئی و رحمت با آنهاست نه برای عمل به رأی و نظر آنان. چنانکه به آن حضرت فرمود: «و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن» و به نظر و تصمیم خود عمل نما! و نیز از مجموع آیات مذکور دانسته می شود که جایگاه ترجیح و برتری مشاوره، تنها در غزوه ها و جنگهاست و آنچه درباره مشاروه پیامبر (ص) با اصحاب خود رسیده نیز – همگی درباره غزوه هاست.

ثالثا – استدلال به مشاوره پیامبر(ص) با صحابه:

مشاوره رسول رسول خدا(ص) با اصحاب خود، تنها در جنگها بود. چنانکه «ابوهریره» صحابی بدان تصریح کرده و گوید: «هیچکس را مشورت کننده تر از رسول خدا (ص) با اصحاب خود ندیدم. مشاوره آن حضرت با صحابه، تنها درباره جنگ بود.

منـابـع

علامه سیدمرتضی عسکری- بازشناسی دو مکتب (جلد اول) – از صفحه 247 تا 250

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها