معانی خلود در بهشت و جهنم با توجه به آیات قرآن

فارسی 664 نمایش |

خلود در لغت، هم به معنای «طول مدت» آمده و هم به معنای «ابدیت». در این آیه ظاهرا به معنای طول مدت است: «ومن یعض الله ورسوله ویتعد حدوده یدخله نارا خالدا فیها و له عذاب مهین»(نساء/14«و کسی که خدا و رسولش را نافرمانی کرده و از حدود او تجاوز نماید، خدا او را داخل آتش می کند در حالی که خلود در آتش دارد و معذب به عذاب خوارکننده ای می باشد». از اینکه آیه، مطلق عاصی متعدی از حدود خدا را محکوم به خلود در آتش نشان می دهد و حال آنکه کافرانند که استحقاق عذاب موید دارند معلوم می شوند که «خلود» در این آیه، به معنای «طول مدت» است و لذا قرآن کریم آنجا که خلود به معنای ابدیت باشد با قیدی همراه می آورد تا فهم مراد باشد مثلا درباره ی بهشتیان می فرماید: «اعدلهم جنات تجری تحتا الانهار خالدین فیها ابدا» (برائت /100)، قید «ابدا» نشان می دهد که مراد از «خلود» در اینجا «ابدیت» و جاودانه است و همچنین در مورد کفار از جهنمیان می فرماید: «ان الله لعن الکافرین واعدلهم سعیرا* خالدین فیها ابدا» (احزاب/65-64). کلمه ی «ابدا» نشانگر معنای ابدیت در خلود است. در آیات دیگر راجع به بهشتیان آمده است: «لایمسهم فیها نصب وما هم منها بمخرجین» (حجر/48«هرگز خستگی و رنجی به آنان نمی رسد و هیچگاه آنها از بهشت اخراج نمی شوند»، و راجع به جهنمیان آمده است: «یریدون ان یخرجوا من النار وما هم بخارجین منها و لهم عذاب مقیم» (مائده/37)، «‌آنها پیوسته می خواهند از آتش خارج شوند ولی توانایی بر آن ندارند و آنجا عذابی ثابت و پایدار خواهند داشت». و اصلا خود کلمه ی «اصحاب النار» یعنی یاران آتش دال بر ابدیتت است زیرا کسی که یار و همراه چیزی شد، طبیعی است که از او جدا نخواهد شد وگرنه یار و همراه آن نخواهد بود و لذا گروهی که موقتا به جهنم می روند تا تطهیر شوند و بهشتی گردند در واقع آنها (اصحاب النار) نیستند و از آتش جدا خواهند شد. خداوند متعال در آیات 108-106سوره مبارکه هود می فرماید:

«فاما الذین شقوا ففی النار لهم فیها زفیر وشهیق»

«خلدین فیها ما دامت السموات والارض الا ما شاء  ربک ان ربک فعال لما یرید»

«واما الذین سعد وا ففی الجنه خلدین فیها ما دامت  السموات والارض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ»

«پس آنها که شقاوتمند شدند، در میان آتشند و در آن زفیر و شهیقی دارند ]و فریادها می کشند[

«و برای همیشه در آتش خواهند بود تا آسمان ها و زمین برپاست ]آنها در آتشند[ مگر آنچه پروردگارت بخواهد که پروردگار تو هر چه بخواهد انجام می دهد».

«و اما آنها که سعادتمند شدند، در بهشت جاودانه مادام که آسمان ها و زمین برپاست خواهند بود؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد. بخششی قطع نشدنی است.»

در این آیات، خداوند فرموده است: «خالدین فیها ما دامت السموات والارض»، جهنمیان در میان آن ]آتش[ جاودانه و برای همیشه خواهند بود، تا آسمان ها و زمین برقرار است، عذاب دوزخیان نیزبرقرار است. البته آسمان و زمین دنیا که فناپذیر است و همیشگی نیست و لذا آقایان مفسران در توجیه این جمله سخنانی دارند از جمله اینکه این تعبیر کتابی است و کنایه از ابدیت است، و در محاورات عربی از اینگونه تعبیرات کتابی فراوان است و خود مفهوم جمله منظور نیست وگرنه تنافی با خلود پیدا می کند. وجه دیگر اینکه  پس از فنای دنیا با آسمان و زمینش، آسمان و زمین دیگری مناسب با عالم آخرت تحقق می یابد چنان که قرآن کریم می فرماید: «یوم تبدل الارض غیر الارض والسماوات» (ابراهیم/48 روزی که زمین و آسمان تبدل پیدا می کند به غیر از این زمین و آسمان و آن زمین و آسمان مبدل، جاودانه است و فناپذیر نمی باشد. چون انسان در هر عالمی که باشد، مرکب از جسم و روح است و قهرا زیر پایی به نام زمین و بالای سری به نام آسمان دارد! طبعا انسان خالد در بهشت و جهنم نیز زمین و آسمانی دارد و لذا قرآن می فرماید: «خالدین فیها ما دامت السموات والارض»، «دوزخیان بر حسب خلود و ابدیت آسمانی ها و زمین، در میان آتش، خلود و ابدیت دارند.» آنگاه می فرماید: «الا ما شاء ربک» «مگر آنچه که خدای تو بخواهد». این جمله ی استثنائیه میان مفسران بحث انگیز شده است! تا آنجا که صاحب تفسیر مجمع البیان ده وجه آورده است. چون معنای آن به حسب ظاهر این است: خلود جهنمیان در آتش تا وقتی است که خدا بخواهد آنها را از آتش برهاند و این معنا منافات با خلود به معنای ابدیت پیدا می کند و مناسب با معنای طول مدت می شود، ولی این جمله در مورد بهشتیان در آیه بعد نیز آمده است و حال آنکه ابدیت برای بهشتیان قطعی است و مخصوصا با قید «عطاء غیر مجذوذ» آمده یعنی زندگی در بهشت قطع نشدنی است. از این رو نمی شود استثناء «الا ما شاء ربک» را قرینه بر این قرار بدهیم که خلود به معنای طول مدت است نه به معنای ابدیت و لذا آنچه که بهتر به نظر می رسد، همانطور که بعض مفسران نیز احتمال داده اند، این است که این جمله در هر آیه و در مورد هر گروه از دوزخیان و بهشتیان که دارای خلود به معنای ابدیت می باشند، برای اثبات قدرت مطلقه ی خدا در هر حال است، یعنی تصور نشود که خلود و ابدیت در مورد اهل بهشت و جهنم قدرت و مشیت خدا را محدود کرده و زمام تدبیر امور از دست خدا خارج شده و دیگر نمی تواند آنها را از بهشت و جهنم بیرون بیاورد و ناچار باید تن به خلود آنها بدهد. خیر، این چنین نیست! بلکه اراده و مشیت خدا همچنان به قدرت خود باقی است و در هر حال می تواند رحمت و نعمت خود را از بهشتیان و عذاب و نقمت خود را از جهنمیان قطع کند ولی در عین این توانایی و قدرت، خلود را که براساس حکمت، تقدیر کرده است، قطع نمی کند و هیچگاه اراده و مشیت خود را برخلاف مقتضای حکمت جاری نمی سازد وگرنه براساس اصل قدرت: «ان ربک فعال لما یرید»، «به یقین خدای تو هر چه را که بخواهد انجام می دهد ]اگرچه تغییر برنامه ی خلود باشد[».

تداوم حضور سعادتمندان در بهشت

«واما الذین سعد وا ففی الجنه خلدین فیها ما دامت السموات والارض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ»، «و اما آنان که سعادتمند شدند؛ در بهشت جاودانه خواهند بود مادام که آسمان ها و زمین برپاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد ]این نعمت بهشتی[ قطع نشدنی است». با توضیحی که در آیه ی قبل داده شد، مفاد این آیه نیز روشن است و نیاز به تکرار ندارد. تنها تذکر این نکته شاید خالی از وجه نباشد که در آیه ی «فاما الذین شقوا ففی النار»، «شقوا» با صیغه ی فعل معلوم آمده ولی در آیه ی «واما الذین سعدوا ففی الجنه»، «سعدوا» با صیغه ی فعل مجهول آمده است، شاید همانگونه که بعض مفسران احتمال داه اند اشاره به این باشد که شقاوتمندان صرفا با ارده و اختیار خود راه شقاوت را پیموده اند و به جهنم منتهی شده اند! اما سعادتمندان علاوه بر سعی ارادی و اختیاری خود، از جانب خدا مدد رسیده و توفیق شامل حال گشته و منتهی به بهشت شده اند. در آیه ی بعد می فرماید: «فلا تک فی مریه مما یعبد هولاء ما یعبدون الا کما یعبد آباوهم من قبل و انا لموفوهم نصیبهم غیر منقوص»، «شک و تردیدی در این نداشته ] اگرچه خطاب به ظاهر به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است ولی در واقع خطاب به امت است[ که شک و تردیدی در پیروزی خود و شکست دشمن نداشته باشید این قوم مشرک همان را می پرستند که پدرانشان از پیش می پرستیدند». اینها تکیه گاهی جز موجودات «لایضر ولا ینفع» ندارند. ثروت و قدرتشان شما را به هراس نیفکند! همانگونه که پدرانشان شکست خورده و نابوده شدند، اینان نیز به همان سرنوشت شوم مبتلا خواهند شد. ما نصیبشان را از کیفر و پاداش، بی کم و کاست بدان ها خواهیم داد.

منـابـع

سیدمحمد ضیاء آبادی – تفسیر سوره هود – از صفحه 493 تا 494 و صفحه 491 تا 492 و صفحه501 تا 504

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها