جستجو

معیارهای گزینش کارگزاران حکومت اسلامی با توجه به داستان یوسف علیه السلام

حکومت

حکومت هایی قادرند ادعای اقتدار و استقلال نمایند که از نیروهای کارآمد در عرصه های اجرایی و قانون گذاری برخوردار باشند و پایه های آن نظام بر حضور آگاهانه و گسترده مردم استوار گشته باشد. افراد جامعه برای پذیرش مسئولیت؛ و مردم برای گزینش کارگزاران اصلح با مراجعه به معارف قرآن کریم می توانند الگوی مناسبی برای ادای وظیفه خویش داشته باشند. یکی از الگوهای مناسبی که قرآن کریم معرفی نموده، جریان صدارت امور حکومتی توسط حضرت یوسف (ع) است.

حضرت یوسف (ع) در قرآن مجید

یک سوره از قرآن کریم به طور ویژه به حضرت یوسف اختصاص یافته و تمام آنچه از یوسف (ع) در قرآن نقل شده، در همین سوره آمده است قرآن کریم در ابتدای این سوره جریان یوسف (ع) را از بهترین قصه ها یاد می کند (یوسف/ 3) که صاحبان خرد و دانایی با مرور سیره یوسف (ع) و توجه به فراز و نشیب زندگی او می توانند اصول برنامه زندگی خویش را ترسیم کنند. (یوسف/ 111) اقتدا و الگوپذیری از سیره یوسف (ع) درس های فراوانی را به همراه دارد که از جمله آنها مشاهده الطاف خداوند متعال نسبت به انسان های خوب و درستکاری است که در صحنه های مختلف عمر خویش به خداوند تکیه کرده و وظیفه خویش را انجام داده اند. (یوسف/ 56- 57)
یکی از برهه های حساس زندگی یوسف (ع)، مسئله وزارت و عهده داری مسئولیت در حکومت مصر بود و به راستی عملکرد او نمونه موفقی از یک کارگزار اسلامی است که توانست با مدیریت خود، جامعه را از خطرات بسیار نجات داده و منشأ خیرات فراوان گردد. داستان از آنجا شروع می شود که عزیز مصر به درباریانش گفت: «من در خواب هفت گاو فربه را دیدم که هفت گاو لاغر آنها را می خورند، و هفت خوشه سبز و خوشه های دیگری که خشک بودند نیز در خواب دیدم. تعبیر خواب من چیست؟» آنها چون نتوانستند تعبیری بیابند، گفتند: «رویای تو چند رشته خواب درهم پیچیده است و ما تعبیر این گونه خواب ها را نمی دانیم.» یکی از اطرافیان عزیز که روزی با یوسف (ع) در زندان بود و یوسف (ع) مژده آزادی را به او داده بود، پس از مدتی یوسف (ع) را به خاطر آورد، نزد وی در زندان رفت و جریان را بازگو کرد. یوسف (ع) خواب پادشاه را نشانه هفت سال پرباری محصولات و پس از آن، هفت سال خشکسالی و قحطی دانست. فرستاده دربار بازگشت و تعبیر خواب پادشاه را گزارش کرد. پادشاه فرمان آزادی یوسف (ع) را صادر نمود و گفت: «او را نزد من آورید!»
هنگامی که فرستاده پادشاه نزد یوسف (ع) آمد، یوسف (ع) همراه او نرفت تا جریان بی گناهی او اثبات شود. پس از آن که پاکدامنی یوسف (ع) ثابت شد، پادشاه گفت: «ائتونی به استخلصه لنفسی فلما کلمه قال انک الیوم لدینا مکین امین؛ یوسف را نزد من آورید که او را از خاصان خود قرار خواهم داد.» (یوسف/ 54) هنگامی که (یوسف را نزد پادشاه آوردند و) پادشاه با او سخن گفت (و عظمت وی نزد پادشاه بیشتر آشکار شد، او را به صدارت منصوب کرد و «به او گفت: تو امروز نزد ما مقامی بلند داری و در همه کارهای ما امین هستی.» یوسف گفت: «اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم؛ مرا بر خزانه های این سرزمین بگمار. (تا آذوقه مردم را تامین کنم و در دوران قحطی میانشان توزیع نمایم) که من نگهبان امور و به اداره کارها دانایم.» (یوسف/ 55) از حضرت رضا (ع) نقل شده است: «یوسف (ع) به جمع آوری آذوقه پرداخت و در آن هفت سال فراوانی، طعام های اندوخته را انبار کرد و چون این چند سال سپری شد و سال های قحطی فرا رسید، یوسف (ع) شروع به فروختن طعام کرد،... مردم گفتند ما هیچ ملک و سلطنتی مانند ملک و سلطنتی که خدا به این پادشاه داده، ندیده و نشنیده ایم، و هیچ پادشاهی سراغ نداریم که علم و حکمت و تدبیر این پادشاه را داشته باشد. یوسف به پادشاه گفت:... بدان که من ایشان را از گرسنگی نجات ندادم تا مالکشان شوم، و اصلاحشان نکردم تا فاسدشان کنم و نجاتشان ندادم تا خود بلای جان آنان باشم؛ لیکن خداوند به دست من نجاتشان داد... من خدا و تو را شاهد می گیرم که تمامی اهل مصر را آزاد کرده، اموال ایشان را به ایشان برگرداندم و همچنین اختیارات و سلطنت و مهر و تخت و تاج تو را نیز به تو برگرداندم. به شرطی که جز به سیرت من نروی، و جز به حکم من حکم نکنی.»

بهره گیری مدبرانه یوسف از امکانات کشور

ابن عباس می‎گوید: «اگر یوسف (ع) خودش به پادشاه نمی‎گفت که مرا خزانه دار قرار بده، پادشاه تمام اختیارات مملکت را همان ساعت به یوسف واگذار می‎کرد. یوسف (ع) پس از به دست گرفتن مقام خزانه‎داری، یک سال در اطراف شاه بود و به انجام وظیفه خود می‎پرداخت، آن گاه به درخواست یوسف، پادشاه، امارت و ریاست کشور مصر را به او واگذار کرد. شمشیر مخصوص حکومت را بر پیکر برازنده او حمایل نمود، و او را بر تخت مخصوص حاکمیت که با طلا و در و یاقوت تزیین شده بود نشاند. شکوه و نورانیت چشمگیر یوسف (ع)، همه چیز را تحت الشعاع قرار داده بود. وقتی که تمام اختیارات کشور به دستش رسید، از تمام اختیارات و امکانات خود به نفع جامعه استفاده کرد و به عدالت و دادگری رفتار نمود، به طوری که محبتش در دل زن و مرد مردم مصر جای گرفت، به گونه‎ای که به فرموده قرآن: «یتبوأ منها حیث یشاء؛ تا آن چه را که می‎خواهد از آن اختیارات استفاده کند.» (یوسف/ 56).»
حضرت رضا (ع) می فرماید یوسف در هفت سال اول که سالهای فراوانی نعمتها بود، دستور داد انواع نعمتها و خوراکیها و آشامیدنیها را در خزانه‎ها و انبارها ذخیره کردند. وقتی که این هفت سال گذشت و سالهای قحطی فرا رسید، یوسف (ع) در سال اول: تمام اندوخته‎های غذایی را فروخت و پول (درهم و دینار) کرد، به طوری که در مصر و اطراف آن، درهم و دیناری نبود، مگر در تحت اختیار یوسف.
در سال دوم: از آن درهم و دینارها جواهرات خرید، به طوری که تمام جواهرات مصر و اطراف در اختیار یوسف (ع) در آمد.
در سال سوم: از آن جواهرات، حیوانات و چهارپایان و مرکبها را خرید، به طوری که تمام حیوانات مصر و اطراف در اختیار یوسف در آمد.
در سال چهارم: آنها را فروخت و به جای آنها تمام برده‎ها و کنیزها را خرید.
در سال پنجم: آنها را با خانه‎ها و باغها مبادله کرد، به طوری که تمام خانه‎ها و باغها در تحت تصرف یوسف (ع) در آمد.
در سال ششم: آنها را فروخت و به جای آنها زمینهای کشاورزی و قناتها را خرید، به طوری که تمام املاک و آب و خاک مصر و اطراف در اختیار یوسف (ع) در آمد.
در سال هفتم: با آن آب و خاک (که مایه حیات انسانها هستند) تمام مردم مصر از زن و مرد را خریداری کرد، به طوری که تمام مردم از عبد و حر، از کنیز و خانم، در اختیار یوسف (ع) در آمدند، در نتیجه یوسف با این تدابیر و رد و بدل کردن معاملات، و به کار انداختن چرخهای اقتصاد کشور، به رونق بازار اقتصاد پرداخت و مردم را به بهره‎بردای اقتصادی رسانید؛ با توجه به این که: برای نگهداری مردم و حفظ اقتصاد مملکت و پدید نیامدن شکاف طبقاتی، این تدابیر لازم بود. زندگی مردم به گونه‎ای شد که گفتند: «ما چنین حاکمی را ندیده‎ایم و نه در تاریخ سراغ داریم که این چنین با نور علم و بینش و تدابیر، نابسامانیها را سامان بخشد.» ولی یوسف با آن همه مقام؛ کوچکترین غروری نداشت، و یکپارچه تواضع و اخلاق و عدالت و ملاطفت بود.
در این موقع، یوسف (ع) به شاه (شاه سابق) گفت: «این اختیاراتی را که خداوند به من داده، اینک رأی شما (در مورد این مردمی که جیره خوار من شده‎اند) چیست؟ من آنان را به اصلاح نکشانده‎ام که خودم فسادی کنم، آنها را از بلا نجات نداده‎ام که خودم بلای آنها باشم، بلکه خداوند آنها را به دست من نجات داده است.»
پادشاه گفت: «رأی، رأی تو است، هر چه خودت بخواهی همان درست است.» یوسف گفت: «من خداوند و تو را شاهد و گواه می‎گیرم که تمام مردم مصر را آزاد کردم، اموال و بنده‎های آنان را به خودشان رد کردم، اینک انگشتر و تخت و تاج تو را به تو می‎سپارم به شرط این که به روش من رفتار کنی و به حکم من باشی.» پادشاه گفت: «افتخار و سعادت من در این است که روش تو را سرمشق خود قرار دهم و به حکم تو سر فرمان نهم، اگر تو نباشی، کار ما به اصلاح و استحکام نمی‎گراید، تو سلطان عزیزی هستی که انتقادی به کارهایت نیست، من به خدا و یکتایی و بی‎همتایی خدا و این که تو رسول خدا هستی گواهی می‎دهم، تو به آن چه که من به تو واگذار کردم اختیار کامل داری و طبق صلاح خودت رفتار کن و تو شخصی امانت دار و بزرگوار هستی.»
این جریان یوسف (ع) می تواند نشانه ای برای بیان معیارهای گزینش کارگزاران و نمایندگان ملت برای تصدی کرسی های حکومت اسلامی و الگویی برای کارگزاران حکومت اسلامی باشد.

شناسایی و انتخاب

بقای یک نظام سیاسی- اجتماعی به انسان های کارآمد و فعال وابسته است، از این رو سپردن مسئولیت امور به هر فردی باید با شناخت از او باشد. و شرعا نمی توان کورکورانه و بدون تحقیق شخصی را برای تصدی شغل و مسئولیتی انتخاب نمود. از این رو پس از آنکه شناخت کاملی نسبت به توانایی ها و شخصیت نامزد مربوطه پیدا شد، آن گاه می توان به او اعتماد نمود. حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: «هر کس شخصی را مامور رسیدگی به امور مردم نماید، در حالی که می داند در میان مردم، شخصی بهتر از او و آشناتر به کتاب خدا و سنت پیامبرش وجود دارد، یقینا به خدا، پیامبرش و مسلمین خیانت کرده.»
و حضرت علی (ع) در چندین فقره از عهدنامه خود به مالک اشتر ایشان را در امر انتخاب کارگزاران خویش به شناخت و تحقیق امر نموده اند. یکی از بهترین راه های شناخت و تحقیق نسبت به افراد، گفتگوی مستقیم و غیر مستقیم با آنها است. در مواجهه با طرف مقابل می توان به شخصیت، برنامه ها و توانایی های طرف مقابل پی برد. از این رو عزیز مصر نیز با گفتگو با یوسف (ع) به شخصیت و توانایی های او پی برد و او را به عنوان مشاور خود انتخاب نمود.

پذیرش مسئولیت

تصدی ریاست یا مسئولیت در فرهنگ و معارف اسلامی برای ریاست طلبی و کسب قدرت فردی نیست، بلکه وسیله ای برای خدمت به مردم و ادای تکلیف در قبال خداوند است؛ چرا که رفع حوائج مردم از اهم واجبات است. از این رو مؤمنین نباید از مسئولیت های اجتماعی و سیاسی پرهیز کنند، بلکه باید در صورتی که توانایی انجام وظیفه ای را دارند، اقدام کنند و وارد عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شوند و حتی در صورتی که لازم باشد، خود پیشنهاد پذیرش مسئولیت را به مراجع ذیصلاح اعلام کنند.حضرت یوسف (ع) برای نجات مردم از بحران خشکسالی و فشار اقتصادی که جامعه مصر را تهدید می کرد اقدام به پذیرش مسئولیت در حکومت کافران نمود و حتی خود بر خلاف عرف رجال سیاسی که در مواقع خطر از زیر مسئولیت شانه خالی می کنند و به هر بهانه ای استعفا می دهند، او خود اقدام به پیشنهاد مسئولیت سرپرستی خزانه و امور اقتصادی حکومت نمود. یوسف (ع) با پذیرش مقام صدارت و وزارت خزائن مملکت و امور بیت المال، خط بطلانی بر شعار «عدم ورود مؤمنان در سیاست» کشیدند. بنابراین مؤمنان نباید از زیر بار مسئولیت های سنگین اجتماعی و سیاسی شانه خالی کنند و با شعارهای فریبنده ای همچون «غیر مقدس بودن سیاست» عرصه را خالی گذارند تا ناشایستگان مسیر جامعه را از تعالی و کمال باز دارند. آری، وظیفه هر انسان توانمندی است که در صورت داشتن شرایط و نیاز جامعه، خود را عرضه کند و داوطلب پذیرش مسئولیت گردد.

معرفی خویش

از سیره و رفتار حضرت یوسف (ع) استفاده می شود که داوطلبان پذیرش مسئولیت ها می توانند قابلیت ها و توانایی ها و برنامه های خویش را اظهار کنند تا دیگران نسبت به آنها آشنایی بیشتری پیدا کنند، چه اینکه ذکر قابلیت ها و دارایی ها برای پذیرش مسئولیت و نه برای تفاخر و خود برتر بینی است. حضرت یوسف (ع) در مقام پذیرش مسئولیت دو کار مهم را انجام داد: از آنجا که حسن سابقه برای عهده داری مسئولیت بسیار مهم و خطیر است و امام علی (ع) نیز در این باره فرموده اند: «نیک نامی و سابقه خوب، نگه دارنده قدرت است.»
حضرت یوسف (ع) ابتدا در صدد اعاده حیثیت خود بود و به درخواست عزیز مصر درباره خروج از زندان پاسخی نداد تا جریان بی گناهی خویش را ثابت و شخصیت اصلی خویش را معرفی کند. این عمل حضرت موجب اعاده حیثیت ایشان گردید و عزیز مصر را در برابر عظمت و گذشت خویش شرمنده ساخت که موجب توجه او و دیگران نسبت به خود شد که پس از عهده داری مسئولیت هیچ جای شک و شبهه ای باقی نماند. دومین کاری که ایشان انجام داد به معرفی توانایی ها و صفات خویش پرداخت تا عزیز مصر نسبت به او شناخت پیدا کند و همچنین شرایط چنین مسئولیتی را بیان نماید. در تفسیر عیاشی از امام صادق (ع) آمده است که در پاسخ این سؤال که آیا جایز است انسان خودستایی کند و مدح خویش نماید؟ فرمود: «آری هنگامی که ناچار شود، مانعی ندارد. آیا نشنیده ای گفتار یوسف را که فرمود: مرا بر خزائن زمین قرار ده که من امین و آگاهم، و همچنین گفتار بنده صالح خدا (هود) که گفت من برای شما خیرخواه و امینم.»

شرایط و صفات عهده داری مسئولیت

در مجموع سخنان یوسف (ع) و عزیز مصر چهار صفت و خصوصیت برجسته برای پذیرش مسئولیت و انتخاب کارگزار کارآمد ذکر شده است که عبارتند از: مکنت و توانایی؛ امانت داری؛ پاسداری و تعهد؛ و آگاهی و تخصص.
الف: مکنت و قدرت: کارگزار حکومت برای آنکه بتواند در انجام وظایف محوله کارآمد باشد، نیازمند به منزلت و جایگاهی است که مورد اعتماد و توجه مردم و ارکان نظام قرار گیرد. از این رو مردم برای انتخاب کارگزاران باید کسانی را برگزینند که دارای اعتبار و جایگاهی باشند که بتوانند تأثیرگذار و نقش آفرین باشند. قرآن کریم یکی از مهم ترین ویژگی هایی را که می تواند عامل مهمی در کسب جایگاه و منزلت باشد، قدرت و توانایی معرفی می کند. سلیمان (ع) وقتی که خواست تخت ملکه سبا به یمن آورده شود، یکی از اهل مجلس گفت: من در کمتر از آنکه از جای خود بلند شوی، آن را حاضر می کنم «و انی علیه لقوی امین؛ چون بر آن توانا و امین هستم.» (نمل/ 39)
همچنین دختران شعیب (ع) وقتی خواستند موسی (ع) را برای استخدام، به پدر معرفی کنند، به دو صفت توانایی و امانت از او یاد کردند: «یا ابت استأجره ان خیر من استأجرت القوی الأمین؛ بهترين كسى است كه استخدام مى‏ كنى هم نيرومند [و هم] درخور اعتماد است.» (قصص/ 26) بنابراین مقوله قدرت و توانایی از شرایط مهم برای کسب جایگاه و مکنت است. یکی از ویژگی ها و خصوصیاتی را که قرآن کریم از زبان عزیز مصر برای یوسف (ع) نقل می کند، مسئله مکنت و قدرت است. عزیز مصر چون توانایی و قدرت یوسف (ع) را شناخت، او را مشاور امین خود ساخت: «انک الیوم لدینا مکین أمین؛ تو امروز نزد ما دارای قدرت و مقامی بلند هستی و (در همه کارهای ما) امین می باشی.» (یوسف/ 54)
ب: امانت داری: یکی از ارکان مهم در صلاحیت کارگزاران، امانت داری است. قرآن کریم در آیات فراوانی به مقوله امین بودن توجه نموده است و تأکید نموده که کار را به دست کسی بدهید که امین و مورد اعتماد باشد. (نمل/ 39؛ قصص/ 26) مسئولیت در فرهنگ اسلامی، نوعی امانت است که از طرف خداوند و مردم به کارگزار سپرده می شود تا نهایت سعی خویش را در انجام وظیفه بنماید. حضرت علی (ع) در نامه ای به اشعث بن قیس، والی آذربایجان می نویسد: «بی گمان کاری که به تو سپرده شده، نه لقمه ای چرب و نرم، بلکه امانتی است بر گردنت.» (نهج البلاغه، نامه 5) و همچنین می فرماید: «به یقین بزرگ ترین خیانت، خیانت به ملت است.» (بحارالانوار، ج75، ص 114)
از این بیانات و تأکیدات قرآن کریم مشخص می شود که کارگزار حکومت اسلامی باید امین بیت المال، جان و ناموس مردم باشد و مسئولیت، فقط امانت است و برگزیدگان ملت و نمایندگان ایشان در تمام پست های حکومتی از اجرایی تا قانون گذاری و نظارت، باید پاسخ گوی ملت باشند. عملکرد یوسف (ع) در دوران فرزندخواندگی او در اندرونی قصر عزیز و عدم خیانت به عزیز در قضیه طمع زلیخا، نمونه ای از امانت داری و عدم خیانت یوسف (ع) است. یوسف (ع) در پی کشف واقعیت گفت: «من از آن روی فرستاده پادشاه را بازگرداندم و بازجویی از زنان را درخواست کردم که عزیز مصر بداند من در نهان به او خیانت نکردم و بداند که خدا نیرنگ خیانتکاران را به نتیجه نمی رساند.» (یوسف/ 52) از این رو پادشاه چون با یوسف (ع) سخن گفت و بر ویژگی های او اطلاع یافت و او را امینی خوب برای خویش دانست، او را به عنوان مشاور خود انتخاب کرد که «انک الیوم لدینا مکین امین». (یوسف/ 54)
ج: پاسداری و تعهد: یوسف (ع) در هنگام پیشنهاد پذیرش وزارت مالی و صدارات بیت المال بر شرط پاسداری و تعهد تأکید نمود تا روشن شود که کارگزاران و مسئولان باید پاسدار حقوق مردم و متعهد به ارزش ها و خواسته های آنها باشند و از هرگونه اهمال و زد و بند سیاسی بپرهیزند. امام علی (ع) می فرماید: «بزرگ قوم و اجتماع، اهل زد و بند و ساخت و باخت نیست.» (غررالحکم، حدیث 2101) از این رو کارگزار حکومت اسلامی باید متعهد و پاسدار حقوق و ارزش های مردم باشد. پاسدار حقوق مردم کسی است که در تقسیم منافع و اموال هیچ مسامحه و مصلحت اندیشی فردی ننماید، بلکه عادلانه و به طور مساوات به مردم و حاکمان بنگرد. یوسف (ع) خود را حافظ و پاسدار حقوق دولت و ملت معرفی نمود و در توصیف خود فرمود: «مرا بر خزانه های این سرزمین بگمار تا آذوقه مردم را تأمین کنم و در دوران قحطی میانشان توزیع نمایم که من نگهبان و پاسدار امور کشور و منافع ملت هستم و به اداره کارها دانایم.» (یوسف/ 55)
د: آگاهی و تخصص: حکومت ها با همه امور و مشکلات مردم، اعم از فرهنگی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، امنیتی، و... مواجهند و حکومتی از استحکام بیشتری برخوردار است که در بدنه قانون گذاری و اجرایی آن، افراد متخصص و مجرب حضور داشته باشند. بنابراین بر مردم است که برای تصدی کرسی های مختلف اجرایی و قانون گذاری نظام، افرادی را انتخاب کنند که دارای تخصص و آگاهی های لازم در امور مملکت داری و مواجه با امور جهان امروز باشد و تخصص و آگاهی آنها متناسب با مسئولیت و حیطه اختیارات ایشان باشد.
حضرت علی (ع) مالک را سفارش می کند که در انتخاب کارگزاران حکومتی از افراد باتجربه و صاحب نظر استفاده کند. حضرت علی (ع) می فرماید: «در کارهای کارگزارنت اندیشه کن... و افراد باتجربه و باحیا را از میان آنان برگزین.» (نهج البلاغه، نامه 53) حضرت یوسف (ع) در پذیرش مسئولیت حکومتی به مقوله دانایی و تخصص توجه نموده و آن را یکی از ضروریات پذیرش مسئولیت برمی شمارد. از این رو صفت «علیم» را برای عهده داری مسئولیت ذکر و خود را بدان توصیف نمود و فرمود که من به اداره امور آگاه و دانا هستم. یعنی براساس آگاهی و تخصص به کار اقتصادی و مدیریت بر خزانه کشور می پردازم.

الطاف خداوند و کمک او در انجام وظیفه

خداوند متعال پس از انجام وظیفه یوسف (ع) می فرماید: «و این گونه به یوسف در آن سرزمین قدرت دادیم که هر جای آن می خواست منزل می گزید. هرکه را بخواهیم از رحمت خود برخوردار می سازیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمی کنیم و قطعا پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده و به درجات بالای ایمان رسیده و پیش از آن تقوا پیشه بوده اند، بهتر است.» (یوسف/ 56- 57) این الطاف خداوند متعال پاداش همه کسانی که با انجام وظیفه خویش در راه رضای خداوند قیام می کنند و در برابر مشکلات و سختی ها شانه خالی نمی کنند؛ خصوصا کارگزاران و مسئولان حکومت اسلامی که با زحمات خویش در اعتلای کلمه الله می کوشند و در رفع حوائج مؤمنین تلاش می کنند.

منابع

  • سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 11 صفحه 209
  • ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 10 ذیل آیه 55
  • عبدعلی بن جمعه العروسی الحویزی- نور الثقلین- جلد 6 صفحه 77-81
  • سیدمهدی موسوی الیگودرزی- باشگاه اندیشه- مقاله حضرت یوسف (ع) الگوی کارگزار حکومت اسلامی
  • سایت اندیشه قم- مقاله یوسف (ع) رییس دارایی کشور مصر

کلید واژه ها

ویژگی های پیامبران حضرت یوسف (ع) حکومت اسلامی فضایل اخلاقی داستان قرآنی مدیریت زمامداران

مطالب مرتبط

شیوه های تبلیغی حضرت یوسف علیه السلام مقامات و ویژگیهای حضرت یوسف علیه السلام (صدیق) نکته ها و عبرت هایی از داستان یوسف علیه السلام مقامات و ویژگیهای حضرت یوسف علیه السلام (کرامات) وقایع زندگی یوسف علیه السلام در مصر قبل از حاکمیت (زندان) شبهه عدم سازگاری عصمت حضرت یوسف علیه السلام با داستان قرآنی شبهه عدم عصمت حضرت یوسف علیه السلام در داستان زلیخا (مخلصین)

اطلاعات بیشتر

مقامات و ویژگیهای حضرت یوسف علیه السلام (صدیق) نکته ها و عبرت هایی از داستان یوسف علیه السلام زندان حربه مستبدان علیه مصلحان نحوه رسیدن یوسف علیه السلام به ریاست و فرمانروایی

ابزار ها