جستجو

الهیات و اخلاق حاخامی در دین یهود

کتاب مقدس و حاخامها

بر خلاف میشنا که مشتمل بر مسائل شرعى است و آنها را بدون ارجاع صریح به گفته هاى کتاب مقدس ارائه مى دهد، داستان هاى حاخام ها همزمان بر عبارت خاصى از کتاب مقدس متمرکز مى شود. اولین میدراش هاى هلاخایى (شرعى) شامل تفاسیرى بر آیات شرعى کتاب مقدس بودند، همچون مخیلتا که شرح سفر خروج و سیفره که شرح سفرهاى اعداد ولاویان است. از طرف دیگر، میدراش هاى داستانى از موعظه هایى که حکیمان در کنیساها و آموزشگاه ها کرده اند، گرفته شده است. هرچند حاخام ها نظیر یونانیان از تفکر فلسفى برخوردار نبودند، با این وصف، دیدگاه هاى الهیاتى خود را در این آثار بیان مى کردند و در پى آن بودند که این تعلیمات را در زندگى روزانه به کار گیرند. این نوشته هاى میدراشى به همراه بخش هاى داستانى تلمود به عنوان مبنایى براى بازسازى الهیات یهودى حاخامى اولیه به کار مى آید.

خدا از دیدگاه حاخام ها

حاخام ها در این متون، دیدگاه الهیاتى خود را به وسیله سرگذشت، افسانه، تمثیل و پندهاى مبتنى بر کتاب مقدس بیان مى کردند. وحدت خدا از نظر حکیمان میدراش و تلمود داراى اهمیت چشمگیرى بود. آنان به دفعات خاطرنشان مى ساختند که هرچند خدا داراى نام هاى عبرى مختلفى در کتاب مقدس است، اما همواره او یکى است. بر اساس این عقیده، نوشته هاى حاخامى بت پرستى را حتى شدیدتر از خود کتاب مقدس محکوم مى کردند. به عنوان مثال، از همین رو است که یکى از میدراش هاى سفر اعداد بیان مى کند: کسى که از بت پرستى دست بردارد گویا به کل شریعت ایمان آورده است.
در نظر حاخام ها خدا خالق متعال است، ولى در عین حال در دنیاى محسوسات نیز حاضر است. همان طور که تلمود بیان مى کند، او به هر کسى که او را بخواند نزدیک است: «خدا بعید است در عین نزدیکى... زیرا شخص وارد کنیسایى مى شود و پشت ستونى مى ایستد و در نماز با خدا نجوا مى کند، و خدا صداى او را مى شنود; به همین گونه او به هر مخلوق دیگرى نیز نزدیک است. آیا خدایى نزیک تر از این مى تواند باشد؟ نزدیکى او به مخلوقاتش مثل نزدیکى گوش به دهان است.» دیدگاه حاخام ها درباره قدرت مطلق الهى و اراده آزاد انسان را مى توان در جمله اى از عقیوا در قرن دوم میلادى خلاصه کرد: «همه چیز از قبل پیش بینى مى شود، اما آزادى انتخاب داده شده است و جهان با خوبى داورى مى شود، و همه مسئول اعمالشان هستند.»
در این عبارت تأکید شده که هرچند خدا عالم به همه چیز است، اما در عین حال به انسان ها اراده آزاد اعطا شده است، و در نتیجه بر اساس اعمالشان مورد داورى قرار مى گیرند. اما چنین داورى اى با لطف تعدیل مى شود، همان طور که در میدراش سفر لاویان بیان شده است: «در آن وقت که اسرائیلیان شاخ هاى قوچ خود را برگرفته، و نزد خداوند در آن دمیدند، او از تخت داورى برخاست و بر تخت لطف نشست و براى آنها سرشار از مهربانى شد، و صفت داورى را به صفت لطف تبدیل کرد.» به نظر حاخام ها خدا به همه انسان ها علاقه مند است، اما قوم یهود نقش خاصى در طرح الهى ایفا مى کنند.
جواب محبت اسرائیل نسبت به خدا، علاقه مشفقانه و عاشقانه خدا نسبت به آنان است. به قول شمعون بریوحاى (قرن دوم میلادى): «مانند پادشاهى که پسرش را به مربى اى مى سپارد و همیشه از احوال او جویا است: آیا پسرم چیزى مى خورد، آیا چیزى مى نوشد، آیا به مکتب رفته است، آیا از مکتب بازگشته است؟» همین گونه خدا مشتاق است از قوم اسرائیل در هر ساعتى یاد کند. به سبب این عشق است که خدا تورات را نزد قوم برگزیده خود به امانت سپرد; هدف از برگزیدگى اسرائیل تقدیس نام خداست و این که قوم مقدس خود را وقف خدمت و عبادت او کنند. همان طور که یکى از میدراش ها بیان مى کند: «و در سفر لاویان باب یازدهم آیه چهل و پنجم بیان شده است: "زیرا من ادوناى هستم که شما را از زمین مصر ب