جستجو

اوصاف قیامت (تحقق یابنده و تردید ناپذیر)

1- تحقق یابنده
قیامت روزی است که مسلما تحقق می یابد: «الحاقة* ما الحاقة* و ما أدریک ما الحاقة* کذبت ثمود و عاد بالقارعة؛ قیامت آن روز حق و حقیقت است که حقوق خلق و حقایق امور در آن به وقوع پیوندد. دانی چه روز هولناک سختی است؟ چگونه سختی و عظمت آن روز را ادراک توانی کرد؟ قوم عاد و ثمود روز قیامت موعود را تکذیب کردند.» (حاقه/ 1- 4) این سوره مساله "حاقه" یعنى قیامت را به یاد مى آورد، در اینجا قیامت را حاقه نامیده، در جاى دیگر قارعه و واقعه خوانده است، همین تعبیر در آیه 16 همین سوره نیز آمده است، و اینها همه حاکى از یقینى بودن آن روز بزرگ است. در این آیات سخن را در سه فراز سوق داده، در فصلى به طور اجمال سرانجام امت هایى را ذکر مى کند که منکر قیامت بودند، و خداى تعالى آنان را به «اخذى رابیه؛ عقوبتى شدید.» (حاقه/ 10) بگرفت.
در فصلى اوصاف حاقه را بیان مى کند، و اینکه در آن روز مردم دو گروهند، یکى اصحاب یمین، و یکى اصحاب شمال، یکى اهل سعادت و دیگرى اهل شقاوت. و در فصل سوم در راستى و درستى خبرها و سخنان قرآن تاکید نموده، آنها را حق الیقین معرفى مى کند «الحاقة ما الحاقة* و ما أدراک ما الحاقة» گفتیم: مراد از کلمه "الحاقه" روز قیامت کبرى است و اگر به این نامش نامید، براى این بود که روزى است حق و ثابت، و غیر قابل تخلف و تردید ناپذیر، و کلمه ی "الحاقه" از مصدر "حق" است، که به معناى ثابت و مقرر واقعى است، و کلمه ی "ما" در جمله ی "ما الحاقة" استفهامى است که به منظور بزرگ شمردن قیامت آمده، درست مثل اینکه در تعبیرات روزمره مى گوئیم: فلان کس انسان است، چه انسانى؟ یعنى حد و مرزى براى توصیف انسانیت او نیست. و درست به همین جهت بود که با آوردن ضمیر اکتفاء نکرد، و نفرمود: "الحاقة و ما هى" بلکه دوباره کلمه "الحاقه" را تکرار کرد. و این جمله استفهامیه خبر است براى کلمه "الحاقة". بنابراین، جمله "الحاقة ما الحاقة" به غیر از بزرگداشت قیامت چیز دیگرى نمى خواهد بفهماند، و با تکرار نام آن این تفخیم و بزرگداشت را افاده مى کند.
«و ما أدراک ما الحاقة» خطاب در این جمله به هر کسى است که قابل خطاب باشد، و در آن علم به حقیقت روز قیامت را از همه مخاطبین نفى مى کند، مى فرماید: تو نمى دانى قیامت چیست؟ و این تعبیر کنایه است از کمال اهمیت آن روز و نهایت درجه عظمتش، و شاید منظور از روایتى هم که از ابن عباس نقل شده همین باشد، او گفته: هر جا در قرآن جمله ی "ما ادراک؛ تو نمى دانستى" آمده رسول خدا (ص) آن را درک کرده و هر جا جمله "ما یدریک؛ تو نمى دانى" آمده آن جناب آن مطلب را واقعا نمى داند خلاصه کلام اینکه اولى کنایه است از عظمت مطلب و دومى تصریح است. حقیقت همین است که درک حوادث قیامت براى ما زندانیان زندان دنیا امکان پذیر نیست، همانگونه که درک مسائل مربوط به دنیا براى جنینى که در شکم مادر است با هیچ بیانى میسر نمى باشد. احتمال دیگرى که در تفسیر این آیات وجود دارد گرچه کمتر کسى از مفسران آن را پذیرفته است اینکه "الحاقة" اشاره به عذابهایى است که در این دنیا ناگهان دامان مجرمان سرکش و طاغیان خودخواه را مى گیرد، همانگونه که "القارعة" در آیه بعد در کلمات بعضى از مفسران به همین معنى تفسیر شده است، و اتفاقا این تفسیر با آیات آینده که سخن از عذابهاى کوبنده قوم عاد و ثمود و فرعون و قوم لوط مى گوید تناسب بیشترى دارد.
در تفسیر على بن ابراهیم نیز مى خوانیم: «الحاقة، الحذر بنزول العذاب؛ حاقه هشدارى است به نازل شدن عذاب.» نظیر آنچه درباره آل فرعون (مؤمن/ 45) آمده است که مى فرماید «و حاق بآل فرعون سوء العذاب؛ عذاب بد بر آل فرعون نازل گشت.» «