جستجو

پیوستگی دوران سه گانه زندگی

در بینش توحیدى، زندگى انسان به سه دوره تقسیم مى شود، که هر مرحله اى علت طبیعى پیدایش مرحله بعدى است. از این رو این دوران در طول هم قرار دارد، نه در عرض هم. این سه دوره عبارتند از: حیات جنینى، زندگى دنیوى و حیات اخروى. سعادت و تیره روزى هرکدام از این ادوار تا حدود زیادى به اندیشه و نوع عملکردهاى دوران قبلى بستگى دارد، به گونه اى که علت خوشبختى و بدبختى زندگى اخروى را در حیات دنیوى مى توان پیدا کرد؛ زیرا آخرت نتیجه اعمالى است که در دنیا صورت گرفته است؛ همان گونه که بخشى از سعادت و یا عقب ماندگى در زندگى دنیا، معلول طرز تکوین نطفه و حیات جنینى است. بسیارى از روحیات و صفات مثبت یا منفى نیز در صلب پدر و رحم مادر پایه ریزى مى شود، و این مفهوم حدیث «الشقى شقى فى بطن امه و السعید سعید فى بطن امه» است.
در هر صورت جهان بازپسین، زاییده دنیاى کنونى است و براى هر آغازى، انجامى است. اعمال و گفته ها را نیز ابتدا و انتهایى است. نوع پاداش در قیامت، به نوع اعمال و اندیشه هاى شکل یافته در زندگى کنونى بستگى دارد؛ از این رو پیامبر (ص) فرمود: «من لامعاش له، لامعاد له؛ هر کس معاش و زندگى مادى ندارد، معاد هم برایش وجود ندارد.» فقر مادى، زاینده فقر معنوى است. بنابراین کسانى که ذلت اسارت استعمار و استبداد را پذیرا باشند، در آخرت نیز معذب خواهند بود؛ ولى آنهایى که براى نجات خویش جهاد و پیکار کنند، در جهان دیگر سرافراز و از نعمت هاى ابدى برخوردارند. هر کس در این دنیا از نظر بینش اجتماعى و سیاسى کور باشد، در عالم آخرت نیز کور و گمراه است. قرآن مى فرماید: «و من کان فى هذه اعمى فهو فى الآخرة اعمى و اضل سبیلا؛ و کسى که در این دنیا کوردل باشد، در آخرت هم کوردل و گمراه تر است.» (اسراء/ 72)
ملاحظه مى شود بینایى و بصیرت این جهان، پایه بینش و روشن بینى جهان آخرت است. هر انسانى که در دنیا از تاریخ و جامعه و طبیعت حاکم بر خویش آگاهى نداشته باشد، بى گمان در زندگى واپسین نیز از بینش و دید، محروم خواهد بود. قرآن مى گوید: «کل نفس بما کسبت رهینة؛ هر کسى در گرو دست آوردهاى خویش است.» (مدثر/ 38) هر کس در گرو اعمال و مکتسبات خویش است. و نیز مى فرماید: «و ان لیس للانسان الا ما سعى* وأن سعیه سوف یرى؛ و براى انسان نیست مگر آنچه را که در پرتو سعى و تلاش به دست آورده و بى شک به زودى انسان نتیجه تلاش خود را خواهد دید و عمل و عقیده او در روز جزا عینیت پیدا مى کند.» (نجم/ 39- 40)
در آیه اى دیگر مى خوانیم: «یوم ینظر المرء ما قدمت یداه ویقول الکافر یا لیتنى کنت ترابا؛ روزى که انسان آنچه را که پیش فرستاده، مشاهده مى کند، و کافر وقتى عمل خویش را مى نگرد، مى گوید: اى کاش من خاک بودم و مسؤولیتى نداشتم و راه کفر را پیش نمى گرفتم.» (نبأ/ 40) ماتریالیسم دیالکتیک که تکامل اجتماعى را زاییده عوامل تولیدى مى داند، معتقد است ابزار تولید (که به وجود آورنده روابط جدیدى است) انسان را مى سازد، ولى قرآن انسان را موجودى ابزارساز مى داند و دگرگونى هاى سیاسى و اجتماعى را مولود نظام فکرى و روحى جامعه برمى شمرد. آخرت، واکنش اعمال در جهان به حساب مى آید که در وضعیت کنونى جهان، پاداش عمومى و واقعى امکان پذیر نیست و مجالى مناسب و منطبق بر ابدیت لازم دارد. بى شک چنین بینشى در رفتار، گفتار، عقیده، اخلاق، اقتصاد و سیاست نقشى مؤثر و سازنده خواهد داشت و فرمولى براى حل همه مشکلات اجتماعى، فردى، ملى و بین المللى خواهد بود. ما فقط به برخى از مسائل اشاره مى کنیم، تا معیارى براى انواع مسائل باشد.

ضرورت برقرارى تعادل در جامعه
بدون تردید افراط و تفریط در تمامى مسائل فردى و اجتماعى، دو عامل بدبختى و سیاه روزى به شمار مى آید. همه فجایع تاریخى و ننگبارترین رویدادهاى بشرى، زاییده انحراف انسان از اعتدال و سقوط در افراط و تفریط است. از این رو معلم راستین بشر و الگوى کامل انسانیت امام مجتبى (ع) در لحظه حساس مرگ عالى ترین پیام را به جامعه بشریت فرستاد و زهد و مادى گرایى افراطى را محکوم ساخت و فرمود: «و اعمل لدنیاک کأنک تعیش أبدا واعمل لآخرتک کأنک تموت غدا؛ آن