جستجو

بخشودگی گناهان (رفتن به استقبال خط در راه خدا)

تکیه بر قدرت پوشالی

هنگامی که ساحران قول و قرارهای خود را با فرعون گذاردند او وعده پاداش و تقرب به درگاهش به آنان داد و آنها را دلگرم و مطمئن ساخت، به دنبال تهیه مقدمات کار رفتند، و در خلال مدتی که فرصت داشتند، طنابها و عصاهای بسیار فراهم ساختند که ظاهرا درون آنها را خالی کرده و ماده شیمیایی مخصوصی (همچون جیوه) که در برابر تابش آفتاب سبک و فرار می شود در آن ریختند. سرانجام یوم موعود فرا رسید، و انبوه عظیمی از مردم در آن صحنه جمع شدند تا شاهد این مبارزه تاریخی باشند، فرعون و اطرافیانش از یک سو و ساحران از سوی دیگر، و موسی و برادرش هارون از سوی سوم، در آنجا حضور یافتند.
اما همانگونه که معمول قرآن است، این مقدمات را که از لا به لای بحثهای آینده روشن می شود حذف کرده وارد اصل سخن می گردد، در اینجا به ترسیم این صحنه سرنوشت ساز پرداخته می گوید: «قال لهم موسی ألقوا ما أنتم ملقون؛ موسی رو به سوی ساحران کرد و گفت: آنچه را می خواهید بیفکنید بیفکنید و هر چه دارید به میدان آورید.» (شعراء/ 43) از آیه 115 سوره اعراف استفاده می شود این سخن را موسی هنگامی گفت که ساحران به او گفتند آیا تو پیشقدم می شوی و می افکنی یا ما؟! این پیشنهاد موسی (ع) که از اطمینان خاطر او به پیروزی سرچشمه می گرفت و دلیل خونسردی او در برابر انبوه عظیم دشمنان و حامیان سرسخت فرعون بود، نخستین ضربه را بر پیکر ساحران وارد ساخت و نشان داد که موسی از آرامش روانی خاصی بهره مند است و به جای دیگری دل بسته و پشتگرم است.
ساحران که غرق غرور و نخوت بودند و حداکثر توان خود را به کار گرفته و به پیروزی خود امیدوار بودند «فألقوا حبالهم و عصیهم و قالوا بعزة فرعون إنا لنحن الغالبون؛ طنابها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: به عزت فرعون ما قطعا پیروزیم.» (شعراء/ 44) آری آنها همانند همه متملقان چاپلوس با نام فرعون شروع کردند و تکیه بر قدرت پوشالی او نمودند. در این هنگام چنان که قرآن در جایی دیگر بیان کرده، عصاها و طنابهای مخصوص به صورت مارهای کوچک و بزرگ به حرکت در آمدند (طه/ 66)، آنها مخصوصا بخشی از وسائل سحر خود را از عصاها انتخاب کرده بودند تا به پندارشان با عصای موسی رقابت کنند و طنابها را هم بر آن افزوده بودند که برتری خود را به ثبوت رسانند! در این هنگام غریو شادی از مردم برخاست و برق امید در چشمان فرعون و اطرافیانش درخشیدن گرفت، به گونه ای که از خوشحالی در پوست نمی گنجیدند و از مشاهده این صحنه لذت بخش به وجد و سرور آمده بودند! اما موسی چندان مهلت نداد که این وضع ادامه یابد، جلو آمد «فألقی موسی عصاه فإذا هی تلقف ما یأفکون؛ و عصای خود را افکند، ناگهان ثعبان و مار عظیمی شد و با سرعت شروع به بلعیدن وسائل دروغین ساحران کرد! و آنها را یکی بعد از دیگری در کام خود فرو برد.» (شعراء/ 45)

درخشیدن نور ایمان

در اینجا نخست سکوت زودگذری بر مردم حکمفرما شد، دهانها از تعجب بازماند چشمها از حرکت ایستاد، گویی در آنجا خشک شده بودند