جستجو

بررسی رابطه الهی

در توضیح رابطه الهی می توان ارتباط با خداوند با جهان طبیعت و انسان و این انسان خود تقسیماتی دارد که بیان می شود برای توضیح این رابطه باید به اقسام آن موجود را که طرف رابطه الهی با خداوند قرار می گیرد بپردازیم:

الف- خدا با جهان طبیعت
در خصوص این رابطه، نظریات گوناگونی ابراز شده است که به تفصیل های آن ها نمی پردازیم شاید تشخیص واقعی این رابطه تا ابد مجهول بماند. دلیل منطقی این ادعا عبارت است از: با توجه به تعریف رابطه که تاثیر متقابل دو موجود با یکدیگر است درک واقعی و مشروح یک رابطه درک حقیقی دو طرف آن رابطه امکان پذیر می باشد. و جای تردید نیست که با این ساختمان مغزی که ما داریم هرگز نخواهیم توانست ماهیت خدوند را درک کنیم.
از طرف دیگر، به علت وجود مجهولات فراوان یا دخالت بازیگری حواس و ادراکات ما در شناخت جهان هستی، احتمال این که به تمام حقایق جهان آن چنان که هستند پی ببریم، عقلانی نمی نماید.
اکنون باید برای درک رابطه جهان با خدا راه دیگری در پیش روی داریم؟ آری راه دیگری داریم که می توانیم با آن رابطه الهی خود را با جهان هستی درک کنیم. این راه درک مخلوقیت و مصنوعیت جهان هستی است که در نتیجه آن، خداوند به عنوان صانع برای ما ثابت می شود. بنابراین، رابطه الهی میان جهان هستی و خداوند همان رابطه صنع می باشد.
ممکن است این سوال مطرح شود که: آیا این مقدار از درک طرفین، برای درک مفهوم و حقیقت رابطه کافی است؟ می گوییم: بلی، پس از آن که وصف مخلوقیت بری جهان هستی ثابت شد، بدون شک رابطه آن را با خالق، از این جهت خواهیم شناخت در قلمرو و علوم با این گونه روابط سروکار فراوانی داریم.
روشن و نزدیک تر از همه، به گونه ای که برای همگان قابل فهم باشد، رابطه حیات با اعضای موجود جاندار و رابطه روح با کالبد انسانی است: اگر نظریه های دور از دسترس حوزه علم و تجربه را کنار بگذاریم، تاکنون نه تنها حقیقت روح را نشناخته ایم، بلکه حقیقت حیات را هم نمی شناسی. هرچند میدان فعالیت و نمودهای حیات و روح را در بیولوژی، فیزیولوژی و پسیکولوژی درک می کنیم، ولی حقیقت آن ها را نمی دانیم، با این حال، رابطه حرکت و سکون و سایر آثار متقابل میان حیات و اعضای جاندار و روح کالبد انسانی را دیده به وجود رابطه اذعان و اعتراف می کنیم بنابراین برای ما کافی است که حرکت و نظام منظم جهان طبیعت را مشاهده کرده، رابطه وجودی و تحولی مصنوع بودن آن را با خداوند تصدیق کنیم.

ب- انسان و جهان طبیعت
این رابطه به شکل قابل تصور است: اعتقاد انسان به این که: خود موجودی است در یک جهان با عظمت که کارگاه صنع الهی است و به اندازه موجودیت خاصی را در جریانات طبیعی اشغال کرده است. پس خود انسان، جزئی از یک مجموعه هماهنگ است که مورد نظارت خداوندی می باشد. نظاره او به جهان هستی و خویشتن. در حقیقت تماشا کردن به جلوگاه علم و مشیت و عدالت خداوندی است. ایجاد این رابطه، نیازمند کوشش های علمی و ایمانی است هر اندازه علم انسانی به حقایق و پدیده های منظم جهان وجود زیادتر باشد، به همان مقدار، تماشای انسان به جهان وجود، جنبه الهی بیشتری به خود خواهد گرفت. این موضوع، حقیقتی است که بزرگ ترین طلایه داران قافله انسانی با طرق گوناگون به آن اعتراف می کنند.
ویکتور هوگو می گوید: تفکر بشری، به هیچ وجه حدی ندارد او با افکندن خود به خطرات و مهالک، حیرت خویشتن را تحلیل و کاوش می کند. و تقریبا می توان گفت: به وسیله یک نوع واکنش تابناک طبیعت را نیز از حیرت خود خیره می سازد. عالم اسرار آمیزی که ما را احاطه کرده است، هر چند بگیرد، پس می دهد و شاید سیرکنندگان خودمود سیر هستند به هر حال در روی زمین مردانی هستند (آیا واقعا مردند؟) که آشکارا در قعر آفاق تحیر، ارتفاعات وجود مطلق را دیده و به شهود دهشت انگیز کوهستان لایتناهی نائل آیند.
سعدی می گوید:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست *** عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
در این گونه نظاره تنها پدیده زیبایی مطرح نیست زیرا بدون شک در جهان هستی مناظر مختلفی وجود دارد که نمی توان تنها با حس زیبایی در آن ها نگریست، خصوصا بلایل و مصائبی که در کره زمین دامنگیر جانداران است، چه زیبایی می تواند داشته باشد؟ خداوند متعال نیز در قرآن مجید نظاره در زمین و آسمان ها را به عنوان نگریستن به زیبایی ها یاد نفرموده است.
خداوند متعال می فرماید: به پدیده ها و شئون زمینی و عظمت کرات فضایی و قوانینی که بر آن حکمفرماست بنگرید و از جریان منظم آن ها، گرداننده و هدف بزرگی را که به دنبال دارد، به یاد بیاورید.
«ویتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار؛ و آن ها در آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند خداون