جستجو

ایمان از نظر آیات قرآن

خداوند ایمان و راه خدا را به نور تشبیه می کند و می فرماید: «کتب أنزلنه إلیک لتخرج الناس من الظلمت إلى النور باذن ربهم؛ (این) کتابی است که آن را به سوی تو نازل کردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکی ها به سوی روشنایی در آوری.» (ابراهیم/1) با توجه به اینکه نور لطیف ترین موجود جهان ماده است و سرعت سیر آن بالاترین سرعت ها و برکت و آثار آن در جهان ماده بیش از هر چیز دیگر است به طورى که مى توان گفت: سرچشمه همه مواهب و برکات مادى نور است روشن مى شود که تشبیه ایمان و گام نهادن در راه خدا، به آن، تا چه اندازه پر معنى است. نور مایه جمعیت و ظلمت عامل پراکندگى است، نور نشانه زندگى و ظلمت نشانه مرگ است و به همین دلیل در قرآن کریم امور بسیار پر ارزش به نور تشبیه شده است، از جمله "عمل صالح" است: «یوم ترى المؤمنین و المؤمنات یسعى نورهم بین ایدیهم و بایمانهم؛ روزى که مردان و زنان با ایمان را مى بینى که نورشان از پیش رو و سمت راست آنها حرکت مى کند.» (حدید/12) "ایمان و توحید" مانند «الله ولى الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الى النور؛ خداوند سرپرست کسانى است که ایمان آورده اند که آنها را از ظلمت ها به نور هدایت مى کند» (بقره/257) و نیز قرآن تشبیه به نور شده است آنجا که مى فرماید «فالذین آمنوا به و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذى انزل معه اولئک هم المفلحون؛ آنها که ایمان به پیامبر آوردند و او را گرامى داشتند و یارى کردند و از نورى که بر او نازل شده است پیروى کردند آنها رستگارانند» (اعراف/157) و نیز آئین خدا و دین الهى به این موجود پر برکت تشبیه گردیده، مانند «یریدون ان یطفؤا نور الله بافواههم ...؛ آنها مى خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند» (توبه/32) و از همه بالاتر از ذات پاک خداوند که برترین و والاترین وجود است بلکه هستى همگى پرتوى از وجود مقدس او است تعبیر به نور شده است آنجا که مى خوانیم: «الله نور السماوات و الارض؛ خداوند نور آسمانها و زمین است» (نور/35) و از آنجا که همه این امور به یک واقعیت باز مى گردند چرا که همه پرتوهایى از الله و ایمان به او، و گفته او، و راه او مى باشند این کلمه در این موارد به صورت مفرد آمده است، به عکس ظلمات که همه جا عامل تفرقه و پراکندگى است و به همین جهت به صورت جمع که نشانه تعدد و تکثر است ذکر شده و از آنجا که ایمان به خدا و گام نهادن در طریق او، هم باعث حرکت است و هم موجب بیدارى، و هم عامل اجتماع و وحدت و هم وسیله ترقى و پیشرفت، این تشبیه از هر نظر رسا و پر محتوا و آموزنده است.
حقیقت ایمان تسلیم در ظاهر و باطن در برابر حق است، بنا براین اگر انسان به چیزى یقین دارد اما در باطن یا ظاهر تسلیم در مقابل آن نیست، ایمان ندارد بلکه داراى کفر جحودى است چنانکه خداوند می فرماید: «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا؛ و با آن که باطنشان بدان یقین داشت، از روی ظلم و تکبر آن را انکار کردند» (نمل/ 14) از این تعبیر به خوبى استفاده مى شود که ایمان واقعیتى غیر از علم و یقین دارد و ممکن است کفر از روى جحود و انکار در عین علم و آگاهى سر زند. خداوند می فرماید: «إن یشأ یسکن الریح فیظللن رواکد على ظهره إن فى ذلک لایت لکل صبار شکور؛ اگر اراده کند باد را ساکن مى سازد تا آنها بر پشت دریا متوقف شوند، در این نشانه هایى است براى هر صبر کننده شکرگزار» (شوری/33) صبار و شکور هر دو صیغه مبالغه است که یکى فزونى صبر را مى رساند، و دیگرى فزونى شکر را. این دو وصف مجموعا ترسیم گویایى از حقیقت ایمان است، چرا که مؤمن در مشکلات و گرفتاری ها صبور و در نعمت ها شکور است، به همین جهت در حدیثى از پیامبر (ص) مى خوانیم: «الایمان نصفان: نصف صبر، و نصف شکر؛ ایمان دو نیمه ا