جستجو

نتیجه و اثر استغفار با توجه به آیات و روایات

استغفار وسیله امنیت
خداوند می فرماید: «و ما کان الله لیعذبهم و أنت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون؛ ولى خداوند، تا تو در میان آنها هستى آنها را مجازات نخواهد کرد، و (نیز) تا استغفار مى کنند خدا عذابشان نمى کند» (انفال/ 32). مفهوم آیه اختصاص به مردم عصر پیامبر ندارد بلکه یک قانون کلى درباره همه مردم است لذا در حدیث معروفى که در منابع شیعه از امام علی (ع) و در منابع اهل تسنن از شاگرد على (ع)، ابن عباس نقل شده مى خوانیم «کان فى الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احدهما فدونکم الاخر فتمسکوا به و قرأ هذه الایة؛ در روى زمین دو وسیله امنیت از عذاب الهى بود یکى از آنها (که وجود پیامبر بود) برداشته شد، هم اکنون به دومى (یعنى استغفار) تمسک جوئید سپس آیه فوق را تلاوت فرمود». از آیه فوق و این حدیث روشن مى شود که وجود پیامبران وسیله مؤثرى براى امنیت مردم در برابر بلاهاى سخت و سنگین و پس از آن استغفار و توبه و روى آوردن به درگاه حق عامل دیگرى است. اما اگر عامل دوم نیز بر چیده شود جوامع بشرى هیچ گونه مصونیتى در برابر مجازات هاى دردناکى که به خاطر گناهانشان در انتظار آنهاست نخواهند داشت، این مجازاتها در شکل حوادث دردناک طبیعى، و یا جنگ هاى خانمان سوز و ویرانگر یا اشکال دیگر آشکار مى شوند، همانگونه که انواع مختلف آن را تاکنون دیده یا شنیده ایم.
در دعاى کمیل که از حضرت على (ع) نقل شده مى خوانیم «اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل البلاء؛ خداوندا گناهانى را که مایه نزول بلاها مى شود بر من ببخش». این تعبیر نشان مى دهد که اگر استغفار نباشد بسیارى از گناهان مى توانند سرچشمه نزول بلاها شوند. مقصود از آیه مورد بحث این است که خداوند شما را تا پیغمبر در میانتان هست و استغفار می کند معذب نخواهد کرد. آیا مقصود عذابی مانند عذاب قوم لوط است یا عذابی دیگر مثل گرفتاریها؟ ظاهرا شامل هر دو می شود و آیا مقصود این است که جسم پیامبر در میان مردم باشد؟ ظاهر همین است، ولی بعید نیست که منظور سنت و احکام پیغمبر و تعلیمات او باشد. در این صورت معنی آیه چنین می شود: و مادامی که تو در میان آنها باشی یعنی مادام که دستورات و تعلیمات تو در میان آنها باشد و یا حالت توبه و بازگشت و پشیمانی داشته باشید، خداوند شما را عذاب نمی کند.
ظاهرا منظور این است که اگر امت اسلام از عذابهای عاد و ثمود در امان باشند، از عذابهای دیگر در امان نیستند. اگر پیغمبر رفت، عذاب پشت سرش آمده است. قرآن عذابهایی را ذکر می کند از قبیل تسلط اغنیا بر ضعفا و از همه بالاتر فرقه فرقه شدن که نیروها علیه یکدیگر بکار می افتد و دشمن شاد می شود. اینها عذابهای الهی است. «و ما کلان الله لعیذبهم و انت فیهم؛ تا تو در میان مردم باشی خدا اینها را عذاب نخواهد کرد». تو نباشی ولی تعلیمات تو باشد، بار هم خدا عذاب نمی کند، و در صورت استغفار و بازگشت نیز خدا آنها را عذاب نمی کند.

استغفار سبب آبادی جوامع
خداوند می فرماید: «و یقوم استغفروا ربکم ثم توبوا إلیه یرسل السماء علیکم مدرارا و یزدکم قوة إلى قوتکم و لا تتولوا مجرمین؛ و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به سوى او باز گردید تا باران آسمان را پى درپى بر شما بفرستد و نیروئى بر نیروى شما بیفزاید، و روى از حق بر نتابید و گناه نکنید» (هود/ 52). باز در آیات فوق مى بینیم که قرآن پیوند روشنى میان مسائل معنوى و مادى برقرار مى سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوى خدا را مایه آبادانى و