جستجو

تفاوت سرنوشت کافران در جهنم

می دانیم که بسیاری از عذابها به نص خود آیه قرآن پایان پذیرفتنی است، یعنی همه اهل جهنم این طور نیستند که برای ابد (در آنجا) باقی بمانند. در سوره «عم» می خوانیم که «لابثین فیها احقابا؛ روزگارى دراز در آن درنگ کنند.» (نبأ /23) احقابی اصطلاحی است که قرآن آورده مختلف است: کمتر، زیادتر. آنهایی که آن اصل جوهر انسانی شان فاسد نشده و آن اصل حقیقت و تسلیم در مقابل حقشان از بین نرفته و تبدیل به دشمنی با حق و حقیقت نشده، مثلا گناهانی از قبیل گناهان کبیره برایشان پیدا نشده، عذاب را می کشند (ولی) این عذابها برای آنها خاصیت تصفیه دارد، تدریجا تصفیه می شوند، وقتی که تصفیه شدند نجات پیدا می کنند. حال افرادی که به این صورت در می آیند که خالد هستند، چقدرند، آیا خیلی کم هستند یا زیادند و یا خیلی اقل قلیل هستند، آن مطلب دیگری است که شاید هم همین طور باشد که افرادی که به این شکل در می آیند که خالد هستند و دیگر بیرون آمدن برای آنها نیست عده شان خیلی زیاد نباشد، ولی البته افرادی وجود دارند.
طبق یک اصل و قاعده کلی، هر کس توجهش به دنیا کمتر باشد، و از آن بیشتر اعراض بنماید، و به اعمال خیر بیشتر مشغول شود، طبعا از آتش دورتر است، گرچه مشرک باشد؛ زیرا که نفس عمل خیر فی حد نفسه موجب تخفیف عذاب است. در آخرت کافرانی که عمل خیر دارند، عذابشان سبک تر است. راوندی در نوادر خود، با اسنادش، از حضرت موسی بن جعفر از پدرانش علیهم السلام آورده است که: «قال رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم: إن أهون أهل النار عذابا ابن جذعان. فقیل: یا رسول الله! و ما بال ابن جذعان أهون أهل النار عذابا؟ قال: إنه کان یطعم الطعام؛ رسول خدا (ص) فرمودند: از اهل آتش، آن که عذابش از همه آسانتر است ابن جذعان است. گفته شد: ای رسول خدا! ابن جذعان چه کرده است که عذابش از همه آسان تر است؟ حضرت فرمود: چون عادت او این بود که مردم را غذا می داد و إطعام می نمود.» (بحارالانوار- طبع حروفی- جلد 8-صفحه 316)
کلینی از محمدبن یحیی از احمدبن محمدبن عیسی از محمدبن سنان از عبدالله بن مسکان از عبیدالله بن ولید وصافی، از حضرت باقر (ع) روایت کرده است که: یک مرد مؤمنی در تحت قدرت و سلطنت حاکم جبار و مملکت جائری بود که به حقوق او تعدی می شد، و مورد اهانت قرار می گرفت؛ به همین جهت از آنجا به دارالشرک فرار کرد و در منزل یکی از مشرکان وارد شد. آن مرد مشرک، او را تحت حمایت خود قرار داد، و با او مهربانی نمود و میهمان نوازی کرد. چون وقت مرگ آن مرد مشرک فرا رسید، خداوند عزوجل به او وحی فرستاد: به عزت و جلال خودم سوگند که اگر در بهشت من جایی برای تو بود، تو را در آنجا سکنی می دادم، ولیکن بهشت من بر هرکس