جستجو

بررسی عقیده به معاد و حیات بعد از مرگ در اقوام قبل از تاریخ

می دانیم دوران زندگی بشر را به دو دوران تقسیم می کنند: دورانی که خط اختراع شده بود و انسان توانست نوشته هائی از خود به یادگار بگذارد، و آن را دوران تاریخ می نامند، و دوران قبل از اختراع خط که طبعا نتوانست شرح زندگی خود را به صورت تاریخ مدون در آورد، و آن را دوران قبل از تاریخ می نامند. ولی عدم اختراع خط در آن زمان هرگز دلیل بر این نیست که ما دسترسی به حالات آنها نداشته باشیم، چرا که آن قدر آثار از آن اقوام در زیر زمین، در غارها، و مانند آن، به یادگار مانده که می تواند تا حد زیادی پرده از روی اسرار زندگی آنان بردارد. هنوز دانشمندان با حفاری در نقاط مختلف جهان، خانه ها و شهرها و ابزارهای مختلف زندگی قبل از تاریخ را جستجو می کنند، و بعد از پیدا کردن دقیقا روی آنها مطاله کرده و تاریخ زندگی و تمدن آنان را بازنویسی می کنند و از این طریق، به عقائد مذهبی آنان نیز پی می برند.

«ساموئیل کینگ» جامعه شناس معروف در کتاب خود می نویسد: «اسلاف انسان امروزی (که آثار آنان در حفریات پیدا شده) یعنی «نئاندرتالها» دارای مذهب بودند، به دلیل اینکه مرده های خود را به وضع مخصوصی به خاک می سپردند، و ابزار کارشان را کنارشان می نهادند و به این طریق، عقیده خود را به وجود دنیای دیگر به ثبوت می رساندند».

می دانیم انسانهای نئاندرتال مربوط به دهها هزار سال قبل می باشند، در زمانی که هنوز نه خط اختراع شده بود و نه تاریخ بشر آغاز گشته بود. یقینا کیفیت عمل آنها یک کار خرافی بوده، زیرا می دانیم ابزار کار دنیا چیزی نیست که در زندگی دیگر به کارآید، ولی انگیزه و ریشه این عمل که ایمان به زندگی بعد از مرگ است، واقعیتی است که در میان آنها وجود داشت. در دائره المعارف قرن بیستم از «هربرت اسپنیسر» در کتاب «اصول علم الاجتماع» نقل شده، که انسانهای نخستین چون قادر به تفکر (عمیق) نبودند جهان پس از مرگ را به مقدار توانائی عقل خویش درک می کردند، و لذا در مورد جزئیات این زندگی سخنان عجیب و غریب و احیانا آمیخته با خرافات داشتند، بسیاری از آنها در عین اعتراف به عالم پس از مرگ، این زندگی را مخصوص کسانی می دانستند که به مرگ طبیعی از دنیا بروند، و بعضی آن را مخصوص قهرمانان و نیرومندان می پنداشتند. گروهی از اقوام پیشین، اسلحه میت را با او دفن می کردند و وسائل منزل را با زنان، و اسباب بازی را با کودکان ( تا در زندگی پس از مرگ از آن بهره گیرند!) گاه تمام حیوانات او را با او به خاک می سپردند، گاهی مقداری ذرت و دانه هائی غذائی تا در آخرت با آن زراعت کنند! گاه از این مرحله قدم فراتر می نهادند، همراه میت زنان و غلامان و بعضی از خواص یاران او را با او به خاک می سپردند، تا در آخرت با آنها مأنوس شود! حتی در بعضی از نقاط  مکزیک و آمریکا کاهنی را همراه بزرگانی که از دنیا می رفتند سر می بریدند (و با او دفن می کردند) تا مشاور مذهبی و روحانی او در جهان دیگر باشد!! و گاه دلقک او را می کشتند تا در جهان دیگر با سخنان و حرکات خویش، آن را بزرگ را سرگرم سازد! تعداد کسانی را که همراه این افراد می کشتند و به خاک می سپردند بستگی به شخصیت آن فرد داشت، تا آنجا که بعضی از مورخان نوشته اند: تعداد قربانیان بعضی از این مردگان به دویست نفر می رسید! گاه هنگامی که فرزند عزیزی از دست می رفت، مادر، عمه، و مادربزرگ او را سر می بریدند و با او دفن می کردند تا در عالم دیگر در کنار او باشد».

شکی نیست این خرافات وحشتناک زائیده افکار منحط این اقوام بوده، ولی همگی بیانگر یک نکته است و آن اینکه اعتقاد به عالم پس از مرگ، عقیده ریشه دار در میان اقوام نخستین بوده است. در کتاب «