جستجو

نقش سوز دل و گریه، در سیر و سلوک

سالک باید سوز دل و گریه با اخلاص را در مقام استغفار بسیار عزیز و مغتنم بداند، و در تحصیل آن بکوشد. و اگر در تحصیل اصل آن هم موفق نشد، یعنی سوز و اشک را به دست نیاورد، لااقل با اخلاص در تحصیل حال گریه که «تبارکی» گفته می شود جدیت کند. به طور کلی، در سلوک عبودی در هر حال و هر مقامی، چه حال و مقام استغفار باشد و چه غیر آن، سوز دل و گریه را حسابی هست که شرح آن در عبارت نگنجد، و تفسیر آن در بیان نیاید. سوز دل و گریه، چه از شوق باشد، چه از خوف، چه در مقام استغفار باشد، چه در مقام تلاوت آیات و استماع آنها، چه در حال سجده باشد، و چه در حال دیگر و مقام دیگر، هر کجا و هر مقامی باشد، از درک بالا، و از فهم و شعور سرچشمه می گیرد. آن که می فهمد، می سوزد و اشک می ریزد، و آن که نمی فهمد، نه می سوزد و نه اشک می ریزد. اگر به آیات 107 و 108 و 109 سوره اسراء نظر کنیم، خواهیم دید این آیات به وضوح می گوید، راه و روش آنان که می فهمند، خضوع در برابر آیات حق، خشوع دل، و سوز و گریه است. 

«قل آمنوا به اولا تومنوا ان الذین اوتوا العلم من قبله اذا یتلی علیهم یخرون للاذقان سجدا- و یقولون سبحان ربنا  ان کان وعد  ربنا  لمفعولا - ویخرون للاذقان یبکون و یزیدهم خشوعا»، «بگو چه شما ایمان بیاورید چه نیاورید، آنها که پیش از این علم و دانش به آنان داده شده، هنگامی که این آیات بر آنان خوانده می شود به خاک می افتند و سجده می کنند و می گویند منزه است پروردگار ما که وعده هایش قطعا انجام شدنی است. آنها ( بی اختیار) به زمین می افتند( سجده می کنند) و اشک می ریزند و هر زمان خشوعشان فزونتر می شود.»

به روشنی از این آیات برمی آید هرکس از علم بالا، فهم بالا، و معرفت بالا بهره مند باشد، با شنیدن آیات قرآن و تلاوت آنها به حقایق پی می برد، به آنها باور می کند، وعده های ربوبی را مسلم می بیند، و می فهمد آنچه می فهمد. و در نتیجه، بر خضوع او، و خشوع  و یقین او افزوده می شود، و شوق و اشتیاق از یک سو،  و از سوی دیگر خوف و خشیت وجود او را فرا می گیرد، و در عین اینکه مجاهدتش را بیشتر و کامل تر می کند، راه فقر و مسکنت در پیش می گیرد، و در محضر ربوبی صورت بر خاک می نهد، و با سوز دل اشک می ریزد، به امید اینکه به سوز دل و اشک چشم او نظری شود، و عنایتی به سراغ وی آید. اگر بخواهیم آنچه را که از آیات شریفه استفاده می شود در یک جمله کوتاه خلاصه بکنیم، باید بگوییم این آیات می گوید، آن که می فهمد، گریه می کند و اشک می ریزد. و این بدان معنی است که آن که نمی فهمد، نه گریه می کند، و نه اشک می ریزد. چنین هم می شود گفت آنکه سوز دل و گریه ندارد، برای این است که نمی فهمد. در اینجا چه بهتر نظری به حال خود کنیم، و به مصیبتی که دامنگیر من و تو است پی ببریم، و آن اینکه: ما نیز چون نمی فهمیم، نه سوزی در دل داریم، و نه اشکی در چشم. و دیگر اینکه، ما چون اینها را نداریم، معلوم می شود که نمی فهمیم. کسی که نمی فهمد در کدام موقف و در چه حالی است، و نمی داند چه در پیش دارد، به لحاظ اینکه نمی فهمد و نمی داند، غم و اندوه، و ترس و نگرانی جانکاه، و به دنبال آن، سوز دل و گریه نخواهد داشت، تا وقت آنچه در پیش است برسد، و دفعتا در آنچه به تصور نمی آید قرار بگیرد. کسی که حقیقتهای موجود را درک نکرده، جهنم خود را که برای خود ساخته و در آن دست و پا می زند خوب نشناخته، پرده حایل را که با افتادن آن مصیبتها شروع می گردد، آنچنان که باید، نفهمیده است، هرگز خوف و اضطراب سختی نخواهد داشت که ناله و گریه ها در پی دارد، تا وقت آن رسد که پرده بر افتاد، و در آنچه نمی شود گفت قرار بگیرد. و کسی که حضرت محبوب را نشناخته، معنی فراق و حقیقت آن را نفهمیده، و تبعات تلخ و بسیار دردناک فراق را نچشیده است، مسلما دل پریشانی نخواهد داشت تا سوزها و گریه ها در پی داشته باشد، تا هنگام آن رسد که می رسد، و بشود آنچه می شود.

هیچ فکر کرده ای که چرا من و تو آنچنان که این آیات شریفه می گوید نیستیم؟! و چرا ما از مصادیق «و یخرون للاذقان یبکون و یزیدهم خشوعا» نمی باشیم؟! آیا ما به قرآن و آیات آن، و به وعده های حق آن ایمان نیاورده ایم؟! پیداست که ایمان آورده ایم، ولیکن آن علم و معرفت را نداریم تا آنچنان که این آیات شریفه می گوید با شنیدن آیات قرآن و تلاوت آنها به حقایق پی ببریم و به آنها باور کنیم، و بفهمیم آنچه را که باید بفهمیم، و در نتیجه، از خضوع بالا، خشوع کامل، سوز دل، و اشک چشم برخوردار شویم. ناگفته نماند علم و معرفتی که آیات مذکور به آن اشاره کرده، و صاحبان آن را اهل سوز و اشک معرفی می کند، علم رسمی و معرفت نظری نیست، بلکه علم دیگر و معرفت دیگر است. والا بسا عالمان و عارفان که از علم رسمی و عرفان نظری در حد بالا برخوردار بوده اند و هستند، ولیکن این خصوصیات را نداشته اند و ندارند. به هر صورت، سوز دل و گریه، همراه با صورت بر خاک فقر نهادن، از خصوصیات عارفان و عالمان بالله است.

در سوره مریم از اول سوره به ذکر جمعی از انبیا و برگزیدگان پرداخته و یکایک آنان را با اشاره به اوصافشان یاد می کند و در آخر در خصوص آنان می فرماید: «اولئک الذین انعم الله علیهم من النبیین من ذریه آدم و ممن حملنا مع نوح و من ذریه ابراهیم و اسرائیل و ممن هدینا و اجتبینا اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بکیا» ( سوره مریم / آیه 58).

جمله «اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بکیا» از خضوع و سر به سجده نهادن، و گریه های آنان به هنگام تلاوت آیات رحمان بر آنها خبر  می دهد، چه از گریه های شوق و محبت، و چه از گریه های خوف و خشیت. در این آیه که ذکر کردیم رمز و اشارتی هم برای اهل توحید هست که رمزی است دقیق، و اشارتی است لطیف. در اول آیه از انعام الهی نسبت به جمع مذکور از انبیا و برگزیدگان سخن به میان می آورد و می گوید، اینان که ذکرشان گذشت، همانها هستند که خدا بر آنها انعام فرمود- اولئک الذین انعم الله علیهم من النبیین...- سپس در آخر با جمله «اذا تتلی علیهم...» به خضوع، سجده و گریه های آنان به عنوان نمونه بارزی از انعام الهی نسبت به آنها اشاره می کند. و این، اشارتی است لطیف به این رمز دقیق که خضوع و سجده، و سوز دل و گریه، به هر کسی دهند، از انعام و تفضلات جناب اوست. این، دل است که می سوزد، و با سوز آن چشم اشک می ریزد. و این، مالک دل و مقلب القلوب است که دل را به هر حالی که می خواهد می اندازد. جناب اوست که در مقام عنایت، و در مقام تربیت و تأدیب، دل بنده اش را تحت ولایت خود می گیرد، و با اشارتهابش بر دل، آن می کند که باید بکند. گاهی با اسماء جمال، و گاهی با اسماء جلال بر دل تجلی، و دل را قبض و بسط، و به مقتضای آنچه خود مصلحت می بیند، دل را حال به حال و زیر و رو می کند، تا آن باشد که باید باشد. اگر می خواهی این نکته توحیدی را خوب بفهمی، آیه 11 سوره تغابن را بخوان و در آن تعمق کن که می فرماید: «و من یومن بالله یهد قلبه» یعنی «و هرکس به خدا ایمان بیاورد، خدا دل او را هدایت می کند.» و نیز، در بیان رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم دقت کن که می فرماید: «قلب المومن بین اصبعین من أصابع الرحمن». و از امام باقر صلوات الله علیه هم این حدیث را بشنو، و در آن به تأمل بپرداز که فرمود: «ان القوب بین اصبعین من أصابع الله، یقلبها کیف یشاء، ساعه کذا، و ساعه کذا.»

از این رو روایت در این باب را هرکسی به اندازه خود می تواند استفاده ها داشته باشد. از روایت اول برمی آید دل آنکس که ایمان جدی به خدای متعال آورده است تحت تصرف اسم «رحمن» و تحت تدبیر و تربیت تجلیات این اسم می باشد. یعنی دلهای صاحبان ایمان به حسب صلاحیتها، استعدادها، و حالات گوناگون، تحت ولایت مظاهر گوناگون این اسم است. و از روایت دوم برمی آید که دلها کلا، چه دلهای صاحبان ایمان، و چه دلهای غیر آنان، همه تحت تصرف اسم «الله» است، و این اسم مبارک با ظهور در مظاهر اسماء، هر دلی را به حسب آن تحت تدبیر قرار می دهد، و حال به حال می کند آنچنان که می خواهد، ساعتی چنین، و ساعتی چنان. سالک باید گریه با اخلاص را در سلوک عبودی در هر حال و هر مقامی مغتنم بداند، مخصوصا در این مقام، یعنی در مقام استغفار. هر چه با سوز دل و احتراق باشد، قدر آن را بداند، و هر وقت چنین توفیقی دست داد،  تضرع و دعا، و اصرار در استغفار را با چیز دیگر عوض نکند، و مراقب باشد دشمن فریب ندهد، و از راهی که به روی وی باز شده است به لطایف الحیل باز ندارد. یعنی گریه و تضرع، و دعا و استغفار را قطع نکند، و حال خود را به هم نزند، و به بعد حواله ندهد، که این عنایتها به آسانی حاصل نگردد، و این فرصتها همیشه به دست نیاید. لازم است در این حدیث از امام صادق سلام الله علیه دقت کند که می فرماید: «هر موقع  تنت لرزید و اشکت جاری شد، پس مراقب خودت باش که به خواسته ات رسیدی.»

آن سوی سوزها و گریه ها

سوز دل عارفان، و گریه مشتاقان و خائفان، در این سوی پرده «سوز دل و گریه» است، و در آن سوی پرده «آرامشها، لذتها، ابتهاجها، و کرامتها»، و اینک با استفاده از بیانات رسول اکرم و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین این معنی را به اجمال توضیح می دهیم.

سوز و گریه، و آرامش و اطمینان

«هر چشمی در روز قیامت گریان است مگر چشمی که از محارم خدا اجتناب کند، و چشمی که شب را در طاعت خدا بیدار باشد، و چشمی که در دل شب از خشیت خدا گریه کند.»

از این بیان برمی آید آنچه در این سوی پرده بصورت خشیت از خدا، و  سوز و گریه در دل شب می باشد، در شب پرده به صورت آرامش و اطمینان است، و به هنگام آشکار شدن حقایق پشت پرده، یعنی در روز قیامت به ظهور می رسد.

سوز و گریه، و لذت و ابتهاج جذبات

از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است که فرمود: «خدای متعال هر دل محزون را دوست می دارد». دوست داشتن جناب او به معنی جذب بنده به سوی خود است. در نتیجه، معنی حدیث این می شود که دل بنده در حال سوز و گریه، در آن سوی پرده مجذوب به سوی اوست، و در حال جذبه و در لذت و ابتهاج مخصوص آن است. از امام باقر سلام الله علیه هم نقل گردیده است که فرمود: «هیچ قطره ای نیست که نزد خدای عزوجل محبوب تر باشد از قطره اشک در ظلمت شب که از خوف خدا باشد، و غیر از جانب او منظوری نباشد.» و این بدان معنی است که بنده در حال سوز و گریه در دل شب، آنجا که از خوف خدای متعال اشک می ریزد، محبوب جناب اوست، یعنی در پشت پرده مجذوب به سوی اوست، و در لذت و ابتهاج جذبات ربوبی. پشت پرده جذبه های ربوبی است که علی الاتصال سالک را مجذوب می کند، و همین جذبه هاست که در این سو به شکل سوز و اشک به ظهور می رسد. این طرف، غم و پریشانی دل، و اشک دیده هاست، و آن طرف، جذبه ها، یعنی  شادی دل، ابتهاج طهور، و لذت شهود، و آنچه در تصور نگنجد!! اگر کسی باشد که اشراف و احاطه بر این سو و آن سو داشته باشد، یعنی در افق بالایی قرار بگیرد که هم این طرف پرده را ببیند، هم آن طرف پرده را، چیز عجیبی  خواهد دید. شخص  را در یک زمان و در دو حالت که نقطه مقابل هم هستند مشاهده خواهد کرد. در این طرف که طرف دنیوی است او را در سوز و گداز، و اشک و نیاز خواهد دید، و در آن طرف که طرف اخروی است در ابتهاج شراب طهور، و لذت شهود، و نعمتها و کرامتها که در وهم نیاید. واقعا تحیرآور است که باطن غم، شادی؛ باطن شادی ، غم؛ باطن گریه، خنده؛ و باطن خنده، گریه باشد. تحیر بالاتر در این است که ما پیش خود گمان می کنیم از هستی و دقایق آن، و اسرار و عجایب آن چیزی فهمیده ایم. همین گمان آنچه را که باید بکند کرده است؛ چیزی که هست، توجه به این معنی  هم نیست.

سوز و گریه، و قرب حضرت مقصود

از امام صادق سلام الله علیه روایتی نقل شده که در آن حضرتش به ابی بصیر در خصوص دعا و گریه مطالبی را می فرماید، و در ضمن از پدر بزرگوارش امام باقر سلام الله علیه نقل می کند که می فرمود: « نزدیک ترین حالت بنده نسبت به پروردگار عزوجل، حالتی است که او در سجده با گریه است». از این بیان هم استفاده می شود که این سوی قضیه با سوز دل صورت بر خاک نهادن و گریه کردن است، و در همان حال، آن سوی قضیه به حضرت معبود نزدیک شدن، و در جوار او مغتنم و مبتهج گشتن.

منابع

  • سیدمحمد شجاعی- مقالات (طریق عملی تزکیه) جلد 3 – از صفحه 371 تا 377 و صفحه 380 تا 382

کلید واژه ها

سیر و سلوک استغفار گریه توبه

مطالب مرتبط

گناه ترک تفکر و توبه و استغفار از آن در سیر و سلوک گناه ترک سجده و توبه و استغفار از آن در سیر و سلوک گناه ترک ذکر و توبه و استغفار از آن در سیر و سلوک جایگاه مخصوص استغفار در سیر و سلوک تاکید انجام بر سجده های طولانی در روایات استغفار استغفار از نگاه روایات

اطلاعات بیشتر

جایگاه مخصوص استغفار در سیر و سلوک

ابزار ها