جستجو

اثبات قیامت از نظر اصل عدالت

عدل و عدالت چه به معنای ایجاد توازن و تناسب میان اجزاء یک مجموعه ی متشکل از نظر کمیت و مقدار آن اجزاء و کیفت ارتباط آنها با یکدیگر گرفته شود و چه در معنای استحقاق هر شیء و عطا نمودن به هر ذی حقی آنچه را که استحقاق آن را دارد به کاربرده شود، در هرحال از لوازم «حکمت» آفریدگار حکیم است که در نظام صنع متقن او مطلقا بی نظمی و هرج ومرج و گزافه کاری و بی هدفی راه نمی یابد، بلکه هرچه که هست، تعادل در نظامات خلق است و غایت نگری در آفرینش و ایصال هر مستحقی به حقش و یا هر حقی به مستحقش، زیرا روشن است که عدم رعایت اعتدال و توازن در ساختمان یک موجود و یا محروم نمودن یک مخلوق از حقی که استحقاق آن حق در زمینه ی خلقتش نهاده شده است، مباین و ناسازگار با قانون حکمت حکیم (تعالی شانه العزیز) می باشد. چه آنکه موجود «نامتعادل» طبعا رو به فساد و تباهی می رود و مخلوق مستحق محروم از حق به غایت و کمال مقصود از خلقت خود نمی رسد و در نتیجه لغویت و بیهودگی در پیکره ی عالم به وقوع پیوسته و اصل مسلم حکمت تبدیل به «لعب» و بازیگری می گردد و تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا. بنابراین، مقتضای  حکمت حضرت حق (جل جلاله) عادل بودن او است و عدالت او نیز مستلزم برقرار ساختن تناسب است میان «مقدمات» و «نتایج» و رساندن هر صاحب حقی به حقش زیرا اگر بنا شود، هر نوع کاری مقدمه ی هر نوع نتیجه ای (اعم از مناسب و نامناسب) واقع بشود و هر حقی در دسترس هرکسی (اعم از مستحق و غیر مستحق) قرار گیرد، پیداست که چه عالم ناموزون و اساسا نامعقول و غیرقابل تحمل، بلکه غیرقابل امکان خواهد بود. از باب مثل آیا ممکن است هم آتش سوزان، موجب رفع عطش گردد و هم آب سرد و روان؟ برای تغذی انسان، هم نان و گوشت و برنج صلاحیت داشته باشد و هم سنگ و آهن و فولاد و چدن؟ برای پرواز در آسمان هم هواپیما وسیله باشد و هم تحت البحری و زیر دریایی؟ برای رسیدن به «کعبه» هم رفتن رو به عربستان راه باشد و هم رفتن رو به