جستجو

آیات مربوط به عالم برزخ، دلیلی روشن بر بقای روح

از جمله آیاتی که دلالت روشن بر استقلال روح و بقای آن پس از مرگ بدن دارند آیات مربوط به عالم «برزخ» است که تفسیر و توجیه آن آیات بدون ابتناء بر استقلال روح از بدن به راستی خالی از تکلف نمی باشد. اینک نمونه ای از آن آیات:

«و لا تقولوا بمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون» (بقره/154«به کسانی که در راه خدا کشته می شوند مگویید که مرده اند ]نابود و فانی شده اند[ بلکه زنده اند، ولی شما ]زنده بودن آنها را با حواس ظاهری خود[ درک نمی نمایید».

«ولا تحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون* فرحین بما اتاهم الله من فضله ویستبشرون بالذین لم یلخقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لاهم یحزنون* یستبشرون بنعمه من الله وفضل و ان الله لا یضیع اجر المومنین» (آل عمران/171-169«البته گمان مبر] ای پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم[ کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، بلکه زنده اند، در نزد پروردگار خویش ]در مقام قرب حق[ روزی داده می شوند، درحالی که از آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده است خوشحالند و از ]حال[ کسانی ]از مومنین[ که به دنبالشان هستند و هنوز به ایشان ملحق نشده اند، شاد و خرم می باشند ]که آنان نیز به راه اینان می روند[ که هیچگونه ترس و اندوهی بر اندوهی ایشان نیست. مسرور و شادمانند به نعمت و فضلی از خدا ]که به وصف در نمی آید[ و اینکه خدا اجر و پاداش مومنان را ضایع و تباه نمی سازد».

این دو آیه ی شریفه با وضوح تمام، دلالت بر این دارند که ارواح «شهداء» و کشته شدگان در راه خدا، پس از مرگ و انقطاع از بدن، زنده و باقی هستند و متنعم به نعمت های خاصه ی آن عالم و مرزوق در نزد خدای خود می باشند. از طرفی هم می دانیم موضوع زنده بودن در برزخ پس از اینکه مسلم شد، مخصوص شهیدان راه خدا نیست، زیرا ارواح از نظر احکام «تجرد» و «مادیت» در سطح مساوی هستند. یعنی اگر «روح» یک پدیده ی مادی است و با مرگ بدن می میرد، پس در همه کس باید بمیرد، و اگر جوهری است مجرد و مستقل و باقی، پس در همه کس چنین است و اگر می بینیم این دو آیه ی شریفه ی تنها از حال «شهداء» سخن می گویند، برای این است که بعد از وقوع «غزوه ی بدر» آنچه که در بین مردم «مسأله ی روز» شده بود و بیشتر بحث و گفتگوها پیرامون آن دور می زد، همانا وضع و حال «شهدای بدر» و کشته شدگان در میدان اولین غزوه ی اسلامی بود که مردم از یکدیگر می پرسیدند: آیا آنان چه شدند، بعد از مردن و کشته گشتن نابود شده و از بین رفتند؟ یا خیر آنچنان که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می گوید، زنده اند و مشمول رحمت پروردگارند؟ آری، در این شرایط و اوضاع و احوال بود که از جانب پروردگار حکیم این آیه ی کریمه نازل گردید و مردم را از وضع و حال شهیدان راه خدا مطلع گردانید؛ همچنان که آیه ی دیگر به تناسب مورد درباره ی «قوم نوح» می فرماید: «اغرقوا فادخلوا نارا» (نوح/25«آنها را ]در آب[ غرق کردند پس به آتش واردشان نمودند.» «فاء تعقیب» و«صیغه ی ماضی» دلالت بر تحقق دخول در آتش به دنبال غرق شدن در آب دارد که همان آتش برزخی است و درباره ی «آل فرعون» نیز می فرماید: «وحاق بالفرعون سوء العذاب* النار یعرضون علیها غذوا و عشیا ویوم تقوم الساعه ادخلوا آل فرعون اشد العذاب» (غافر/46-45«عذاب شدید به آل فرعون فرود آمد و آنها را دربرگرفت ]و هم اکنون در عالم فبر و برزخ[ صبح و شام بر آتش عرضه می شوند و روزی  که قیامت برپا شود ]دستور داده خواهد شد[ که آل فرعون را در سخت ترین عذاب وارد کنید».

از اینکه در آیه ی شریفه «عرض بر آتش» با قیامت صبح و شام آمده است و می دانیم در عالم قیامت، صبح و شامی در کار نیست، پی می بریم عالمی که اکنون آل فرعون در آنجا به آتش عرضه می