عوامل تکفیر؛ توبه و ندامت از گناه

فارسی 3199 نمایش |

از جمله وسایل رهائى از اجراى عقوبت گناهان توبه و رجوع به سوى پروردگار و حالت ندامت و پشیمانى از گناهانى است که به جا آورده و توبه و رجوع به سوى پروردگار را توصیف به نصوح نموده که حالت ندامت و پشیمانى در روان گناهکار اثر گذارد و مانع شود از اینکه از عقوبت غفلت نماید بدین جهت حالت تأثر و ندامت طورى باشد که توجه به لذت گناه ننماید و هرگز رغبت به آن نداشته باشد و پشیمانى و افسردگى خاطر او مانع شود که تمایل به گناه بنماید. خداوند می فرماید که: «یا أیها الذین آمنوا توبوا إلى الله توبة نصوحا؛ اى کسانى که ایمان آورده اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصى» (تحریم/ 8).
آرى نخستین گام براى نجات، توبه از گناه است، توبه اى که از هر نظر خالص باشد، توبه اى که محرک آن فرمان خدا و ترس از گناه، نه وحشت از آثار اجتماعى و دنیوى آن، بوده باشد، توبه اى که براى همیشه انسان را از معصیت جدا کند و بازگشتى در آن رخ ندهد. حقیقت توبه همان ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است، و اگر کارى بوده که قابل جبران است در صدد جبران برآید، و گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنى است، و به این ترتیب ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد: ترک گناه، ندامت، تصمیم بر ترک در آینده، جبران گذشته، استغفار. نصوح از ماده ی نصح (بر وزن صلح) در اصل به معنى خیرخواهى خالصانه است، و لذا به عسل خالص ناصح گفته مى شود، و از آنجا که خیرخواهى واقعى باید توأم با محکم کارى باشد واژه نصح گاه به این معنى نیز آمده است، به همین جهت به نماى محکم نصاح (بر وزن کتاب) و به خیاط ناصح گفته مى شود، و این هر دو معنى یعنى خالص بودن و محکم بودن در توبه ی نصوح باید جمع باشد.

توبه نصوح
در اینکه توبه نصوح چیست؟ تفسیرهاى زیادى براى آن ذکر کرده اند تا آنجا که بعضى شماره تفسیرهاى آن را بالغ بر بیست و سه تفسیر دانسته اند ولى همه این تفسیرها تقریبا به یک حقیقت باز مى گردد، یا شاخ و برگها و شرائط مختلف توبه است. از جمله اینکه: توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه، و تصمیم بر ترک در آینده. بعضى دیگر گفته اند: توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود، و ادامه اطاعت خدا. یا اینکه توبه نصوح آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینى و از آن شرمنده باشى! یا اینکه توبه نصوح آن است که مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومین حلیت بطلبد، و بر اطاعت خدا اصرار ورزد. یا اینکه توبه نصوح آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن. یا اینکه توبه نصوح آن است که توأم با چشمى گریان، و قلبى بیزار از گناه باشد... و مانند اینها که همگى شاخ و برگ یک واقعیت است و این توبه خالص و کامل است.
در حدیثى از پیغمبر اکرم (ص) مى خوانیم هنگامى که معاذبن جبل از توبه نصوح سؤال کرد، در پاسخ فرمود: «ان یتوب التائب ثم لا یرجع فى ذنب کما لا یعود اللبن الى الضرع؛ آن است که شخص توبه کننده به هیچوجه بازگشت به گناه نکند آن چنان که شیر به پستان هرگز باز نمى گردد!». این تعبیر لطیف بیانگر این واقعیت است که توبه نصوح چنان انقلابى در انسان ایجاد مى کند که راه بازگشت به گذشته را به کلى بر او مى بندد. همانگونه که بازگشت شیر به پستان غیرممکن است. این معنى که در روایات دیگر نیز وارد شده، در حقیقت درجه عالى توبه نصوح را بیان مى کند، وگرنه در مراحل پائینتر ممکن است بازگشتى باشد که بعد از تکرار توبه سرانجام منتهى به ترک دائمى شود.
سپس به آثار این توبه نصوح اشاره کرده، مى افزاید: «عسى ربکم أن یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الأنهار یوم لا یخزی الله النبی و الذین آمنوا معه نورهم یسعى بین أیدیهم و بأیمانهم یقولون ربنا أتمم لنا نورنا و اغفر لنا إنک على کل شیء قدیر؛ امید است با این کار پروردگار شما گناهانتان را ببخشد و بپوشاند و شما را در باغهایى از بهشت وارد کند که نهرها از زیر درختانش جارى است. این کار در روزى خواهد بود که خداوند پیامبر و کسانى را که با او ایمان آوردند خوار و موهون نمى کند. این در حالى است که نور (ایمان و عمل صالح) آنها از پیشاپیش و از سوى راستشان در حرکت است (و عرصه محشر را روشن مى سازد، و راه آنها را به سوى بهشت مى گشاید)، مى گویند پروردگارا! نور ما را کامل کن، و ما را ببخش که بر هر کار قادرى» (تحریم/ 8). در حقیقت این توبه نصوح، پنج ثمره بزرگ دارد:
اول: بخشودگى سیئات و گناهان.
دوم: ورود در بهشت پر نعمت الهى.
سوم: عدم رسوایى در آن روز که پرده ها کنار مى رود، و حقایق آشکار مى گردد، و دروغگویان تبهکار خوار و رسوا مى شوند، آرى در آن روز پیامبر (ص) و مؤمنان آبرومند خواهند بود، چرا که آنچه گفتند به واقعیت مى پیوندد.
چهارم: اینکه نور ایمان و عمل آنها از پیشاپیش و سمت راست آنها حرکت مى کند و مسیر آنها را به سوى بهشت روشن مى سازد (بعضى از مفسران نورى را که پیشاپیش حرکت مى کند نور عمل دانسته اند).
پنجم: اینکه توجهشان به خدا بیشتر مى گردد، لذا رو به سوى درگاه خدا مى آورند و از او تقاضاى تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خویش مى کنند.

توبه درى به سوى رحمت خدا
بسیار می شود که از انسان -مخصوصا در آغاز تربیت و سیر و سلوک الى الله- لغزشهایى سر مى زند، اگر درهاى بازگشت به روى او بسته شود، مایوس مى گردد، و براى همیشه از راه مى ماند، و لذا در مکتب تربیتى اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتى با اهمیت فوق العاده اى مطرح است، و از تمام گنهکاران دعوت مى کند که براى اصلاح خویش و جبران گذشته از این در، وارد شوند. امام على بن الحسین (ع) در مناجات تائبین به پیشگاه خدا چنین عرضه مى دارد: «الهى انت الذى فتحت لعبادک بابا الى عفوک سمیته التوبة، فقلت توبوا إلى الله توبة نصوحا، فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه؛ خداى من تو کسى هستى که درى به سوى عفوت به روى بندگانت گشوده اى، و نامش را توبه نهاده اى، و فرموده اى بازگردید به سوى خدا و توبه کنید توبه خالصى، اکنون عذر کسانى که از ورود از این در، بعد از گشایش آن، غافل شوند چیست؟!» به قدرى در مساله توبه در روایات تاکید شده که در حدیثى از امام باقر (ع) مى خوانیم: «ان الله تعالى اشد فرحا بتوبة عبده من رجل اضل راحلته و زاده فى لیلة ظلماء، فوجدها؛ خداوند از توبه بنده اش بیش از کسى که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را بیابد شاد مى گردد!» این تعبیرات آمیخته با بزرگوارى همه براى تشویق به این امر مهم حیاتى است.
ولى باید توجه داشت که توبه تنها لقلقه زبان، و گفتن «استغفر الله» نیست بلکه شرایط و ارکانى دارد که در تفسیر توبه نصوح در آیات فوق به آن اشاره شد، هر گاه توبه با این شرائط انجام گیرد آن چنان اثر مى گذارد که گناه و آثار گناه را به کلى از روح و جان انسان محو مى کند، لذا در حدیثى از امام باقر (ع) مى خوانیم: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له، و المقیم على الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء!؛ کسى که از گناه توبه کند همچون کسى است که اصلا گناه نکرده، و کسى که به گناه خود ادامه دهد در حالى که استغفار مى کند مانند کسى است که مسخره مى کند!»

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج‏ 24 صفحه 289

محمد حسینی همدانی- انوار درخشان- ج‏ 16 صفحه 459

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد