عوامل نوگرایی و نویابی در هنر

فارسی 1905 نمایش |

برخی از عوامل نوگرایی و نوخواهی و نویابی به این قرار است:
الف- برطرف کردن ملالت یکنواختی در جریان زندگی در بیان علت این ملالت، سخنانی گفته شده است که هر یک از آن ها از دیدگاهی مفید است. به نظر می رسد، این ملالت ناشی از این است که سکون و رکود روان انسانی در موقعیتی خاص از ارتباطات چهارگانه مخالف طبیعت روان آدمی است که تحول و حرکت و برقرار کردن ارتباط با حرکت از مختصات ذاتی آن است. از مولوی:
چیست امعان؟ چشمه را کردن روان *** چون ز تن جان جست گویندش روان
چو گلستانی جنانم طربستان جهانم *** به روان همه مردان که روان است روانم


سه نکته بسیار مهم را در مساله نوگرایی و نویابی در نظر داشته باشیم:
نکته یکم- افزایش و کاهش احساس عمیق حرکت و تجدد و تحول مستمر و چشیدن لذت معقول از آن احساس، رابطه مستقیم با افزایش و کاهش رشد مغزی و روانی در مراحل تجرید و واقع یابی ها دارد.
نکته دوم- که به نظر بسیار با اهمیت جلوه می کند، این است که اگر ما بخواهیم ضرورت و ارزش نوگرایی را در رفع ملالت و روحیه ماجراجویی محض و تغییر صرف در اتباطات چهارگانه پیدا کنیم و اهمیتی به آن ندهیم که تازه ای را دریافت می کنیم دارای چه هویت و ارزشی است، بدون تردید، بهره برداری ما از حس بسیار مهم نوگرایی ما، تا حد قناعت کردن به آب زدن بر روی، در حالت خواب آلود بودن تقلیل پیدا خواهد کرد.

خویشتن مشغول کردن از ملال *** با شدش قصد از کلام ذوالجلال
کآتش وسواس را و غصه را *** زان سخن بنشاند و سازد دوا
آتش وسواس را این بول و آب *** هر دو بنشانند هم چون خمر و خواب
لیک گر واقف شود زین آب *** پاک که کلام ایزد است ور وحناک
نیست گردد وسوسه کلی زجان *** دل بیابد ره به سوی گلستان


آیا تاکنون این نوپرستی در هنرها توانسته است از شماره نیهیلی ست ها و پوچ گرایان بکاهد؟!
نکته سوم- لذت نوگرایی هم مشمول آب بحث اساسی و قدیمی است که آیا لذیذ دنیا فقط برطرف کردن موقت آلام و دردهاست، یا این که خود لذت یک امر وجودی است؟ به نظر می رسد، که لذایذ گاهی فقط رفع آلام و گاه دیگر پدیده ای است ناشی از درک خیر و کمال بدان جهت که خیر و کمال است و گاهی در بعضی از لذایذ هر دو امر تحقق پیدا می کند.

ب- احساس ضرروت یا لذت نوگرایی، عبارت است از احتمال یا یقین به وصول به واقعیات لذت بخش جدیدتر که به طور طبیعی عامل نشاط و سرور می باشد.
ج-احتمال یا یقین به گسترش در عرصه پهناور زندگی یا جهان هستی، به طور عموم که با لذات مطلوب است.
د-عامل دیگر مستند به مختصات ذاتی مغز یا روانی آدمی است، علاقه شدیدار او به رهایی از مستند ساختن معلومات و اندیشه های خود به دیگران تقلید است در مواردی که باید به خود او مستند باشد. اصالت و ارزش این عامل در تحریک انسان ها به طور تازه ها جای هیچ گونه تردید نیست، زیرا آدمی هم چنان که می خواهد از آن خویشتن باشد، هم چنان تمایل شدید دارد به این تفکرات و معلومات و دیگر فعالیت های مغزی و روانی اش نیز از آن خویشتن باشد.
این عامل از روشن ترین دلایل اثبات کننده این قاعده کلی است که همه افراد مردم در عین داشتن ارتباطات متنوع با اجتماع، همواره در صدد حفظ استقلال هویت خود می باشند.

منـابـع

محمدتقی جعفری- زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام- صفحه 48-47

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها