ناکامی و ذلت، نتیجه ی درخواست از غیر خدا، در روایت امام صادق(ع)»

فارسی 1902 نمایش |

در کتب روایی ما، این حدیث آمده است: راوی به نام "حسین بن علوان" گفته است، من به شهری در خارج از وطن برای تحصیل رفته بودم. آنجا وقتی پولم تمام شد به فکر افتادم  که پیش چه کسی بروم؟! ذهنم منتقل شد به یکی از دوستان سابق پدرم که صاحب مقامی هم بود، گفتم بروم از او کمک بگیرم. با این عزم به راه افتادم. بین راه برخوردم به یکی از سادات علوی که با من دوست بود. گفت کجا می روی؟ گفتم پیش فلانی. گفت آیا به این منظور که از او کمک بگیری؟ گفتم بله. گفت پس مطمئن باش که به هدف نمی رسی!! گفتم چرا؟! گفت من در حضور امام صادق علیه السلام  بودم، سخنی از آن حضرت شنیدم و بر اساس آن سخن معتقدم تو به مقصودت نمی رسی. امام فرمود در بعض کتب آسمانی آمده است:

"ان الله تبارک و تعالی  یقول و عزتی و جلالی.... لا قطعه امل کل مومن ]من الناس[ غیری بالناس و لاکسونه ثوب المذله عندالناس"

«قسم به عزت و جلال خودم، هرکس به غیر من دل ببندد و امیدوار به غیر من باشد، امیدش را قطع می کنم و لباس ذلت در میان مردم بر اندامش می پوشانم»

"ولا نحینه من قربی و لا بعدنه من فضلی ایومل غیری فی الشدائد و الشدائد   بیدی"

«و او را از قرب خود طردش می کنم. آیا در گرفتاری ها و سختی ها به غیر من دل می بندد و حال اینکه همه ی شداید و سختی ها به دست من تدبیر و تنظیم می شود»

"و یقرع بالفکر باب غیری و بیدی مفاتیح الابواب وهی مغلقه و بابی مفتوح لمن دعانی"

«در خانه ی غیر مرا می کوبد در حالی که تمام درها بسته است و کلید آن ها به دست من است و در خانه ی من به روی دعا کنندگان باز است»

"الم یغلم] أن[ من طرقته نائبه من نوائبی انه لا یملک کشفها احد غیری الا من بعد ادنی فما لی اراه لاهیا عنی"

«آیا نمی داند اگر بلایی دامنگیر کسی شود، جز من کسی نمی تواند دفع بلا کند، مگر با اذن من باشد. پس چه شده است که می بینم او از من در حال غفلت است و اعتنایی به من نمی کند»

"اعطیئه بجودی مالم یسالنی"

«آن وقتی که زبان خواستن نداشت، من به او نعمت های فراوان دادم».

ما در رحم مادر مگر زبان داشتیم که از او چشم و گوش و عقل و هوش بخواهیم؟!

"افیرانی ابدا بالعطاء قبل المساله  ثم اسال فلا اجیب سائلی"

«حال آیا او مرا چنین می پندارد که با وجود اینکه پیش از خواستن می دهم، اکنون که زبان خواستن به او داده ام، او بخواهد آنگاه به خواست او اعتنایی نکنم...»؟

آری! هیچ گاه از دعا غافل و از اجابت آن مأیوس نباشیم. فرضا که خواسته ی ما را ندهند، اصلا خود حال دعا، مطلوب اول است. بالاترین مطلوب ها خود این حال ارتباط با خداست. همین حال ارتباط با خدا، عالی ترین کمالی است که به انسان داده می شود. در روایات داریم که خدا می فرماید بعضی بندگان من، از من چیزی می خواهند که به محض خواستن، به ایشان می دهم چون دوست ندارم صداهایشان را بشنوم اما درباره ی بعضی به فرشتگان می گویم، خواسته اش را تأخیر بیفکنید چون دوست دارم  صدایش را بشنوم و بینم که در خانه ی من تضرع می کند و دست حاجت به سوی من دراز کرده و (یا الله) و ( یا رباه) می گوید.

ما چه می دانیم چه حکمت ها و مصلحت هایی در کار است که باید در اجابت دعای ما تأخیر شود.

"والله یعلم وانتم لا تعلمون"(بقره/216)

«خدا می داند و شما نمی دانید»

حالا که خدا می داند، پس به علم او واگذار کنید و شما فقط طبق وظیفه ی بندگی دعا کنید تا مورد لطف او قرار گیرید.

"قل ما یعبوا بکم ربی لولا دعاوکم" (فرقان/77)

«بگو: تا دعا نکنید، مورد لطف و عنایت قرار نمی گیرید..» 

از دعا غافل نباشید که در یک لحظه ممکن است تحول حاصل شود و الطاف و عنایات خدا شامل حال گردد که عطای او نیاز به مقدمات ندارد.

"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون" (یس/82)

«فرمان او تنها این است که که هرگاه چیزی را اراده کند به او می گوید: موجود باش آن نیز بی درنگ موجود می شود.»

دنباله ی حدیث:

"ابخیل انا فیبخلنی عبدی او لیس الجود الکرم لی او لیس العفود والرحمه بیدی"

«آیا من بخیلم که بنده ام مرا بخیل می انگارد؟ آیات عفو و رحمت بر بندگان به دست من نیست».

"فیا بوسا للقانطین من رحمتی"

«وای بر بدبختی کسانی که از رحمت من مأیوس باشند».

منـابـع

سیدمحمد ضیاء آبادی- تفسیر سوره یوسف - از صفحه 103 تا 106

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها