کمدی الهی و منشا اسلامی آن

فارسی 1998 نمایش |

کمدی الاهی اثر معروف دانته الیگیری (1265-1321م) است. نخستین شاعر مهم و بزرگترین شعرای ایتالیایی، سراینده منظومه مشهور کمدی الاهی، متولد فلورانس... دانته نه فقط بزرگترین شخصیت ادبیات ایتالیایی است. بلکه از بزرگترین شخصیتهای جهان ادب است. وی خصوصیات شعر ایتالیایی را تثبیت کرد. اشعارش به موسیقی می ماند. فکرش بلند و تخیلش قوی است و در توصیف جزئیات قدرت بسیار دارد.

کمدی الاهی، چیست؟
درباره آن گفته اند: کمدی الاهی، یکی از شاهکارهای بزرگ شعری بشری است که مانند آن در آثار منظوم انسانی شاید از دو یا سه بیشتر نباشد. این کتاب به زبان ایتالیایی و نام اصلی اش کمد یا (Commedia ) بوده است، و صفت الاهی و خدایی را در قرون بعد به آن داده اند که هم نشان دهنده جنبه ما بعد طبیعی و دنیای پس از مرگ آن است، و هم اشاره ای است به عظمت و شکوه بی مانند آن.

دانته در 1307 به نظم این اثر عظیم آغار کرده است، و آن دارای سه قسمت یا سه «چکامه» است. چکامه اول در 1310، چکامه دوم در 1314، و چکامه سوم در میان سالهای 1315و 1321 پایان یافته است. مجموع این ســـه چکامه صد «قطعه» است که قطعه اول به منزله پیشگفتار است. و هر چکامه از 33 قطعه ترکیب یافته است... علت اینکه به این منظومه، نام «کمدی» داده شده است آن است که چکامه اول، یا داستان دوزخ، همراه با وحشت و ترس است، ولی چکامه دوم، یا اعراف، ملایم است، و چکامه سوم یا بهشت، دلپذیر و دلکش است، و بدینگونه سیری تدریجی است از اندوه و غم به شادی و خوشی. اما موضوع این موضوعات عبارت است از سرخیالی دانته به سه جایگاه آخرت، یعنی دوزخ، اعراف، و بهشت. این سفر... در شب «جمعه مبارک»...هنگامی که دانته به نیمه راه زندگی یعنی 35 سالگی رسیده بود صورت گرفت، و دانته خود را در جنگلی تاریک تنها یافت. آن شب را به اضطراب و دلهره گذرانید.. بامداد آن تپه ای را دید که نور خورشید بر آن تابیده بود. چون به سوی آن تیه راه افتاد پلنگی و شیری و ماده گرگی راه را بر او بستند. و او را وادار کردند که به تاریکی جنگل بازگردد. در اینجا ویرژیل، شاعر بزرگ رومی، بر او ظاهر می شود که می خواهد به او کمک کند. ویرژیل را سه خاتون – یعنی مریم عذرا، قدیسه لوچیا، و بئاتریچه پورتیناری (Beatrice Portinari ) – بانوی فلورانسی، محبوبه و منبع الهام دانته) – برای یاری او فرستاد بودند. ویرژیل دانته را از میان درکات دوزخ می گذراند و به کوه اعراف می برد. در قله کوه اعراف، ویرژیل جای خود را به بئاتریچه می دهد، و بئاتریچه او را به بهشت می برد و از میان افلاک عبور می دهد، و به ملکوت اعلی  می رساند و.....

چنانکه گفته شد منظومه کمدی الاهی، از جمله آثار نادر بشری است. که در همه اعصار و قرون و در سراسر جهان مقبولیت کم نظیر یافته است، و به بیشتر زبانهای زنده و معروف عالم ترجمه شده ( ترجمه فارسی، تهران، 1335 هـ.ش)، و شروح و تفاسیر فراوانی بر آن نوشته شده است. این است کمدی الاهی دانته، که چنانکه ناقد ان بزرگ گفته اند، شایسته همه گونه بزرگداشت است. «برای درک عظمت و اندازه  حسن قبولی که این منظومه یافته است، کافیست که کتابنامه چاپها و ترجمه ها و شرحهای آن را در یکی از زبانهای مهم اروپایی مطالعه کرد.»

اکنون که این منظومه تا اندازه ای شناخته شد، ببینیم سهم آثار ما مسلمانان در پدید آمدن این اثر عظیم تا چه اندازه است. درمقدمه ترجمه فارسی این اثر در این باره شرحی آمده است، از جمله: در احادیث اسلامی و آثار ادبی عرب نیز سوابق متعدد برای این سفر بدان دنیا دیده می شود. به طوری که پروفسور «چیرولی» دانشمند ایتالیایی و سفیر سابق این کشور در ایران تحقیق کرده. در زمان دانته نسخه لاتینی «داستان معراج پیغمبر اسلام» وجود داشته و به احتمال قوی وی از این نوشته بی اطلاع نبوده است ( در خود قرآن کریم نیز از این واقعه سخن رفته است (سوره اسراء آیه اول)... کتاب تحقیقی مهمی که آن را پر سر و صدا ترین اثر مربوط به دانته در سی ساله اخیر دانسته اند، موسوم به: «La escatologin musulmana en la Divina Comedia» که به زبان اسپانیایی، توسط محقق بزرگ معاصر، پروفسور آسین پـالاسیوس در سال 1919 در مادرید انتشار یافته، حاوی فهرست جامعی است از کلیه حوادث و وقایع نظیر «کمدی الهی»، در ادبیات و اخبار و احادیث مسلمانان، یعنی از سفر زندگان به جهان دیگر و طبقه بندیهای دوزخ و نوع گیاهان و سایر آنچه ممکن است مورد استفاده دانته قرار گرفته باشد. و این کتاب خوب نشان می دهد که علوم و فرهنگ اسلامی تا چه اندازه در پیدایش آثار بزرگ فکری و ادبی اروپای بعد از قرون وسطی اثر بخشیده است.

در مقدمه یاد شده از تأثیر مثنوی «سیر العباد الی المعاد» حکیم سنائی در دانته نیز سخن به میان آمده است. استاد علامه فقید، مجتبی مینوی ( م- 1397هـ.ق/ 1355 هـ.ش). نیز در باره کمدی الاهی و اهمیت و تأثیر آن در ترقی هنرها و فنون جملیه مذهبی در اروپا سخن گفته اند، و پیدایش ادبیات جدید اروپایی و جنبش رنسانس را از برکات تأثیر این منظومه دانسته اند: از برکت تأثیر این منظومه (کمدی الاهی) بود که هنرها و فنون جمیله مذهبی در اروپا ترقی کرد و ادبیات جدید اروپایی بوجود آمد، و آن دوره ای که اروپاییان رنسانس می گویند آغاز شد. نفوذ و تأثیر آن، در ادبیات ششصد ساله اخیر بسیار زیاد بوده است و هنوز کم که نشده است سهل است، رو به افزونی نیز هست. می گویند دانته همه دانستنیهای عصر خود را می دانست، و هرچه در عهد او بعنوان فلسفه و الاهیات و علوم و تاریخ و ادبیات و فنون جمیله شناخته می شد، همه را خوانده و فراگرفته بود، و ذوالفنون کامل، و جامع معقول و منقول بشمار می آمد، همان طوری که مثلا ابن سینا در مشرق زمین ذوالفنون و جامع المعقول و النقول بود. یکی از مورخین سخن شناس ایتالیایی می گوید که دانته شاعر و فیلسوف کامل بود و سبک و شیوه ای داشت که از آن بهتر و عالیتر در قوه زبان و بیان نیست. این مرد بزرگ در عصری زندگی می کرد که در اروپا مردان بزرگ متعدد بودند مثل راجر بیکن و آلبرت کبیر و آکوئیناس و پترارک و چهار پنج تن دیگر، و مع هذا روشنترین آفتاب آن دوره شمرده می شود.

استاد مینوی سپس اشاره می کنند به اهمیت تأثیر اسلام در دانته، و اینکه او توانسته است روحانی ترین و پرمعنی ترین عقاید و کمالات مسلمین را اخذ کند، و اینکه تحت تأثیر اسلام بودن دانته عجب ندارد، بلکه اگر او تحت تأثیر اسلام قرار نمی گرفت مایه حیرت بود و شگفتی، .... و همین یکی از دلایل عظمت دانته و علو قریحه اوست که تمامی میراث و ما ترک اقوام قدیم روم و یونان و عرفان و الاهیات ادیان یهود و نصاری را گرفته است، و با گرانبهاترین و پرمعنی ترین و روحانی ترین عقاید و کمالات دینی مسلمین ترکیب کرده است، و کاخ رفیعی بنا کرده است که در آن همه تجارب و معارف شرق و غرب، متحد و متفق شده است. و این تعجب ندارد، بعکس، اگر عرفانی مثل دانته و توماس آکوئیناس و اکهارت، در تحت نفوذ و تأثیر عرفان اسلامی قرار نمی گرفتند مایه تعجب و حیرت می شد.

استاد عباس محمود عقاد مصری نیز در این باره چنین می گوید: کتابها و مراجع تازه، تأثیر مسلمین را در اروپا با تأکید یاد می کنند، و زمان این تأثیر را به دورانی می رسانند پیشتر از آنچه در یکی دو دوره اخیر مطرح بوده است. این مدارک تازه، اکنون دلیلهایی مستند در اختیار ما قرار می دهند تا برخی حقایق را روشن کنیم و درباره آن حقایق، از مرحله گمان و حدس. به وادی یقین برسیم.

از چهل سال پیش، مستشرق معروف اسپانیایی، آسین پالاسیوس، ابراز می داشت که دانته الیگیری، در «کمدی الهی»، در توصیف «دوزخ» و «اعراف» و «بهشت» از کتابهای اسلامی که درباره قیامت و معراج سخن گفته اند کمک گرفته است. و اشاره می کرد که ابوالعلای معری، پیش از دانته، اینگونه توصیف و نوشته را در «رساله الغفران» پدید آورده است. او نظر خویش را صرفا بر شباهتهایی مبتنی می ساخت که میان نوشته های اسلامی و کمدی الاهی وجود دارد. اما تحقیقات اخیر این موضوع را ثابت کرد و نشان داد که این نحوه توصیف داستانی در فرهنگ اسلامی به کتابهای لاتینی و ایتالیایی راه یافته بوده است، کتابهایی که در میان مردم با فرهنگ و کتابخوان ایتالیا، در دوره زندگانی دانته، وجود داشته و متداول بوده است.

دکتر محمد عوض محمد. این حلقه مفقوده ( میان کمدی الاهی و آثار اسلامی) را. بر پایه ترجمه های لاتینی و فرانسوی و ایتالیایی قدیم یافته است. استاد نامبرده در یک سخنرانی که آن را در سال پیش، در کنفرانس «انجمن علمی» توکیو القا کرد، چنین گفت: «این ترجمه- چنانکه انتظار می رود – در دربار آلفونسو، در اشبیلیه انجام گرفته است، پادشاهی که خویش را به طور مساوی شاه مسلمانان و مسیحیان می شمرد.

در حدود سال 1264 میلادی. پزشک یهودی، ابراهیم الفقین، داستان معراج را به زبان کاستیلی ترجمه کرد. این ترجمه از میان رفت، لیکن عالم ایتالیایی، بونافنتورا (1221- 1274) همان متن اسپانیایی را به لاتینی و فرانسوی برگردانید. نسخه هایی از این ترجمه در آکسفورد و پاریس و واتیکان یافت شده است. و این چند ترجمه را چرولی در ایتالیا و مونیوز در اسپانیا، هم هنگام، منتشر کردند، و به نشر همان ترجمه قدیم، یعنی ترجمه سال 1264- که یک سال پیش از تولد دانته است- بس نکردند. استاد انریکو چرولی، دلیلهای چندی آورده است که این ترجمه ها متداول بوده و بخصوص در دسترس نویسندگان قرار داشته است، از جمله، قصیده ای را یاد می کند که سطح شعری آن از اثر دانته بسیار پایین تر است، اما گوینده آن معاصر دانته است، و به صراحت از حضرت محمد و داستان معراج سخن گفته است....».

در این باره بجز مآخذی که نام آنها برده شد و مطلبی از آنها نقل شد، رجوع کنید به این آثار:

1-«قصه المعراج والاصل العربی الاسبانی للکومید یاالالهیه»، تألیف انریکو چرولی، چاپ واتیکان (1949).

2-«عضو جدید علی الاصل الاسلامی للکومید یاالالهیه» ( مقاله)، از: لوی دلا ویدا

3-«الایات الاسلامیه فی اللکومید یاالالهیه»، از: آسین پالاسیوس، «مجله الاندنس» شماره 14 (1949).

منـابـع

محمدرضا حکیمی- دانش مسلمین– از صفحه 214 تا 219

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد