نظام طبقاتی زرتشتی و ظهور مانی

حوادث تاریخی

نیمه دوم سده ی دوم و نیمه اول سده ی سوم میلادی در تاریخ ایران دوره ای است، که دولت اشکانی رو به سقوط داشت و دولت ساسانی پایه های حکومت خود را استوار می ساخت. در این دوره مانی زاده شده و دین جدیدی را پایه گذاری کرد. مانی در روز تاج گذاری شاپور اول (سلطنت از 239 تا 273 میلادی) به حضور او رسید و کتاب شاپورگان خود را، که به فارسی روزگار ساسانی نوشته بوده و به نام شاپور، آن را شاپورگان نامیده بود، به او تقدیم کرد.
پس از شاپور هرمز به سلطنت رسید، که پس از یک سال درگذشت. پس از هرمز، بهرام به سلطنت رسید و مدت سه سال، از 274 تا 277 میلادی، سلطنت کرد. به دستور بهرام، مانی در سال 277 میلادی به قتل رسید. در دوره ی سلطنت اردشیر و شاپور، مانی با مسافرت به جاهای مختلف و اعزام نمایندگانی به شرق و غرب جهان آن روزگار جوامع مانوی متعددی تأسیس کرد. با قتل مانی پیروان او، از ترس قتل، به سوی شرق دولت ساسانی گریختند. مانی هفت کتاب نوشته بود، که به جز شاپورگان همگی به سریانی بودند. آثار مانی و رسالات و سخنان او را پیروان او به زبانهای مختلف، فارسی، پهلوی اشکانی، سغدی، چینی، یونانی، قبطی و لاتینی ترجمه کردند. زندیکان به دست مغان کشتار می شوند مانویان از زمان بهرام تا سقوط ساسانیان در سال 658 میلادی، (سال 31 هجری قمری) که «زندیک» یعنی «اهل تأویل» نامیده می شوند تحت تعقیب حکومت ساسانی بودند. مدارک بسیاری از متون تاریخی در مورد شکنجه ها و کشتارهای جماعت مانویان، سخن گفته اند. تردیدیی نیست که جامعه ساسانی دچار بحران فکری و دینی بوده و این بحران در اوائل ظهور اسلام، یکی از عوامل جدی سقوط امپراطوری ساسانی بوده است.

علل ظهور آیین مانی

پس از سقوط و انقراض دولت اشکانیان و گسترش آئین مسیح که تغییر شکل یافته آئین مهر بود. مشابهت های دینی مسیح با آئین مهر آن قدر زیاد بود و به قدری در ساختن دین مسیح از آئین مهر کمک گرفته شده بود که برای پیروان آئین مهر آسان بود که دین مسیح را بپذیرند؛ بدون اینکه احساس کنند از دین اصلی خود زیاد فاصله گرفته اند. درست در همین زمان بود که دین مانی در ایران به وجود آمد. دین مانی در حقیقت واقع آئینی است که از ترکیب دین زرتشت و دین مهر و مسیحیت به وجود آمده است، میخواست دینی یگانه و مشترک بین آنها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آنها برای همیشه رخت بر می بست.

نحوه ظهور مانی
ظهور مانی در اوایل عهد ساسانی بوده است، تولد مانی در بین النهرین واقع شده ولی خود او ایرانی نژاد است. مانی، زمان اردشیر سر سلسله ساسانیان را درک کرده است و ظاهرا ادعای پیغمبریش در زمان شاهپور اول پسر اردشیر بوده است، و می گویند شاهپور تحت تاثیر دعوت مانی قرار گرفت و لحظه ای مردد شد که دین مانی را به جای دین زردشت دین رسمی کشور قرار دهد، اما بعد از این اندیشه پشیمان شد و گویند تا حدود قرن هفتم هجری بقایایی از مانویان بوده اند. بنابراین از طلوع تا انقراض مانویت در حدود هزار سال طول کشیده است.

نظام طبقاتی زرتشتیان عامل اصلی ظهور مانویان

سعید نفیسی در تاریخ اجتماعی ایران در خصوص ظهور فرقه های انقلابی در عهد ساسانی می گوید: «امتیاز طبقاتی و محروم بودن عده کثیر از مردم ایران از حق مالکیت ناچار اوضاع خاصی پیش آورده بود و به همین جهت جامعه ایرانی در دوره ساسانی هرگز متحد و متفق الکلمه نبوده و توده های عظیم از مردم همیشه ناراضی و نگران و محروم زیسته اند این است که دو انقلاب که پایه هر دو بر این اوضاع گذاشته بود و هر دو برای این بود که مردم را به حق مشروع خداداد خود برساند، در این دوره روی داده است: نخست در سال 240 میلادی در روز تاجگذاری شاپور اول، یعنی چهارده سال پس از تاسیس این سلسله و نهادن این اساس، مانی دین خود را که پناهگاهی برای این گروه محروم بوده است اعلان کرد و پیش برد.»

چگونگی بسط مانویت در مناطق مختلف
دین مانی در آغاز، انتشار سریع و فوق العاده یافت، سیدحسن تقی زاده می گوید: «تاریخ مانویان و دعات آنها و پیروانشان تا طغیان مغول خود داستانی دراز می شود و فصول نمایان آن انتشار سریع مانویت است در عالم به حدی که در حدود سنه 300 مسیحی یعنی قریب یک ربع قرن بعد از وفات مانی، دین وی در سوریه و مصر و آفریقای شمالی تا اسپانیا و مملکت گال جلوتر رفته است.»
ایضا می نویسد: «در طخارستان و در مرو و بلخ دین مانی پیروان زیادی داشت به حدی که "هوئن تسونگ" سیاح چینی در ربع دوم قرن هفتم مسیحی گوید که مانویت دین مطلق ایران است که مقصود آن نواحی ایران بوده که در حدود طخارستان بود که دین مانی در آنجاها خیلی قوت داشت و در اوائل قرن هشتم مسیحی یک خلیفه مانوی در طخارستان مستقر بود. مانی خود را مبلغ مذهبی جهانی می شمرد و می گفت ندای من را به همه زبانها در شرق و غرب عالم خواهند شنید و سراسر شهرها از آن خبر خواهند یافت. کلیسای من بر تمام کلیساها برتری دارد زیرا دیانت های پیشین مختص ممالک و یا شهرهای معین بود ولی آئین من در اقصای عالم اشاعه یافته و انجیل من به همه ممالک خواهد رسید.
این پیشگویی چندان هم نادرست نبود زیرا طی 12 قرن، از قرن سوم تا پانزدهم میلادی آئین مانی سراسر نیمکره شمالی را از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام تحت نفوذ خود قرار داد، رمز این موفقیت هم چیزی نبود جز انعطاف پذیری فوق العاده و قدرت سازگاری مثال زدنی این به اصطلاح دین جدید. پیشوایان دین جدید سعی می کردند به اقتضای زمان و مکان این دین جدید را با عقاید و اصول ملل متنوع سازگار کنند به همین علت آراء مانویه به صور گوناگون در جهان منتشر شده است. پس از مرگ مانی در زندان بهرام، پیروان او از پای ننشستند و به تبلیغ آیین مراد خود همت گماشتند به گونه ای که توانستند در بخشهایی پهناور از سرزمینهای دوردست نیز نفوذ یابند و ایدئولوژی خود را معرفی کنند.
در سال 832 میلادی از طرف امپراطور چین فرمان آزادی دین مانی در آن کشور صادر شد و کار تبلیغ دین مانی به جایی رسید که خاقان معتقد و مقلد آیین مانی گردید. با حمله چنگیزخان ضربه سختی بر پیروان مانی وارد شد ولی تشکیلات مخفی این جماعت قرن ها دوام یافت. در مغرب زمین نیز مبلغین مانویت موقعیت ها و ناکامی بسیاری را تجربه کردند. مانویان دین خود را از راه بین النهرین به فلسطین، مصر شمال آفریقا و امپراطوری روم رسانیدند و دامنه تبلیغ آنها به آسیای صغیر، یونان، ایتالیا و کشور گل و اسپانیا نیز رخنه کرد ولی امپراطوران روم به سختی قانون سرکوب و اعدام پیروان مانی را به مورد اجرا می گذاشتند.»
چرا که به هر رو آیین تازه، تحفۀ سرزمین پارس بود. گروه دیگری از مانویان به شبه جزیرۀ عربستان رفتند و با این کوچ، اندیشه های مانی در آن نواحی نیز انتشار یافت و بر مردمان اثر گذاشت. سرزمین حجاز پناهگاه ایرانیان گردید و ایرانیان در سرنوشت جزیره العرب به نقشبندی نشستند.

نقش دستگاه تبلیغاتی مانویان در گسترش مانویت

گسترش مثال زدنی اندیشه های مانی در جهان آن روز، بی گمان وامدار تلاشهای گسترده و پیوستۀ دستگاه عظیم تبلیغاتی مانویان بود: «مبلغان و پیروان او از ترکستان و چین تا روم و مصر فعال بودند و کتابهایش را به زبانهای ایرانی پهلوی (پارسی میانه ساسانی)، پهلوانیگ (پهلوی اشکانی پارتی)، و سغدی و زبانهای مجاور ایران همچون چینی، ترکی اویغوری، قبطی و یونانی ترجمه می کردند. آنان این دین را از طریق ترجمه کتابهای مقدس مانی به زبان مردم هر منطقه تبلیغ می کردند و این امر را مزیتی برای دین خود می پنداشتند.»
از دید گیرشمن «مانی که در خانواده ای اشرافی متولد شده بود همچون زرتشت، بودا و مسیح خود را فرستاده خداوند برای تکمیل آنچه پیش از او وحی شده می دانست. او دیانت همگانی تازه ای را تبلیغ می کرد. دیانتی که همچون مسیحیت راه ورود به آن بر روی تمام انسانها اعم از فقیر و غنی و از هر طبقه و قشر اجتماعی و از هر نژاد باز بود.» ولی دین رسمی متکی به دربار ساسانی، بر بنیان های طبیعت و اجتماع استوار بود. این دین مخصوصا از روزه منع می کرد و پیروانش را ترغیب می نمود که برومند و بارور باشند.
زرتشت پیروان خود را به تزویج و کثرت اولاد و تناسل ترغیب و از هرگونه ریاضتی بر خلاف طبیعت جلوگیری می کرد. آیین زرتشت، آیینی بود پویا و انگیزه ساز برای تولید. جدا از منافع سرشاری که نصیب پیروان خویش می ساخت، به مزاق دربار همیشه در حال جنگ و کشورگشای ساسانی نیز خوش می آمد، زیرا تولید و رونق کشت و کار تأمین کنندۀ هزینه های سنگین جنگ بود. مانی به هر دلیل، خواه مخالفت با دربار یا اختلافهای مالی و ملکی و با خاندانهای بزرگ، رشک بردن به قدرت روبه گسترش موبدان و شاید هم به راستی تلاش برای رهایی توده های دربند، پرچم مخالفت با هیأت حاکمه برافراشت ولی چون توانایی درگیری مستقیم و ستیز مسلحانه با نظام حاکم را نداشت، قیام خود را بر مبارزۀ فرهنگی- دینی استوار کرد.
راوندی در این باره می نویسد: «مانی در دوره ای که ظلم و استبداد و اختلاف شدید طبقاتی و تجاوز و زورگویی و تعصبات و اختلافات مذهبی در ایران سایه افکنده بود، چون در خود قدرت مبارزه مثبت با زورمندان را نمی دید ناچار به مبارزه منفی توسل جست و برای آنکه از تعصبات و جنگ های مذهبی و اختلافات طبقاتی بکاهد، مذهبی تلفیقی و جهان شمول به مردم دنیا عرضه کرد و خلق را به زهد و پرهیزگاری و قناعت دعوت کرد.» گروه دیگری از پژوهشگران بر آنند که چون دربار ساسانی از نفوذ روزافزون موبدان زرتشتی نگران شده و پایه های قدرت خود را رو به فرو ریختن می دیده، خود، مانی را علم کرده است تا زهر چشمی از موبدان بگیرد: با آنکه تعلیمات مانی منفی بود و با سیاست توسعه طلبانه شاپور سازگاری نداشت، معذالک به طوری که از منابع مانوی بر می آید، شاه تحت تأثیر پیام های مانی قرار گرفت و به او اجازه داد که در سراسر امپراطوری ایران آزادانه اندیشه های خود را تبلیغ نماید.
مانی خود می گوید: «من نزد شاپور شاه رفتم، او مرا در نهایت احترام پذیرفت و به من اجازه داد که در سراسر کشورش کلام زندگی را تعلیم دهم و من چند سال جزو ملازمان او بودم.» کریستن سن می گوید: «با وجود فشار و سختگیری که در کشور ایران از جانب روحانیون زردشتی نسبت به فرقه مانوی به عمل می آمد، این آیین جدید در سرزمین ایران باقی ماند ولی کمابیش پنهانی و سری بود.» روایاتی راجع به تعقیب و آزار مانویان در عهد نرسی و هرمزد دوم در متنهای قبطی مانویه مسطور است. عمرو بن عدی پادشاه عرب حیره این فرقه را حمایت می کرد. در ایالت بابل که منشأ این اعتقاد بود و در پایتخت شاهنشاهی تیسفون بسی از مانویه می زیستند، اما به سبب فشار و تعدی اهل زمان گروهی به سمت مشرق و شمال که مسکن طوائف ایرانی نژاد بود هجرت کردند. در سغد جماعتی عظیم از مانویه ساکن شدند. این مانویان شرقی رفته رفته ارتباط خود را با همکیشان غربی از دست دادند.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- خدمات متقابل ایران و اسلام- صدرا 1383- صفحه 171-167

  2. عبدالکریم شهرستانی- ملل و نحل

  3. پایگاه اطلاع رسانی کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت

  4. مرتضی راوندی- تاریخ اجتماعی ایران- جلد 2 صفحه 46- 47

  5. جمعی از خاورشناسان- تمدن ایرانی- صفحه 222

  6. آرتور کریستین سن- ایران در زمان ساسانیان- صفحه 225، 19

  7. سیدحسن تقی زاده- مانی و دین او- صفحه 18

  8. حنیف رضا گلزار- مقاله جنبش های مانی و مزدک: ریشه‌ها‏، اندیشه‌ها و پیامدها- ماه نامه اطلاعات سیاسی اقتصادی- 1387 - شماره 249-250- خرداد و تیر

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/113558