ویژگی های ماههای حرام

ماههای قمری عبارتند از: محرم، صفر، ربیع الاول، ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذیقعده و ذیحجه. از این دوازده ماه، چهار ماه رجب، محرم، ذیقعده و ذیحجه ماههای حرام شناخته میشوند که هر گونه جنگ و نبرد در آنها حرام شمرده شده است. سه ماه پشت سر هم و یک ماه (رجب) جدا از بقیه است. بعضی از مفسران قرآن، تحریم جنگ در این چهار ماه را از زمان حضرت ابراهیم (ع) می دانند. در عصر جاهلیت نیز این قانون به عنوان یک سنت به قوت خود باقی بود؛ هر چند آنها طبق میل خود، گاهی جای این ماهها را تغییر می دادند، ولی در اسلام همواره ثابت و غیر قابل تغییر شد. گفتنی است که تحریم جنگ در این چهار ماه در صورتی است که جنگ از سوی دشمن بر مسلمانان تحمیل نشود، اما در صورتی که مسلمانان مورد هجوم قرار گیرند، موظف به دفاع از خود هستند. تحریم جنگ و خونریزی در این چهار ماه، دلایل زیادی داشته و دارد، که پایان دادن به جنگ های طولانی و دعوت به صلح و آرامش، یکی از این دلایل است؛ زیرا هنگامی که جنگجویان، چهار ماه اسلحه را بر زمین بگذارند، مجالی برای تفکر و اندیشه به وجود می آید و احتمال پایان یافتن دائمی جنگ بسیار افزایش می یابد.
قرآن کریم در آیه سوره توبه صراحتا به حرمت ماههای حرام حکم داده است. خداوند در این سوره می فرماید: «إن عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فی کتاب الله یوم خلق السماوات و الأرض منها أربعة حرم ذلک الدین القیم فلا تظلموا فیهن أنفسکم و قاتلوا المشرکین کافة کما یقاتلونکم کافة و اعلموا أن الله مع المتقین* إنما النسی‏ء زیادة فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاما و یحرمونه عاما لیواطؤا عدة ما حرم الله فیحلوا ما حرم الله زین لهم سوء أعمالهم و الله لا یهدی القوم الکافرین؛ به درستی که عدد ماهها نزد خدا دوازده ماه است، در همان روزی که آسمانها و زمین را آفرید در کتاب او چنین بوده، از این دوازده ماه چهار ماه حرام است، و این است آن دین قویم، پس در آن چهار ماه به یکدیگر ظلم مکنید، و با همه مشرکین کارزار کنید همانطور که ایشان با همه شما سر جنگ دارند و بدانید که خدا با پرهیزکاران است. نسی‏ء گناهی است علاوه بر کفر، و کسانی که کافر شدند به وسیله آن گمراه می‏ شوند، یک سال آن ماهها را حرام می ‏کنند و یک سال را حلال، تا با عده ماههایی که خدا حرام کرده مطابق شود، پس (این عمل باعث می‏ شود که) حلال کنند چیزی را که خدا حرام کرده، (آری) اعمال بدشان در نظرشان جلوه کرده و خداوند مردمان کافر را هدایت نمی‏ کند.» (توبه/ 36- 37)
در این دو آیه حرمت ماههای حرام یعنی ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب بیان شده و حرمتی که در جاهلیت داشت تثبیت گردیده و قانون تاخیر حرمت یکی از این ماهها که از قوانین دوره جاهلیت بود لغو اعلام شده، و نیز مسلمین مامور شده ‏اند بر اینکه با همه مشرکین کارزار کنند. مقصود از آن چهار ماهی که حرام است به دلیل نقلی قطعی ماه ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب است که جنگ در آنها ممنوع شده. و جمله "منها أربعة حرم" کلمه تشریع است نه اینکه بخواهد خبری بدهد، به دلیل اینکه دنبالش می‏ فرماید: این است آن دین قائم به مصالح مردم. منظور از حرام نمودن چهار ماه حرام، این است که مردم در این‏ ماهها از جنگیدن با یکدیگر دست بکشند، و امنیت عمومی همه جا حکمفرما شود تا به زندگی خود و فراهم آوردن وسائل آسایش و سعادت خویش برسند، و به عبادت و طاعات خود بپردازند. و این حرمت، از شرایعی است که ابراهیم (ع) تشریع کرده بود، و عرب آن را حتی در دوران جاهلیت که از دین توحید بیرون بوده و بت می ‏پرستیدند محترم می ‏داشتند، چیزی که هست قانونی داشتند به نام "نسی‏ء" و آن این بود که هر وقت می ‏خواستند این چهار ماه و یا یکی از آنها را با ماه دیگری معاوضه نموده مثلا به جای محرم، صفر را حرام می‏ کردند، و در محرم که ماه حرام بود به جنگ و خونریزی می ‏پرداختند، و این قانون را آیه بعدی متعرض است. کلمه "ذلک" در جمله "ذلک الدین القیم" اشاره است به حرمت چهار ماه مذکور، و کلمه "دین" همان طوری که اطلاق می‏ شود بر مجموع احکامی که خداوند بر انبیای خودش نازل کرده (از قبیل دین موسی، دین عیسی و دین خاتم انبیاء) همچنین اطلاق بر بعضی از آن احکام نیز می‏ شود، و به همین جهت معنای جمله مورد بحث این می ‏شود که: تحریم چهار ماه از ماههای قمری، خود دینی است که مصالح بندگان را تامین و تضمین می‏ نماید.
نظیر این تعبیر در آیه 97 سوره مائده آمده: «جعل الله الکعبة البیت الحرام قیاما للناس و الشهر الحرام و الهدی و القلائد؛ خداوند کعبه بیت الحرام را مایه قوام مردم قرار داد، و همچنین شهر حرام را.» (مائده/ 97) تعلیق کلام به "کعبه" و سپس توصیف آن به "بیت الحرام" کعبه بیت الحرام است، و همچنین توصیف ماه را به حرام و سپس ذکر "هدی" و "قلائد" که از شؤونات حرمت کعبه هستند همه دلالت دارند بر اینکه ملاک در این امری که در آیه است همانا احترام است. خدای تعالی کعبه را احترام کرده و آن را بیت الحرام قرار داده، و به همین منظور بعضی از ماهها را هم حرام کرده و به وسیله حکم به وجوب حج در آن ماهها، بین ماههای حرام و بیت الحرام ارتباط برقرار کرد. بنابراین نهی از ظلم کردن در این چند ماه دلیل بر عظمت و مؤکد بودن احترام آنها است، هم چنان که وقوع این نهی خاص بعد از نهی عام، دلیل دیگری است بر مؤکد بودن آن، و مثل این است که بگوئیم هیچ وقت ظلم مکن، و در این چند روزه ظلم مکن. و این جمله، یعنی جمله "فلا تظلموا فیهن أنفسکم" هر چند از نظر اطلاق لفظ نهی از هر ظلم و معصیتی است، لیکن سیاق آیه قرینه است بر اینکه مقصود أهم از آن، نهی از قتال در این چند ماه است.
همچنین خداوند می فرماید: «الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرمات قصاص فمن اعتدی‏ علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی‏ علیکم و اتقوا الله و اعلموا أن الله مع المتقین؛ اگر آنان حرمت ماه حرام را شکستند شما هم بشکنید چون خدا قصاص را در همه حرمت‏ها جایز دانسته پس هر کس بر شما ستم کرد شما هم به همان اندازه که بر شما ستم روا داشتند بر آنان ستم کنید و نسبت به ستم بیش از آن از خدا بترسید و بدانید که خدا با مردم با تقوا است.» (بقره/ 194) کلمه (حرمات) جمع حرمت است و حرمت عبارت است از چیزی که هتک آن حرام و تعظیمش واجب باشد، و منظور از حرمات در اینجا حرمت ماههای حرام و حرمت حرم مکه است و حرمت مسجدالحرام، و معنای آیه این است که چون که کفار حرمت ماه حرام را رعایت نکردند، و در آن جنگ راه انداختند، و هتک حرمت آن نموده در سال حدیبیه رسول خدا (ص) و اصحاب او را از عمل حج باز داشته به سویشان تیراندازی و سنگ‏پرانی کردند پس برای مؤمنین هم جایز شد با ایشان مقاتله کنند، پس عمل مسلمین هتک حرمت نبود بلکه جهاد در راه خدا و امتثال امر او در اعلای کلمه او بود. در الدر المنثور است که احمد و ابن جریر و نحاس در کتاب ناسخش از جابربن عبدالله روایت آورده که گفت: رسول خدا (ص) هرگز در ماه حرام جنگ نمی ‏کرد، مگر وقتی که کفار جنگ را آغاز کرده باشند، و حتی اگر قبل از ماههای حرام در جنگ بود، همین که ماه حرام می ‏رسید جنگ را متوقف می‏ کرد، تا ماه حرام تمام شود.
خداوند در سوره بقره آیه 217 می فرماید: «یسئلونک عن الشهر الحرام قتال فیه؛ از تو از ماه حرام و قتال در آن می ‏پرسند بگو قتال در ماه حرام گناهی بزرگ است‏.» این آیه شریفه از قتال در ماه‏های حرام منع و مذمت می ‏کند، و می‏ فرماید: این کار جلوگیری از راه خدا و کفر است، و این را هم می‏ فرماید که با این حال بیرون کردن اهل مسجدالحرام از آنجا جرم بزرگتری است نزد خدا، و بطور کلی فتنه از آدم‏کشی بدتر است. و در سوره توبه می فرماید: «فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و خذوهم و احصروهم و اقعدوا لهم کل مرصد فإن تابوا و أقاموا الصلاة و آتوا الزکاة فخلوا سبیلهم إن الله غفور رحیم؛ پس وقتی ماههای حرام تمام شد مشرکین را هر جا یافتید به قتل برسانید و دستگیر نموده و برایشان تنگ بگیرید، و به هر کمین‏گاهی (برای گرفتن آنان) بنشینید، پس اگر توبه کردند و نماز به پا داشته و زکات دادند رهاشان سازید که خدا آمرزنده رحیم است‏.» (توبه/ 5)
مفسرین در این آیه در اینکه منظور از "چهار ماه" چیست اختلاف کرده ‏اند، بعضی گفته ‏اند: ابتدای آن روز بیستم ذی القعده است، و مقصود از "روز حج اکبر" همین روز است، و بنا به گفته آنها چهار ماه عبارت است از ده روز از ذی القعده و تمامی ذی الحجه و محرم و صفر و بیست روز از ربیع الاول. عده ‏ای دیگر گفته‏ اند: این آیات در اول ماه شوال در سال نهم هجرت نازل شده. و قهرا مقصود از چهار ماه، شوال و ذی القعده و ذی الحجه و محرم است و این چهار ماه با تمام شدن ماههای حرام تمام می ‏شود و آنچه آنان را وادار به این قول کرده این است که گفته ‏اند منظور از جمله "فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا"، که بعد از دو آیه دیگر است ماههای حرام معروف یعنی ذی القعده و ذی الحجه و محرم است که انسلاخ آنها با انقضاء ماههای چهارگانه مورد بحث مطابقت می‏ کند، و این قول دور از صواب و ناسازگار با سیاق کلام است و قرینه مقام هم با آن مساعد نیست. احتمالی که هم سیاق آیه دلالت بر آن دارد و هم قرینه مقام یعنی قرار گرفتن حکم در آغاز کلام، و هم اینکه می‏ خواهد برای مشرکین مهلتی مقرر کند تا در آن مهلت به اختیار خود هر یک از مرگ و زندگی را نافع‏تر به حال خود دیدند اختیار کنند این است که بگوئیم ابتدای ماههای چهارگانه همان روز حج اکبر است که در آیه بعدی از آن اسم می ‏برد، چون روز حج اکبر روزیست که این آگهی عمومی در آن روز اعلام و ابلاغ می‏ شود، و برای مهلت مقرر کردن و بر محکومین اتمام بحث نمودن مناسب‏تر همین است که ابتدای مهلت را همان روز قرار داده و بگویند: "از امروز تا چهار ماه مهلت".
اهل نقل اتفاق دارند بر اینکه این آیات در سال نهم هجرت نازل شده بنابراین اگر فرض شود که روز حج اکبر همان دهم ذی الحجه آن سال است چهار ماه مذکور عبارت می ‏شود از بیست روز از ذی الحجه و محرم و صفر و ربیع الاول و ده روز از ربیع الثانی. "و أذان من الله و رسوله إلی الناس یوم الحج الأکبر أن الله بری‏ء من المشرکین و رسوله"

هرکدام از این ماهها دارای ویژگیها و خصوصیت خاصی می باشد از جمله:

ماه ذیقعده
ماه ذیقعده ماه یازدهم از ماههای قمری، از ماههای حج و نیز از ماههای حرام است. این ماه اولین ماه از چهارگانه های حرام که از ماههای مربوط به حج است. خداوند در قرآن می فرماید: «الحج أشهر معلومات؛ حج، در ماه‏های معینی است‏.» (بقره/ 197) بخاری از قول ابن عمر نقل می کند که شوال و ذی القعده و دهه ذیحجه مربوط به حج است. این ماه ماه اجابت دعا است، و ادعیه و نمازها و اذکار مستحبی دارد که در مفاتیح الجنان ذکر شده است. از مهمترین حوادث و وقایع این ماه می توان به دحوالارض و شهادت حضرت امام محمد تقی (ع) در سال 220 قمری، ولادت حضرت معصومه (س) (173ه.ق)، ولادت حضرت امام رضا (ع) (148ه.ق) اشاره کرد.

ماه ذی حجه
ماه ذی حجه دوازدهمین و آخرین ماه از ماههای قمری و همچنین از ماههای حرام و ماههای حج است. این ماه از ماه های بسیار شریف است، دهه اول آن فضیلت بسیاری دارد و از ایام معلومات است که در قرآن به آن اشاره شده است. (بقره/ 197) روزه گرفتن در نه روز اول آن بسیار ثواب دارد و پاداشش برابر پاداش یک عمر روزه است. محدث قمی اعمال و اذکار و ادعیه و نمازهای مستحبی این ماه را در مفاتیح الجنان بر شمرده است. از رسول خدا (ص) نقل شده که: عمل خیر و عبادت در هیچ ایامی نزد خداوند متعال محبوب تر از این دهه نیست، و از برای این دهه اعمالی است: اول روزه گرفتن نه روز اول این دهه که ثواب روزه تمام عمر را دارد. دوم، خواندن دو رکعت نماز مابین مغرب و عشاء در تمام شبهای این دهه در هر رکعت بعد از حمد بخواند یک مرتبه توحید و آیه «و واعدنا موسی‏ ثلاثین لیلة و أتممناها بعشر فتم میقات ربه أربعین لیلة و قال موسی‏ لأخیه هارون اخلفنی‏ فی‏ قومی‏ و أصلح و لا تتبع سبیل المفسدین؛ و با موسی سی شب وعده کردیم و آن را به ده شب دیگر کامل نمودیم پس میقات پروردگارش در چهل شب به سر آمد. و موسی به برادرش هارون گفت: میان قوم من نایب من باش و به اصلاح [کارشان‏] پرداز و طریق مفسدان را پیروی مکن.» (اعراف/ 142)
سوم: از روز اول تا عصر روز عرفه در عقب نماز صبح و پیش دعای روز عرفه را بخواند. وقایع بسیار مهمی در این ماه روی داده است از جمله: ازدواج حضرت فاطمه با امیر المومنین علی (ع) (روز ششم ذیحجه سال دوم)، شهادت حضرت امام محمد باقر (ع) (روز هفتم ذیحجه سال 114 قمری)، ترویه و کوچ حاجیان از مکه، شهادت حضرت مسلم بن عقیل (ع) در سال 59 قمری، هجرت انتصاب امیرالمومنین علی (ع) به جانشینی پیامبر (ص) و عید سعید غدیر (روز هیجدهم سال دهم) و قتل عثمان بن عفان، خلیفه سوم، (روز هیجدهم سال 35)، روز مباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران (روز بیست و چهارم) ، بیعت مردم با امام علی (ع) و تصدی خلافت ظاهری امام (روز بیست و پنجم ذیحجه سال 35 قمری)، قتل عمر خطاب به دست ابولؤلؤ روز بیست و نهم. روز نهم این ماه عرفه و روز دهمش روز عید قربان است.

ماه رجب
ماه رجب هفتمین ماه از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و از ماههای حرام است. رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرین‌تر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد، از آن نهر آب می نوشد. به ماه رجب، رحب الأصب، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز می گویند. پیامبر اسلام (ص) فرمود:«ماه رجب برای امت من «ماه استغفار» است. رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است. کسی که یک روز از ماه رجب را روزه گیرد، مستوجب خشنودی خداوند گردد، غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود.» در حدیث دیگری آمده است که هر کس سه روز آن را روزه دارد بهشت بر او واجب گردد. در ماه رجب دعاها و اعمال خاصی وارد است که مهمترین آنها «اعمال ایام البیض» (13 تا 15 ماه) و اعمال ام داوود و برنامه اعتکاف است. این اعمال در کتاب شریف مفاتیح الجنان محدث قمی گردآوری شده است.
حوادث تاریخی و مذهبی بسیاری در ماه رجب روی داده است از جمله: ولادت حضرت امام محمد باقر (ع) در سال 57، ولادت امام محمد تقی (ع) در سال 195، میلاد امام علی (ع) در کعبه (23سال قبل از هجرت) آغاز ایام البیض (اعتکاف)، مبعث پیامبر گرامی اسلام (ص)، شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال 182 و شهادت امام علی النقی (ع) در سال 254، وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص) در سال دهم هجرت، وفات ابوطالب (ع) در سال دهم بعثت، رحلت حضرت زینب (بنا به نقلی) و درگذشت ابن سکیت در سال 244 قمری.

ماه محرم
محرم نخستین ماه از ماههای دوازده گانه قمری و یکی از ماههای حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود. شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است. محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین (ع) است. حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است از جمله: غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، حادثه خونین کربلا تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و اسارت خاندان امام به کوفه و شام. شهادت امام زین العابدین (ع) (95 ه.ق) همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است. تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به مکه. ( 52 ه. ق)


منابع :

  1. سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه الميزان- جلد ‏9 صفحه 359 و 266

  2. سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه الميزان- جلد ‏2 صفحه 92

  3. سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه الميزان- جلد ‏6 صفحه 209

  4. ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 7 صفحه 405

  5. ابوعلی فضل بن الحسن الطبرسی- مجمع البیان- جلد 5 صفحه 50

  6. محدث قمی- هدایة الانام الی وقایع الایام- صفحه 39 و 4

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/27955