مفاهیم نجات و موعود (مسیح و مسیحا)

نقش اندیشه موعودگرایانه یهود در تحولات فکری و اجتماعی تاریخ اروپا
باید گفت ملاحظه این شواهد و شواهد متعدد دیگر ما را بدین نتیجه می رساند که مفهوم نجات، منجی و موعود آخرالزمانی در سنت عبرانی، عمیقا مفاهیم و آرمان های موعود گرایانه سنت مسیحی را تحت تأثیر قرار داده؛ به گونه ای که تحلیل و تبیین این معانی در سنت مسیحی و متن عهد جدید بدون ارجاع و بهره گیری از مضامین عهد عتیق امکان پذیر نمی باشد. جریان تاریخی ظهور مسیحیت و پی آمدها و نتایج آن نیز ارتباط تنگاتنگ با تحولات و زمینه های فکری، فرهنگی و اعتقادی قوم یهود دارد. و در ارتباط با بحث حاضر، در دوران پس از ظهور و استقرار مسیحیت نیز اندیشه مسیحایی یهود، اسباب بروز برخی تحولات فکری و اجتماعی را به ویژه در تاریخ اروپا فراهم آورد.

ظهور فرقه ها و جنبش های فرهنگی و سیاسی منجی گرایانه
ظهور برخی محدودیت ها و احیانا فشارهای اجتماعی و سیاسی علیه یهودیان در طول قرون وسطی و به ویژه بروز بالفعل نفرت تاریخی و کینه ای که در دل مسیحیان علیه جماعت یهود وجود داشت، زمینه شکل گیری برخی افکار، گرایش ها و فرقه ها و حتی جنبش های فرهنگی و سیاسی منجی گرایانه را در دل جوامع کوچک و بزرگ یهودی فراهم کرد. نویسندگان و روحانیون یهودی، بروز آن محدودیت ها و محنت ها را زمینه ساز ظهور مسیحا و از زمره علایم نزدیک شدن آن تعبیر و تفسیر می کردند و از این رو توده های عوام مخاطب این سخنان نیز به آن اقبال می نمودند.

موعودگرایی و ظهور مسیحای یهود در تلمود
به چنین دعاوی مسیحایی، مضامین تلمود نیز دامن می زند؛ زیرا از دیدگاه تلمود، شخصی از خاندان داود که به قدرت ویژه الهی مجهز است و «طبیعت» نیز او را همراهی می کند، در وقتی معین (در روز «سبت» یا در ماه «نیسان») ظهور خواهد کرد و پس از تجدید اقتدار بنی اسرائیل، تمامی اقوام و ملل مشرک را نابود خواهد کرد. در منابع یهودی آمده است که از نام های مسیحای مذکور، «حدرک» می باشد، یعنی کسی که با ملل غیر یهودی به سختی و خشونت و با بنی اسرائیل به نرمی رفتار خواهد کرد. برخی ربانیون یهود براساس مضامین تلمود، تاریخ هایی را برای ظهور مسیحا طبق تقویم عبری قائل شدند و همین امر باعث شد که در فاصله قرون متمادی، به ویژه در طول قرون وسطای مسیحی و بعد از آن حرکت هایی در جهت جمع آوری و اسکان یهودیان در نقاط مختلف دنیا بروز کند. به طور مثال، در اواخر سده پنجم میلادی فردی به نام «موسی» ادعای شکافته شدن دریا و عبور یهودیان را مطرح و متعاقب آن عده زیادی در دریا غرق شدند. در قرن هشتم میلادی نیز افرادی در بین النهرین و ایران، ادعای استرداد سرزمین مقدس از دست مسلمانان و بازگشت یهودیان را عنوان نمودند. نمونه بارز آن، ادعای شخصی به نام «ابو عیسی» در مرکز ایران و پیروان او به نام «عیساویه» است که به مدت حدود سه قرن، دعاوی مسیحایی خود را تبلیغ می کردند.

موعودگرایی و ظهور مسیحای یهود در قبالا و زوهر
در قرن دوازدهم نیز شخصی به نام «داود الراعی» دعوی مشابهی را عنوان نمود، اما در این قرن مهم ترین واقعه فرهنگی تاریخ یهود، همانا ظهور جریان «قبالا» و اثر و نوشته اصلی این نحله به نام زوهر است که منشأ تحولات بسیاری در باورهای دینی و کلامی یهود گردید. نظر به این که طبق تعالیم این فرقه می توان با استفاده از حروف و اعداد و کلمات رمزی به باطن و حقیقت کلام تورات پی برد و از این رو گرایش شدیدی به تأویل و تفسیر رمزی کتاب مقدس در میان آنان وجود داشت، عمل به شریعت امری ظاهری و ثانوی تلقی می شد. از این فراتر، نفوذ اندیشه های حلول گرایانه و اعتقاد به تناسخ سبب شد که به بسیاری از مفاهیم و حقایق الوهی در قالب جسمانی و مادی جلوه گر شود، چنان که مسیحای کتاب زوهر نیز خدایی است که به شکل انسان درآمده و از قدرت الهی خود مدد می گیرد! گفتنی است قرائت کتاب یادشده تا آن جا گسترش یافت که در عرض تلمود و در کنار آن قرار گرفت و به نوبه خود در ظهور باورهای یهودیت سکولار نقش اصلی را ایفا نمود. در طول قرون 13 تا 16 نیز افراد و فرقه هایی با مضامین مشابه در اروپا و به ویژه در اسپانیا ظهور کرده و دعاوی مسیحایی خاص خود را مطرح و تبلیغ می کردند. از جلوه های عوامانه این دعاوی که دامن ربانیون و خاخام های یهود را نیز گرفت، محاسبه عددی تاریخ ظهور مسیحا بود. اینان براساس فقراتی از عهد عتیق و بر مبنای تقویم خاص یهودی، زمان های خاصی را برای ظهور موعود خود استخراج می کردند. دامنه تبلیغ و اشاعه این مطالب آن چنان بود که به حوزه مراجع کلیسا نیز کشیده شد؛ به طوری که کاردینال ها، اسقف ها و مقامات دولتی برای یادگیری اسرار «قبالا» و دیگر تعالیم سنت یهودی، آموزگارانی را استخدام می کردند. کار بدان جا کشید که به زیر آب رفتن شهر روم، جنبش طرف داران لوتر و اختلافات میان پاپ و امپراتور از نشانه های نزدیک شدن عصر مسیحایی شمرده شد.

اقدامات شبتای
در سال 1648 شخصی به نام «شبتای» در اسپانیا خود را به عنوان منجی بنی اسرائیل معرفی کرد و با توجه به توانایی کلامی و شخصیت زاهد مسلک خود توانست عده زیادی پیرو را دور خود جمع کند. سال مذکور در کتاب زوهر به عنوان سال ظهور مسیحا معرفی شده و این سال، سالی است که جنگ های سی ساله داخلی اروپا پایان یافته و عهدنامه «وستفالی» میان دولت های اروپایی آن عصر منعقد شد. وی ادعا کرد که با تورات ازدواج کرده؛ بدین معنا که «مسیحا، پسر خدا» (یعنی خود او) با «تورات، دختر خدا» پیوند زناشویی برقرار کرده است. وی پا را فراتر گذارده، «الیاس»، خود را در اورشلیم معرفی نمود و دست به تفسیری ویژه از تمامی مضامین تورات زد و در نهایت خود را «فرزند خدا» (در عبری: «بچه آهو» بر مبنای فقره ای از غزل غزل های سلیمان، (2/ 9) معرفی نمود؛ بدین معنا که روح خدا در او حلول کرده و لذا شایسته پرستش است!! وی در این زمان صراحتا به الغای شریعت موسوی و ظهور عهد جدیدی که در وی تجلی کرده قائل شد و پیروان بسیاری را به خود جلب کرد. با همه این اوصاف، محافل رسمی یهود هیچ گونه موضعی در برابر وی اتخاذ نکردند و حتی تلویحا او را در این دعاوی مدد رساندند. گفتنی است که اعضای فرقه «حسیدیم» جدید، هم کتاب زوهر و عقاید «قبالا» و هم شخصیت «شبتای» را گرامی داشته و بر آموزش تعالیم آنها به جوانان یهودی تأکید می کنند.

استفاده جنبش صهیونیسم از احساسات موعودگرایانه یهود و آموزه های مسیحایی تلمود و زوهر
در قرون متأخر نیز جریان های افراطی و سکولار یهود با تمسک به وعده های عهد عتیق و توجیهات ناصواب، حضور و توسعه نامشروع خود را در منطقه فلسطین با اظهار این معنا که به مقتضای احکام دینی خود عمل می کنند، جلوه داده و نه تنها به دروغ، اعمال تجاوزگرانه خویش را صیانت از هویت قومی و ملی خود توجیه می کنند، بلکه پیروان دین و شریعت موسی (ع) را نیز از حقیقت کلام الهی محروم می سازند. در این میان جنبش صهیونیسم به عنوان موتور محرکه ملی گرایی و نژادپرستی یهود که از احساسات موعودگرایانه یهود و آموزه های مسیحایی تلمود و زوهر و مانند آن بهره فراوان گرفت، در قرن نوزدهم سر بر آورد. اقتدار و نفوذ فوق العاده یهودیان در تمامی نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی اروپا سبب شد که افرادی در نقاط مختلف دنیا موجبات آزادی و گسترش تسلط یهودیان را بیش از پیش فراهم کنند. نتیجه این حمایت های آشکار و پنهان سرمایه داری دوره معاصر، تقویت روزافزون جنبش های افراطی و خشونت طلبی نظیر «گوش آمونیم» است که امروزه در اراضی اشغالی فلسطین خود را مجری و مخاطب اصلی این دعاوی یهودیان در صبح و شام می دانند. ادعاهایی نظیر بازگشت به سرزمین مقدس و استقرار در آن و توسعه غاصبانه به هر وسیله ممکن! اینک برای مزید فایده، اوصاف مسیح و مسیحا در عهدین را مورد بررسی اجمالی قرار می دهیم.

ب. «مسیحا» در عهدین
می دانیم که عیسی (ع) در فضای موعودگرایی (منجی گرایی) یهود در فلسطین ظاهر شد. شواهد و مدارک تاریخی نشان می دهد که از سویی جامعه یهود فلسطین ابتدا در برابر پیامبر و دین جدید مقاومت کرده و او را انکار نمودند و از سوی دیگر، دنیای مسیحیت تلاش زیادی نمود که او را همان مسیحای یهود معرفی نماید.

مسیح و مسیحا در عهد عتیق
می دانیم که «مسیح» مشتق از واژه عبرانی «ماشیح» و «مشیاح» می باشد. «مشیاح» در زبان عبری به معنای مسح شده، تدهین شده و تقدیس شده (به وسیله روغن مخصوص)، است و آن عبارت است از مسح پادشاهان با روغن خاص به دست کاهنان و مشایخ بنی اسرائیل که احتمالا این سنت از فرهنگ های باستانی اقوام بت پرست کنعانی، مصری، بابلی و سوری و اسطوره های آیینی به بنی اسرائیل منتقل شده است. این واژه به کرات در جریان داستان پادشاهان و فرمانروایان بنی اسرائیل و به ویژه از زمان پادشاهی داود به بعد در عهد عتیق آمده است پس سموئیل ظرف روغن را گرفته بر سر وی ریخت و او را بوسیده گفت: آیا این نیست که خداوند ترا مسح کرد تا بر میراث او حاکم شوی؟ ( اول سموئیل، 10: 1- 2 و نیز: 15: 1- 2). «یهوه خدای اسرائیل چنین می گوید: من تو را بر اسرائیل به پادشاهی مسح نمودم» (دوم سموئیل، 12: 7). «و مردان یهود آمده داود را در آن جا مسح کردند تا بر خاندان یهودا پادشاه شود» (همان، 2: 4 و 5: 3). و نیز «خداوند چنین می فرماید: تو را به پادشاهی اسرائیل مسح کردم» (دوم پادشاهان، 9: 12). «بنده خود داود را یافتم و او را به روغن مقدس خود مسح کردم» (مزامیر، 89: 20). در دعاها و مناجات های افراد و جماعات یهود نیز از «مسیح خداوند» یاد شده است، «ای یهوه خدا، روی مسیح خود را برمگردان و رحمت های بنده خود داود را بیاد آور» (دوم تواریخ ایام، 6: 42). «چرا امت ها شورش نمودند به ضد خداوند و به ضد مسیح او» (مزامیر، 1: 1- 3). «ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر. ای خدایی که سپر ما هستی، ببین و بر روی مسیح خود نظر انداز» (همان، 84: 8- 9).«به خاطر بنده خود داود، روی مسیح خود را بر مگردان.» (همان، 132: 10).

مسیح و مسیحا در عهد جدید
در عهد جدید، اصطلاح عبری «مسیح» دو بار تکرار شده و در هر دو بار با واژه «کریستوس» یونانی (به معنای پادشاه آسمانی) پیوند خورده است زن بدو گفت: می دانم که مسیح یعنی کریستس می آید. پس هنگامی که او آید از هر چیز به ما خبر خواهد داد. عیسی بدو گفت: من که با تو سخن می گویم، همانم (یوحنا، 4: 25). و یکی از آن دو سخن یحیی را شنیده، پیروی او نمودند. او اول برادر خود شمعون را یافته به او گفت: مسیح را (که ترجمه آن کرستس است) یافتیم (همان، 1: 41- 42). از زمره دعاهای مسیحیان صدر مسیحیت این بود: «ماران اتا» و معنای آن این است: «ای خداوند (عیسی) بیا» ( اول قرنتیان، 16: 22). از سوی دیگر در جوامع یونانی زبان آن دوره، واژه «یسوس» به معنای «شفا دادن» بوده است و یقینا اطلاق آن به عیسی از سر اتفاق نبوده است. در سایر فقرات عهد جدید نیز مراد از «مسیح» همان «پادشاه خداوند» و یا «خداوند پادشاه» است که در میان بنی اسرائیل مفهومی کاملا آشنا و رایج بوده است. این معنا به ویژه در رساله مکاشفه یوحنا با همان مضمون اسطوره ای و پیش گویانه یهود تکرار شده است در آسمان شنیدم که می گوید اکنون نجات و قوت و سلطنت خدای ما و قدرت مسیح او ظاهر شد. (مکاشفه یوحنا، 12: 10). در رساله های دیگر عهد جدید نیز میان مفاهیم «داود» و «مسیح» و «خداوند» و «نجات» پیوند برقرار می شود که امروز برای شما در شهر داود نجات دهنده ای که مسیح خداوند باشد متولد شد (لوقا، 2: 11- 12) و در هیچ کس غیر از او نجات نیست؛ زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان نجات یابیم (اعمال رسولان، 4: 21).

نحوه انتقال باور مسیحایی یهود در عهد عتیق به عهد جدید
اما چگونگی انتقال باور مسیحایی یهود در عهد عتیق به عهد جدید در تلاش نویسندگان اناجیل و به ویژه در بیان چگونگی زندگی و احوالات و اقوال عیسی مسیح منعکس شده است. برای ورود به این مقوله، مناسب است که به استناد عهد جدید، از تولد و طفولیت عیسی فقراتی را نقل شود و چون ایشان روان شدند ناگاه فرشته خداوند در خواب به یوسف ظاهر شده گفت برخیز و طفل و مادرش را برداشته به مصر فرار کن و در آن جا باش تا به تو خبر دهم؛ زیرا که هیرودیس طفل را جستجو خواهد کرد تا او را هلاک نماید پس شبانگاه برخاسته طفل و مادر او را برداشته به سوی مصر روانه شد و تا وفات هیرودیس در آن جا بماند تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود تمام گردد که از مصر پسر خود را خواندم (متی، 2: 13- 16). ملاحظه می شود که در گزارش متی از ماجراهای قبل از تولد عیسی، شرایط و زمینه هایی به تصویر کشیده می شود که عینا در مورد موسی در سرزمین مصر وجود داشته و چنان وانمود می شود که عیسی همانند موسی در هنگامی که حاکمان ستم گر، اولاد ذکور را به قتل می رساندند، پا به عرصه وجود گذارده و جالب این که یوسف نامی (همسر مریم عذرا)، از طرف خداوند مأموریت می یابد که به اتفاق مریم و طفلی که زاده شده از شهر و دیار خود عزیمت کرده به سرزمین مصر سفر کنند! این گزارش در سایر اناجیل دیده نمی شود و ابواب نخستین اناجیل عمدتا به بشارت های یحیای تعمیددهنده و بیان برخی علایم و آثار پدیدار شدن نجات دهنده قوم اسرائیل و به طور مشخص خبر دادن قبلی الیاس در این زمینه اختصاص دارد.

ایلیای عهد عتیق با عنوان الیاس در عهد جدید
از باب قیاس و مشابهت می بینیم که «ایلیای» عهد عتیق با عنوان «الیاس» در عهد جدید ظاهر می شود، کسی که آمدن موعود (مسیح) بنی اسرائیل را بشارت می دهد زیرا جمیع انبیا و تورات تا یحیی اخبار می نمودند، و اگر خواهید قبول کنید، همان است الیاس که باید بیاید (متی، 11: 13- 14). شاگردانش از او پرسیده گفتند پس کاتبان چرا می گویند که می باید الیاس اول آید. او در جواب گفت البته الیاس می آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود، لکن به شما می گویم که الحال الیاس آمده است و او را نشناختند. آن گاه شاگردان دریافتند که درباره یحیی تعمید دهنده بدیشان سخن می گفت (همان، 11: 13- 14). در فقره مذکور «الیاس» همان «یحیای تعمید دهنده» تلقی شده است. در منابع یهودی مسیحی، یحیای مذکور موعظه گری است از فرقه «اسنی ها» که در منطقه فلسطین نزدیک شدن ملکوت خداوند را نوید می داده است. و نزدیک به ساعت نهم عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: ایلی ایلی لما سبقتنی، یعنی الهی الهی مرا چرا ترک کردی؟ اما برخی از حاضرین چون این را شنیدند گفتند که او الیاس را می خواند (همان، 28: 46- 48). و در این فقره و مشابه آن، «الیاس» با خداوند یکسان گرفته شده است.
(ادامه دارد...).


Sources :

  1. حسین کلباسی‌ اشتری- فصل نامه انتظار موعود- شماره 23- مقاله نگاهی به مفاهیم نجات و موعود در سنت عهدین

  2. جولیوس کرینستون- انتظار مسیحا در آیین یهود- ترجمه حسین توفیقی- قم- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1377- صفحه ‌17 و صفحه 81-70 صفحه 67-63 صفحه 137-130

  3. گنجینه‌ای از تلمود- فصل دوازدهم

  4. آرچیابلد رابرتسون- عیسی، اسطوره یا تاریخ- ترجمه حسین توفیقی- قم- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، 1378- صفحه 55-51 صفحه 85-79

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/116435