دو موضوع سیاسی در زمان حکومت عباسیان

از نکته های اجتماعی و سیاسی مهم و قابل توجه بسیار دوران امامت امام کاظم (ع) تا امام عسکری (ع) از تجربه های اجتماعی امامت اسلامی دو موضوعی است که یاد می شود.
1- منع زیارت و ویران کردن قبر امام حسین
مورخان و محدثان در کتاب تتمه المنتهی نوشته اند: در ایام خلافت هارون الرشید، زیارت حرت سید الشهداء (ع) در میان شیعه و سنی شایع شد، و کثرت جمعیت در محل قبر مطهر باعث ازدحام و تزاحم می شد. این امر سبب خوف هارون شد که مبادا مردم به اولاد امیر المومنین (ع) رغبت کنند و خلافت از عباسیان به علویان منتقل شود. از این رو به موسی بن عیسی عباسی، والی کوفه،حکم کرد تا عمارت قبر مطهر و اطراف آن را خراب کند... در ایام متوکل نیز، در سنه 237، خبر به وی رسید که اهل سواد کوفه به زیارت قبر حسین (ع) می آیند و اجتماع می کنند. سردار و لشکری معین کرد. آنان رفتند و قبر شریف را خراب کردند و مردم را متفرق ساختند. باز در مراسم زیارت اجتماع کردند و از کشته شدن باکی نداشتند..و هیچکس را جرئت بر آن امر نبود، تا اینکه قومی از یهود آوردند و آنان به این کار شنیع اقدام کردند.
به خوبی روشن است که پس از روشن شدن ارزش های اسلامی و قرآنی آل علی (ع) جامعه به آنان روی می آورند، تا آنجا که تربت و خاک آنان را بزرگ می دارند، و به آنها پناه می برند. دستگاه خلافت نیز به همین علت خاموش کردن این شعله ها می شتابد، چه شعله هایی که در وجود افراد زنده اینان سر می کشد و چه افراد در گذشته و شهید اینان. و بدینگونه می کوشد تا یاد عدالت و عدالت خواهان را  نیز از حیات انسان محو سازد، اما این نخواهد شد. این یاد، یادی جاودان است. و تنها پدیده سرگرم کننده و پایداری که در طول قرون و اعصار، به جان پاکان و شور گستران نیرو می بخشد، همین یاد است.

2- دعوت امام به دیدن رژه سپاه
در کتاب منتهی الامال باب دوازدهم فصل دوم نوشته اند: متوکل عباسی، سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند، امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پرک نند، و در میان بیابان وسیعی، در موضعی، روی هم بریزند. ایشان چنین کردند و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد. اسم آن را تل «مخالی» نهادند. آنگاه خلیفه بر آن تل بالا رفت. و حضرت امام علی النقی (ع) را نیز به آنجا طلبید و گفت: شما را اینجا خواستم تا مشاهده کنید سپاهیان مرا و از پیش امر کرده بود که لشکریان با آرایش های نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماید تا مبادا آن حضرت یا یکی از اهل بیت او اراده خروج بر او نمایند.


Sources :

  1. محمدرضا حکیمی- امام در عینیت جامعه- صفحه 75-77

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/210417