اوضاع سیاسی جامعه ایرانی در دوره خلفای راشدین

فارسی 7120 نمایش |

فتح جبال

فتح «جبال» در دستور کار اعراب مسلمان قرار گرفت و «عمر» فرمان هجوم به داخل ایران را صادر کرد. هرچند در این مرحله، پس از شکست نهاوند هیچ امیدی برای مقاومت متشکل باقی نمانده بود و اهالی شهرها سعی می کردند به نحوی با اعراب کنار آیند، اما فتح «جبال» هم به آسانی برای اعراب میسر نشد، به نوشته تاریخ قم «مجموع بلاد جبال، فتح آن به جنگ و قهر و استیلا بوده است.» اخبار منابع نیز از مقاومت مردم شهر نهاوند حکایت می کنند؛ به نوشته «بلاذری»،«پارسیان از شهر بیرون شده پیکار می کردند و مسلمانان ایشان را هزیمت می دادند، اما سرانجام با مسلمانان از سر صلح برآمده و در قبال پرداخت خراج و جزیه، اعراب، مردمان نهاوند را بر اموال، بناها و منازلشان زنهار دادند.»
بعد از نهاوند، اعراب به فرماندهی «ابوموسی اشعری» روی به «دینور» نهادند، مردم دینور پس از یک روز جنگ به مصالحه پرداختند و ضمن قبول پرداخت جزیه و خراج، بر جان و مال و فرزندان خویش، امان خواستند. ابوموسی ضمن قبول خواسته ایشان، عاملی در آنجا گمارد و سپس شهرهای ماسپذان، شیروان، و صیمره را بدان شرط که فرمانده عرب خون هیچ یک از ایشان را نریزد یا آنان را به اسیری نگیرد و زر و سیم مردم نستاند به صلح گشود. در عوض، اهالی تعهد به پرداخت جزیه و خراج کردند. در سال 23 ه. اعراب روی به همدان نهادند. در این زمان همدان گریزگاه سپاهیان ایرانی بود که در نهاوند شکست خورده و فراری شده بودند. «مغیره بن شعبه» که پس از عزل عمار بن یاسر، از سوی عمر، والی کوفه شد، «جریر بن عبدالله بجلی» را در سال 23ه. به همدان فرستاد که او نیز با مقاومت اهالی همدان مواجه گشت همدان به جنگ گشوده شد و همان شرط صلح نهاوند برایشان نیز مقرر گردید.
اما آنان پس از مدتی، در عهد عثمان سر به شورش نهادند و عهد خویش شکستند که مجددا همدان به جنگ فتح گردید و مقرر شد که خراج زمینها و جزیه سرها همراه با صد هزار درهم به مسلمانان داده شود که در قبال آن اعراب نیز تعهد کردند به مال و زن و فرزند آنان تعرض نکنند. فتح قم، کاشان و اصفهان مرحله بعدی فتوح «جبال» بود. ابوموسی اشعری که در این دوره، فرماندهی اعراب را بر عهده داشت، مرحله به مرحله پیش آمد و در نهایت، قم و کاشان را به جنگ فتح کرد. «عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی» نیز که از سوی ابوموسی به سمت اصفهان روانه شده بود، پس از نبردی کوچک «جی» را که از توابع اصفهان بود مشروط بر آنکه اهل آن خراج و جزیه بپردازند، به صلح فتح کرد و در عوض مردمان را بر جان و مال (به جز سلاحی که در دست داشتند) امان داد و به همین طریق بر سایر نقاط اصفهان چیره شد.
بنابر روایتی دیگر، ابوموسی پس از فتح قم و کاشان به سمت اصفهان تاخت و اهالی آن سرزمین را به اسلام فرا خواند که آنان از پذیرش اسلام سر باز زدند و در قبال پرداخت جزیه، صلح کردند، اما «چون شب را به صلح گذراندند پیمان شکستند و ابوموسی آنجا را با جنگ فتح کرد.» فتح اصفهان در سال 23 یا 24ه. رخ داد، اما اعراب، فتح جبال را از دو طرف به طور همزمان آغاز کردند؛ یکی از طریق همدان، قم، کاشان و اصفهان و دیگری از طریق نهاوند، ساوه و ری.
پس از نبرد نهاوند عمار بن یاسر به امر عمر، والی کوفه «عروه بن زید الخیل طایی» را با هشت هزار سپاهی از مسیر همدان- ساوه، به سوی ری روانه کرد. یکی از بزرگان ایرانی به نام «داور»، پسر «ازدهان» که با ده هزار سپاهی مستقر بود، از جلوی اعراب گریخت و به ری رفت. ری علاوه بر آنکه دروازه ورود به خراسان محسوب می شد، از لحاظ استراتژیکی بر سر راه خراسان، اصفهان و آذربایجان قرار داشت. همچنین این شهر تیول خاندان «مهران» بود و در این زمان «سیاوخش بن بهرام چوبین» بر مردم آن حکومت می کرد.
بنابر اطلاعات موجود، ری با جنگ فتح شد و تعداد زیادی از پارسیان نیز کشته شدند. کمک یکی از بزرگان به نام فرخان در پیروزی اعراب مؤثر بود. اعراب مسلمان نیز پذیرفتند که هیچ یک از اهالی ری را نکشند و به اسیری نبرند و نیز آتکشده ای را ویران نسازند؛ سرانجام برای مردم ری، خراجی معادل خراج اهل نهاوند مقرر گردید، اما اندکی بعد، اهل ری عهد خود شکستند و آن سرزمین مجددا به جنگ فتح گردید. ری به واسطه نزدیکی با دیلمیان وضع با ثباتی نداشته است؛ زیرا این سرزمین برای اعراب همچون مرزی بود که از آنجا جنگ با دیلمیان را تدارک می دیدند. در منابع موجود به چندین مورد شورش اهل ری و شکستن عهدنامه صلح اشاره شده است.
همزمان با سقوط ری، دماوند، آخرین حلقه تکمیلی در فتح «جبال» نیز به تصرف اعراب درآمد. فرمانروای دماوند که عنوان دینی «مصمغان» را داشت، با قبول پرداخت سالیانه 200 هزار دینار جزیه به اعراب، مستقلا با آنها از در صلح درآمد. این صلح سبب شد که مصمغان مدت یکصد سال از تهاجمات اعراب در امان بمانند. سرزمینهای خوزستان، فارس و آذربایجان نیز به تصرف مسلمین درآمدند. در ماجرای فتح خوزستان، که در ابتدای فتوحات و بعد از جنگ قادسیه فتح شد، ابوموسی اشعری به جنگ هرمزان، فرمانده معروف ایرانی که به آنجا پناه برده بود و مزاحمتهایی فراهم می کرد، شتافت و در شوشتر وی را شکست داد و شوش را به جنگ و جندیشاپور را به صلح گشود. در سال 17 یا 18ه. «علاء حضرمی»، فرمانده اعراب در بحرین، از راه دریا به فارس تاخت و مقاومت اهل استخر را درهم شکست، اما اهالی استخر تا سالیان بعد نیز مرتب شورش می کردند. در ادامه این فتوحات، فتح آذربایجان نیز روز بعد از نبرد قادسیه، در دستور کار قرار گرفت و «عتبه بن فرقد»، فرمانده اعراب، بعد از تسخیر موصل و شهر زور به آذربایجان وارد شد و دامنه فتوحات در این منطقه با تاخت و تازهای بعدی گسترش بیشتری یافت.

فتح نهایی ایران غیر از طبرستان در زمان عثمان

در زمان عثمان، اگرچه اعراب با شورشهای متعدد شهرها و مناطق فتح شده، از جمله در فارس، همدان و ری مواجه شدند، اما تقریبا فتح نهایی ایران غیر از طبرستان در این دوره کامل شد و اعراب تا آخرین مرزهای قلمرو ساسانی، یعنی «مرو» پیش رفتند و قسمتهای شرقی (سیستان و بلوچستان) نیز که برای اعراب اهمیت فوق العاده ای داشتند، در مقابل آنان سر تسلیم فرود آوردند و خراسان به صلح و کرمان و سیستان با مقاومت به تصرف اعراب در آمدند. در دوران خلافت علی (ع) نیز به علت جنگهای داخلی مسلمین، رکودی در فتوحات ایجاد شد و حتی برخی از نقاط فتح شده سر به شورش برداشته، از پرداخت جزیه و خراج سرباز زدند.

انگیزه فتوحات مسلمین

انگیزه و مشوق اصلی مسلمین در اتخاذ شیوه تهاجمی به خارج از جزیره العرب چه بود؟ در یک جواب کلی می توان انگیزه های اعتقادی، اقتصادی و سیاسی را بر شمرد. بدون شک، شرکت گروهی از مهاجمان اولیه در فتوحات، بر پایه ایمان و شور مذهبی و با قصد جهاد و نشر اسلام بوده است. در بین سپاهیان عرب که غالبا از تازه مسلمانان عهد متاخر زمان پیامبر (ص) تشکیل شده و برخی از ایشان تازه از فضای ارتداد خارج شده بودند، عده ای یافت می شدند که داوطلبانه و با زبان روزه به استقبال شهادت می رفتند. اینان که کشتن و کشته شدن در نبرد را یکسان تلقی می کردند، پیداست که در راه دین خود می جنگیدند، و عدالت و مساوات را شعار خویش ساخته بودند و با همین شوق به عدالت و علاه به مساوات بود که قسمت عمده دنیای متمدن آن روز را که طعمه دولتهای ایران و بیزانس شده بود از کام آنان بیرون کشیدند. در این میان برای عده بسیاری کسب غنیمت انگیزه اصلی محسوب می شد.
پاره ای مورخان فقر و گرسنگی، نقصان کشاورزی، افزایش جمعیت جزیره العرب و کافی نبودن مواد غذایی را از عوامل اصلی مهاجرتهای مکرر اعراب در قبل از اسلام به سرزمینهای شمالی بر شمرده اند. اگر این خبر صحت داشته باشد که مقارن با ظهور اسلام، راه مهاجرت اعراب از هر سو (ایران، روم و حبشه) مسدود شده بود، وعده پیامبر به امت خویش در جنگ خندق، مبنی بر تملک خزاین و گنجهای کسری ها و قیصرها نیاز به توجه و دقت بیشتری دارد. در این میان، دستگاه خلافت نیز در فکر بهره برداریهای سیاسی و اقتصادی از این قضیه بود تا از این طریق، وحدت داخلی را که پس از رحلت پبامبر اکرم (ص) در دو واقعه سقیفه و ارتداد خدشه دار شده بود، مجددا احیاء کرده، و از هدر رفتن قوا در جنگ با اهل رده ممانعت کند و توجه اذهان عمومی را به مساله ای خارجی معطوف نماید؛ خصوصا که اطلاعات واصله، از ضعف و فسادی حکایت می کرد که دامنگیر ایران و روم شده بود.
عمر برای تشویق مسلمین به پیوستن به جبهه نبرد، هوای غنائم خسروان را در دلهای ایشان افکند. وی همچنین می گفت: «حجاز جای ماندن شما نیست، مگر آنکه آذوقه جای دیگر بجویید، که مردم حجاز جز به این وسیله نیرو نگیرند.» ابوعبیده فرمانده مسلمین، به هر قومی از تازیان که می گذشت، آنان را به جهاد و ربودن غنائم فراوان بر می انگیخت و دست یافتن به یکی از دو نیکی، شهادت و فیض آخرت، یا بهره این جهانی، شعاری بود که به منظور فراخوندن اعراب مسلمان به جنگ، پیوسته تکرار می شد. اصولا یکی از شرایط رهبران قبائل عرب، برای پیوستن به صفوف غازیان، توافق اولیه در نحوه تقسیم غنائم بود. هنگامی که خبر فتح «مذار»، در نزدیکی «بصره»، به مدینه رسید و فرستاده خبر داد که مسلمین در سیم و زر غوطه ورند، مردم رغبت فراوانی برای رفتن به بصره نشان دادند و شمار ایشان در آن شهر فزونی گرفت.

روح کلی حاکم بر فتوحات در دوره خلفای نخستین

با وجود این، روح کلی حاکم بر فتوحات، حداقل در ابتدا و در دوره خلفای نخستین، بیشتر دینی می نمود تا دنیایی. گرچه مسائلی از قبیل قحط و خشکی سرزمینهای جزیره العرب، کاهش موقعیت مهم بازرگانی این دیار در این ایام، گرسنگی و فقر اعراب و در این حملات دخالت بسیاری داشت و «رستم فرخزاد» نیز تصور می کرد همچون گذشته فقط تنگی معاش و رنج فراوان، اعراب را به این جنگها برانگیخته، اما همانگونه که «اشپولر» نیز متذکر می شود، علت واقعی و محرک اصلی تازیان قبل از هر چیز، دین جدید و اعتقادات تازه بود. مغیره در پیشگاه رستم مساله دعوت به اسلام را مطرح کرد نه مشکلات اقتصادی را.
دسته های اولیه مهاجمین مسلمان نیز که در ابتدا به تاخت و تاز و غارت می پرداختند، چاره ای نداشتند جز اینکه نیازهای روزمره خود را با غنائم به دست آمده، مرتفع سازند. اصولا پیشنهاد مسلمین به مردم مقابلشان سه گونه بود: مسلمان شوند و از حقوق مسلمانی برخوردار؛ جزیه دهند و بر آیین گذشته خود برقرار بمانند؛ و سرانجام اینکه جنگ را انتخاب کنند. در مجموع انگیزه فتوحات در دوره اولیه بسیار متفاوت با دورانهای بعدی است؛ زیرا در دوره های بعد، خصوصا در عهد اموی، فاتحان بیشتر به انگیزه کسب مال و غنیمت و شهرت جنگ می کردند.

منـابـع

لسترنج- جغرافیای تاریخی سرزمین خلافت شرقی- صفحه 218

عبدالحسین زرین کوب- بامداد اسلام- صفحه 77

فیلیپ حتی- تاریخ عرب- صفحه 16-18

برتولد اشپولر- تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی- جلد 1 صفحه 7

سایت باشگاه اندیشه- مقاله آقایان حسین زمانی و حسین مفتخرى

حسین مفتخری و حسین زمانی- تاریخ ایران (از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان)- انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد