خدا در عقاید و باورهای مردم آفریقا (صفات)

فارسی 4358 نمایش |

ماهیت خداوند

اگر بخواهیم به شیوه وجود شناختى درباره خدا سخن بگوییم او منشأء و حافظ تمام موجودات است. او قدیم تر از دوره زمنى است؛ او خارج و فراتر مخلوقات خود است. از طرف دیگر او شخصا درگیر در آفریده هاى خویش است، از این رو آفریده بیرون از او و یا دور از دسترس او نیست لذا بطور همزمان متعال و در همه جا حاضر است. در تمام این جوامع، بدون استثنا، مردم تصورى از خدا دارند. این تصور حداقل و اساسى درباره خدا، در تمام جوامع آفریقایى یافت مى شود. دانش آفریقایى درباره خداوند در ضرب المثل ها، کلمات قصار، سرودها، نیایش ها، اسامى، اسطوره ها، داستان ها و مراسم مذهبى بیان مى شود. تمام اینها براى یادآورى و انتقال به دیگران آسان هستند. زیرا هیچ نوشته مقدسى در جوامع سنتى وجود ندارد. از این رو نباید کسى انتظار رساله اى طولانى درباره خداوند را داشته باشد. اما خدا براى مردم آفریقا بیگانه نیست و در زندگى سنتى هیچ فرد خدانشناسى وجود ندارد. این مطلب در ضرب المثل آشانتى خلاصه شده است که «هیچکس وجود متعال را به کودک نشان نمى دهد» یعنى که هر کسى بطور فطرى وجود خدا را مى شناسد، و حتى کودکان نیز او را مى شناسند. باورهاى آفریقایى درباره خدا شدیدا از زمینه یا محیط فرهنگى، اجتماعى، جغرافیایى و تاریخى هر قومى رنگ گرفته و از آنها تاثیر مى پذیرد. این مطلب تشابهات و تفاوتهایى را که در باورها درباره خدا در سراسر این قاره وجود دارد، توضیح مى دهد. همین نکته است که تا حدى عقایدى را که مشابه با عقاید مردم دیگر قاره ها و سرزمین هایى است که ممکن است زمینه اى مشابه مردم آفریقا داشته باشند توضیح مى دهد. این مساله این واقعیت را منتفى نمى سازد که ازطریق تماس با دنیاى خارج، برخى تاثیرات عقیدتى و فرهنگى به قاره ما رسیده باشد. اما چنین تاثیرى بسیار اندک است ومى بایستى در هردو سوعمل کرده باشد. آموزشهاى اساسى، اصول اعتقادى و عقاید مسیحى، یهودى و اسلامى وجود دارند که نمى توان رد آنها را در ادیان سنتى پیدا کرد. لذا، این سنتهاى دینى بزرگ، نمى توانند موجب انتشار آن باورهایى در باب خدا در ادیان سنتى باشند که با برخى اندیشه هاى سامى و کتاب مقدس درباره خداوند مشابه هستند و در عین حال جنبه هاى بسیار مهمتر عقیده و آداب و مناسک آنها را حذف مى کنند. سرزمین آفریقا به قدر کافى غنى هست که اندیشه مذهبى اصلى خود را پدید آورد.

صفات خداوند در اندیشه مردم آفریقا
الف ـ صفات ازلى و ذاتى خدا
فهم و بیان این صفات مشکل است، زیرا بیشتر به قلمرو مفاهیم انتزاعى تعلق دارند تا به صور فکرى واقعى. صور فکرى آفریقایى بیشتر واقعى اند تا انتزاعى. اگر چه، مثالهاى قابل ملاحظه اى هست که چگونه مردم آفریقا درباره ماهیت ازلى خدا مى اندیشند.

صفت عالم بودن خدا
تعدادى از جوامع خدا را عالم مى دانند. وقتى مردم آفریقا خدا را عالم مى دانند، در عین حال بالاترین درجه ممکن احترام و تکریم را برایش قایل مى شوند، زیرا در جوامع آفریقایى، عقل از احترام عظیمى برخوردار است. با انجام این کار، مردم مى پذیرند که عقل آدمى، هر چقدر بزرگ باشد، محدود، ناقص و قابل اکتساب است. از طرف دیگر، علم خدا مطلق، نامحدود و ذاتا جزوى از طبیعت هستى ازلى اوست. از نظر قوم زولو استعاره دیدن و شنیدن مفهوم علیم بودن خداوند را به شیوه اى که درک واقعى آن آسان است بیان مى کند. از این رو به مثالهایى از مناطق فراوانى در آفریقا برمى خوریم که در آنها گفته مى شود خداوند قادر است هر چیزى را ببیند و بشناسد. در میان قبیله باروندى خداوند مانند خورشیدی است که انوارش را به همه جا پخش مى کند. این که مردم واقعا خدا را داراى یک چشم یا بیشتر و یا گوشهاى دراز تصور کنند یا نکنند، بى اهمیت است: نکته این است که او را به عنوان عالم بر همه چیز مى شناسند، که هیچ چیز از او پنهان نیست، زیرا هیچ چیز نمى تواند از دید، شنوایى یا دانش او بگریزد. او همه چیز را بطور نامحدود و بدون استثنا مى داند، مى بیند و مى شنود.

صفت حضور خداوند در همه جا
وقتى مردم قبیله ایلا مى گویند که «خدا هیچ جا و هیچ زمانى ندارد که به آنجا بیاید و به پایان رسد» آنها درباره ماهیت همه جا حاضر او صحبت مى کنند. و نیز مردم قبیله باموم. اینها کوششهایى است براى توصیف صفت ذاتى و ازلى دیگر خداوند، یا حضور او در همه جا.

صفت قادر بودن خداوند
درک این که خدا مقتدر است آسان تر از صفاتى است که در بالا ذکر شد. در نتیجه ما بسیارى از نمونه هاى عینى از سراسر آفریقا پیدا مى کنیم، که در آنها مردم خداوند را قادر مطلق مى خوانند. در میان برخى از قبایل مانند یوروبا، نگومب براى این مردم، جنگل نماد قدرت است و شکى نیست که آنها پیوسته تلاش مى کنند به خوبى آن را تحت کنترل خود نگه دارند. با این وجود این براى خدا کارى ندارد؛ او مى تواند بدون مشکلات جنگل را تمیز نگهدارد، از این رو او قادر مطلق است. در میان بسیارى از قبایل، قدرت مطلق خدا در اعمال قدرتش بر طبیعت دیده مى شود. به طور مثال مردم بانیارواندا در دو ضرب المثل مى گویند: «درختى که در حمایت خدا باشد هرگز باد به آن آسیب نمى رساند». و «خدا بازوهاى درازى دارد». مردم قبیله کیگا به خدا عنوان «ذات یگانه اى که باعث مى شود خورشید غروب کند» اشاره مى کنند، و هنگامى که مردم کیگویو براى باران قربانى و نیایش انجام مى دهند، خدا را به عنوان وجود یکتایى که سبب لرزش کوهها و جارى شدن رودخانه ها مى گردد، مورد خطاب قرار مى دهند. باد، خورشید، باران فراتر از قدرت کنترل انسانى هستند، اما بیرون از قدرت خدا نیستند که از طریق آنها و دیگر پدیده ها و مخلوقات طبیعى عمل مى کند. اقوامى هم مانند آکامبا، گیکویو، وگوسو، و قبایل دیگر هستند که قدرت مطلق خدا را در توانمندى او در رابطه با کنترل ارواح مى بینند. این موجودات از نظر ایشان قدرتمندتر از انسانها هستند. لذا در این رابطه، به قدرت به شیوه سلسله مراتبى نگریسته مى شود که در آن خدا بعنوان قادر مطلق در رأس قرار دارد و در زیر او ارواح و پدیده هاى طبیعى و پایین تر از آنها انسانها قرار دارند که در مقایسه با آنها قدرتى اندک دارند یا اساسا هیچ قدرتى ندارند.

رابطه صفت متعالى بودن خداوند با صفت حضور او در همه جا
صفت متعالى بودن خداوند با صفت دیگر او یعنى حضور در همه جا متعادل مى شود، زیرا این دو به شیوه اى متناقض نما مکمل یکدیگرند. به این معنى که او آنچنان دور است (متعال) که انسانها نمى توانند به ساحت او دست یابند.

تاکید بر بعد و دورى خداوند
با این وجود آنقدر «نزدیک» است (سارى در همه چیز) که به انسانها قرب دارد. بسیارى از نویسندگان خارجى در اینجا یعنى در تاکید بر بعد و دورى خداوند به بهاى نادیده گرفتن نزدیکى او به گمراهى افتاده اند. از لحاظ زمانى، خدا فوق و آن سوى کل دوره زمنى قرار دارد، بطورى که حتى تخیل بشرى نمى تواند به آن دست یابد. نه تنها او زمنى را در برمى گیرد بلکه از آن نیز فراتر است. این چیزى است که مردم قبیله آکان هنگامى که او را به عنوان کسى که هم اکنون در آنجاست همانطور که در روزگار کهن نیز آنجا بود، ستایش مى کنند. و هنگامى که مردم قبیله تونگا به سادگى او را به عنوان «قدیم الایام» خطاب مى کنند ،سعى در بیان آن دارند. اهالى نگومب این طبیعت اصلى خدا را با جنگل مقایسه مى کنند، و به همین دلیل او را «وجود فنا ناپذیر جنگل» مى دانند، خدا را در مى یابند. تصور مى شود که خدا در دور دست آسمان و یا در «بالا» و فراتر از دسترس انسان ساکن است. آسمان در بیکرانگى عظیم خود آشکارا مردم را با چشمان و تخیلشان به خیره شدن در آن دعوت مى کند. عملا تمام مردم آفریقا به طرق مختلف، خدا را با آسمان در پیوند مى بینند. بعضى از مردم افسانه هایى دارند که حاکى از چگونگى آمدن انسان از آسمان است، و یا این که چگونه خداوند خود را از مردم جدا کرد و در آسمان کناره گیرى نمود، از آنجا هیچ کس نمى تواند مستقیما به او دسترسى یابد.

اندیشه تعالى خداوند
اندیشه تعالى خداوند در قول معروف باکونگو است. از لحاظ مقام او فراتر از موجودات روحانى، ارواح انسانها، و موجودات طبیعى و پدیده هاست. از جهت قدرت و علم او برتر از همه است. با این وجود، على رغم تعالى خدا، او در همه جا سارى است، بطورى که مردم مى توانند با او تماس برقرار کنند و در واقع، این کار را مى کنند. یکى از شناخته شده ترین این نامها براى نیایش خداوند در میان اهالى نگومب او را به عنوان ذات یگانه اى که همه چیز را پر مى کند، توصیف مى نماید. به هر صورت در بسیارى از اعمال عبادى است که مردم تصدیق مى کنند که خداوند قریب و قابل دسترسى است. اعمال شامل قربانی ها، نذورات، نیایش ها و اذکار هستند. هم چنین این موضوع که انسانها خدا را در ارتباط با بسیارى مخلوقات طبیعى و پدیده ها مى دانند به این باورشان اشاره مى کند که خداوند با آفرینش خود درگیر است، یعنى هیچ مکان یا هیچ زمانى نیست که نتوان او را یافت، زیرا او با همه موجودات هم زمان است. این وحدت وجود نیست، و هیچ دلیلى وجود ندارد که مردم خدا را همه چیز و همه چیز را خدا به حساب آورند. اقوام آفریقایى، در غالب اوقات زندگى خود، خدا را در ساحتى متعال قرار مى دهند، و اینطور وانمود مى کنند که او از امور روزانه شان دور است. اما مى دانند که او داراى نفوذ کامل در سراسر جهان است، و خود را در موجودات و پدیده هاى طبیعى متجلى مى کند، و آنان مى توانند با اعمال عبادى در هر زمان و مکان به سوى او روى آورند. مى توان فرق بین این صفات مرتبط را اینطور عنوان کرد که خداوند در نظر متعال است اما در عمل سارى در همه چیزى است. برخى از مردم آفریقا مى اندیشند که خداوند قایم بالذات و مافوق همه موجودات است. توصیف روشنى از این مفهوم در میان مردم زولو دیده می شود. آنان اسمى را به خداوند مى دهند به معنى «کسى که قایم به خود است» یا کسى که ازخود هستى یافته است. نه پدر دارد و نه مادر، نه همسر و فرزند. او تک و تنهاست او نه کودک است و نه پیر. او امروز همانى است که دیروز بود. آنان در ادامه اشاره مى کنند که او نه مى خورد و نه پیام آورى دارد. هست و کاملا بدون تغییر و غیر قابل تغییر مى باشد. از این مطالب برمى آید که خداوند عظیم الشان و متعالى است. بسیارى از جوامع از قبیل آکان، بالوبا، نگرنى، تونگا و جوامع دیگر او را «یگانه عظیم» یا «خداى بزرگ» یا «پادشاه بزرگ» یا «روح بزرگ برتر» مى نامند. نام اصلى زولو براى خدا «انکولونکولو» نیز در همین راستا اشاره بر برترى و تفوق خدا دارد.

روح اعظم بودن خداوند
عموما باور بر این است که خداوند روح اعظم مى باشد، با این که مردم آفریقا در اندیشه و کلام درباره او از تصاویر انسان انگارانه است که مى گوید در ابتدا خدا بود، امروز خدا هست، فردا خدا خواهد بود،چه کسى مى تواند تصویرى از خدا بسازد؟ او جسم ندارد. او مثل کلمه اى است که از دهانت خارج مى گردد. آن کلمه! نه بیشتر، آن گذشته است، و با وجود این حیات دارد! خدا این چنین است در سرود سنتى شونا لذا خدا به صورت روح خلاق فعال به تصویر در مى آید. ویژگى روح بودن خداست که او را غیر قابل درک مى کند. از این رو مردم آشانتى به درستى با صفت «روح بى انتها» به او اشاره مى کنند زیرا هیچ ذهن بشرى قادر به اندازه گیرى او نیست، و هیچ عقلى نمى تواند او را درک کند. در جوامع آفریقاى نام شخص معمولا بیانگر شخصیت و وجود اوست. در مورد خداوند، مردم ممکن است برخى از افعال و تجلیات او را بدانند، اما از ماهیت ذاتى او هیچ چیز نمى دانند. عجیب است که آنان خدا را مى شناسند و با این وجود او را نمى شناسند، او برایشان یک بیگانه نیست و با این وجود آنان با او بیگانه هستند او آنان را مى شناسد، اما آنان او را نمى شناسند. از این رو خدا با انسانها به عنوان وجودى اسرارآمیز و غیر قابل درک، توصیف ناپذیر و فراتر گنجایش واژگان انسانى روبرو مى شود. این بخشى از ماهیت ذاتى خداست.

ماهیت ازلى خداوند نزد اقوام مختلف
مفاهیم مربوط به ماهیت ازلى خداوند توسط اقوام مختلف به گونه اى متفاوت بیان مى شود. مردم قبیله نگومب که براى آنها جنگل نماد رویش و سرسبزى جاودانه است، خدا را به عنوان «ذات یگانه ابدى جنگل» به حساب مى آورند و ستایش مى کنند. مردم قبیله ایلا، بالوبا و قبایل دیگر، طبیعت ازلى خدا را به پایدارى آشکار خورشید تشبیه کرده و او را «ذات ازلى خورشیدها» یا ذات جاودانه بسیارى از خورشیدها (در اینجا آسمان بجاى خدا استعمال شده). همین مفهوم نیز توسط مردم یوروبا در سرود مشهورى که مى گوید «هرگز کسى از مرگ خدا نمى شنود!» مورد تاکید قرار مى گیرد. خدا ازلى و فراتر از اثر یا تاثیر تغییر است، او براى همیشه باقى است، همانطور که بود به هستى خود ادامه مى دهد، از این رو او نمى تواند چیزى جز خدا باشد. هر فرد آفریقایى خدا را به یکتایى قبول دارد. اگر چه، بر طبق برخى نظریه هاى جهان شناسى، در کنار خدا، خدایان و موجودات روحانى دیگرى وجود دارند که برخى از آنها ارتباط تنگاتنگى با او دارند. این موجودات معمولا تجسم افعال خداوند، موجودات و پدیده هاى طبیعى و یا قهرمانان ملى خداگونه و یا موجودات روحانى هستند که توسط خدا خلق شده اند. در چند مورد مثلا در میان قبایل بارى احتمالا این به خاطر سهولت منطقى یا تامل کلامى، و براى وفق دادن خدا با تصور مردم آفریقایى از خانواده است.
(ادامه دارد...)

 

منـابـع

جان اس.مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد