عوامل ورود در جهنم (دنیاپرستی)

فارسی 2505 نمایش |

عصیان در برابر اوامر الهی

خداوند در آیاتی از قرآن، به علت واقعى تمرد و عصیان گردنکشان در برابر اوامر الهى، که همان حب دنیا است، و سپس هلاکت آنها، اشاره کرده مى گوید: «من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلئها مذموما مدحورا* و من أراد الاخرة و سعى لها سعیها و هو مؤمن فأولئک کان سعیهم مشکورا؛ کسانى که تنها هدفشان همین زندگى زودگذر دنیاى مادى باشد، ما آن مقدار را که بخواهیم به هر کس صلاح بدانیم در همین زندگى زودگذر مى دهیم سپس جهنم را براى او قرار خواهیم داد که در آتش آن مى سوزد در حالى که مورد سرزنش و دورى از رحمت خدا است. و هر کس آخرت خواهد و با سعى لازم براى آن بکوشد (در حالى که مؤمن باشد) آنانند که از سعیشان قدردانى خواهد شد.» (إسراء/ 18- 19)
در این آیات، مردم دنیا به دو دسته تقسیم مى شوند: گروه اول کسانى هستند که فقط لذت هاى این دنیاى زودگذر را طلب مى کنند و تمام همت آنها رسیدن به برخوردارى ها و رفاه دنیاى عادى است و آخرت براى آنان معنایى ندارد. چنین کسانى اساسا به آخرت ایمان ندارند و در نتیجه خدا و مکتب پیامبران را هم قبول ندارند و از نظر شناخت، کوته بین هستند و به حقایق بزرگ غیب معرفت ندارند. «فأعرض عن من تولى عن ذکرنا و لم یرد إلا الحیاة الدنیا ذلک مبلغهم من العلم؛ از کسانى که از یاد کردن من رویگردان شده اند و جز زندگى دنیا را نمى خواهند اعراض کن. این است میزان آگاهى آنها.» (نجم/ 30)
چنین افراد کوته بین که به آخرت عقیده ندارند، جایگاهشان در قیامت جهنم است و نکوهیده و مطرود خواهند بود. این نتیجه کفر و بى ایمانى آنهاست و سزایى جز آتش ندارند. توجه کنیم که دنیاخواهى در صورتى نکوهیده است که همراه با بى دینى و انکار آخرت باشد و حالت استقلالى به خود بگیرد، ولى اگر کسى به خدا و آخرت ایمان داشته باشد و در عین حال در طلب رفاه دنیوى و برخوردارى از نعمت هاى خدا در این دنیا هم باشد، این کار نه تنها بد نیست بلکه پسندیده هم هست، چون شخص را در رسیدن به ارزش هاى معنوى و دینى کمک مى کند. سپس به شرح حال گروه دوم مى پردازد، تا با قرینه مقابله، آن چنان که روش قرآن است، مطلب آشکارتر شود: گروه دوم که در این آیات از آنها یاد شده، کسانى هستند که آخرت را مى خواهند و براى رسیدن به آن تلاش مى کنند و ایمان درستى دارند. خداوند به سعى و تلاش این افراد ارج مى نهد و از آنان اظهار خشنودى مى کند.

آن روی سکه

«و من أراد الآخرة» بیان نظام افعال اختیارى اهل ایمان به منظور آسایش زندگى و رسیدن به نعمتهاى آخرت است هر که همت و سعى خود را فقط صرف تأمین زندگى و آسایش آخرت خود کند و به منظور رسیدن به سعادت آخرت قیام نموده و شعار او مرتبه اى از درجات عبودیت باشد:
1- به منظور ایمن بودن از عقوبت
2- نیل به نعمتهاى ابدى: تقرب به ساحت کبریائى.
«و سعى لها سعیها» حرف لام براى اختصاص و بیان قید دیگرى است سعى و کوشش خود را صرف شعار عبودیت نموده و به اعمال صالحه و اداء وظایف دینى قیام نماید به منظور نیل به سعادت حقیقى و تقرب به پروردگار و یا رسیدن به نعمتهاى آخرت که پروردگار وعده فرموده است. «و هو مؤمن» جمله اسمیه مبنى بر تأکید است در حالى که به اصول توحید و به ارکان دین اسلام معتقد بوده با نیروى تقوى و پرهیز از گناهان و اعمال و رفتار و کردار آنان بر اساس اداء وظایف دینى و شعار آنان عبودیت باشد.
این است که این سعى را در حالى کند که ایمان به خدا داشته باشد، و این خود مستلزم توحید و ایمان به نبوت و معاد است، زیرا کسى که اعتراف به یکى از این سه اصل نداشته باشد خداى سبحان او را در کلام مجیدش مؤمن به خود نمى داند، و آیات قرآنى در این باره بسیار است. به فرض اینکه از آیات مذکور هم که چشم پوشى کنیم تقیید به جمله "و هو مؤمن" براى رساندن این معنا کافى است، زیرا کسى که آخرت بخواهد و کارهاى مخصوص به آن را مجدانه انجام دهد قطعا ایمان به خدا و به وراى دنیا دارد. و اگر تقیید مذکور به منظور رساندن صحت ایمان، که خود مستلزم اعتقاد به توحید و نبوت است نبود، هیچ وجه دیگرى براى آن متصور نمى شد، پس تنها تقیید به "ایمان"، به سایر آیات قرآنى در این باره کمک مى کند.
«فأولئک کان سعیهم مشکورا» ضمیر اشاره و جمله به هیئت ناقص ذکر شده مبنى بر تأکید درباره وعده پروردگار است به این که اهل ایمان همه اعمال آنان که به شعار عبودیت بوده مورد قبول و سپاس ساحت پروردگار قرار گرفته و همه سعى و کوشش آنان در طریق اداء وظائف دینى از اداء واجبات و مستحبات و سایر اعمال و رفع نیازهاى فردى و اجتماعى که براى خشنودى پروردگار و نیل به سعادت آخرت باشد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته و روح عبودیت به آنها دمیده شده است. «مشکورا» شکر اهل ایمان به معناى سپاس و قدردانى از نعمت است به این که آن را از موهبت پروردگار بداند و در مورد شایسته نعمتها را صرف کند و منظور نیز کسب خشنودى پروردگار باشد و شکر ساحت کبریائى از ایمان و اعمال صالحه به آن است که عقیده به ارکان دین اسلام را از آنان بپذیرد.
همچنین در پرتو آن اعمال صالحه و اداء وظایف دینى را از آنان بپذیرد و به فضل خود اجر و پاداش دهد و هرگونه اعمال و سعى و کوششهاى آنان که بر اساس انتظام زندگى و رفع احتیاجات فردى و اجتماعى و خانوادگى باشد و شعار آنها نیز عبودیت بوده مورد قبول و پذیرش قرار دهد و روح و شعار عبودیت به آنها بدمد و همه آنها را زنده و شایسته پاداش معرفى فرماید. با توجه به این نکته هر عمل از اهل ایمان بر اساس فضل پروردگار هنگامى صالح و شایسته اجر و پاداش و ثواب خواهد بود که عمل گرچه مباح بوده، مستند و براى خشنودى پروردگار باشد، آنگاه عمل در اثر ارتباط با ساحت کبریائى داراى نیروى حیات بوده، زنده و پاینده خواهد بود.
در نشئه قیامت نیز هر یک از اعمال صالحه به قدر سعه وجودى و نیروى حیات که به آن عمل دمیده شده از واجبات و وظایف دینى و مستحبات و همچنین اعمال نیک و پسندیده که شعار آنها عبودیت بوده، سیرت هر یک از آنها ظهور خواهند نمود. و بر حسب آیه ی «إلیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه؛ سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى رود و عمل صالح، آن را بالا مى برد.» (فاطر/ 10) سیرت هر یک از اعمال صالحه اهل ایمان در هر یک از عوالم دنیا و برزخ و قیامت به مناسبت همان عالم سبب رفعت و سعه وجودى و قدرت روح و صعود اهل ایمان به مقام قرب جوار رحمت و مزید نعمتهاى همیشگى آنان خواهد بود و در عالم قیامت به اقصى مرتبه رشد و ظهور مى رسند. و همه نمونه و مسطوره اى از فضل و شکر ساحت کبریائى نسبت به اهل ایمان و تقوى مى باشد.

سه شرط اساسی سعادت جاودانه

بنابراین براى رسیدن به سعادت جاویدان سه امر اساسى شرط است:
1- اراده انسان آن هم اراده اى که تعلق به حیات ابدى گیرد، و به لذات زودگذر و نعمتهاى ناپایدار و هدفهاى صرفا مادى تعلق نگیرد، همتى والا و روحیه اى عالى پشتبند آن باشد که او را از پذیرفتن هرگونه رنگ تعلق و وابستگى آزاد سازد.
2- این اراده به صورت ضعیف و ناتوان در محیط فکر و اندیشه و روح نباشد بلکه تمام ذرات وجود انسان را به حرکت وادارد و آخرین سعى و تلاش خود را در این به کار بندد (توجه داشته باشید که کلمه "سعیها" که به عنوان تاکید ذکر شده نشان مى دهد او آخرین، سعى و تلاش و کوشش را که براى رسیدن آخرت لازم است انجام مى دهد و چیزى فروگذار نمى کند).
3- همه اینها توأم با "ایمان" باشد، ایمانى ثابت و استوار، چرا که تصمیم و تلاش هنگامى به ثمر مى رسد که از انگیزه صحیحى، سرچشمه گیرد و آن انگیزه چیزى جز ایمان به خدا نمى تواند باشد.
درست است که سعى و تلاش براى آخرت بدون ایمان نخواهد بود و بنابراین مفهوم ایمان در آن نهفته شده است، ولى از آنجا که ایمان یک اصل اساسى و پایه اصلى در این راه است به آن مقدار از دلالت التزامى قناعت نکرده و با صراحت ایمان را به عنوان یک شرط بازگو مى کند.
قابل توجه اینکه در مورد دنیاپرستان مى گوید: "جهنم را براى آنها قرار مى دهیم"، ولى در مورد عاشقان آخرت مى گوید: "سعى و تلاش آنها مشکور خواهد بود" یعنى مورد تشکر و قدردانى پروردگار.
این تعبیر از این که بگوید پاداششان بهشت است بسیار جامعتر و والاتر است، چرا که تشکر و قدردانى هر کس به اندازه شخصیت و سعه وجودى او است، نه به اندازه عملى که انجام گرفته است، و روى این حساب تشکر و قدردانى خدا متناسب با ذات بى پایان او است انواع نعمتهاى مادى و معنوى و هر آنچه در تصور ما بگنجد و نگنجد در آن جمع است.

طالبان دنیا دودسته اند

مشرکین و کفار و اهل ضلالت دنیا را نقد می شمارند و آخرت را نسیه چنانچه ابن سعد گفت (و ما عاقل باع الوجود بدین) و بسیارى از اهل دنیا را مى بینیم می گویند خدا دنیا را به ما بدهد آخرت پاى خودمان یا حالا تا قیامت. این کفار و مشرکین و اهل ضلالت و فساق و فجار دو قسم هستند یک قسم که نه دنیا دارند و نه آخرت. «خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین؛ او در دنیا و آخرت زیانکار است و این همان خسارت آشکار است.» (حج/ 11) و یک قسم در دنیا آلوده شدند که «إنما نملی لهم لیزدادوا إثما؛ فقط مهلتشان مى دهیم تا بار گناه خود را افزون کنند.» (آل عمران/ 172)
در این آیات چون انسان را در عمل و اراده مختار قرار داده و همان طورى که در سوره بلد آیه 11 پس از آفرینش انسان و رشد او فرموده (و هدیناه النجدین) اشاره به این که انسان پس از آنکه به عقل و رشد رسیده دو راه براى وى باز می گردد راه خیر و شر، راه سعادت و شقاوت، راه رسیدن به کمال نفسانى طبیعى و روحانى عقلى این است که به اختیار و اراده خود هر کدام را بخواهد چون در سجیه و طبیعت انسانى هر دو جهت گذاشته شده و حق تعالى در اعمال اختیارى وى را آزاد گردانیده و راه رسیدن به آن را نیز براى او باز گردانیده که خودش به دست خود و به میلش دانسته و فهمیده هر کدام را بخواهد و بطلبد قادر متعال براى او میسر گرداند و اگر غیر از این بود اختیار معنائى نداشت و نظر به عموم فضل و احسانش سائل و طالبى را رد نمی کند چنانچه آیه تذکر می دهد کسی که مراد و مقصودش از اعمالش نعمتهاى طبیعى دنیوى باشد به زودى به مراد و مقصودش می رسد لکن رسیدن به آرزوها را مقید به دو قید گردانیده: یکى آن اندازه که بخواهیم و دیگر براى هر کس که بخواهیم نه براى همه طلب کنندگان، و به عبارت دیگر یکى مشیت که شاید مقصود از مشیت مصلحت نظام عالم باشد یعنى اگر خواسته او مخالف با حکمت نظام عالم نباشد، و دیگر اراده حق تعالى که ولو اینکه انسان در عمل مختار است لکن هیچ شیئى در عالم بدون اراده حق تعالى انجام نخواهد گرفت این است که وقتى انسان به اراده و میل خود کارى را خواست انجام بدهد چون اختیار به دستش داده قادر متعال اگر صلاح بداند براى وقوع آن اراده می نماید که واقع گردد.
طالبین دنیا دو دسته اند بعضى چنان دنیا و امور طبیعى آنان را فراگرفته که اصلا منکر مبداء و معاد گردیده اند، و دسته دیگر به مبداء و معاد در باطن ایمان دارند لکن چون ایمانشان تحقیقى و از روى بصیرت انجام نگرفته بلکه تقلیدى و از روى تعصب دینى و گفته هاى غیر اظهار ایمان می کنند اینان کسانى می باشند که چون در دین بصیرت و علمى ندارند این است که حظوظ دنیوى را عملا ترجیح می دهند بر نعمتهاى اخروى، و آیه خبر می دهد که براى چنین مردمانى جهنم را آماده نموده ایم که درآیند در آن در حالی که مذمت گردیده شده و رانده شده از رحمتند، ظاهرا مقصود آن دسته اول باشند زیرا کسی که فقط همش و مرادش دنیا شد معلوم می شود به هیچ وجه دلبستگى به عالم دیگرى ندارد و این معنى از کلمه (یرید) ظاهر می گردد قوله تعالى در سوره شورى آیه ی 19 «من کان یرید حرث الآخرة نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نؤته منها و ما له فی الآخرة من نصیب؛ هر که کشت آخرت را بخواهد، براى وى در کشتش مى افزاییم و کسى که تنها کشت این دنیا را طلب کند به او از آن مى دهیم ولى در آخرت او را هیچ نصیبى نیست.»
لکن کسانی که ایمان دارند ولو اینکه ایمانشان تقلیدى باشد چنین نیست که آنان منزل و مأواى همیشگی شان چنانچه از آیه می توان استفاده نمود، جهنم باشد زیرا که ایمان تحقیقى و طلب ننمودن دنیا براى همه کس میسر نیست کسى که ایمان در قلبش نفوذ نموده چنین قدرت و نیروى روحى را دارد که فقط مراد و مطلبش امور اخروى باشد به طورى که اگر حظوظ دنیوى هم داشته باشد مقدمه براى فیوضات اخروى است و شکى نیست که ایمان ضعیف با طلب حظوظ دنیوى جمع می گردد، از اینجا معلوم می شود که آیه از تفصیلش ساکت است آیه ارائه می دهد که طالب دنیا از دنیا بهره بردارى می کند و طالب آخرت از آخرت نصیب می برد.

منـابـع

عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 5 صفحه 410

سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏13 صفحه 86

عبدالحسين طیب- أطیب البیان- جلد ‏8 صفحه 235

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏12 صفحه 63

سيد محمدحسين‏ حسينى همدانى- انوار درخشان- جلد ‏10 صفحه 39

میرزاحسن مصطفوی- تفسیر روشن- جلد ‏13 صفحه 170

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد