احکام مربوط به معابد و کنیسه در آیین یهود (پیدایش کنیسه)

فارسی نسخه موبایل

تجدید معبد پس از اسارت بابلی

هنگامی که کوروش (یعنی خورشید) بنیانگذار سلسله هخامنشی بابل را فتح کرد، یهودیان از اسارت بابلی آزاد شدند و اجازه بازگشت به سرزمین خود را یافتند. اما بسیاری از آنان حاضر نبودند بابل را ترک کنند و در بابل و اطراف آن پراکنده شدند. اعلامیه کوروش در مورد آزادی یهود حدود سال 538 ق. م. صادر شد. کوروش با این کار در میان یهود محبوبیت زیادی به دست آورد. گروهی از یهودیان نیز به فلسطین بازگشتند و به بازسازی شهر قدس آغاز کردند. در آن دوران همسایگان آن سرزمین احساس خطر کردند و مانع برپایی یک حکومت مقتدر یهودی بر خاک فلسطین شدند.

پیدایش کنیسه
پس از بازگشت یهود از بابل، جامعه دینی نظام تازه ای یافت و معابدی ساخته شد که بعدا کنیسه (synagogue) کنیسه یا کنشت نامیده شد. این معابد نیایشگاه و محل اجتماعات دینی یهودیان بود. این معابد مانند سایر معبدها معماری خاصی داشتند و در آنها قربانگاه و اماکن ویژه دیگری وجود داشت. هم اکنون نیز معبد یهودیان کنیسه نامیده می شود. قبله یهود معبد سلیمان (مسجد اقصی) است. فقط سامریان قبله را کوه جرزیم در نزدیکی شهر نابلس می دانند. آنان روزی سه بار نماز می خوانند: نماز صبح، نماز عصر و نماز مغرب. در صورتی که دست کم ده مرد در کنیسه وجود داشته باشد نماز برگزار می شود و در این حال یک نفر که معمولا پیرتر از سایرین است و عبری را خوب می داند، جلو می ایستد و قسمتهایی از تورات یا دعاهایی به عبری می خواند و در مواردی رکوع می کنند.
معروفترین عبارتی که خوانده می شود، شمع (یعنی بشنو) نام دارد که از تورات گرفته شده است: «ای اسرائیل بشنو یهوه خدای ما یهوه واحد است. پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما.» (تثنیه: 6: 5-4)

برگزاری مراسم دعا به جماعت در کنیسه
از زمانی که الفاظ و زمان دعاها برای همیشه مشخص شد، نهاد مهم دیگری به نام کنیسه [بت هکنست یا کنیسا] آغاز به کار کرد. از آن جا که این دعاها بر پایه تمام نیازهای مجموعه قوم یهود تنظیم شده بود، مقرر شد که مراسم دعا به جماعت برگزار شود. اما یکدست سازی مراسم دعا، بر استغاثه های خصوصی ای که اشخاص مطابق میل خویش و براساس نیازهای شخصی شان با خدا سخن می گفتند، تأثیری نداشت. این پرسش که «جماعت» بر چه تعدادی از افراد صدق می کند، پرسشی قدیمی است و پاسخ آن قدیمی تر؛ و از این که ابتدا در چه زمانی مطرح، و یا به عنوان بخشی از سنت اصلی شریعت شفاهی پذیرفته شده است، اطلاع دقیقی در دست نیست. اما آنچه پیداست این که، حضور یک جمعیت مذکر ده نفره یا بیشتر برای برگزاری مراسمی که باید به جماعت برگزار شود لازم است. زیرا واژه مینیان (عدد یا حد نصاب) به معنای دست کم، ده مرد بالغ است که مجازند مراسم دعا را به جماعت برگزار کنند. بنابراین، کنیسه جایی بود که در آن جماعت دین دار مقیم در روستاها، شهرها و شهرک ها برای برگزاری دعا جمع می شدند و در مواقع ضروری، از آن برای گردهمایی نیز استفاده می کردند. بیشتر کنیسه ها مکتب خانه بچه های محله، یا گاهی باته میدراش (حوزه های دینی) برای بزرگسالان تلقی می شدند.

تفاوت معبد و کنیسه

کنیسه در میان مردم، به گونه ای شاعرانه، به میقداش معت (معبد کوچک) شهرت داشت؛ اما در عمل، هرگز نتوانست جای معبد را پرکند. چون اهداف این نهاد (یعنی دعای دسته جمعی، مطالعه و یادگیری، و گردهمایی) با اهداف معبد تفاوت داشت. با وجود پابرجا بودن معبد، در خود اورشلیم نیز کنیسه های زیادی وجود داشت. بعضی از این کنیسه ها به مناطق خاصی از شهر یا مردم یک منطقه تعلق داشتند؛ مانند کنیسه ای که تنها به یهودیان بازگشته از بابل اختصاص داشت که هنوز با هم در تماس بودند. کنیسه هایی نیز به صنوف و صاحبان حرفه های مختلف اختصاص داشت.

رابطه میان کنیسه و معبد
یکی از حکیمان یهود درباره رابطه میان کنیسه و معبد چنین می نویسد: «در ساعات اولیه صبح مردم برای حضور در مراسم قربانی صبحگاهی به معبد می روند. سپس، از آن جا برای انجام مراسم دعای صبح به کنیسه می روند. در ایام تعطیلی یا روز شبات دوباره به معبد برمی گردند تا قربانی دیگری را به جای آورند و پس از آن به کنیسه باز می گردند تا دعای موساف را بخوانند.» با این توصیف، معبد محلی برای برگزاری آیین مذهبی و قربانی بود؛ جایی که افراد در صورت داشتن شور و اشتیاق، می توانستند در گوشه ای خلوت کنند و به استغاثه بپردازند. در حالی که کنیسه محلی برای برگزاری دعای دسته جمعی بود و افراد حاضر در آن، صرفا تماشاچی نبودند، بلکه در متن مراسم قرار داشتند. از همان ابتدا بر روابط کنیسه با معبد تأکید می شد و تمام کنیسه ها روبه اورشلیم و کنیسه های خود اورشلیم رو به معبد ساخته می شدند. در نسل های بعدی، در دوره تلمودی و پس از آن، در معماری کنیسه از ساختمان معبد تقلید شد. تابوت عهد مقدس (آرون هقدش در کنیسه) که یادآور قدس الاقداس در معبد است در جلو کنیسه واقع شده بود. تورات در مرکز کنیسه، تقریبا مشابه جایگاه قربانگاه بزرگ در معبد، قرائت می شد.

سبک معماری معبد به روایت تلمود

اسناد زیادی درباره سبک معماری معبد و آیین ها و مراسم مذهبی آن به جای مانده است. بخشی از این اطلاعات توسط یوسفوس فلاویوس تهیه شده است. او که خود کاهن بود، جنبه هایی از معبد را که شخصا با آنها آشنا بود توصیف کرده است. اما حکمیان میشنایی نیز ضرورت زنده نگهداشتن جزئیات مربوط به عبادت در معبد را احساس کرده بودند. آنها رساله کوتاهی را در توصیف آیین های مذهبی نوشتند و رساله ای دیگر را به توصیف ظاهر معبد اختصاص دادند. معبد دوم بر اساس دو سبک ساخته شده بود: از یک سو یادآور ساختمان معبد اول بود، و از سوی دیگر، بسیاری از جزئیات آن از روی سبک معبد سوم که حزقیال نبی برای دوره استخلاص حقیقی پیش بینی کرده است، الگوبرداری شده بود.
دوران ساخت معبد دوم از ثبات اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برخوردار بود و حتی زمانی که پادشاه هیرودیس آن را بهبود بخشید و توسعه داد و به یکی از مجلل ترین ساختمان ها در تمام آن منطقه مبدل ساخت، چنین احساس می شد که هنوز زمان آن فرا نرسیده است که معبد را بر اساس طرح حزقیال بسازند. طرح اصلی هر سه سبک، مشابه و تا حدودی به شکل سایه بان عهد که موسی در بیابان برپا داشته بود، بود. به کوه موریا که معبد بر آن بنا شده بود اغلب، هرهبییت (کوه معبد) گفته می شد. این کوه که دیواری آن را احاطه کرده بود، منطقه مقدس دیگری بود و شباهتی به «خیمه گاه لاوی» اصلی که در بیابان سینا برپا شده بود، داشت.
داخل دیوار کوه معبد دیوار دیگری با حیاطی کوچکتر قرار داشت که دیوار خود معبد بود و اساسا از یک حیاط باز بزرگ با اتاق های بسیار که برای اهداف گوناگونی مورد استفاده قرار می گرفتند تشکیل شده بود. تعدادی از این اتاق ها انبار و بقیه در اختیار کاهنان بودند و یا برای کارهای مقدماتی مختلف (نظیر تهیه کندر و نان دورویه) و یا برای دادگاه هایی که به طور منظم در معبد، دادرسی می کردند و ریاست آن با 1 هدرین کبیر، 3 سنهدرین کبیر بود، اختصاص داشتند. بخش عمده محوطه حیاط بزرگ، معروف به عزرت، برای عبادت کنندگانی که برای دعا یا تماشای مراسم قربانی می آمدند، اختصاص یافته بود. این قسمت به عزرت ناشیم (محوطه زنان) نیز معروف بود؛ چرا که هم مردان و هم زنان در آن می ایستادند. محوطه ای باریک در جلو، معروف به عزرت ییسرائل، برای کسانی که قربانی می آوردند درنظر گرفته شده بود. در داخل معبد، قربانگاه بزرگ قربانی قرار داشت که کاهنان از طریق یک راهروی شیب دار به آن جا وارد می شدند. در کنار این قربانگاه، تمام ابزار و ظروف مورد نیاز مراسم قرار داشت.
در انتهای غربی جلو معبد، یک ساختمان بلند پنجاه متری برپا بود که قدش (مکان مقدس) نام داشت و قدس الاقداس درون آن واقع شده بود. در قدش، ظروف داخلی معبد، میز طلایی برای نان دورویه، منورا (شمعدان هفت شاخه) و آتشدان کندر قرار داشت. در جلو، اتاقک بسته قدس الاقداس واقع بود. در دوره معبد اول، تابوت عهد درون قدس الاقداس بود، ولی در زمان معبد دوم این اتاقک خالی بود. تنها کاهن اعظم مجاز بود که تنها در روز کفاره (کیپور) در گرماگرم مراسم این روز با ارزش، وارد قدس الاقدس شود. معبد، رو به غرب یعنی مقدس ترین سمت بود. از این رو، قدس الاقداس در انتهای غربی این ساختمان قرار می گرفت. دیواری که اکنون به دیوار غربی (دیوار ندبه) معروف است، در آن زمان دیوار غربی کوه معبد و نزدیک ترین مکان به قدس الاقداس بود. جهتی که کنیسه های امروزی رو به آن ساخته می شوند، ارتباطی به این نقشه ندارد؛ تعیین جهت آنها براساس محل قرارگرفتن اسرائیل و اورشلیم است وبنا به موقعیت جغرافیایی کنیسه در مقایسه با اسرائیل، متغیر است.

سلسله مراتب افراد و مقامات معبد

مهمترین و مقدس ترین کارها در معبد توسط کاهن اعظم انجام می گرفت. در زمان های قدیم در میان تعدادی اندک از خانواده های منتخب برای مقام کاهنی، با آن که قانونی که این آیین را تنظیم کند وجود نداشت، این مقام از پدر به پسر منتقل می شد. بعدها تلاش هایی صورت گرفت تا انتخاب برجسته ترین کاهن هر نسلی به این مقام را تضمین کند. این سنت تا حدودی، توسط حشمونائیم که خود با تصاحب این مقام رفیع، کاهنی می کردند، تنزل پیدا کرد. پس از روی کار آمدن سلسله هیرودیس و در ایام حکمرانان رومی، وقفه ای در انتصاب کاهنان ایجاد شد و در مواقعی، مقام کهانت اعظم به افرادی واگذار می شد که برای رسیدن به این افتخار، مبالغ هنگفتی خرج می کردند. کاهن اعظم نقش دو جانبه ای را بازی می کرد؛ از یک سو مقدس ترین کارهای درون معبد را انجام می داد و از سوی دیگر موظف بود که احکام شرعی طهارت و ریاضت را نیز دقیق تر از کاهنان دیگر در زندگی خصوصیش رعایت کند.
او علاوه بر قربانی ویژه ای که هر روز به عنوان بخشی از آیین عبادی روزانه تقدیم می کرد، حق داشت که به انتخاب خودش هر قربانی دیگری را به نمایندگی از کاهنان دیگر تقدیم کند. اما تکلیف اصلی او به روز کفاره مربوط می شد. در این روز او به تنهایی، مسئولیت اجرای آیین عبادی معبد را که به دقیق ترین شکل در رساله یوما و منابع دیگر تشریح شده است، بر دوش می کشید. از آن جا که اجرای مراسم روز کفاره بدون حضور کاهن اعظم غیر ممکن بود، سمت خاصی تحت عنوان نایب کاهن اعظم وجود داشت؛ او آماده بود هر زمان که کاهن اعظم، به هر دلیلی قادر به اجرای تکالیف خود نبود، به جای او وارد عمل شود. کاهن اعظم افزون بر تکالیف شرعی، مدیر ارشد معبد نیز بود و تمام کارکنان معبد، تحت حوزه مدیریت وی و ظاهرا منصوب او بودند. در طی دوران اشغال سرزمین فلسطین توسط پارس و در دوره حشمونائیم، کاهن اعظم در تمامی اهداف و حوزه های عملی، حاکم کشور نیز به شمار می آمد.
کارهای روزمره در معبد، با مدیریت نایب کاهن اعظم انجام می گرفت که علاوه بر آن، مسئولیت حفظ نظم را نیز بر عهده داشت. کارکنان خاصی از میان کاهنانی که امور گوناگون معبد را می گرداندند، انتخاب می شدند که هر کدام مسئولیت یک بخش خاص را، از قربانی ها گرفته تا مراقبت های درمانی، بر عهده داشتند. امور مالی توسط زنجیره پیچیده ای از مقامات، که وظیفه آنها جلوگیری از اختلاس بود، اداره می شد. این افراد عبارت بودند از دو نفر قاتولیقی (ناظر) هفت نفر امرکال (متولی) و سیزده نفر گیزبار (خزانه دار)؛ که همه آنها کلید خزانه را (که تنها در حضور تمامی سیزده نفر می توانست باز شود) در اختیار داشتند. رفتار و کردار کارکنان معبد به دقت تحت نظر بود. از آنها انتظار می رفت که درستکار و برخوردار از خصلت های غیر قابل سرزنش باشند. در میان خودکاهنان سلسله مراتب خاصی وجود داشت: رؤسای کشیک، که نظارت بر تمام کشیک ها را بر عهده داشتند؛ راشه بت آو، که هر کدام در یک ششم زمان کشیک، وظایف مربوط به آن روز خاص از هفته را انجام می دادند؛ پیرمردها که در دادگاه های خاص کاهنان نیز خدمت می کردند؛ و کاهنان جوان تر، که ضمن کارآموزی، به همراه لاویان، نگهبانی همیشگی از ارج و احترام معبد را برعهده داشتند.

منـابـع

حسین توفیقی- آشنایی با ادیان بزرگ- بخش یهودیت

آدین اشتاین سالتز- سیری در تلمود- مترجم باقر طالبی دارابی- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1383

آلن آنترمن- باورها و آیین های یهودی- مترجم رضا فرزین- مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب- 1385

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد