فلسفه خلقت جهنم برای دنیاپرستان

فارسی 2130 نمایش |

توصیف عذاب آتش

در سوره الصافات آیه 64 در توصیف جهنم آمده: «انها شجره تخرج فی اصل الجحیم؛ درختی است که در اصل و متن جهنم می روید.» آنهایی که اهل به اصطلاح اشاره هستند، در کلمات خودشان این طور بیان کرده اند که جحیم یا جهنم به تعبیر دیگر، تجسم طبیعت در این دنیاست، و به عبارت دیگر تجسم ماده پرستی و طبیعت پرستی در این دنیاست، که شواهد از خود قرآن کریم در این زمینه زیاد است.
در سوره القارعه این طور می خوانیم: «بسم الله الرحمن الرحیم* القارعه* ما القارعه* و ما ادریک ما القارعه* یوم یکون الناس کالفراش المبثوث* و تکون الجبال کالعهن المنفوش* فاما من ثقلت موازینه* فهو فی عیشه راضیه* و اما من خفت موازینه* فامه هاویه* و ما ادریک ماهیه* نار حامیه؛ آن واقعه کوبنده، چه کوبنده ای! (که قابل وصف نیست)، و تو چه می دانی آن کوبنده چیست؟ روزی که مردم مانند پروانگان پراکنده باشند، و کوه ها چون پشم رنگین حلاجی شده شوند، پس اما هر که وزنه اعمالش سنگین باشد، پس وی در یک زندگی رضایت بخشی است. و اما آنکه وزنه اعمالش سبک شود، پس جایگاهش هاویه است. و تو چه می دانی آن چیست؟ آتشی سوزنده است.» (قارعه/ 1- 11)
قرآن نمی گوید میزانی که در قیامت است دو کفه دارد، یک طرف اعمال نیک را می گذارند یک طرف اعمال بد را، یک کفه بیشتر ندارد که اعمال خوب را آنجا می گذارند، مثل ترازوهای جدید، هر کسی که میزانش سنگین است «فاما من ثقلت موازینه» (قارعه/ 6)، آن که سبک است نه. غرض چیز دیگری است. «فامه هاویه» (قارعه/ 9)
حالا چرا اینجا گفته شده که این ام است، مادر است؟ اولا به چه مناسبت جهنم را به مادر انسان جهنمی تعبیر کرده اند؟ برای اینکه این چیزی که امروز به آن رسیده همان مقصدی است که در دنیا داشته، به همان رسیده که در دنیا آن را می خواسته است. به جای دیگر نمی رفته که او را به اینجا آورده باشند، او را به همان جا می برند که به سوی آنجا می رفته است. «فامه هاویه* و ما ادریک ماهیه* نار حامیه» اینجا خود آیه کاملا موضوع را مشخص می کند که چگونه افرادی که تمام هم و مقصد و خواسته و آرزوها و آمالشان، تمام آنچه درباره اش فکر می کنند و می اندیشند مادیات زندگی است و از معنویت هیچ خبری نیست، همان کسانی هستند که اصلا جز جهنم و آتش جهنم چیز دیگری را قصد نمی کنند، یعنی آنچه که در آنجا هست تجسم همین است که اینها در دنیا داشته اند. آن وقت این درخت از کجا رشد می کند؟ از همین حالتی که انسان در متن دنیا قرار می گیرد. این درخت که به نام "درخت زقوم " است، که درختی است که در آن اصل و متن جحیم و در آن عمق جهنم می روید، یعنی تمام وجود انسان یک وجود جهنمی می شود، اصلا خودش جهنم است. این درختی که از آن عمق و ریشه قلب خود این «انسان» رشد و طلوع کرده است، این خود همین آدم است و این «انسان» خودش در اینجا عین جهنم شده، یعنی در آنجا یک پارچه آتش تجسم یافته است.

حقیقت جهنم

خداوند در قرآن می فرماید: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون* کلآ إنهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون* ثم إنهم لصالوا الجحیم* ثم یقال هذا الذی کنتم به تکذبون؛ البته چنین نیست (که قرآن از اساطیر و افسانه های پیشینیان بوده باشد) بلکه أعمال ناشایسته ایشان موجب شده است که بر روی دلهای ایشان چرک و زنگار بگیرد (و ظلمانی شود و نفهمند که آیات خدا چیست). البته چنین نیست که می پندارند، بلکه ایشان از پروردگارشان در آن روز محجوب هست