فرقه های مختلف دین یهود (2)

فارسی نسخه موبایل
عاقبت فریسیان
تاریخ هیچ یک از منابع حتی ~یوسفوس~ نیز به تاریخ و سرگذشت فریسیان علاقه مند نبودند، لذا برای بازسازی تاریخ این قوم می بایست از شواهد و نشانه های غیرمستقیم بهره جست. منشاء احتمالی این جنبش قبل از قیام حشموناییان بود، مواجهه با فرمان ~آنتیوخوس~ که براساس آن هر یهودی وفادار به شریعت محکوم به مرگ می شد، و نیز مواجهه با این پرسش که اگر، به ازاء شهادت در این دنیا، پاداشی به دست نیاید، چرا فرد باید در راه شریعت بمیرد؟ از جمله عواملی بود که سبب شد گروهی از ~سوفریم~، در پاسخ به این بحران بقا، چنین اعلام کنند که خداوند دو شریعت نازل کرده است، نه یک شریعت، و او به کسانی که از حیات خود دست می کشند (به شهادت می رسند)، زندگانی ابدی می بخشد. حمایت اکثریت قوم یهود سوفریم را قادر ساخت که مقام کاهن اعظمی صدوقیان را براندازند و از آن به بعد، کنیسة بزرگ را، به جهت نفوذ اقتدارشان بنیان نهند و در 143 ق. م. مقام کاهن اعظمی رابه یک غیرصدوقی به نام ~شیمعون~ حشمونایی اعطا کنند. از آنجا که شیمعون (143-134 ق م ) و سپس پسرش ~یوحنا هیرکانوس~(134-104ق م) از طرف فریسیان به مقام کاهن اعظمی انتخاب شدند، لذا بر شریعت شفاهی مهر تأیید زدند. اما سرانجام هیرکانوس از فریسیان گسست، قوانین غیرمکتوبشان را لغو کرد و زمینه ساز جنگ خونینی شد که در دورة کهانت اعظمی و حکومت پسرش ~الکساندر یانایی~ (103 – 76 ق م) رخ داد، ~سالومه الکساندرا~، جانشین الکساندر یانایی، با فریسیان از در صلح درآمد، اقتدارشان را بازگرداند و شریعت شفاهی را دوباره رونق داد. با این حال، فریسیان برای هماهنگ کردن صدوقیان با خود، انتقام خونینی علیه رهبران صدوقی تجویز کردند. فریسیان با قبول اینکه اساس و جوهر ایمانشان مستلزم آزادی در آموختن طریق وصول به زندگانی ابدی و رستاخیز است و نیز این که تمامی مظاهر عمومی دین، همچون اوقات نماز و عبادت در معبد، باید مطابق اصول با مقررات شریعت شفاهی صورت پذیرد، اصول و تعالیم دو حوزه دنیا و دین را، با در نظر گرفتن موقعیت و رعایت تساهل نسبت به صدوقیان و اسنیان، تنظیم کردند. این تعالیم مورد پسند مراجع و حکومت های سیاسی، اعم از حشموناییان، هرودیان یا رومیان و نیز دیگر فرقه های مذهبی قرار گرفت، مثلا هنگامی که ~کوپونیوس~ نخستین کارگزار رومی (9-6 میلادی)، برای تعیین میزان مالیات قابل وصول از یهودیان، اقدام به سرشماری کرد، فریسیان مردم را به همکاری تشویق کردند، زیرا رومیان در حوزه دینی آنان مداخله نمی کردند و هنگامی که عده ای از پیروان آنان بر سر این مسئله با رهبرانشان اختلاف یافتند، این اختلافات به تنهایی برای ظهور چهارمین فرقة کلامی – فلسفی کافی بود. اصول این دو حوزه (دین و دنیا) همچنان به قوت خود باقی ماند تا اینکه در 65 میلادی قیام بر ضد رومیان درگرفت ‍؛ هرچند فریسیان تا لحظه های آخر می کوشیدند که از بروز آن ممانعت ورزند، بسیاری از رهبران فریسی با بی میلی از شورشیان حمایت کردند و برخی نیز تسلیم شدند و یکی از آنان به نام «~یوحانان بن زکای~» موفق شد که از محاصرة شهر اورشلیم فرار کند. او وسپاسیانوس، فرمانده رومی، را متقاعد ساخت که فریسیان به اصول آن دو حوزه، وفادار و ثابت قدم بمانند. شاید پایدارترین دست آورد فریسیان، تأکید آنها بر مرکزیت بخشیدن به فرد و اشتیاق او برای وصول به حیات ابدی روح، و رستاخیز جسم باشد با سقوط اورشلیم و سوختن معبد، فریسیان پیروزمندانه به عنوان رهبران بلامعارض قوم یهود ظاهر شدند. صدوقیان که افرادی برجسته و ممتاز بودند، و همچنین اسنیان به عنوان یک گروه خاص از بین رفتند. نام فریسیان نیز منسوخ شد، زیرا این نام را خود آنان به خود نداده بودند، بلکه دشمنان فریسیان، یعنی صدوقیان، برآنان نهاده بودند.

اهمیت تاریخی فریسیان
اهمیت تاریخی فریسیان نخست با ارتقاء دادن خود به جانشینان حضرت موسی(ع) و با اعلان اینکه شریعت دوگانه تعیین کننده است نه فقط شریعت مکتوب، یهودیت را به کلی متحول کردند. شریعت شفاهی فریسیان موجب پدید آمدن میشنا، تلمودهای بابلی و فلسطینی، ادبیات گائونی، پاسخ های قرون وسطایی و جدید، و مجموعه های گوناگون قوانین یهود شد. همة اینها همچنان برای اکثر یهودیان مورد توجه و تعیین کننده است. دوم، فریسیان با اثبات این عقیده که هر فردی که شریعت دوگانه را با اخلاص بپذیرد به حیات ابدی و رستاخیز نایل می شود، رابطة فردی با خداوند را پایه گذاشتند، ایمان هر فرد را تقویت بخشیدند و او را عنداللزوم آماده جانفشانی کردند. سوم، آنان با ایجاد پیوند میان نجات فردی و ایمان خالصانه به شریعت دوگانه نه تنها موجبات رشد و فعالیت یهودیان را در دوره اسارت و پراکندگی فراهم آوردند، بلکه با بنیان نهادن مراکزی، مرجعیت و تأثیر دینی بیشتری نسبت به آنچه در سرزمین اسرائیل بود اعمال کردند. چهارم، فریسیان با توفیق در جذب اکثریت یهود به اعتقاد به زندگانی جاویدان رستاخیز، زمینه را برای مسیحیت فراهم آوردند. اگر عیسی (ع) و حواریانش به زندگانی پس از مرگ اعتقاد نداشتند، ممکن نبود که حواریان به قیام پس از مرگ او یقین کنند. عهد جدید گواهی است بر استفادة فریسیان از متون و نصوص مستدل و نظام عقلانی آنان و نیز روش های آنان در انتقال (شریعت) شفاهی، از طریق حکایات مستقل، نکته ها و گفته ها، تعالیم اخلاقی و معنوی آنان و امتناع از به کار بردن شعر به عنوان وسیله ای (برای بیان) شریعت، علوم و آداب نماز و عبادت. تعالیم فریسیان دربارة زندگانی جاویدان و رستاخیز، تأثیر شگرفی، هر چند غیرمستقیم، در معتقدات دینی بعدی داشته است. پنجم، فریسیان با اقتباس نهادها و تشکیلات یونانی- رومی، همچون «بولی» و با اخذ روش های استدلال قیاسی و جذب الگوهای یونانی – رومی در قانون گذاری و حکمت و فلسفه، پیروان خود را قادر ساختند که، بدون آن که هویت یهودی خود را از دست دهند، با تمدن یونانی– رومی کنار آیند. شاید پایدارترین دست آورد فریسیان، تأکید آنها بر مرکزیت بخشیدن به فرد و اشتیاق او برای وصول به حیات ابدی روح، و رستاخیز جسم باشد. فریسیان و معلمان و روحانیان مسیحی و اسلامی، خداوند را این گونه تصویر کردند که آن چنان هر فرد انسانی را دوست دارد که آرزوی او را برای جاودانگی برمی آورد، و همین سبب شده است که احساس فرد نسبت به ارزش های ابدی فزونی یابد.

2- فرقه صدوقیان
صدوقیان که در زبان عبری « صدوقیم» خوانده می شوند، نام خود را از « صدوق » کاهن بزرگ زمان داوود و سلیمان گرفته بودند. نام این فرقه به ~صادوق بن اخیطوب~ که از طرف ~حضرت داوود (ع)=حضرت داود علیه السلام=11576~ به کهانت منصوب شده بود، مربوط مى شود (کتاب دوم سموئیل 8:17 و 15:24). این منصب در عصر ~حضرت سلیمان (ع)=حضرت سلیمان علیه السلام=11586~ نیز براى صادوق باقى ماند(کتاب اول پادشاهان 2:34). کاهنان بنى صادوق در ~کتاب حزقیال~ مورد تعریف و تمجید قرار گرفته اند و امانت دارى آنان ستوده شده است (حزقیال 44:15). این فرقه را روشنفکران و یونانى گرایان تشکیل مى دادند.

عقاید صدوقیان
ایشان بیش از حد تحت تأثیر فلسفه هلنیسم قرار گرفته بودند و عقیده داشتند که بسیاری از رسوم بیگانگان از قبیل طرز لباس پوشیدن، فرهنگ و زبان را می توان تقلید کرد. ایشان به تقلید از تمام مظاهر دنیای خارج معتقد بودند. صدوقیان به جاى نماز، براى قربانى اهمیت ویژه اى قائل بودند. بسیارى از کاهنان هیکل سلیمان و حاخام هاى سنهدرین از این فرقه برخاستند. روابط آنان با والیان رومى نیز خوب بود. آنان منکر معاد و مخالف احکام و اصول و فروع غیر علمى - عقلى دین یهود بودند. این فرقه تنها به نبوت موسی باور داشت و انبیاء و کتب دیگر غیر از تورات را قبول نداشت. از تورات فقط اسفار پنجگانه را قبول داشتند. این فرقه به بقاى روح و جهان آخرت باور نداشت. و همین جهان را دار ثواب و عقاب مى دانستند. آنان به خداوند اعتقاد داشتند و به معبد نیز مى رفتند. صدوقیان بر خود لازم مى دیدند سنتهاى گذشته را حفظ کنند و با تجدید نظر و تفسیر به رأى فریسیان و آداب و عادات آنان مخالفت مى ورزیدند. آنان قائل به جسمانیت خدا بودند و مى گفتند قربانى و هدایایى که در راه خدا مى دهیم، مانند چیزهایى است که به یک پادشاه یا حاکم بشرى داده مى شود. صدوقیان جاودانگى نفس و قیامت را انکار مى کردند و مى پنداشتند سزاى نیکى و بدى در همین دنیا داده مى شود و در مورد اراده انسانى به اختیار مطلق معتقد بودند. صدوقیان مانند فریسیان با حضرت مسیح (ع) مخالفت بودند و نام آنان به تکرار در اناجیل چهارگانه آمده است. این گروه در سال هفتاد میلادى و پس از ویرانى اورشلیم، به کلى از میان رفت. عوام یهودى این فرقه روشنفکر را مرتد و خارج از دین مى شمردند. در عهد جدید یعنى اناجیل و رسالات رسولان از این فرقه یاد شده است. بنا به مندرجات انجیل، مقارن میلاد مسیح علیه السلام، میان دو فرقه فریسى و صدوقى اختلاف شدید رخ دارد. صدوقیان در اقلیت بودند و لذا مورد تهمت و آزار فریسیان قرار داشتند. در آن هنگام فریسیان با مسیح و پیروان او در جنگ و جدال بودند. ~قیافا~ کاهن بزرگ یهودیان فریسى به قتل عیسى فرمان و فتوى داد و آن حضرت را مرتد نامید:... پس یهودا (یکى از یاران عیسى که مکان اختفاى او را مى دانست ) چون که عیسى در آنجا با شاگردان خود بارها انجمن کرده بود، لشکریان و خادمان از نزد رؤساى کاهنان فریسیان با چراغها و مشعلها به آنجا آمدند. و نیز آمده است که :کاهنان فریسى همیشه با حضرت عیسى (علیه السلام) مناظره کردند، به او تهمت زنا مى زدند و به او اهانت و آزار مى رساندند. تعصب و اختلافات فریسى و صدوقى باعث از میان رفتن وحدت سیاسى و مذهبى قوم یهود شد. تعالیم صدوقیان به تعالیم عیسى شباهت دارد. قرآن به اختلاف و تفرقه یهود اشاره دارد. صدوقیان روش هاى پروشى در تفسیر کتاب مقدس را مردود مى دانستند اما این روش ها نهضت پروشیان را قادر ساخت تا هم عقاید خویش و هم مناسک خود را به گونه بسیار انعطاف پذیرى متحول سازند. صدوقى ها در قبال متن کتاب مقدس رویکردى محافظه کار و لفظ گرا داشتند. بدین ترتیب آنان حکم «چشم در مقابل چشم، دندان در قبال دندان»را دقیقا به همان معنایى مى دیدند که الفاظ آن مى گفت، در حالى که تفسیر بیشتر پروشیان به تاوان پولى برمى گشت. همین انعطاف ناپذیرى روش هاى لفظ گرا، در کنار اصل اهمیت مناسک قربانى معبد براى صدوقیان، که عمدتا کاهن بودند، باعث شد که مذهب صدوقى نتواند پس از ضایعه سال 70 به حیات خویش ادامه دهد.

تفاوتهای عقیدتی فریسیان و صدوقیان
نویسنده ای یهودی درباره ظهور این دو فرقه و تفاوتهای عقیدتی آنان می گوید: صدوقیان اغلب از بازرگانان ثروتمند و مأموران دولت بودند که بنا به اقتضای شغلشان با سایر اقوام و ملل تماس حاصل می کردند. آنان معتقد بودند که اگر مردم یهودا را هم رنگ و هم عقیده سایر ملتهای جهان نمایند، خواهند توانست آن را به صورت کشوری نیرومند در آورند. ایشان می خواستند خرماها، انجیرها، پرتقال ها و انارهای های شیرین و لذیذی را که به حد وفور در سرزمین یهودا تولید می شد به خارج از کشور صادر نمایند، و در مقابل عاجهای گرانبها، ظروف بلوری ظریف و فرشهای ذی قیمتی را که در ممالک دیگر ساخته می شد به کشور خود وارد کنند. این عمل به خودی خود ممکن بود برای یهودا خوب باشد، ولی صدوقیان فکر می کردند که تنها راه توسعه تجارتشان این است که تا آنجا که ممکن باشد به صورت اقوامی که با آنها ارتباط بازرگانی دارند در آیند. صدوقیان علاقه مند به ثروتمند و نیرومند کردن یهودا بودند. ایشان حاضر به انجام هر کاری حتی اقدام به جنگ برای رسیدن به مقصود خود بودند. در مقابل فریسیان معتقد بودند که قوم یهود باید قومی مجزا از دیگران باشد و نباید از سایر اقوام دنیا تقلید کند و یا با آنها مخلوط شده و در هم آمیزد. فریسیان می گفتند که یهودا نباید به بهای از دست دادن مذهب و فرهنگ خود به ثروت و دولت برسند. موفقیت در بازرگانی و داشتن اسبان زیبا و خانه های مجلل با اهمیت تر از آموختن تورات و اجرای فرامین آن نیست. آنان می گفتند سیاست صدوقیان تنها می تواند به جنگ منتهی شود، زیرا یهودا به تدریج تجملات و تفریحات بیشتری را آرزو خواهد کرد و روز به روز آزمندتر و حریص تر خواهد شد. فریسیان معتقد بودند که حتی بزرگ ترین گنج های دنیا نمی تواند توجیه کننده جنگ باشد. آنچه ایشان می خواستند این بود که قوم یهود را قومی مذهبی و مومن به قوانین تورات نگاه دارند. اما مهمترین فرق بین صدوقیان و فریسیان طرز تفکر ایشان نسبت به دنیای خارج نبود، بلکه مربوط به طرز تفکر ایشان درباره خود تورات بود. صدوقیان تنها قوانین مرقوم در پنج سفر تورات را که « تورات مکتوب» خوانده می شود قبول داشتند. ایشان به قوانین و مقرراتی که توسط یهودیان اجرا می گردد اما در تورات ثبت نشده است اعتقاد نداشتند، و این خود یک اختلاف جدی بود. زیرا صدوقیان با تفسیرهایی که توسط عزرا و اعضای «مجمع کبیر» ( کنست هگدولا) به عمل آمده بود موافقت نداشتند. این تفسیرها « تورات شفاهی» نام دارند و مطالبی هستند که تورات مکتوب را تشریح کرده و دستوراتش را مفهوم و قابل اجرا می سازند. تورات شفاهی شامل بسیاری از آداب و رسوم است که در تورات مکتوب ثبت نشده و همین تورات شفاهی است که قوانین دینی را برای یهودیان روشن تر و اجرای آن را آسان تر می سازد، ولی صدوقیان از پذیرش آن خودداری می کردند. ایشان معتقد بودند که فقط قوانین و دستورات مندرج در تورات مکتوب است که باید اجرا گردد. فریسیان هر دو تورات مکتوب و شفاهی را یکسان مقدس می دانستند. ایشان می دانستند که تعالیم عزرا و کاتبان و سایر دانشمندان یهود از درگاه الهی الهام شده است. آنان این تعالیم را به صورت جزئی از تورات مکتوب و مکمل آن می پذیرفتند، و تورات شفاهی برای ایشان دارای همان اهمیت تورات مکتوب بود. همان گونه که از این فقره بر می آید، دو فرقه صدوقیان و فریسیان علاوه بر اختلافی که در برخورد با فرهنگ یونانی داشتند، در آموزه های بنیادین عقیدتی نیز هم نظر نبودند در حقیقت، همه اختلافات عقیدتی آنان از نگرش آنان به کتاب مقدس ناشی می شد. صدوقیان تنها ظاهر عبارت پنج سفر تورات را معتبر می دانستند و هیچ گونه شرح و تفسیر از این کتاب را اجازه نمی دادند. در مقابل، فریسیان علاوه بر پنج سفر تورات، دیگر نوشته های عهد قدیم را قبول داشتند. اینان علاوه بر این معتقد بودند که سنتی شفاهی- که تورات شفاهی خوانده می شد- از حضرت موسی باقی مانده که مطالب مندرج در تورات مکتوب را شرح و تفسیر می کند. اختلاف درباره کتاب مقدس، دو اختلاف عقیدتی دیگر را در پی داشت: از آنجا که در تورات ذکر صریحی از معاد و زندگی پس از مرگ و نیز ملائکه و فرشتگان نیامده، بلکه در دیگر قسمتهای عهد قدیم بیان شده، فرقه صدوقیان- که فقط تورات را قبول داشتند- به این دو آموزه معتقد نبودند؛ حال آنکه فریسیان آنها را قبول داشتند. اختلاف دیگر این دو فرقه این بود که صدوقیان بر اجرای مراسم دینی در معبد بیت المقدس تأکید می کردند، اما فریسیان انجام دادن این امور را در جاهای دیگر نیز اجازه می دادند.

3- فرقه اسنیان
ریشه کلمه اسنى احتمالا به معناى شفا دهنده است، به این معنا که آنان در اندیشه شفاى روان خود بوده اند. در وجه تسمیه این کلمه، احتمالات دیگرى (مانند تعمید دهنده) نیز وجود دارد. این فرقه یهودى با گرایش عرفانى محصول دوران فقر و فلاکت و اسارت یهود است. این گروه حدود دو قرن پیش از میلاد به وجود آمدند و با خراب شدن اورشلیم، آنان نیز مانند صدوقیان و بعضى فرقه هاى دیگر از بین رفتند و جز نامى از ایشان باقى نماند، تا اینکه نیم قرن پیش به سال 1947، برخى آثار مکتوب آنان همراه با نسخه هایى از عهد عتیق که تحریر کرده بودند، در غارهاى فلسطین در کرانه بحرالمیت به دست آمد و مقدارى از نقاط ابهام مربوط به اعتقادات و جامعه آنان حل شد. اسنیان یا ایسى ها فرقه گرایانى بودند که عزلت پیشه مى کردند و در جریان هاى پرآشوب زندگى یهودیان در فلسطین قبل و بعد از دوران ظهور مسیحیان مشارکتى نداشتند. این امر مى تواند به خوبى توضیح دهد که چرا هیچ جا، نه در «عهد جدید» و نه در نوشته هاى حاخام ها، ذکرى از آنان به میان نیامده است. از وجود و تا حدودى از عقاید و نحوه زندگى آنها از طریق آثار یوسفوس تاریخدان یهودى قرن اول و نویسندگانى غیر یهودى مانند ~پلینى~ بزرگ و توسط ~فیلون~ اهل اسکندریه و از همه مهم تر از طریق نوشته هایى که اولین بار در 1947 در منطقه قمران نزدیک بحرالمیت کشف شد اطلاعاتى به دست آورده ایم. در گزارش هاى مختلفى که از این فرقه در منابع متفاوت به جا مانده است تضادهایى به چشم مى خورد، و بنابراین معقول تر آن است که فرض شود شمارى از گروه هاى کوچک تر ایسى در طول دو قرن پیش از خرابى معبد وجود داشته اند. برخى ایسى ها در اجتماعات سخت گیر دیرنشینان مانند آنچه در قمران وجود داشت زندگى مى کردند، اما مجتمعات کوچک دیگرى از آنان در شهرها و روستاها نیز شکل گرفته بود. با آنکه ظاهرا تجرد در میان اعضاى فرقه امرى شایع و معمول بود ولى گزارش هایى نیز از ایسى هایى که ازدواج مى کردند در دست است، به علاوه که قبرهاى چهار زن و یک کودک نیز در قبرستان قدیمى قمران یافت شده اند.

عقاید اسنیان
این فرقه علیه مالکیت خصوصى شوریدند و اندوختن زر و سیم را حرام کردند. افراد این فرقه هیچگونه مالکیت خصوصى نداشتند و به صورت جمعى زندگى مى کردند. براى آنان دوست و بیگانه یکى بود و با همه برادر و برابر بودند. آنان در اغذیه و امتعه شریک بودند. آنان هر گونه سیستم اقتصادى - تجارى را که منجر به تکاثر و اشرافیت و زراندوزى مى شد، ممنوع ساخته بودند. آنان به نظام برده دارى عاصى بودند، و خود برده نداشتند و برده فروشى را حرام کرده بودند. آنان همچنین ساختن اسلحه و آلات جنگى را حرام کرده بودند. در حقیقت این فرقه در تحقق عدالت اهتمام فراوان داشته اند. مورخان یهودى از این فرقه با اعجاب و تحسین یاد کرده اند. اسنیان به ازدواج روى خوشى نشان نمى دادند. در روز چندین بار غسل مى کردند و به این منظور حوضهاى بزرگى ساخته بودند که در اکتشافات اخیر آنها را از زیر خاک بیرون آورده اند. هنگام طلوع فجر از خواب بر مى خاستند و پس از عبادت تا ظهر به کار مشغول مى شدند، سپس دست از کار مى کشیدند و به طور دسته جمعى ناهار مى خورند و همین طور شام آنان دسته جمعى بود. روز شنبه به طور کلى از کار دست مى کشیدند و عبارت و تفکر و مطالعه تورات مى پرداختند. گفته مى شود قبله آنان خورشید بود، نه معبد سلیمان و ظاهرا آن را از میتراپرستان گرفته بودند. سطح معلومات آنان در زمینه تفسیر و عرفان بالا بود و افرادشان نیز در حدود قرن اول میلادى 4000 نفر گزارش شده است که با در نظر گرفتن محدودیتهاى عضوگیرى در آن جامعه، عددى بزرگ به نظر مى آید. به عقیده برخى دانشمندان، افکار این فرقه زیر بناى مسیحیت فعلى گردید. حتى ممکن است اعضاى این فرقه همگى مسیحى شده باشند. گفته مى شود یحیى بن زکریا (تعمید دهنده ) نیز از آنان بوده است. بیابان گردى آن حضرت به قول اناجیل (و نیز احادیث اسلامى ) مى تواند شاهدى بر این موضوع باشد. ~فلیسین شاله~ فرانسوى این فرقه را اشتراکى مذهب مى داند که در قرن دوم ق. م. حضور داشته و بنیان گذار آن را یوسف و قیلون یهودى معرفى مى کند. این فرقه در عین حال عابد و زاهد و اهل ریاضت و انزوار بوده اند و نسبت به اجراى مراسم و احکام دین موسى سخت پابرجا بوده اند. آنها ترک دنیا کرده بودند و غالبا در کوهها و غارها بسر مى بردند و کارى جز عبادت و زهد ورزى نداشتند. در زندگى اجتماعى به یک معاش جمعى قائل بودند و اموال خود را متعلق به عموم مى دانستند. غسل تعمید نزد ایشان نشانه پاکى و توبه از گناه شمرده مى شد و در میان آنن معمول بود. ~جان ناس~ مى گوید: اسن ها در اغلب نقاط فلسطین وجود داشته اند. این فرقه که از مردم جامعه دورى گزیده و تارک دنیا بودند، اوقات خود را به عبادت و انزوا و روزه و نماز گذرانیده و به انتظار ظهور حضرت مسیح نشسته بودند. آداب شریعت موسى را بجا آورده، از جنگ و جدال خوددارى مى کردند. مردم را به شکیبایى دعوت مى کردند. این فرقه در قرن دوم ق. م. به ظهور رسیدند و به زراعت و صنعت امرار معاش مى کرده اند. در زندگى اجتماعى نوعى روش اشتراکى داشتند. اموال خود را متعلق به عموم مردم مى دانستند. این فرقه خود را فرزندان نور نام نهاده بودند و دیگران را فرزند ظلمت مى دانستند که فرشته تاریکى بر آنان حکومت مى کند. گویا عقاید این فرقه از عقاید زرتشتیان اقتباس شده بود. این فرقه در سال 68 میلادى در قتل عام یهودیان از بین رفتند.

( ادامه دارد... )

منـابـع

1- آشنایی با ادیان بزرگ ، حسین توفیقی ، بخش یهودیت

2- تاریخ ادیان و مذاهب جهان ، عبدالله مبلغی آبادانی ، ج 2

3- سایت رصد ، مقاله فرقه هاى یهود

4- نشریه معارف،‌ نشریه مرکز نشر دانشگاهی، دورة هیجدهم، شمارة 3،‌ آذر- اسفند 1380 ، مقاله فریسیان، پارسایان یهود ، نوشته الیس ریوکین ، ترجمه : محمدجواد شمس

5- یهودیت ، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ، انجمن معارف اسلامی ایران ، انتشارات آیت عشق ، ص 207-210

6- باورها و آیین های یهودی، نویسنده : آلن آنترمن ،مترجم : رضا فرزین ، ناشر : مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب ،تاریخ نشر : 1385 ، ص 85-90

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد