گواهی پیامبر اکرم در قیامت

فارسی 2919 نمایش |

گواهی بر امت

به حکم آیات قرآن پیامبر اسلام (ص) بر اعمال امت خود گواهی می دهد در این خصوص آیاتی وارد شده است که آنها را جداگانه مطرح می کنیم: «و کذالک جعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء على الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا؛ و همان گونه [که شما را به راه راست هدایت کردیم] شما را امتى میانه [و معتدل و پیراسته از افراط و تفریط] قرار دادیم تا [در ایمان، عمل، درستى و راستى] بر مردم گواه باشید و پیامبر هم گواه بر شما باشد.» (بقره/ 143)
از جمله آثار موهبت مقام وساطت در تبلیغ آن است که بر اعمال نیک و بد جامعه بشر مطلقا آگاه و گواه باشند به طوری که گواهى آنان در پیشگاه پروردگار میزان ایمان و کفر و استحقاق ثواب و عقاب افراد بشر شناخته شود. بدیهى است که به وسیله حواس ظاهره و به طور عادى نمی توان هرگز اعمال و رفتار دوران زندگى یک فرد را ضبط نمود و بر سرایر و منویات فردى یعنى بر خطورات قلبى و کتاب نفسانى یک فرد احاطه یافت، تا چه رسد بر همه افراد و کلیه نفوس بشرى تا پایان جهان تکلیف. و از طرفى میزان ارزش اعمال و ریشه کردار نیک و بد مردم، همانا منویات و سرایر ملکات آنها است که با حواس ظاهره نمی توان بر آنها راه یافت و به آنها پى برد.
چه آنکه درباره حقیقت صحائف اوراق عمر بشر کریمه «ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیرة و لا کبیرة إلا أحصاها؛ این چه کارنامه اى است که هیچ [کار] کوچک و بزرگى را وانگذاشته مگر این که آن را برشمرده است.» (کهف/ 48) چنان تعریف نموده که از ضبط کوچکترین عمل و خطور قلبى بشر در تمام دوره زندگى فردى، هرگز دریغ نخواهد نمود، و همه لحظات و خطورات روانى هر فردى را جداگانه به طور جمعى ضبط نموده و آشکار می سازد. و بدین قرائن مراد از شهادت بر جامعه بشر در کریمه «لتکونوا شهداء على الناس» همانا احاطه معنوى و آگاهى بر سرایر اعمال مردم است که هرگز تحقق نخواهد یافت، جز به موهبت پروردگار که لازم وساطت در فیوضات و در تبلیغ احکام است. کریمه «و یوم نبعث فی کل أمة شهیدا علیهم من أنفسهم، و جئنا بک شهیدا على هؤلاء؛ و [یاد کن] روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان بر آنان برمى انگیزیم، و تو را [اى پیامبر اسلام!] بر اینان گواه مى آوریم.» (نحل/ 89) کلمه کل امة اطلاق دارد و همه اجتماعات بشرى را از زمان نزول قرآن کریم تا پایان جهان تکلیف، شامل می شود و از این نظر که جمله "و جئنا بک شهیدا على هؤلاء" نیز خطاب به رسول اکرم (ص) می باشد، کلمه «شهیدا» بر هر یک از اوصیاء طاهرین انطباق دارد.

شهادت اوصیاء طاهرین

از آیه کریمه استفاده می شود که پروردگار هر یک از اوصیاء طاهرین را در زمان خود حجت و شاهد بر سرایر اعمال جوارحى و عقاید و منویات اهل آن زمان مقرر داشته که در اثر موهبت احاطه باطنى و تصرف معنوى به آنان بر سرایر اعمال مردم آن زمان کاملا احاطه معنوى خواهند داشت و آنچه را که از اعمال و منویات هر یک از افراد بشر به احاطه و تصرف باطنى خود مشاهده نموده در نشئه رستاخیز در پیشگاه پروردگار شهادت آنان درباره اهل زمان خود چه مومن و یا کافر، چه نیکوکار و یا تبهکار، نافذ بوده و شهادت آنان پذیرفته خواهد شد و رسول اکرم (ص) نیز شاهد بر مقامات و تبلیغات اوصیاء خود، خواهد بود و به وساطت اوصیاء خود، شاهد و گواه بر اعمال و منویات هر یک از افراد بشر تا پایان جهان می باشد.
چون کریمه بیان نظام شهادت درباره هر یک از اجتماعات بشرى در پیشگاه پروردگار است و اختصاص به زمان اسلام ندارد بلکه در ادوار گذشته نیز چنان بوده که هر یک از پیامبران و رسولان در اثر احاطه معنوى خود بر عقاید و اعمال پیروان خود آگاه بوده و در پیشگاه پروردگار ادای شهادت خواهند نمود و رسول اکرم (ص) نیز بر ادای وظایف تبلیغى هر یک از پیامبران و رسولان نیز آگاه خواهد بود. و این نظر در مفاد کریمه مطابق با روایات بسیارى است که از اهل بیت عصمت (ع) رسیده که رسول اکرم (ص) هنگام رستاخیز شاهد و گواه بر پیامبران اولوالعزم است و هر یک از رسولان نیز شاهد و گواه بر خصوص جامعه پیروان خود می باشند و رسول اکرم و هر یک از اوصیاء (ع) در اثر موهبت مقام ارجمند به آنان بر همه افراد مسلمان فضیلت دارند از این روى هر یک از آنها شاهد و گواه در اداء وظایف دینى هر فردى خواهد بود.
همچنانکه بر حسب کریمه «و کنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم. فلما توفیتنی کنت أنت الرقیب علیهم؛ و تا زمانى که در میان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از میان آنان به سوى خود] برگرفتى، خود مراقب و نگاهبانشان بودى و تو بر همه چیز گواهى.» (مائده/ 117) از عیسى بن مریم (ع) حکایت نموده که در نشئه رستاخیز عرضه خواهد داشت: «بار الها تا هنگامى که در دنیا مى زیستم بر سرایر قلوب و اعمال و سجایاى پیروان خود آگاه و گواه بودم و پس از آنکه مرا به سوى خود باز خواندى، خودت مراقب اعمال آنان بوده اى.» از این کریمه استفاده می شود که عیسى بن مریم مقام وسطیت و شهادت محدود به زمان رسالت خود داشته و بر خصوص جامعه پیروان خود در پیشگاه پروردگار ادای شهادت خواهد نمود.

مقام شهادت رسول اکرم (ص)

درباره رسول اکرم و هر یک از اوصیاء (ع) کریمه «و کذلک جعلناکم أمة وسطا» مقام وسطیت مطلقا بر عوالم امکانى و در تبلیغ احکام موهبت نموده. و نیز بر حسب کریمه «لتکونوا شهداء على الناس» مقام شهادت به رسول اکرم (ص) و هر یک از اوصیاء نیز به طور اطلاق موهبت شده که گواهى هر یک از آنان چه بر جامعه انبیاء در اداء وظائف تبلیغى آنها و چه بر جامعه بشر از اهل ایمان و کفر تا پایان جهان نافذ و مؤثر خواهد بود. و بر حسب کریمه «و یکون الرسول علیکم شهیدا» نیز رسول اکرم (ص) بر حسب مقام وسطیت و فضیلت در تعلیم که بر اوصیاء خود دارد، درباره ادای وظایف تبلیغ احکام اسلامى شاهد و گواه آنان خواهد بود. و نظر به این که مفاد شهادت در جمله: «و یکون الرسول علیکم شهیدا» به معنى آگاهى بر سرایر اعمال و احاطه معنوى است. در جمله «لتکونوا شهداء على الناس» نیز شهادت به معنى آگاهى بر سرایر قلوب افراد بشر است که موهبت مخصوص پروردگار است. وسطیت و شهادت به شرحى که گذشت جز در مورد عصمت و روح قدسیه انجام نمی شود.
شهادت در پیشگاه پروردگار هنگام رستاخیز به طور گزافه نیست بلکه در اثر موهبت نیروى معنوى و وسطیت در تبلیغ احکام الهى است که در اثر تصرف باطنى بر اعمال و سرایر قلوب هر فردى از بشر آگاه بوده و احاطه داشته باشد تا آنکه بتواند هنگام رستاخیز معلومات خود را درباره افراد بشر در پیشگاه پروردگار گواهى دهد، هم چنانکه از اصول دین اسلام است که رسول اکرم (ص) هم چه مقام وسطیت و احاطه به طور نامحدودى بر اعمال و سرائر قلوب مردم دارد و به طور یقین هیچ یک از افراد بارز از جامعه اسلام هم چه قوه و احاطه اى نخواهد داشت، و هم چه عقیده و نظرى هم گفته نشده. و درباره اوصیاء طاهرین (ع) که از جمله اصول ایمان، آن است که مخصوصین رسول اکرم در اثر مقام وصایت از او، داراى مقام وسطیت در فیوضات الهى و وساطت در تبلیغ احکام و شهادت تالى تلو رسول اکرم هستند.
یعنى اوصیاء (ع) نیز مانند رسول اکرم (ص) در این جهان در اثر موهبت پروردگار به سرائر اعمال و منویات افراد بشر آگاه هستند و در اثر احاطه معنوى هنگام رستاخیز گواهى هر یک از آنها میزان سنجش ایمان و کفر، به منزله شهادت رسول اکرم (ع) می باشد. و چنانچه گفته شود که کریمه «و کذلک جعلناکم أمة وسطا» خطاب به جامعه اسلام است و اختصاص به گروهى ندارد.... پاسخ آن است که رسول اکرم (ص) و اوصیاء او، حقیقت امة مسلمه و جامعه اسلامى هستند. اینگونه استعمال در قرآن کریم شایع و سایر است. از جمله در کریمه «و لقد آتینا بنی إسرائیل الکتاب و الحکم و النبوة؛ به يقين فرزندان اسرائيل را كتاب [تورات] و حكم و پيامبرى داديم.» (جاثیه/ 16) نزول توریة و فرمانروایى و پیامبرى به جامعه بنى اسرائیل نسبت داده شده در صورتى که اختصاص به پیامبران آنان داشته است و بر حسب کریمه «فسیرى الله عملکم و رسوله و المؤمنون؛ به زودى خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند دید.» (توبه/ 105) پروردگار بر اعمال و سرائر قلوب افراد بشر احاطه دارد و نیز رسول اکرم (ص) در اثر پرتو احاطه پروردگار و وسطیت در فیض پى در پى او به سرایر اعمال مردم احاطه دارد.
پس از آنکه سنخ احاطه معنى رسول اکرم بر اعمال و منویات هر یک از افراد بشر استفاده شد احاطه و نیروى خدا داده، و گواهى اوصیاء طاهرین نیز همان سنخ است یعنى از شؤن رؤیت و احاطه قیومیه پروردگار و وساطت در فیض او است و نیز بر حسب کریمه «و من ذریتنا أمة مسلمة لک؛ و از دودمان ما امتى که تسلیم تو باشند پدید آور.» (بقره/ 128) مراد از کلمه امة گروهى از فرزندان ابراهیم و اسماعیل (ع) می باشند که به قرینه سیاق رسول اکرم (ص) و اوصیای طاهرین او است چه آنکه حکایت از درخواست ابراهیم نمود که "بار الها بعضى از فرزندان ما را گروهى قرار بده که در مقام عبودیت، تسلیم محض باشند و آنها را به فضایل، آراسته، و نیز از هرگونه رذایل اخلاقى پاکیزه و منزه فرمائى." و پروردگار نیز درخواست آنان را حکایت فرموده و آن را پذیرفته است هم چنانکه به طور تواتر از رسول اکرم (ص) شنیده شده است که فرمود «انا من دعوة جدى ابراهیم» یعنى جد من ابراهیم خلیل از پروردگار رسالت مرا درخواست می کرد.

دوری از پلیدیها

نیز کریمه «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا؛ جز این نیست که همواره خدا مى خواهد هرگونه پلیدى را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنى محمد، على، فاطمه، حسن و حسین (ع) اند] برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصى] پاک و پاکیزه گرداند.» (احزاب/ 33) مبنى بر امتنان بر رسول اکرم (ص) و به مخصوصین او است و خطاب متوجه همه آنها است و مراد از بیت همانا وحى و ارتباط با دستگاه ربوبى است که شامل رسول اکرم و مخصوصین او (ع) می شود و به قرینه جمله «و یطهرکم تطهیرا» مفاد رجس نیز استفاده می شود که ضد طهارت و عبارت از شرک اعتقادى و لغزش اخلاقى و انحراف عملى است و طهارت که پروردگار به رسول اکرم و به مخصوصین او موهبت نموده و تضمین فرموده همانا طهارت وجودى و عظمت ذاتى و نیروئى است که هرگز تزلزل و یا زوال پذیر نمی باشد یعنى آنها را به فضائل اخلاقى آراسته و از هرگونه رذائل پاکیزه نموده از این رو در تبلیغ احکام الهى از هرگونه خطا و غفلت مبرى خواهند بود.
روح قدسیه آنان را چنان بر قوى و نیروهاى نفسانى آنان ظفر داده که همواره بر آنها حکومت و فرمانروائى می نماید و هرگونه تیرگى تزلزل و نوسان خاطر و رذالت اخلاقى را از آنان زدوده است و از این کریمه استفاده می شود که مخصوصین رسول اکرم (ص) هنگام نزول کریمه، که على بن أبی طالب و فاطمه و حسن و حسین (ع) باشند هم آنها مورد خطاب و امتنان بوده به آنها طهارت ذاتى موهبت شده است و شهادت آنان نیز در اثر عصمت ذاتى و نیروى تزلزل ناپذیر آنان است.
نیز در تفسیر عیاشى از حضرت صادق (ع) روایت شده که درباره کریمه «لتکونوا شهداء على الناس» فرمود «هر که گمان برد خطاب "لتکونوا شهداء على الناس" به اهل اسلام است به پروردگار دروغ نسبت داده، زیرا گروهى که گواهى آنان نزد خود آنها درباره یک چارک خرما پذیرفته نمی شود آیا ممکن است که پروردگار جهان شهادت هم چه اشخاص فرومایه اى را درباره امتهاى گذشته بپذیرد؟ بلکه مراد گروهى است که دعاء ابراهیم از پروردگار درباره آنان اجابت شده بر حسب کریمه "کنتم خیر أمة أخرجت للناس" که رسول اکرم (ص) و اوصیاء اویند.» در کتاب شواهدالتنزیل از سلیم ابن قیس از امیرالمؤمنین (ع) روایت نموده که فرمود «کریمه "لتکونوا شهداء على الناس" ما اوصیاء را اراده نموده که رسول اکرم شاهد و گواه بر ما اهل بیت است و ما گواهان پروردگار و حجت او هستیم بر مردم.»
صفت شهادت عبارت از نیروى غیبى است که بر عقاید و خاطرات و اعمال جوارحى مردم آگاه است بدیهى است از طریق ملکوت بر حرکات وجودى و سیر و سلوک عموم مردم آگهى و شهود دارد نه از طریق حواس و به طور انفعال هم چنانکه در آیه "جعلناکم أمة وسطا لتکونوا شهداء على الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا" قوام منصب رسالت و دعوت جامعه بشر به سوى توحید و خداشناسى و تعلیم و تربیت مقتضى است که به ظاهر بشر را دعوت نماید و با نیروى معنوى و تأثیر باطنى نیز مردم را به سوى قرب پروردگار سوق دهد و رهبرى نماید تا آنجا که به پیشگاه کبریائى معرفى نماید. زیرا عقیده ایمان و شرک و کفر و هم چنین حرکات و افعال اختیارى بشر مانند سایر موجودات داراى جنبه ملکوتى است غیر از جنبه صفت نفسانى و یا حرکت خارجى که از مقوله فعل اختیارى است.
در جائى دیگر مى فرمایدکه: «یأیها النبى إنا أرسلنک شهدا و مبشرا و نذیرا؛ اى پیامبر! به راستى ما تو را شاهد [بر امت] و مژده رسان و بیم دهنده فرستادیم.» (احزاب/ 45) او از یک سو گواه اعمال امت است، چرا که اعمال آنها را مى بیند چنان که در جاى دیگر مى خوانیم: «و قل اعملوا فسیرى الله عملکم و رسوله و المؤمنون؛ بگو عمل کنید خداوند و رسول او و مؤمنان (امامان معصوم) اعمال شما را مى بینند.» (توبه/ 105) و این آگاهى از طریق مساله عرض اعمال امت بر پیامبر (ص) و امامان (ع) تحقق مى پذیرد. و از سوى دیگر شاهد و گواه بر انبیاى پیشین است که آنها خود گواه امت خویش بودند «فکیف إذا جئنا من کل أمة بشهید و جئنا بک على هؤلاء شهیدا؛ حال آنها چگونه است آن روز که براى هر امتى گواهى بر اعمالشان مى طلبیم و تو را گواه بر اعمال اینها قرار خواهیم داد.» (نساء/ 41) و از سوى سوم وجود تو با اوصاف و اخلاقت با برنامه هاى سازنده ات با سوابق درخشانت و با عملکردت شاهد و گواه بر حقانیت مکتبت، و شاهد و گواه بر عظمت و قدرت پروردگار است. به منطق آیه رسول گرامى (ص) بر همه آنها از نظر اینکه حرکت وجودى و سیر و سلوک ذاتى است بصیرت معنوى و نظارت باطنى دارد و از شئون و لوازم مقام رسالت کبرى و وساطت در فیوضات تشریعى است که آن نیز از شئون فیوضات تکوینى است که پروردگار از ازل به او موهبت فرموده است که در صحنه خطاب «الست بربکم؛ آيا پروردگار شما نيستم.» (اعراف/ 172) سبقت ذاتى و رتبى بر ماسوا خود داشته و به طور اصالت و نیابت مبادرت به پاسخ نموده در مقامى که هنوز غیر او خطاب را تلقى ننموده بود.

منـابـع

سيد محمدحسين‏ حسينى همدانى- انوار درخشان- جلد ‏2 ص 8، جلد ‏13 ص 134

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏17 صفحه 362

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد