نمونه ای از تجربه دینی در قرآن

فارسی 3635 نمایش |

«إذ یریکهم الله فی منامک قلیلا و لو أریکهم کثیرا لفشلتم و لتنازعتم فی الأمر ولکن الله سلم إنه علیم بذات الصدور * و إذ یریکموهم إذ التقیتم فی أعینکم قلیلا و یقللکم فی أعینهم لیقضی الله أمرا کان مفعولا وإلی الله ترجع الأمور؛ ای پیامبر! یاد کن آن‌گاه که خداوند آنان (سپاه دشمن در جنگ بدر) را در خواب به تو اندک نشان داد و اگر ایشان را به تو بسیار نشان می‌داد، قطعا سست می‌ شدید و حتما در کار جهاد منازعه می‌کردید؛ ولی خداوند شما را به سلامت داشت؛ زیرا او به راز دل‌ ها داناست؛ و آن‌ گاه که با هم برخورد کردید، آنان را در دیدگاه شما اندک و شما را نیز در دیدگان آنان کم نشان داد تا خداوند کاری را که انجام‌ شدنی بود، تحقق بخشید و کارها به سوی خدا بازگردانده می‌شود.» (انفال/ 43-44)
در پیکار بدر، دو نیروی نا برابر در مقابل هم صف‌ آرایی کردند و خداوند برای این که نبرد به سود اسلام بینجامد، یک تجربه و صحنه‌ رویایی را به پیامبر نشان داد که گروه اندکی به مسلمانان حمله کردند و پیامبر وقتی آن را برای مسلمانان بازگو کرد، همه برای نبرد حاضر شدند؛ زیرا آگاهی از کم و کیف و چند و چون نیروی دشمن در روحیه‌ سپاه اثر داشت و به منازعه‌ بین آنان پایان می‌داد. از طرفی پیامبر (ص) معصوم است و شیطان در محدوده‌ وجود و عقلانیت او راه ندارد. پس کمی دشمنان را که در رؤیا مشاهده فرمود، حق است و خداوند قادر است که کثیر را قلیل کند و بالعکس. از سوی سوم، کافران هدفی جز دنیا نداشتند و خواسته‌ آنان متاع دنیا بود که قرآن آن را قلیل و کم دانسته است: «...قل متاع الدنیا قلیل...» (نساء/ 77) پس، همه سرمایه‌ آنان متاع قلیل است و هرکس طبق هدف و دست‌ مایه‌ هستی خود توزین و ارزیابی می‌شود و این حقیقت، برای پیامبر (ص) به شکل رؤیای راست به شهود آمد. از ناحیه‌ چهارم، برای مؤمنان نیز این تجربه پیش آمد که کافران را کم مشاهده کردند: «فی أعینکم قلیلا» از این‌ رو، وقتی وارد کارزار شدند سختی جنگ را کاملا تحمل و صحنه را بر مشرکان تنگ کردند و آنان را فراری دادند. پس، این یک تجربه‌ دینی است که به برکت وحی و نبوت، نصیب جنگجویان نستوه شد که به چشم خود اندک بودن باطن و هدف دشمن را مشاهده می‌کردند؛ یعنی رؤیای راستین پیامبر برای مردم به حد رؤیت رسید.
از جانب پنجم، خداوند برای نصرت دین خود که خواسته‌ اوست و به آن فرمان داده است: «لیقضی الله أمرا کان مفعولا» مسلمانان را نیز در چشم کافران کم نشان داد: «ویقللکم فی أعینهم». از این‌ رو، مشرکان جسورانه اقدام به پیکار و پیش دستی کردند؛ حتی ابوجهل گفت: اینان یک خوراک ما هم به حساب نمی‌ آیند و لازم نیست که شمشیر و تیر برای آنان به کار اندازیم؛ بلکه غلامان خود را می‌فرستیم که آنان را با دست‌ های خالی دستگیر کنند: «ما هم إلا أکلة رأس ولو بعثنا إلیهم عبیدنا لأخذوهم أخذا بالید» این تجربه برای مشرکان، تجربه‌ ای منفی و ضد دینی بود؛ زیرا یا آنان به دین ویژه‌ خود معتقد بودند و از مرام و مسلک خویش دفاع می‌کردند و خدای خود را به گونه‌ ای دیگر می‌شناختند؛ چنان که در حدیث می‌خوانیم که خداوند را هر نادانی می‌شناسد: «معروف عند کل جاهل» یا برای آن است که با نتیجه نبخشیدن تلاش‌ ها و زحمات چندین ساله‌ پیامبر (ص) مشرکان دیگر زمینه‌ هدایت نداشتند: «...و جعلنا علی قلوبهم أکنة أن یفقهوه و فی اذانهم وقرا...؛ ما بر دل‌ هایشان پرده افکندیم و در گوش‌ هایشان سنگینی قرار دادیم و اگر هر معجزه‌ ای را ببینند به آن ایمان نمی‌  آورند.» (انعام/ 25) و (اسراء/ 46)
بنابراین، تجربه‌ مشرکان و کم دیدن مؤمنان و ندیدن واقعیت، تجربه‌ ای بسیار بد فرجام بود. یادآور می‌شویم که حمل اصل جریان بر تجربه‌ دینی، مبتنی بر آن است که معنای ظاهر آیه که رؤیت حسی در هنگام برخورد دو نیرو است، مراد نباشد؛ و گرنه از مبحث تجربه‌ دینی که یک احساس درونی و یافت نفسانی است، خارج است. اشکال؛ جمله‌ «یقللکم فی أعینهم» دلالت دارد که تجربه‌ مشرکان، این بود که مؤمنان را کم دیدند. از این‌ رو، مسلمانان را یک خوراک هم به حساب نیاوردند و گفتند که غلامان خود را می‌فرستیم تا بدون اسلحه دست‌گیرشان کنند. از طرفی، قرآن در آیه‌ دیگر می‌ فرماید که مشرکان در همین جنگ بدر، مؤمنان را دو برابر خویش دیدند: «قد کان لکم ایة فی فئتین التقتا فئة تقاتل فی سبیل الله و أخری کافرة یرونهم مثلیهم رأی العین و الله یؤید بنصره من یشاء إن فی ذلک لعبرة لأولی الأبصار؛ قطعا در برخورد میان دو گروه، برای شما نشانه و درس عبرتی بود؛ گروهی در راه خدا می‌ جنگیدند و گروه دیگر، کافر بودند که مؤمنان را به چشم، دو برابر خود می‌ دیدند و خدا هر که را بخواهد به یاری خود تأیید می‌کند. یقینا در این ماجرا برای صاحبان بینش عبرتی است.» (آل عمران/ 13) همان‌گونه که پیداست، بین آیات قرآن که درباره‌ جنگ بدر نازل شده است، که بخشی از آن در سوره آل عمران و بخشی در سوره‌ انفال قرار دارد، تنافی احساس می‌شود.
علامه طباطبایی در پاسخ به اشکال مذکور نوشته است:
«در ابتدای کارزار، هر دو طرف در چشم یکدیگر کم می‌ آمدند تا هر یک به طمع پیروزی خود، کار جنگ را شروع کند؛ ولی پس از شروع پیکار، دسته‌ مؤمنان در نظر کافران دو برابر جلوه کرد. از این‌ رو، آن‌ها ترسیدند و رو به فرار نهادند و در نتیجه، پیروزی از آن مسلمانان شد. بنابراین، آیه‌ اول، موضوع کم دیدن هر یک از دو طرف را در آغاز جنگ بیان می‌کند و آیه‌ دوم، دو برابر آمدن مؤمنان به چشم کافران در اثنای جنگ را بیان کرده است؛ به ویژه با توجه به آیات قبل از این آیه، خداوند به مشرکان به طور عموم چنین گوشزد می‌ فرماید که شما اگر اهل بصیرت باشید، برای پی‌ بردن به غلبه‌ حق و این که خداوند هر کس را بخواهد می‌تواند نصرت دهد و پیروزی بخشد و ابدا به مال و اولاد کسی مغلوب نخواهد شد، باید به آنچه در روز "بدر" دیدید بسنده کنید؛ زیرا در آن روز، رزمندگان اسلام افراد معدودی بودند و شماره‌ آنان به یک سوم مشرکان در اردوگاه نمی‌ رسید و از ناحیه‌ ابزار و ادوات جنگی نیز قابل مقایسه با مشرکان نبودند. زیرا مؤمنان بیش از سیصد و سیزده نفر نبودند و تنها شش عدد زره و هشت عدد شمشیر و دو اسب در اختیار داشتند، ولی لشگر دشمن، قریب هزار نفر مردان جنگجو با تجهیزات کامل آن زمان و مرکب‌ های سواری و شتران بارکش و سواری و زره و شمشیر و سایر ادوات؛ با این وصف، خداوند عده‌ کم مسلمانان را دو برابر نشان داد تا بر دل‌ های مشرکان ترس چیره شود و رو به هزیمت گزارند و فتح و پیروزی از آن مسلمانان شود و افزون بر این، فرشتگان را نیز به کمک فرستاد و از سوی دیگر، مشرکان را در نظر مؤمنان، کم جلوه داد تا دل‌ هایشان را استواری و درونشان را آرامش بخشد تا وعده‌ پیروزی و تجربه‌ دینی پیامبر (ص) در خواب، به نیکی انجام پذیرد و دین خداوند به منصه ظهور برسد»: «...لیقضی الله أمرا کان مفعولا وإلی الله ترجع الأمور» (انفال/ 44)

منـابـع

عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی جلد3- صفحه 114

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد