قانون ارث در میان اعراب جاهلی

فارسی 3336 نمایش |

دنیای قدیم یا به زن اصلا ارث نمی داد و یا ارث می داد، اما با او مانند صغیر رفتار میکرد، یعنی به او استقلال و شخصیت حقوقی نمی داد. در میان عرب ها پیش از اسلام، ارث از یکى از سه راه بوده است:
1- نسب، (منظور از نسب، نزد آنها تنها پسران و مردان بوده است و کودکان و زنان از بردن ارث محروم بودند).
2- تبنى، یعنى فرزندى که از خانواده اى طرد شده خانواده دیگرى او را به خود نسبت دهد و به شکل "پسر خوانده" درآید در این صورت میان این پسر خوانده، و پدر خوانده اش، ارث برقرار می شد.
3- عهد و پیمان، یعنى دو نفر با هم پیمان مى بستند که در دوران حیات و زندگى از یکدیگر دفاع کنند و بعد از مرگ از یکدیگر ارث ببرند.

اعراب جاهلیت گاهی کسی را پسر خوانده قرار می دادند و در نتیجه، آن پسر خوانده مانند یک پسر حقیقی و ارث میت شمرده می شد. رسم پسر خواندگی در میان ملتهای دیگر و از آن جمله ایران و رم قدیم موجود بوده است. طبق این رسم، یک پسر خوانده به دلیل اینکه پسر است از مزایائی برخوردار بود که دختران نسلی برخوردار نبودند. از جمله مزایای پسر خوانده ارث بردن بود، هم چنان ممنوعیت ازدواج شخص با زن پسر خوانده یکی دیگر از این مزایا و آثار بود. قرآن کریم این رسم را نیز منسوخ کرد.
اعراب رسم دیگری نیز در ارث داشتند که آن را نیز قرآن کریم منسوخ کرد و آن رسم "هم پیمانی" بود، دو نفر بیگانه با یکدیگر پیمان می بستند که "خون من خون تو و تعرض به من تعرض به تو، و من از تو ارث ببرم و تو از من ارث ببری"، به موجب این پیمان این دو نفر بیگانه در زمان حیات از یکدیگر دفاع می کردند و هر کدام زودتر می میرد دیگری مال او را به ارث می برد.
عرب جاهلیت به خاطر ضعف قدرت سربازی زن، آنجا که ارزش ها بر اساس قهرمانی ها و پهلوانی ها بود و یکی مرد جنگی را به از صد هزار آدم ناتوان می دانستند زن را بخاطر عدم توانائی بر انجام عملیات دفاعی و سربازی از ارث محروم می کردند. مخالف ارث بردن زن بود و تا پای مردی ولو در طبقات بعدی در میان بود به زن ارث نمی داد، لهذا وقتی که آیه ارث نازل شد و تصریح کرد به اینکه: «للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه او کثر نصیبا مفروضا»؛ (نساء/آیه 7)؛ «مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشان به جا می گذارند سهمی است، و برای زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشان به جا می گذارند سهمی است، چه کم باشد و چه زیاد، و این سهمی تعیین شده است». باعث تعجب اعراب شد.
اتفاقا در آن اوقات برادر حسان بن ثابت شاعر معروف عرب مرد و از او زنی با چند دختر باقی ماند. پسر عموهای او همه دارائی او را تصرف کردند و چیزی به زن و فرزندان او ندادند، زن او شکایت نزد پیامبر اکرم (ص) برد. رسول اکرم (ص) آنها را احضار کرد. آنها گفتند زن که قادر نیست سلاح بپوشد و در مقابل دشمن بایستند این ما هستیم که باید شمشیر دست بگیریم و از خودمان و از این زنها دفاع کنیم. پس ثروت هم باید متعلق به مردان باشد، ولی رسول اکرم حکم خدا را به آنها ابلاغ کرد.
اعراب گاهی زن میت را جزء اموال و دارائی او به حساب می آوردند و به صورت سهم الارث او را تصاحب می کردند، اگر میت پسری از زن دیگر می داشت آن پسر می توانست به علامت تصاحب جامه ای بر روی آن زن بیندازد و او را از آن خویش بشمارد. بسته به میل او بود که آن زن را به عقد نکاح خود درآورد و یا او را به زنی به شخص دیگری بدهد و از مهر او استفاده کند. این رسم نیز منحصر به اعراب نبوده است و قرآن آن را منسوخ کرد. در قوانین قدیم هندی و ژاپنی و رمی و یونانی و ایرانی تبعیض های ناروا در مسئله ارث زیاد وجود داشته است.

منـابـع

مرتضی مطهری- نظام حقوق زن در اسلام- صفحه 221 و صفحه 221-219

مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج‏3، صفحه 287

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد