درهای جهنم از نظر آیات قرآن

فارسی 5649 نمایش |

خداوند در قرآن جهنم را نیز مانند بهشت دارای در می داند و می فرماید: همان دوزخى که هفت در دارد، و براى هر درى گروهى از پیروان شیطان تقسیم شده اند «لها سبعة أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم؛ هفت در دارد و براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده اند» (حجر/ 44). این در، در حقیقت درهاى گناهانى است که به وسیله آن، افراد وارد دوزخ مى شوند، هر گروهى بوسیله ارتکاب گناهى و از درى، همان گونه که درهاى بهشت، طاعات و اعمال صالح و مجاهدتهایى است که بوسیله آن بهشتیان وارد بهشت مى شوند. جهنم هفت در دارد (بعید نیست عدد هفت در اینجا عدد تکثیر باشد، یعنى درهاى بسیار و فراوان دارد، همانگونه که در آیه 27 سوره لقمان نیز عدد هفت به همین معنى آمده است). ولى واضح است این تعدد درها (مانند تعدد درهاى بهشت) نه به خاطر کثرت واردان است به طورى که از یک در کوچک نتوانند وارد شوند، و نه جنبه تشریفاتى دارد، بلکه در حقیقت اشاره به عوامل گوناگونى است که انسان را به جهنم مى کشاند، هر نوع از گناهان درى محسوب مى شود. 
در خطبه جهاد در نهج البلاغه مى خوانیم «ان الجهاد باب من ابواب الجنة، فتحه الله لخاصة اولیائه؛ جهاد درى از درهاى بهشت است که آن را به روى بندگان خاصش گشوده است» (خطبه 27) و در حدیث معروف مى خوانیم «ان السیوف مقالید الجنة؛ شمشیرها کلیدهاى بهشتند». این گونه تعبیرات به خوبى منظور از درهاى متعدد بهشت و دوزخ را روشن مى سازد. قابل توجه اینکه در حدیث امام باقر (ع) مى خوانیم بهشت، هشت در دارد (خصال صدوق، ابواب الثمانیة) در حالى که آیات فوق مى گوید: جهنم هفت در دارد، این تفاوت اشاره به این است که هر چند درهاى ورود به بدبختى و عذاب فراوان باشد، ولى با این حال درهاى وصول به سعادت و خوشبختى از آن افزونتر است.
البته خداى سبحان نه در این آیه (آیه 44 سوره حجر) و نه در هیچ جاى کلام خود، بیان ننموده که مراد از این ابواب (درها) چیست. آیا مانند درهاى خانه و چهار دیوارى است که در آنجا داخل مى شوند و همه واردین را در یک عرصه جمع مى کند و یا طبقات و درکات مختلفى است که از نظر نوع عذاب و شدت آن با هم تفاوت دارند. استعمال کلمه " باب" در هر دو معنا متداول است و چه بسا امورى را که در نوع مختلفند، هر نوعش را یک باب مى گویند، مثلا گفته مى شود: "ابواب خیر"، " ابواب شر" و "ابواب رحمة" و قرآن فرموده: «فتحنا علیهم أبواب کل شیء؛ درهای همه چیز را (برای امتحان) بر آنان گشودیم» (انعام/ 44) و چه بسا که اسباب رسیدن به چیزى و راههاى رسیدن به آن را نیز ابواب مى گویند، مانند "ابواب رزق" که مقصود از آن انواع معاملات است. و بعید نیست از آیات متفرقه در قرآن که در باره آتش دوزخ آمده معناى دومى استفاده شود، مانند آیه: «و سیق الذین کفروا إلى جهنم زمرا حتى إذا جاؤها فتحت أبوابها؛ و کسانی که کافر شدند، گروه گروه به سوی جهنم رانده شوند. تا چون بدان جا رسند، درهای آن (به رویشان) گشوده شود» تا آنجا که مى فرماید: «قیل ادخلوا أبواب جهنم خالدین فیها؛ گفته مى شود براى همیشه به درهاى جهنم درآیید.» (زمر/ 71 و 72).
و آیه «إن المنافقین فی الدرک الأسفل من النار؛ منافقان در طبقه پائین تر جهنمند.» (نساء/ 145) و همچنین آیاتى دیگر مؤید این احتمال فقره دوم آیه مورد بحث است که مى فرماید: «لکل باب منهم جزء مقسوم؛ از ایشان براى هر درى قسمتى است تقسیم شده» (حجر/ 44) چون ظاهر آن این است که خود جزء تقسیم شده بر درها است، و این وقتى معناى صحیح مى دهد که "باب" به معناى طبقه باشد نه در ورودى. و اما اینکه بعضى کلمه "جزء مقسوم" را به معناى "طائفه معین و مفروز"  گرفته اند تفسیر موهونى است که وهنش بر همه روشن است. و بنابراین، معناى" هفت در داشتن جهنم" این مى شود که هفت نوع عذاب دارد و هر نوع آن به مقتضاى واردین براى خود چند قسم دارد. و این مطلب خالى از دلالت بر این معنا نیست که گناهانى که مستوجب آتش است هفت قسم، و طرقى که آدمى را به هر یک از آن گناهان مى کشاند نیز چند قسم است، و در صورتى که آیه شریفه چنین دلالتى داشته باشد مؤید روایاتى خواهد بود که در باره طبقه بندى عذابهاى دوزخ آمده، و به زودى از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد- ان شاء الله تعالى.
«إن المتقین فی جنات و عیون* ادخلوها بسلام آمنین؛ یعنى ایشان مستقر در بهشت ها و چشمه سارهایند. (به ایشان گفته مى شود) بدانجا درآیید با سلامى وصف ناپذیر، سلامى که نمى توان کنه وصفش را بیان نمود، درآیید در حالى که از هر شر و ضررى ایمن هستید» (حجر/ 45 و 46).
شاید درهای هفتگانه دوزخ که هر یک شخص تازه وارد را به یک درک خاصی می برد، بر اساس اختلاف حجاب های واردین و تفاوت مراتب توغل در کثرات باشد؛ چون هر چه نسبت به امور اعتباریه دنیویه فانیه و کثرات اوهامیه اعتنا بیشتر شود، منزله دوزخ که آنرا درک گویند شدیدتر است و بالعکس. در «خصال» صدوق روایت می کند از أحمد بن حسن قطان از أحمد بن یحیی بن زکریای قطان از بکر بن عبدالله بن حبیب از محمد ابن عبیدالله از علی بن حکم از أبان بن عثمان از محمد بن فضیل زرقی، از حضرت صادق (ع)، از پدرش از جدش علیهماالسلام که: جهنم هفت در دارد: از یک در فرعون و هامان و قارون داخل می شوند، و از یک در مشرکین و کافرینی که به قدر یک چشم بر هم زدن ایمان نیاورده اند، و از یک در بنی امیه وارد می شوند که اختصاص به آنان دارد و کسی در آن در با آنها شریک نیست؛ و آن باب لظی و باب سقر و باب هاویه است. و چون وارد آن در شوند، آن در آنها را هفتاد سال راه پائین می برد، و هر بار که آنها را هفتاد سال به پائین ببرد آتش چنان فورانی کند که شعله و شراره اش آنها را به طبقات بالا تا هفتاد سال راه پرتاب کند، و هم چنین باز آنها را هفتاد سال راه پائین می برد؛ و پیوسته به همین طرز هستند أبدا و به طور جاودانی و خلود می مانند. و از یک در آن، دشمنان ما و مبغضان ما و خوارکنندگان ما وارد می شوند، و آن در بزرگترین در است و آتش آن نیز شدیدتر است. («خصال» طبع سنگی، ج 2، ص 12؛ و از طبع حروفی، ص 361؛ «بحار الانوار» طبع حروفی، ج 8، ص 285). به هر حال جهنم محل صدور و ورود قبائح است و هر کس به هر مقدار و به هر صورت از زشتیها، چه در مرحله عقائد، و چه در مرحله ملکات و اخلاق و صفات و چه در مرحله اعمال و رفتار، و حتی در مرحله مجرد نیت و خواسته های درونی؛ اگر با خود قبح و زشتی و شرک و عناد و کجروی و انحراف از حق داشته باشد، در صورتیکه در مراحل و منازل بین راه تا قیامت، از مصائب دنیویه، و سکرات مرگ، و عذاب قبر و روز رستاخیز، و توبه و شفاعت، و غیرها پاک نشود باید با آتش قرین و توأم باشد و لذا درهای جهنم هر کدام نمایشگر یک نوع انحراف و تعدی در یکی از این مراحل است.

جملاتی که بر سر درهای جهنم نوشته است
مجلسی رضوان الله علیه از کتاب «فضائل» شاذان، و از کتاب «روضه» با اسناد خود مرفوعا از عبدالله بن مسعود، از حضرت رسول خدا (ص) روایت می کند در ضمن حدیث معراج که من دیدم بر سر درهای جهنم نوشته بود بدین طریق که: «علی الباب الاول ثلاث کلمات: من رجا الله سعد. و من خاف الله أمن. و الهالک المغرور من رجا غیر الله، و خاف سواه؛ بر سر در اول سه جمله نوشته بود: آنکه امید به خدا دارد پیروز است و آنکه از خدا بترسد در امان است و آنکه امید به غیر خدا دارد و از غیر او می ترسد، شخص مغرور و در هلاکت است».
«و علی الباب الثانی: من أراد أن لا یکون عریانا یوم القیمة فلیکس الجلود العاریة فی الدنیا. من أراد أن لا یکون عطشانا یوم القیمة فلیسق العطاش فی الدنیا.من أراد أن لا یکون یوم القیمة جآئعا فلیطعم البطون الجآئعة فی الدنیا؛ و بر سر در دوم نوشته بود: هر کس می خواهد در روز قیامت برهنه و عریان نباشد باید بدنهای عریان و برهنه مستمندان را در دنیا لباس بپوشاند. و هر کس می خواهد در روز قیامت عطشان و تشنه نباشد باید مردم تشنه را در دنیا آب دهد و هر کس می خواهد در روز قیامت گرسنه نباشد باید شکمهای گرسنه را در دنیا طعام دهد».
«و علی الباب الثالث مکتوب: لعن الله الکاذبین. لعن الله الباخلین. لعن الله الظالمین؛ و بر سر در سوم نوشته بود: خداوند لعنت کند دروغگویان را. خداوند لعنت کند بخیلان را. خداوند لعنت کند ستمگران را».
«و علی الباب الرابع مکتوب ثلاث کلمات: أذل الله من أهان الاءسلام. أذل الله من أهان أهل البیت. أذل الله من أعان الظالمین علی ظلمهم للمخلوقین؛ و بر سر در چهارم سه جمله نوشته بود: خداوند ذلیل کند هر که به اسلام اهانت کند و آن را کوچک و سبک بشمارد. خداوند ذلیل کند هر که به اهل بیت اهانت کند و آنانرا کوچک و سبک بشمارد. خداوند ذلیل کند هر که ستمکاران را در ستمی که به مخلوقان خدا می کنند کمک دهد و یاری رساند».
«و علی الباب الخامس مکتوب ثلاث کلمات: لا تتبعوا الهوی فالهوی یخالف الاءیمان. و لا تکثر منطقک فیما لا یعنیک فتسقط من رحمة الله. و لا تکن عونا للظالمین؛ و بر سر در پنجم سه جمله نوشته بود: از هوی و خواهش های نفسانی خود پیروی مکنید، زیرا که هوای نفس مخالف ایمان است و گفتارت را در امور بی فائده و بدون غرض به درازا مکشان، زیرا که از رحمت خدا دور می افتی و هیچ گاه یار و یاور ظالمان مباش».
«و علی الباب السادس مکتوب: أنا حرام علی المجتهدین. أنا حرام علی المتصدقین. أنا حرام علی الصآئمین؛ و بر سر در ششم نوشته بود: من بر کوشش کنندگان و جهادگران در راه خدا حرام هستم. من بر صدقه دهندگان حرام هستم. من بر روزه گیران حرام هستم».
«و علی الباب السابع مکتوب ثلاث کلمات: حاسبوا نفوسکم قبل أن تحاسبوا. و وبخوا نفوسکم قبل أن توبخوا. وادعوا الله عز وجل قبل أن تردوا علیه و لا تقدروا علی ذلک؛ و بر سر در هفتم سه جمله نوشته بود: از نفوس خود حساب گیرید پیش از آنکه از شما حساب گیرند. و نفوس خود را ملامت و توبیخ کنید پیش از آنکه ملامت و توبیخ شوید. و خداوند عزوجل را بخوانید پیش از آنکه بر او وارد شوید و دیگر قدرت و تمکن از خواندن او را نداشته باشید» («بحار الانوار» طبع حروفی، ج 8، ص 145 و 146).

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- تفسير نمونه- ج‏11 صفحه 78

سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه تفسير الميزان- ج‏12 صفحه 252-251

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد