بنی هاشم

English فارسی 8471 نمایش |

تیره ای از قبیله معروف «قریش» منسوب به هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب .... که در میان عرب، به نجابت و شرافت مشهور و مورد احترام قبایل دیگر بودند. قصی، از نوادگان حضرت اسماعیل بن ابراهیم پیغمبر، که حدود یک قرن قبل از تولد پیغمبر اسلام می زیسته و بزرگ قریش بود. (قریش نیز به نسبت سایر قبیله ها، قبل از اسلام از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار بود و بعد از اسلام به اقتضای فرهنگ قبیله ای جزیرة العرب، در عرصه سیاسی و فرهنگی ایفای نقش کرده و در بین مسلمانان، جایگاه ویژه ای یافت.

هاشم کیست؟
هاشم، جد دوم پیغمبر بود که از طرف پدرش "عبدمناف" دو منصب «سقایت و رفادت» یعنی میزبانی حاجیان در مکه را به ارث برده بود. وی به دلیل فتوت و ایثارش در زمان قحطی در میان قریش و نیز اقدامات کارآمدش در گسترش تجارت قریش از مکه تا شام و انجام کارهای عام المنفعه از جمله: حفر چاه زمزم، احترام و شأن و محبوبیت خاصی در بین مردم مکه پیدا کرد و «ریاست قریش» برای او تثبیت و به خاطر علو مرتبه و مقامش به "عمرو العلا" موسوم و "سیدالبطحاء" نیز به او می گفتند. وی در جوانی درگذشت. بعد از هاشم برادرش "مطلب" منصب او را گرفت و سپس "عبدالمطلب" فرزند هاشم جانشین او شد که نسب بنی هاشم به او می پیوندد. بعد از عبدالمطلب، فرزندانشان به عنوان "بنی هاشم" و بنی عبدالمطلب معروف شدند. از افتخارات بزرگ بنی هاشم، وجود مبارک پیغمبر اسلام حضرت "محمد (ص)" و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) و خاندان پیامبر (اهل بیت) علیهم السلام است. همین افتخارات باعث شد که بنی هاشم مورد حسادت و دشمنی شدید پسرعموهای خود (بنی امیه) قرار گیرند که از قبل نیز بنی امیه، به دیده حسادت و رقابت به آنها می نگریست.

حامی پیغمبر
الف- بنی هاشم، حامی و مدافع پیامبر اسلام که از آغاز دعوت آشکار حضرت اسلام بعد از نزول آیه «و انذر عشیرتک الاقربین؛ و خويشان نزديكت را هشدار ده.» (شعراء/ 214) مورد توجه قرار گرفتند و اگر چه بسیاری از آنان بعد از فتح مکه، ایمان آوردند ولی همه به استثنای "ابولهب" عموی پیغمبر در برابر واکنش های منفی بزرگان قریش و دشمنان پیغمبر (ص) و آزار های مکیان به آن حضرت و مسلمانان، هرگونه حمایتی را از حضرت دریغ نکرده و جوانان آنها، حضرت را از هر گونه آسیب حفظ می کردند.
ب- در هجرت مسلمانان به حبشه، به دستور پیامبر اکرم و حمایت پادشاه آنجا (نجاشی) از مهاجرین و شکست نمایندگان قریش در مقابله با این اقدام و در پی گرایش زیاد مردم از قبایل مختلف به اسلام، سران قریش در یک پیمان نامه رسمی، بنی هاشم را تحریم اقتصادی و اجتماعی کردند، تا شاید آنها دست از حمایت پیغمبر بردارند، ولی بنی هاشم در پاسخ به این تحریم با ابوطالب عموی پیغمبر که آن زمان، بزرگ بنی هاشم بود به «شعب ابی طالب» رفته و مدت 3 سال در آنجا سخت ترین دوران را گذراندند.
ج- بعد از هجرت پیامبر اکرم افراد بنی هاشم با هجرت به مدینه و با فداکاریهای خود و شرکت در غزوه ها برای استقرار اسلام از هرگونه جانفشانی دریغ نکردند. آن تعداد از بنی هاشم که به علت ممانعت کفار قریش از هجرت آنان به مدینه مجبور به اقامت خود در مکه بودند، غالبا از همراهی با نقشه های مشرکین مکه برای جنگ با مسلمانان امتناع کردند.
د- در جریان نهضت حسینی، حضرت امام حسین (ع)، زمانی که به سوی مکه حرکت کرد، نامه ای به برادرش محمدبن حنفیه و سایر بنی هاشم به این مضمون نوشت که: «از حسین بن علی بن ابیطالب به بنی هاشم: پس هرکس از شما در این سفر به من بپیوندد، به شهادت میرسد و هر کس خودداری کند، به پیروزی نخواهد رسید.» پایداری و حمایت بنی هاشم از "امام حسین (ع)" تا آنجا پیش رفت که در آن واقعه خونین عاشورای سال 61 هـ ق، سی نفر از بنی هاشم در رکاب حسین بن علی بن ابیطالب به شهادت رسیدند.

بنی هاشم بعد از پیغمبر اسلام
بعد از رحلت پیغمبر اسلام در سال 11 هجری قمری و حوادث «سقیفه بنی ساعده» و نزاع بر سر جانشینی پیامبر، تیره های مختلف قریش و مردمان مدینه و نیروهای صحنه سیاسی حاضر، با سیادت بنی هاشم و جانشینی حضرت علی بن ابیطالب (ع) بعد از پیغمبر، مخالفت کردند. از میان بنی هاشم بیشترین نگاهها به سوی حضرت علی (ع) بود. با تعیین ابوبکر (خلیفه اول) برای خلافت، بنی هاشم از مخالفان حکومت بودند. در زمان خلیفه دوم (عمر) در گفتگو با "ابن عباس" علت عدم تمایل قریش از خلافت بنی هاشم را اجتماع دو منصب نبوت و خلافت در یک خاندان، عنوان کرد. با این حال در همان زمان (عمر)، بنی هاشم به عنوان خاندان پیامبر، شأن و منزلت زیادی داشتند و عمر در تقسیم غنائم و تأسیس «دیوان» در سال 20 هـ ق، بنی هاشم را به عنوان خاندان پیغمبر بر بنی امیه که مدتها رقیب بنی هاشم بودند، بر دیگران مقدم داشت و نام افراد این خاندان را در صدر دیوان قرار داد. در حکومت خلیفه سوم (عثمان)، بنی امیه مواضع خود را تثبیت و تلاش زیادی برای آن کردند، و ماجرای قتل عثمان، از نگاه آنها، درگیر کردن بنی هاشم با مخالفانشان بود.
علی (ع) در تعیین خلفای پیغمبر، تصریح داشتند که باید از قریش و بنی هاشم بوده و فقط افراد معینی از بنی هاشم، شایسته این منصب و مسئولیت اند و با رد تمایلات قومی، عناصری چون ایمان، اخلاص، حقانیت و هجرت را به عنوان ملاک های برتری بنی هاشم بر بنی امیه و سایرین معرفی می کردند (نهج البلاغه/ نامه 17) و توطئه و دشمنی بنی امیه با بنی هاشم بعد از خلافت علی (ع) منجر به جنگ و صف آرائی و در سالهای بعد جعل احادیث علیه آنها و بعد نفرین و لعنت بر حضرت علی (ع) شد. نزاع بنی امیه و بنی هاشم در همه زمان ها مطرح بود و این رقابت قبل از اسلام شروع شده بود. در اواخر حکومت امویان، هاشمیان در دو تیره مهم از فرزندان امام علی (ع) و فرزندان عباس بن عبدالمطلب، بروز اجتماعی داشتند. فرزندان عباس برای گرفتن قدرت و زمان حکومت از نام "بنی هاشم" و آل محمد سوء استفاده کرده و خود را بنی هاشم نامیدند تا اینکه مردم را به علت تعلق خاطری که به آل محمد از بنی هاشم داشتند، جذب کرده و با این عنوان از آنها بیعت گرفته و به قدرت رسیدند. با روی کار آمدن عباسیان، حکومت بنی عباس خود را به نام «دولت بنی هاشم» و به عنوان خاندان پیامبر معرفی می کرد. البته در مقابل آنها، شیعیان این بهره برداری را صحیح تلقی نکرده و از آنها بیشتر با تعبیر "بنی عباس" یاد کرده اند.

هاشمیان در جهان اسلام
بنی هاشم در میان عرب، به بعضی از صفات ممتاز بودند که از آن جمله: عفت ایشان و دیگر استغنای آنهاست که در سخت ترین شرایط و هرگونه مشکلات خود را صاحب جاه می دانستند و شأن اجتماعی خود را حفظ می کردند. اسلام به لحاظ شرافت آنها و جهت احترام مقام نبوت در بین آنها، ویژگیهای خاصی به آنان داده از جمله اینکه زکات را که «اوساخ الناس» است، بر آنها حرام و خمس، سهم ذوالقربی را به آنها اختصاص داده است. دوستی با این خاندان به عنوان خانواده پیامبر در جهان اسلام، فرهنگی رایج و از مظاهر این فرهنگ مدیحه های فراوان چون «هاشمیات» "کمیت بن زید اسدی" است. عامه مسلمانان در هر کجای جهان اسلام برای طوایفی که به هاشمی وصف اند، احترام فراوان قائلند.

چند روایت
1- روایتی از رسول خدا (ص) که فرمودند: «دشمنی با علی بن ابیطالب کفر و دشمنی با بنی هاشم نفاق است.»
2- از حضرت رسول: «عیادت بنی هاشم واجب و به دیدن آنها رفتن سنت است.»
3- از امام باقر (ع) نقل است که رسول اکرم درباره بنی هاشم احترام خاصی قائل بود. هرگاه یکی از آنها از دنیا می رفت، بر جنازه اش نماز می خواند و آب به قبرش می پاشید و دست مبارک بر قبر می نهاد، آنطور که اثر دست در گل های قبر می ماند که چون شخصی از آنجا می گذشت و قبر را می دید، می گفت که کدامیک از خاندان پیامبر مرده است (بحارالانوار 96/234 و 16/261).
4- از امام باقر و امام صادق (ع) روایت شده که: «آل رسول مختص بنی هاشم است مطلقا.»

منـابـع

دانشنامه جهان اسلام

دائرة المعارف بزرگ اسلامی

دائرة المعارف تشیع

جعفر سبحانی- فروغ ابدیت

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها