جستجو

علم جغرافیا در تمدن اسلامی

در دوره شکوفایی تمدن اسلامی، توجه نسبتا شدیدی به علم جغرافیا مبذول شد و دانشمندان مسلمان، کتب متعددی درباره کوه ها، راه ها و کشورها نوشتند.
جان برنال می گوید:
«آنان (مسلمین)، گر چه از لحاظ نظری در جغرافی پیشرفتی چندان حاصل نکردند، لکن در جهت علمی، بر دانش یونانیان تا به آن حد افزودند که پایه جغرافیای جدید آسیا و شمال آفریقا را پی افکندند.»
به طور کلی، سه دلیل مهم باعث شد که علم جغرافیا در تمدن اسلامی، رواج بیشتری پیدا کند:
1-برداشته شدن مرزهای پیشین و یکپارچه شدن مناطق وسیع، از دره سند تا اندلس.
2-وجوب رفتن به مکه که باعث شد مسلمانان راه ها را به خوبی شناسایی کنند.
3-کنجکاوی دانشمندان اسلامی و خصوصا تشویق قرآن مجید و پیامبر اسلام نسبت به کسب علم و دانش.
بنا به همین دلایل بود که کتاب هایی چون: المجسطی و مدخلی در جغرافیا که تألیف بطلمیموس بود، به سرعت به زبان عربی ترجمه شد و در این میان، بهترین و اولین اثر جغرافیایی را خوارزمی به نام صوره الارض نوشت.

جغرافیا و جهانگردی
در قرآن مجید، تأکید فراوانی به سیر و سیاحت و اندیشه در سرنوشت اقوام و ملل شده است. این امر علاوه بر دلایلی که به امور بازرگانی، سیاسی و مذهبی مانند حج و... مربوط می شد، باعث شد مسلمین در زمینه جغرافیا و جهانگردی نیز پیشرفت چشمگیری کرده و آثار ارزنده ای از خود بر جای بگذارند. نخستین چهره مسلمان در جغرافیا، هشام بن محمد کلبی است که در اوایل قرن سوم، مخصوصا به خاطر تحقیقاتی که در مورد جزیزه العرب نمود، شهرت پیدا کرد. پس از وی، جغرافی دانان دیگری ظاهر شدند که قدیمی ترین آن ها محمد بن موسی خوارزمی ریاضی دان و منجم مشهور بود. وی با کتاب «صوره الارض» خود، پایه های این علم را در دانش مسلمین بنا نهاد.
از جغرافی دانان دیگر قرن سوم، الکندی فیلسوف معروف و مولف کتاب رساله فی الربع المسکون و هم چنین یعقوبی مصنف کتاب البلدان را می توان نام برد. این کتاب، مخصوصا به لحاظ اشتمال بر اطلاعات مربوط به جغرافیای طبیعی، اهمیت خاصی دارد.
در این قرن و قرن بعد، روی اصل برقرار شدن روابط پستی میان ممالک کشور پهناور اسلامی و کشورهای هم جوار، کتاب هایی برای شناختن راه های ارتباطی به نام المسالک و الممالک (راه ها وکشورها) توسط افرادی از قبیل: کندی، احمد بن سرخسی، عبدالله بن خرداد به، ابوزید احمد بن سهل بلخی، ابو عبدالله محمد جیهانی اسطخری و ابوالقاسم محمد بن حوقل به رشته تحریر درآمد.
این نکته را ناگفته نباید گذاشت که: ابن حوقل، برای نوشتن کتابش در این زمینه، 28 سال تمام کشورهای پهناور اسلامی آن روز را طی کرد، آن گاه محصول مطالعاتش را به نام «المسالک و الممالک» نگاشت و از این رهگذر اطلاعات گرانبهایی در اختیار بشریت نهاد. هم چنین، در قرن سوم و چهارم، ناخدایان مسلمان در اقیانوس هند کشتی رانی کرده، توانستند خاور دور را کشف نمایند. نخستین توصیف کشور چین در واقع از همان زمان باقی مانده است که سلیمان تاجر گزارش سفر دریایی خود را به آن سرزمین نوشت. این سفر و سفرهای مشابه آن بود که سرانجام سبب پیدایش افسانه های سندباد بحری در کتاب هزار و یک شب شد. این سفر، پنج قرن پیش از سفر مارکوپولو به کشور چین صورت گرفته است.
در قرن چهارم، علاوه بر کتاب های «المسالک و ممالک»، که ذکر آن گذشت، کتاب های بزرگ جغرافیا نیز تألیف شد که از آن جمله است: «دائره المعارف بزرگ» ابن رسته و «سفرنامه» ابن فضلان. این فضلان نخستین جغرافی دان سیاحی بود که از رود «ولگا» گذشت وازنواحی اطراف بحر خزر دیدن کرد. صورالاقالیم کتابی بود که ابوزید بلخی نوشت. او یکی از قدیمی ترین نقشه نگاران است. هم چنین، به این دوره متعلق است، کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم تألیف شمس الدین ابوعبدالله محمد مقدسی. او از بیت المقدس، که وطنش بود و به همین جهت او را مقدسی می گویند، به راه افتاد و تقریبا از همه سرزمین های اسلامی دیدن کرد. در این میان، به کتاب حدود العالم بر می خوریم که مولف آن ناشناخته مانده است.
مهم ترین جغرافیا دان، مورخ و طبیعی دان این دوره ابوالحسن مسعودی است که باید از بزرگ ترین مورخان و دانشمندان اسلام محسوب شود. او گر چه بسیاری از آثار و از جمله تاریخ عمومی سی جلدی اش از بین رفته، ولی کتاب «مروج الذهب» و «معادن الجوهر» او، مشتمل است برتعداد زیادی از اطلاعات جدی و قابل اعتنا درباره جغرافیا، زمین شناسی و تاریخ طبیعی. هم چنین، التنبیه و الاشراف که در خر عمر نوشت، خلاصه ای بود که از نظر کلی و فلسفه علمی وی از وسعت اطلاعات و مایه اشتهار او حکایت می کند. کتاب «المسالک و الممالک» ابواسحق اسطخری را نیز که دراین قرن نوشته شد، نباید از نظر دور داشت.
ناصر خسرو قبادیانی سفرنامه خود را در قرن پنجم نوشت، که بر مقدار فراوانی از اطلاعات جغرافیایی درباره خاورمیانه مشتمل است. مقارن با همین زمان، البکری قدیمی ترین جغرافی دان اندلسی، کتاب «المسالک و الممالک» و «معجم ما استعجم» را تألیف کرد و سنتی را در جغرافیا نویسی بنا نهاد که قرن ها بعد از او نیز ادامه یافت.
اما ابوریحان بیرونی، بزرگ ترین پایه گذار جغرافیای ریاضی بود که درباره طول و عرض جغرافیایی و فواصل شهرها، تحقیقات جالبی نمود و توانست با مفروض گرفتن کرویت زمین، فاصله یک درجه از قوس نصف النهار را اندازه گیری کند و بر این اساس، محیط کره زمین و ارتفاع کوه ها را با محاسبات ریاضی به دست آورد. وی استدلال هایی برای کرویت زمین ارائه داده است. کتب تحقیق ماللهند، تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکین، آثار الباقیه از نوشته های جغرافیایی اوست. اما قرن ششم، با یک رشته گزارش های مربوط به سفرهای دریایی و رهنامه ها نیز همراه است که دریانوردان نامداری چون سهل بن ابان نوشته اند. مهم ترین جغرافی دانان این دوره، ازسرزمین های غربی اسلام مخصوصا از اندلس، برخاسته اند، از جمله:
الزهری غرناطی اهل اندلس. او کتاب جغرافیایش را در همین دوره نوشت و هموطن او ابوحامد محمد بن عبدالرحمان المازنی نیز که در این دوره شکوفان شد، مسافرت های فراوانی به خاور نزدیک، بالکان و ایران نمود و کتابی به نام المغرب عن بعض عجائب المغرب نوشت. ابن جبیر یکی از معروف ترین جهان گردان مسلمان است که با نویسندگان یاد شده همزمان بود. او از اندلس برخاست و در سیاحت نامه او که به رحله ابن جبیر معروف شده، اطلاعات جغرافیایی فراوانی آمده است.
معروف ترین جغرافی دان این قرن، و شاید برجسته ترین چهره علم جغرافیا در سراسر قرون وسطی، ابوعبدالله ادریسی است که الکتاب الروجاری یا نزهة المشتاق فی اختراق الافاق را برای روجر پادشاه سیسیل دراین زمینه نگاشت که در حدود سیصد سال جزء کتب درسی اروپا بود و جغرافی دانان ازآن تقلید می کردند. در این کتاب، هفتاد نقشه از هفت اقلیم وجود دارد. ترجمه کتاب مذکور در سال 1593 میلادی در روم به زبان لاتین، و درسال 1836 به زبان فرانسوی در فرانسه طبع گردید. در قرن هفتم نیز آثار جغرافیایی متعددی تألیف شد که بهترین آن ها کتاب نفیس معجم البلدان نوشته ابو عبدالله یاقوت حموی بود. دراین کتاب اسامی جغرافیایی به ترتیب الفباء و هم چنین اسامی اشخاص معروفی که درآن مناطق جغرافیایی زندگی می کردند، بیان شده است. این کتاب که تألیف یک بردة آزاده شده مسلمان است، درجغرافیای اسلامی همان مقام را دارد که «الکامل» ابن اثیر در تاریخ
و «الحاوی» رازی و طب.
بسط الارض فی طولها و العرض تألیف ابن سعید غرناطی و تقویم البلدان تألیف ابوالفداء شامی، بعد از این کتاب قرار دارند که به عقیدة پاره ای از اهل تحقیق، اروپا در تمام قرون وسطی، اثری که بتوان آن را با کتاب «تقویم البلدان» ابوالفداء مقایسه کرد، به وجود نیاورد.
در موضوع جغرافیا در قرن هشتم، کتب«نخبه الدهر فی عجایب البر والبحر» و «سفرنامه ابن بطرطه»، شایان بیش ترین توجه است، در این قرن، ابن بطوطه از آفریقای شمالی، فلسطین، عراق، ایران، روسیه، و قسطنطنیه تا بخارا، خراسان، هند، سیلان، سوماترا و جاوه را در طول 24 سال، سیر کرد و به پکن رسید، وسپس تا اندلس سفر نمود و به اقالیم اروپا راه یافت.
از قرن هشتم به بعد، مسلمانان در زمینه جغرافیا و دریا نوردی، در گوشه و کنار کشورهای پهناور اسلامی کتاب هایی دیگر نوشتند، مانند:
حسن بن محمد الوزان الزیات، مولف کتاب وصف آفریقیه
علامی، مولف کتاب آیین اکبری
امین احمد رازی، مولف کتاب هفت اقلیم
محمد عاشق، مولف کتاب مناظر العوالم
حاجی خلیفه، مولف دائره المعارف جغرافیایی
ابن ماجد، مولف کتاب الوفائد فی اصول علم البحر والقواعد
علی دریا سالار عثمانی، مولف کتاب محیط

با این حال، هیچ گاه عمق تحقیقات چشمگیر که در نوشته های اولیه، مانند ابو عبدالله یاقوت حموی، بیرونی، مسعودی، مقدسی و... دیده می شود، در این آثار به چشم نمی خورد. به طور خلاصه: مسلمین در جغرافیا و جهانگردی، مناطق مهمی را، مانند روسیه، چین، ژاپن، هند، کره و.... کشف نموده و با آن ها روابط گوناگون برقرار کردند که غربی ها تا پیش ازآن، از آن بی خبر و یا با آن ها بی ارتباط بودند.
به کاربردن قطب نما در کشتی، اظهار نظر درباره کرویت زمین، ترسیم صور و اشکال اقالیم و دریاها و اقیانوس ها، هم چنین پیدا شدن سکه های رایج مسلمین درنواحی مختلف روسیه، فنلاند، سوئد، نروژ، بریتانیا، وایسلند، و رواج پاره ای از واژه های اسلامی در اروپا، از پیشرفت جغرافیایی وبازرگانی مسلمین حکایت می کند. کریمرز استاد دانشگاه لیدن که مطالعات ارزنده ای درباره جغرافیا و بارزگانی در اسلام دارد، دراین باره می نویسد:
«اروپا باید علم جغرافیا و اکتشافات و بارزگانی، مسلمین را اجداد فرهنگی خود شمارد. نفودی که اسلام در تمدن کنونی مادر قسمت های مذکور داشته، از روی اصطلاحات و واژه هایی که دراصل عربی است و امروز درکار بارزگانی و کشتی ران به کار می رود، مانند، ترافیک، تفریق، تاریف، تعرفه، بازر، بازار، مگزن، مخزن، دیون، دیوان، چک، کاروان، معلوم می شود و حدود این نفوذ فقط با مطالعه تاریخ شرقی سرزمین هایی که درباره آن ها معرفت جغرافیایی داریم، مکشوف می شود.»

کریمرز هم چنین می گوید:
«اولین حقیقت جغرافیایی که این استادان (جغرافی دانان اسلامی) در نتیجه مطالعات خود دریافتند، کرویت زمین بود. باید دانست که بدون درک این حقیقت کشف آمریکا مقدور نبود.»

اسامی تعدادی دیگر ازجغرافی دانان درتمدن اسلامی
1-ناصرخسرو قبادیانی 8-ابوزید حسن سیرافی
2-یحیی بن سرافیون 9-ابوالمنذر هشام بن کلبی
3-احمد بن محمد همدانی 10-ابوسعید عبدالحی الغردیزی
4-حسن بن محمد الوزان 11-ابوعبدالله محمد بن محمد قرطبی صقلی
5-علی بن حسن شیرازی 12-ابوالفرج قدامه بن جعفر بغدادی
6-ابوعبیدعبدالله البکری 13-احمد بن همدانی
7-ابوالحسن محمد الکنانی 14-ابودلف معسر بن مهلهل الخزرجی

منابع

  • محمدتقی جعفری- علم و دین در حیات معقول- صفحه 226-220

کلید واژه ها

جغرافیا تاریخ تمدن اسلامی فرهنگ فلاسفه

مطالب مرتبط

عربستان نقد نظرات متفکران معاصر در خصوص نسبت فلسفه اسلامی کاظمین کربلا مراکش آشنایی با ملاصدرا در مغرب زمین خراسان

اطلاعات بیشتر

ابزار ها