صبر و بردباری

فارسی 2744 نمایش |

خدا در آغاز بعثت پیامبر اکرم (ص) او را از مسئولیت سنگینی که بر عهده گرفته است آگاه ساخت و فرمود: «إنا سنلقی علیک قولا ثقیلا؛ ما گفتارسنگینی را بر تو وحی می کنیم.» (مزمل/ 5) این قول سنگین، رسالت جهانی او است که ادای آن بر او و عمل به آن نیز بر رهروانش سنگین می باشد. " ثقل" سنگینى، کیفیت خاصى براى جسم است، و خاصیت آن این است که حمل چنین جسمى و جابجا کردن آن دشوار است، و چه بسا همین کلمه در غیر جسم، مثلا در امور معنوى هم به عنوان استعاره استعمال مى شود، مثلا مى گویند درس امروز سنگین بود، یعنى تحمل آن براى فهم و درک شاگردان دشوار بود و یا مى گویند سخنرانى امروز که همه اش نظریه هاى علمى دقیق بود براى عوام سنگین بود، که در این گونه تعبیرها کلمه سنگین در غیر جسم به کار رفته، در امور معنوى که درک آن دشوار است و یا حقایقى در بر دارد که رسیدن به آن سخت است، و یا فرمانهایى را متضمن است که امتثال آن و مداومت بر انجام آن دشوار است.
قرآن کریم که کلام الهى است به هر دو اعتبار ثقیل است، اما از حیث فهم معنایش ثقیل است براى اینکه کلامى الهى است که پیامبر آن را از ساحت عظمت و کبریایى گرفته، و معلوم است چنین کلامى را نمى فهمد مگر نفوس طاهر از هر پلیدى، نفوسى که از هر سببى قطع امید کرده و تنها به خداى سبحان که مسبب الاسباب است دل بسته، کلامى است الهى و کتابى است عزیز، که ظاهر و باطنى دارد، تنزیل و تاویلى دارد، تبیان براى هر چیز است، و سنگینى آن از حال و وضع رسول خدا (ص) مشهود بود، همه مى دیدند که در هنگام گرفتن آن دچار برحاء (حالتى شبیه بیهوشى) مى شد، و این معنا در روایات بسیار زیاد آمده.
اما از حیث تحقق بخشیدن به حقایق معارفش، و ساده تر بگویم توحید و معارف اعتقادى و اخلاقیش را در خود پیاده کردن، آن قدر سنگین است که در بیان سنگینیش کافى است آیات زیرا را بخوانیم که مى فرماید: «لو أنزلنا هذا القرآن على جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیة الله و تلک الأمثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون؛ اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى کردیم مى دیدى که در برابر آن خشوع مى کند و از خوف خدا مى شکافد. و اینها مثالهایى است که براى مردم مى زنیم تا در آن بیندیشند.» (حشر/ 21)
«و لو أن قرآنا سیرت به الجبال أو قطعت به الأرض أو کلم به الموتى؛ اگر به وسیله قرآن کوه ها به حرکت در آیند و زمینها قطعه قطعه شوند و به وسیله آن با مردگان سخن گفته شود (باز هم ایمان نخواهند آورد).» (رعد/ 31) که در اولى مى فرماید کوه تحمل آن را ندارد که قرآن بر او نازل شود، و اگر بر کوه نازل مى شد کوه خاشع و از ترس خدا پاره پاره مى شد، و در دومى از این معنا خبر داده که با این قرآن مى توان کوه ها را به حرکت در آورد، و زمین را پاره پاره کرد، و با مردگان سخن گفت.
قرآن کریم نه تنها به آن دو اعتبار سنگین است، بلکه به اعتبار پیاده کردنش در جامعه و دعوت مردم به اینکه مراسم دین حنیف را برپا دارند، و خلاصه برترى دادن این دین حنیف بر سایر ادیان نیز سنگین است، شاهد سنگینیش مصائب و ناملایماتى است که رسول خدا (ص) در راه خدا تحمل کرد، و آزارهایى است که براى خدا چشید، که آیات قرآن هم پاره اى از انواع ایذاءها و استهزاءها و خطاکاریهایى که آن جناب از مشرکین و کفار و منافقین و بیماردلان دید حکایت کرده است. انجام چنین رسالت خطیری بدون یک روح مقاوم و صبور وشکیبا و بردبار، امکان پذیر نیست از این جهت در آیات متعددی او را به صبر وشکیبایی دعوت می نماید که برخی را یاد آور می شویم: در آغاز نزول وحی، و درسوره ی مدثراو را چنین مورد خطاب قرار می دهد: «و لربک فاصبر؛ برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش.» (مدثر/ 7)
در اینجا با مفهوم گسترده اى از صبر و استقامت و شکیبایى برخورد مى کنیم که همه چیز را شامل مى شود. یعنى در طریق اداى این رسالت بزرگ شکیبایى کن، و در برابر آزار مشرکان و دشمنان جاهل و نادان صابر باش، در طریق عبودیت اطاعت فرمان خدا استقامت نما، و در جهاد با نفس و در میدان جهاد با دشمن شکیبا باش. مسلم است که صبر و شکیبایى اساس و ضامن اجراى همه برنامه هاى گذشته است، اصولا مهمترین سرمایه راه تبلیغ و هدایت همین صبر و شکیبایى است، و لذا بارها در قرآن مجید روى آن تکیه شده است، و یکى از مهمترین برنامه هاى انبیاء و مردان خدا همین برنامه صبر و استقامت بوده است، هر قدر حوادث سختر و سنگینتر بر آنها فرو مى ریخت شکیبایى آنها بیشتر مى شد.
بار دیگر، صبر و استقامت پیامبران مصمم را یادآور می شود و می گوید: «فاصبر کما صبر أولوا العزم من الرسل و لا تستعجل لهم؛ بسان پیامبران اولوالعزم صبر بنما و درباره ی آنان، عجله مکن.» (احقاف/ 35) در این آیه خداى سبحان پیامبر گرامى اش را دستور مى دهد که صبر کند، هم چنان که پیامبران اولوالعزم صبر کردند، و این خود اشاره به این معنا است که او نیز از اولوالعزم است، پس باید مانند آنان صبر کند.

منـابـع

سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏20 صفحه 97؛ جلد ‏18 صفحه 331

جعفر سبحانی- منشور جاوید- جلد 7 صفحه 348

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏25 صفحه 217

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد