عقاید دینی مردم آفریقا (نقش خانواده و خویشاوندی)

فارسی 4125 نمایش |

آفریقا تمام نژادهاى اصلى دنیا را دارد، و هر گروه مى تواند به درستى ادعا کند که آفریقایى است. قوم شناسان در ناحیه زئیر یافت مى شوند، و داراى قد بسیار کوتاه و پوست قهوه اى متمایل به زرد روشن مى باشند. روشن است که اختلاط نژادى هم فرهنگى و هم بیولوژیکى وجود داشته و دارد، و نباید برتمایزهایى که فقط ارزش دانشگاهى دارند تاکید بسیار نمود. متاسفانه برخى نواحى بخصوص در جنوب آفریقا وجود دارد که بر اختلافات نژادى فراتر از حد تصور مبالغه مى شود تا از نژاد پرستى براى سرکوب اقتصادى و اجتماعى مردم اصلى آفریقا که ساکنین بومى سرزمین هستند ،حمایت کنند. در دیگر مناطق آفریقا در سالهاى اخیر برخوردهایى وجود داشته که با انگیزه و تحت تاثیر اختلافات نژادى و منافع قبیله اى انجام گرفته است.

الف ـ قبیله ها، ملت ها یا قومهاى آفریقا
بیشتر اقوام بومى آفریقا صدها سال است که در واحدها و یا گروههایى که معمولا به عنوان قبیله به آنها اشاره مى شود زندگى کرده و به زندگى خود ادامه مى دهند. مشکل مى توان گفت که در کجا «قبیله» خاتمه مى یابد، زیرا تعداد کسانى که یک قبیله واحد را تشکیل مى دهند به میزان قابل ملاحظه اى تفاوت دارند. شمار اعضاى قبیله یوروبا در نیجریه در سال 1984 هفده ملیون نفر تخمین زده مى شد.

ویژگی هاى اصلى و متمایز اقوام گوناگون آفریقا
ویژگیهاى اصلى و متمایز اقوام گوناگون آفریقا عبارتند از: هر قومى زبان متمایز خود را داراست و نه صرفا یک لهجه. طبعا این زبانها با یکدیگر مرتبط هستند، و دانشمندان آنها را به خانواده ها یا گروههاى زبانى تقسیم کرده اند. زمانى که لهجه ها و زبانها شمرده مى شوند، به رقم تخمینى حدود دوهزار و صد گویش مى رسیم. و زمانى که بعضى از آنها در طول مرزهاى سیاسى تکرار گردند این رقم بیشتر مى شود. گروههاى اصلى زبانى از این قرارند. بانتو احتمالا بر قاره ما نیز نازل شده است. این تعداد وسیع زبانها اغلب یکى ازدلایل مشکلات در ملیت جدیداست. اما حتى بامیزان بالاى مرگ زبان در آفریقاى آینده براى بسیارى از نسل هاى که مى آیند، براى هرکس هرتعداد زبانى که بتواند فرا گیرد وجود خواهد داشت.

ناحیه جغرافیایى عاملی در تعیین و تعریف ویژگی هاى یک قوم از قوم دیگر
ناحیه جغرافیایى عامل دیگرى در تعیین و تعریف ویژگی هاى یک قوم از قوم دیگر است. هر جامعه، حداقل بطور سنتى، ناحیه جغرافیایى، سرزمین و کشور متعلق به خود را داراست. وسعت سرزمین از مکانى به مکان دیگر متفاوت است، لذا بعضى از اقوام سرزمین وسیعى را در اختیار دارند در حالى که اقوام دیگر که تعداد اعضاى آنها بیشتر است ممکن است فقط ناحیه کوچکى را دارا باشند. بعضى اقوام که عمدتا چوپان و نه کشاورزند، طبعا در ناحیه گسترده اى از زمین را در حال کوچ نشینى بدنبال آب و چرا زیرپا مى گذارند. همانطور که در تاریخ ملل گوناگون دیگر دنیا ملاحظه مى شود، در جایى که مرز طبیعى مانند رودخانه یا سلسله جبال کوه وجود ندارد، مرزهاى میان اقوام مختلف گاه به گاه منبعى براى تنش و زد و خورد بوده است. زمانى که اروپا در کنفرانس برلین 1885 آفریقا را تقسیم کرد، بسیارى از اقوام آفریقا توسط مرزهاى اغلب مصنوعى و جدید بدست قدرتهاى مستعمراتى به پاره هاى مختلف تقسیم شدند. این به شرایط غم انگیزى منجر شد که در آن برخى از اعضاء یک گروه قومى تحت سلطه یک نظام مستعمراتى و اعضاء گروه دیگر در سلطه نظام استعمارى دیگرى قرار گرفتند. تقسیم مرزهاى جغرافیائى آفریقا در کنفرانس سالهاى 89 - 1945 برلین اگر نگوییم غم انگیز، نمونه تقسیمات تمسخرآمیزى بود که این کنفرانس یکبار بر مردم آفریقا تحمیل کرد. به جاى تلاش درانجام کار غیر ممکن وشدیدا انفجار آمیز و تجدیدنظر در مرزهاى مستعمراتى، دولتهاى آفریقایى جدید در حفظ و احترام به این مرزهاى مستعمراتى هرچند هنوز هم درد آور هستند موافقت کرده اند.

فرهنگ مشترک ویژگى دیگر هر یک از اقوام آفریقا
فرهنگ مشترک ویژگى دیگر هر یک از این اقوام است. اعضاء یک قوم در تاریخى مشترک سهیم هستند، تاریخى که اغلب حداقل از لحاظ اسطوره شناسى به انسان نخست مخلوق خداوند و یا رهبران قومى مسئول تاسیس نظام ویژه مربوط به جامعه مورد بحث باز گردانده مى شود. نامهاى اولین اجداد و دیگر نمادهاى قومى هنوز در بعضى جوامع بخاطر آورده مى شوند. از این رو اعضاى قوم گیکویو مى گویند اولین اجدادشان گیکویو و مومبى (که او نیز تصور مى شود اولین انسان بوده است) را دارند. این سرزمینها حس منشاء مشترک، اتحاد، یکى بودن و با هم بودن را تقویت مى کنند و نماد آگاهى قومى هستند و همچنین این فرهنگ مشترک خود را به شکل آداب، اخلاقیات، معنویات، رفتار اجتماعى مشترک و اشیا و مادى مانند آلات موسیقى، اسباب خانه، غذاها، حیوانات اهلى را به نمایش مى گذارد. ما تشابهات فرهنگى بسیارى مى یابیم که على رغم تفاوتهاى زبانى و قومى در میان آنها مشترک است، در حالى که در عین حال بعضى اقوام که نسلها در کنار یکدیگر زیسته اند، ویژگی هاى فرهنگى را نشان مى دهند که بطور چشمگیرى از فرهنگ همسایگانشان متفاوت است. هر قومى سازمان سیاسى و اجتماعى متمایز خود را دارد. گروههاى سالمند، خانواده، افراد خاص در جامعه، آداب ازدواج، اشکال سنتى حکومت، شخصیتهاى سیاسى و مانند آن از لحاظ تشابه و اختلاف از منطقه اى به منطقه دیگر تفاوت دارند. بعضى جوامع روسا یا سرکرده هاى ناحیه اى دارند که بخشهاى قبیله را با مسئولیتهاى موروثى یا غیرموروثى اداره مى کنند یا مى کردند، جوامع دیگر شاهان یاامیرانى سنتى داشته اندکه اغلب با قدرت مطلق برتمام ملت اما از طریق شوراها و رئیسان قبایل حکومت رانده اند؛ و شاهان و امیران دیگر قدرت سیاسى خود را به گروه پیران (مانند گالا) یا سالمندان چه زن چه مرد (مانند آکامبا و گیکویو)، واگذارمى کردند.

نفوذ دین در تمام زندگى جوامع آفریقایى
از آنجا که دین در تمام زندگى جوامع آفریقایى نفوذ دارد، تعریف اعمال و عقاید مذهبى دشوار است. بررسى عقاید و آداب مذهبى آفریقایى نشان مى دهد که بیشتر از تفاوتها تشابهات وجود دارد. هر قومى نظام مذهبى خاص خود را دارد. و یک فرد نمى تواند از دین یک قبیله روى بگرداند و به دین قبیله دیگر در آید مانند فرهنگ مادى. زمانى که مردم با یکدیگر ارتباط مى یابند، حتى اگر کار تبلیغى نظام مندى از یک گروه جهت به دین تازه در آوردن گروه دیگر معمول نباشد، باورها و اعمال مذهبى تبادل مى یابند. این تبادل عقاید خود انگیخته است و احتمالا در موضوعات عملى مانند طلب باران، مقابله با جادو و یا سحر و در رفع مصائب بیشتر نمایان است. در چنین مواردى، ممکن است دانش تخصصى از اقوام مجاور وام گرفته شود و سپس جذب و پذیرفته گردد. به نظر مى آید باورهاى اساسى مانند اعتقاد به خداوند، وجود ارواح، ادامه زندگى پس از مرگ، سحر و جادو، هنگامى که یک قوم در جریان قرنها از هم جدا و شاخه شاخه شده اند و گروههاى جدیدى قبایل تشکیل داده اند، که اکنون مى توان آنها را تحت گروههاى گسترده زبانى و نژادى مردم آفریقا شناسایى کرد، حفظ شده اند. شاید این حقیقت عقاید اساسى موجود در سراسر آفریقا را بیان کند. از این رو در میان بسیارى از اقوام اسامى خداوند و نامهاى ارواح، سحر، پزشک، جادوگران و کلماتى براى مرد، خانه، باران، و غیره که ارزش اساسى دارند شبیه یکدیگرند. پس اینها ویژگی هاى اصلى «قبیله»، قوم، جامعه یا ملت آفریقایى است. شخصى مى بایستى عضو قبیله متولد شود، و او نمى تواند عضویت قبیله اى خود را در آن تغییر دهد. در مواقع نادر، او مى تواند بطور آیینى در گروه قبیله اى دیگرى پذیرفته شود، اما این مساله به ندرت انجام مى پذیرد و شامل آفریقاییان و غیر آفریقاییان مى شود. هویت قبیله اى هنوز، حتى در دولتهاى مستقل آفریقایى جدید قدرتمند است، اگرچه آن احساس هویت قومى بسان درجه حرارت گاه و بیگاه بستگى به شرایط حاکم تغییرى مى یابد.

ب ـ خویشاوندى در باورهای مذهبی مردم آفریقا
حس عمیق خویشاوندى، با تمام آنچه که به آن تعلق دارد، یکى از قوی ترین نیروها در زندگى سنتى آفریقایى بوده است. خویشاوندى از طریق خون و نامزدى (عقد و ازدواج) به حساب مى آید. این خویشاوندى است که بر روابط اجتماعى بین مردم در یک جامعه خاص نظارت دارد: آن، رسوم و مقررات نکاح را اداره مى کند، و رفتار یک فرد را در برابر دیگرى تعیین مى کند. در واقع این حس خویشاوندى کل حیات قبیله را به هم پیوند مى دهد و حتى به حیات حیوانات، گیاهان و موجودات غیر جاندار در نظام «توتمى» نیز گسترش مى یابد. تقریبا همه عقاید در ارتباط با روابط انسانى را مى توان از طریق نظام خویشاوندى درک و تفسیر کرد. این خویشاوندى است که بیش از هر چیز بر رفتار، اندیشه و کل زندگى فرد در جامعه اى که او عضو آن است تاثیر مى گذارد. بیشتر مطالعات جامعه شناختى روی این موضوع است. نظام خویشاوندى مانند شبکه اى گسترده است که افقى (سطحى) در هر جهت گسترش مى یابد تا هر فرد را در گروه محلى دربرگیرد. به این معنى که هر فرد برادر یا خواهر، پدر یا مادر، مادر بزرگ یا پدر بزرگ، پسرخاله یا دخترخاله، داماد، عمو یا چیز دیگرى نسبت به فرد دیگر است. یعنى که هر شخص وابسته به شخص دیگر است، واژه هاى بسیارى براى بیان نوع دقیق خویشاوندى ما بین دو فرد وجود دارد. وقتى دو غریبه همدیگر را در یک ده ملاقات مى کنند، یکى از اولین وظیفه ها تبیین چگونگى نسبت آن دو با یکدیگر است و پس از پى بردن به این که نسبت خویشاوندى آندو چگونه است، آنان بر طبق عرف آن جامعه با یکدیگر رفتار مى کنند. اگر بطور مثال بفهمند که برادرند، آن وقت رفتارى یکسان و یا به عنوان برادر بزرگتر یا کوچکتر با هم خواهند داشت؛ اگر عمو و برادر زاده باشند، آن وقت برادر زاده باید احترام فراوانى به عمو بگذارد، درجایى که این نوع خویشاوندى را جامعه جایزمى شمارد. هم چنین ممکن است از آن لحظه به بعد، افراد موردنظر با واژه هاى خویشاوندى مانند برادر، برادرزاده، عمو، و مادر یا بدون استفاده از اسامى خاص آنان به یکدیگر اشاره کنند. بنابراین در چنین حالتى شخص واقعا صدها پدر، صدها مادر، صدها عمو، صدها همسر، صدها پسر و دختر دارد. نظام خویشاوندى همچنین بطور عمودى نیز گسترش مى یابد و در گذشتگان و کسانى را که هنوز تولد نیافته اند شامل مى شود. (ادامه دارد...)

منـابـع

جان اس مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد